<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028</id><updated>2012-03-03T06:58:52.212+03:30</updated><category term='کتاب'/><category term='گزارش و مقاله'/><category term='نوشته های خوانندگان'/><category term='محیط زیست'/><category term='از دیگر سایت ها'/><category term='آموزشی'/><category term='مبانی نظری کانون'/><category term='زنان'/><category term='گفتگو و میزگرد'/><category term='میزگرد تحلیل اجتماعی- اقتصادی جنبش اشغال وال استریت'/><category term='ادبیات و شعر'/><category term='تعيين حداقل دستمزد و تغيير قانون كار'/><category term='ویژه نامه روز جهانی کارگر 1390'/><category term='یادداشت'/><category term='سمینار همبستگی با جنبش جهانی ضد سرمایه داری'/><category term='اخبار'/><category term='کودکان'/><category term='بیانیه'/><category term='بین المللی'/><category term='تجربه های کارگران جهان'/><title type='text'>کانون مدافعان حقوق کارگر</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>266</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-2622428708661442582</id><published>2012-03-03T06:51:00.000+03:30</published><updated>2012-03-03T06:51:22.669+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تعيين حداقل دستمزد و تغيير قانون كار'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='گزارش و مقاله'/><title type='text'>جاي خالي كارگران در ميان "شركاي اجتماعي"</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;كانون مدافعان حقوق كارگر - در خبرهايي درمورد تغيير قانون كار و تعيين حداقل دستمزد براي كارگران كه در نشريات و خبرگزاري هاي رسمي مانند ايلنا، منتشر مي شود، از "شركاي اجتماعي" نام برده مي شود. منظور از اين شركاي اجتماعي نمايندگان كارگري، نمايندگان كارفرمايي و دولت است. خبرهايي مانند: &lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;"رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار سراسر کشور از اجماع شرکای اجتماعی در خصوص 95 درصد از مواد قانون کار و برگزاری نشست های دو جانبه با کارفرمایان طی 6 ماه گذشته و پس از ارائه پیش نویس اصلاح قانون کار از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی خبر داد..." (ايلنا، 5 بهمن 1390،کد خبر : 237419) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و يا: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"در مدت باقي‌مانده تا پایان سال جاری نشست‌های فراوانی بین نمایندگان گروه‌های کارگری، کارفرمایی و بعضا دولت بر سر تعیین میزان افزایش حداقل دستمزد سال آینده کارگران برگزار می‌شود. علاوه بر نشست‌های مشترک و 3 جانبه در شورای عالی کار، گروه‌های کارفرمایی و کارگری نیز مذاکرات و چانه‌زنی‌هایی را برای دستیابی به اجماع در گروه خود انجام می دهند. تلاش هر یک از اين گروه‌ها بر این محور استوار است که بهترین نتیجه و نزدیک‌ترین مصوبه نسبت به نظراتشان از شورای عالی کار بیرون بیاید."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://news.bazarekar.ir/01/Fa/DynamicPages/Page.aspx?nwsid=2881"&gt;http://news.bazarekar.ir/01/Fa/DynamicPages/Page.aspx?nwsid=2881&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما وقتي به ميان كارگران مي رويد و از آنها در مورد قانون كار و حداقل دستمزد سوال مي كنيد، متوجه مي شويد كه خود كارگران بخشي از اين "شركاي اجتماعي" نيستند و نمايندگان خود خوانده يا انتصابي به جاي آنها، به نيابت آنها وبه نام آنها نظر مي دهند. گاه ديده مي شود حتا در تشكل هاي غيرمستقل كارگري كه به عنوان نماينده كارگران مطرح مي شوند، خود اعضا هم خبري از اين نظرخواهي ها ندارند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه در زير مي خوانيد نظرات برخي از كارگران است. كارگران و حقوق بگيران ساده يا متخصص، آگاه يا بي اطلاع از منافع طبقاتي؛ كارگراني كه قرار است براي آنها دستمزد تعيين شود و قانون كاري تدوين شود كه به اصطلاح از آنان حمايت كند. كارگراني كه تا كنون نتوانسته اند تشكل هاي مستقل خود را تشكيل دهند و نمايندگان واقعي شان اخراج يا به حبس هاي طولاني مدت محكوم شده اند ... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند سوال ساده از كارگران پرسيده شده است: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 - به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي خواهد بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 - به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي بايد باشد تا هزينه يك خانواده كارگري تامين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 - به نظر شما چه بايد كرد تا حداقل دستمزد، متناسب با شرايط زندگي كارگران تعيين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 - آيا مي دانيد قانون كار چيست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 - به نظر شما بهتر است قانون كار چه تغييري كند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين سوالات عموما در محل كار پرسيده شده است و كارگران به صورت فردي، گروهي و يا كتبي به آن جواب داده اند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- حدود 60 الي 70 كارگر در گروه هاي 4 يا 5 نفره به اين سوالات پاسخ دادند. اين كارگران در بخش هاي مختلف مشغول به كارند. كارگران داربست بند، جوشكار، پروژه اي و...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پاسخ به سوال اول اكثريت كارگراني كه مورد پرسش قرار گرفتند، حداقل دستمزد اعلام شده را بين 400 تا 450 هزار تومان برآورد كردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پاسخ به سوال دوم، حداقل دستمزد مناسب را بين 800 تا يك ميليون و پانصد هزار تومان مي دانستند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پاسخ به سوال سوم، پس از حاشيه رفتن ها به اين نتيجه مي رسيدند كه چون ما كارگران با هم متحد و يك زبان نيستيم هيچ كاري نمي شود كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مورد سوال چهارم 90درصد كارگران از قانون كار هيچ نمي دانستند و لزوم آن را درك نمي كردند. ده درصد از سالهاي قبل قانون كار را مي شناختند و در برابر نابه هنجاري هاي محيط كار عكس العملهايي نشان داده بودند و به اداره ي كار شكايت كرده بودند، ولي طي 4 يا 5 سال اخير به دليل اينكه اداره ي كار بدون استثنا در اين موارد، وظيفه اش را حمايت از كارفرما و پيمانكار مي داند، اين ده درصد هم قانون و مواردش را به فراموشي سپرده اند، زيرا معتقدند قانون كار، كاربردي نيست و غير قابل استفاده است. كسي به خود زحمت نمي داد در باره ي آن اظهار نظر كند، چون اين قانون را ضد منافع خود مي بينند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مورد سوال آخر كه "چه تغييري را در قانون كار مي پذيريد" همگي مي گفتند: "هرگز هيچ تغييري به نفع ما صورت نمي گيرد." تقريبا همگي اعتقاد داشتند هر تغييري در قانون بخواهد صورت بگيرد حتما ضد منافع كارگران خواهد بود. اين نظر ناشي از ياس و نااميدي عميق از شرايط شان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتي اصرار مي كرديم كه بالاخره اظهار نظري بكنيد كارگران داربست بند ،همگي گفتند بايد اين تغيير به گونه اي باشد كه وضع زندگي همه ي كارگران حقوق بگير درست شوند و دلال ها و پيمانكاران و من پاورها بايد حذف شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و برخي هم فردي . در زير چند نمونه از اين گفت وگوها آورده شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرد 30 ساله كارگر شركت خصوصي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 - به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي خواهد بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- حداقل دستمزد400هزار تومان خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 - به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي بايد باشد تا هزينه يك خانواده كارگري تامين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- براي يك زندگي كارگري يك ميليون وپانصد هزار تومان كافي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 - به نظر شما چه بايد كرد تا حداقل دستمزد، مناسب، تعيين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نمي دانم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 - آيا مي دانيد قانون كار چيست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نه ! نمي دانم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 - به نظر شما بهتر است قانون كار چه تغييري كند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اگر قراردادها را دائمي كنند و حقوق مناسب باشد تغيير خوبي اتفاق مي افتد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;32 ساله- مرد- كارگر شركت خصوصي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 -به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي خواهد بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حداقل دستمزد400هزار تومان خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 - به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي بايد باشد تا هزينه يك خانواده كارگري تامين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براي يك زندگي كارگري يك ميليون تومان حداقل حقوقي ست كه بايد پرداخت شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 - به نظر شما چه بايد كرد تا حداقل دستمزد، مناسب، تعيين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مبارزه ي جدي و جمعي كارگران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 - آيا مي دانيد قانون كار چيست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه چندان . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 - به نظر شما بهتر است قانون كار چه تغييري كند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- تغيير كلي در جهت برآورده كردن احتياجات خانواده هاي كارگران .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;30ساله – مرد- كارمند شركت خصوصي: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 - به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي خواهد بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;400هزار تومان حداقل دستمزد خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 - به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي بايد باشد تا هزينه يك خانواده كارگري تامين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يك ميليون تومان براي يك خانوار كه زندگي كارگري دارند و طبعتاً بايد با سختي و مشقت زندگي كنند ،كافي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 - به نظر شما چه بايد كرد تا حداقل دستمزد، مناسب، تعيين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امام زمان هم ظهور كند كاري نمي تواند انجام دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 - آيا مي دانيد قانون كار چيست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يك كتاب كوچك كه فقط جهت پر كردن كتابخانه است. و هيچ كاربردي در هيچ سازماني ندارد. كه اگر كاربرد داشت قرارداد ما 200 ساعت نبود!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 - به نظر شما بهتر است قانون كار چه تغييري كند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با چند كارگر و كم درآمد مشورت شود و هنگام نگارش تغييرات هم كارفرما حضور داشته باشد و هم كارگر و قوانين با توافق طرفين باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;26 ساله – مرد- شاغل در شركت خصوصي – تحت پوشش تامين اجتماعي: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 -به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي خواهد بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;450هزار تومان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 - به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي بايد باشد تا هزينه يك خانواده كارگري تامين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;600 هزار تومان به شرطي كه اجاره نشين نباشند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 - به نظر شما چه بايد كرد تا حداقل دستمزد، مناسب، تعيين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يا بايد يك نماينده قوي براي كارگران انتخاب شود تا بتواند حق آنها را بگيرد و يا اعتصاب كل كارگران. به نظر من ديگه راه سومي وجود ندارد تا موقعي كه اين مملكت ما اينطور هست و چه توقعي ميشه از اين جامعه اي كه توش داريم زندگي مي كنيم داشته باشيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 - آيا مي دانيد قانون كار چيست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يك بار قانون كار رو خوندم ولي اصلا" يادم نمياد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 - به نظر شما بهتر است قانون كار چه تغييري كند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگه مملكت ما خيلي قانون مند بود و همه چيزش درست و حسابي، مي شد درباره قانون كار هم اظهارنظرهايي داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;40 ساله - پرسنل شركت خصوصي – تحت پوشش تامين اجتماعي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 -به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي خواهد بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر بخواهيم بر اساس تورم و اين داستان ها تعيين كنيم و حداقل مزد 333 هزار تومان فعلي را در نظر بگيريم به نظر حقير اين رقم بايد به 999 هزار تومان برسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 - به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي بايد باشد تا هزينه يك خانواده كارگري تامين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آنجائي كه مملكت داراي ثبات نيست چه از نظر اقتصادي و .... تعيين رقم خاصي بسيار مشكل و بعيد به نظر مي رسد علي ايحال بنده براي مثال يك خانواده چهار نفره با حداقل امكانات معيشتي را در نظر مي گيرم و فكر مي كنم اين رقم در سال 91 با كلي قناعت و از سر و ته خواسته ها زدن به ماهيانه يك ميليون ودويست هزار تومان تا يك ميليون و پانصد هزار تومان خواهد رسيد ( اگر فرزندان بخواهند در كلاسهاي درسي و غيره نيز شركت نمايند و خانواده به مسافرت نيز بروند كه خيلي بيشتر به نظر مي رسد.)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 - به نظر شما چه بايد كرد تا حداقل دستمزد، مناسب، تعيين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين مورد بنا به شرايط روز در حال حاضر و متاسفانه در تغيير است يعني اينكه نوسانات به قدري است كه تعيين آن در حال حاضر مقدور نيست ولي هر جا كه قيمت ها ثبات داشته باشند و تورم به اين صورت نباشد، تعيين دقيق اين مسئله راحت تر است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 - آيا مي دانيد قانون كار چيست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنده تا حدودي (نه چندان و در حد حقوق بگيري) مطلع هستم ولي مي دانم كه هم به نعل و هم به ميخ است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 - به نظر شما بهتر است قانون كار چه تغييري كند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قانون كار بايد به نفع طبقه كارگر باشد تا از استعمار اين قشر زحمت كش توسط صاحبان كار جلوگيري بعمل آيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;54 ساله - حقوق بگير شركت خصوصي – تحت پوشش تامين اجتماعي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 - به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي خواهد بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من فكر مي كنم حتي اگر حداقل حقوق سال 91 نسبت به سال 90 ، 100 درصد هم افزايش يابد، با توجه به تورم و شتاب غير قابل مهار آن ، كارگران فقط قدرت خريدي با همان حداقل حقوق سال 90 را خواهند داشت. با اين حال گمان كنم حداقل دستمزد مبلغ 500 هزار تومان تعيين شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 - به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي بايد باشد تا هزينه يك خانواده كارگري تامين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر من به جاي تعيين حداقل حقوق بايد به تعيين حداقل نياز توجه شود و به جاي پرداخت پول به عنوان حقوق ، بايد كارت اعتباري، براي دريافت كالا ها و خدمات مورد نياز خانواده به آن ها داده شود و كارفرما يا دولت موظف به تسويه حساب با ارايه كنندگان كالا و خدمات به كاركنان باشند. مثلا براي حداقل بگيران، رستوران هاي ارايه دهنده ي غذا فقط به تعداد اعضاي خانواده غذا دهد ولي حداكثر بگيران توانايي دعوت از مهمان هم داشته باشند يا امكان مسافرت با قطار به عنوان حداقل نياز و با هواپيما براي صاحبان مهارت و...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 - به نظر شما چه بايد كرد تا حداقل دستمزد، مناسب، تعيين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بايد خواست؛ ولي نه به صورت فردي . بايد بياموزيم كه در برابر نظم سرمايه داري ، نظم ويژه ي كارگري ايجاد كنيم زيرا فرد در برابر يك نظم قادر به دفاع از حقوق حداقلي خود نمي شود اما نظم در مقابل نظم، تشكل در برابر تشكل و جمع متشكل در مقابل سازمان ، دست كم مي تواند بدون لكنت از حقوق خود حرف بزند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 - آيا مي دانيد قانون كار چيست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قانون كار صرف نظر از كاستي هاي فراواني كه داشته و همچنين عليرغم اصلاحاتي كه طي چند مرحله بازنگري منجر به سلاخي شدن و بي خاصيت شدنش گرديده ، همچنان سندي ست از دستاوردهاي مبارزه جمعي كارگران . حذف هر بند و ماده و تبصره آن به نفع كارفرمايان، هجوم به اين دستاورد محسوب مي شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 - به نظر شما بهتر است قانون كار چه تغييري كند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من فكر مي كنم برگرداندن امتيازاتي كه در پي اصلاحاتي كه در چند دوره ي مجلس ، از كارگران سلب شده و در جهت حمايت از كارفرمايان ، در اين قانون اعمال شده ، اولين گام براي اين تغيير است و گام بعدي پيگيري حقوقي كه يا در قانون براي كارگران به رسميت شناخته نشده و يا اين حقوق با ابهام و قابل تفسير تدوين شده است . حق داشتن هر نوع تشكلي كه كارفرمايان از آن برخوردارند مثل تشكل صنفي ، سياسي ، ورزشي ، اقتصادي و ...و هر نوع اعتراض به تامين نشدن زندگي كارگران و خانواده هاشان ، بايد در اولويت تدوين كنندگان و اصلاحات نويسان قانون كار قرار گيرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين هم نظر مفصل يك كارگر آگاه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي خواهد بود؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با توجه به چانه زنی ، کناست و سخت جانی که سرمايه داري درمقابل پرداخت وافزایش دستمزدها از خود نشان می دهد، شبیه آن چه در اصطلاح میان برخی رایج است که:"سرم را بشکن اما نرخم را نشکن؟" سرمايه داري حاضراست هزاران بار در برخورد با کارگران و زحمتکشان روی افزایش دستمزدها درمقابل زنان وکودکان و اهل عیال خانواده های کارگران که در معرض انواع مشکلات معیشتی و زندگی قرار دارند، دچارخفت ، سرشکستگی و زبونی بشود ،اما دیناری به دستمزد کارگران نیفزاید.!! به تجربه و در پایان هرسال دریافتیم که اگر بخواهیم مثلا خصلت استثمار را فقط به عنوان یک مشخصه یا عمده ترین ویژگی برای نظام سرمایه داری قائل باشیم، درپایان هر سال همراه با تعیین دستمزد کارگران متوجه می شویم که سرمايه داري ايران در میان همه ي همپالگي هايش بیشترین مقاومت راعلیه افزایش دستمزد کارگران برای استثمار آنان از خود نشان می دهد، و با آمار سازی و دست بردن در آمار و ارقامی که بتوان سقف نرخ دستمزدها راهرچه بیشتر پایین آورد متوسل می شود، شبیه کاسبان حبیب خدا، و نمایندگان بورژازی سنتی، و تجار قدیم که اگر مشتری حتی بطور مخفی یک غروش و سکه سیاه ناچیزی انعامی به شاگرد مغازه می داد، در آخر وقت تاجر انعامی را از شاگرد می گرفت ونصف آن را در جیب مبارک خود می گذاشت و نصف آن را بابت دستمزد آن روز شاگرد مغازه به او می داد!! یعنی شاگرد مغازه علاوه بر کارمجانی و بدون مزد ده شاهی هم برای ارباب درآمد داشته؟!؟! مگر سال گذشته درمورد یارانه ها همین کار را نکرد. گفت : ما چهارصدهزار ریال نقد به شما دادیم ، 13درصد هم به حقوق اضافه شده خیلی زیاد است!!!! سرمايه داري عادت کرده و به خود قبولانده که چشمش نباید حقیقت و واقعیت را ببیند! این را درطی سال هاي گذشته بارها تجربه کرده ایم،اگر سرمايه داري به اختیار خودش باشد نه تنها چیزی به دستمزد ها نمی افزاید، بلکه با مشت چشم کارگران را هم کور می کند! و آن چه به نام دستمزد به او می دهد پس می گیرد، به اضافه اردنگی که حواله او می کند!همان اتفاقی که مرتب درمورد واحد های کارگری درطول این سال اتفاق افتاده.!! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 - به نظر شما حداقل دستمزد سال 91 چه مبلغي بايد باشد تا هزينه يك خانواده كارگري تامين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تعیین و چانه زنی روی دستمزدها در سال های گذشته که شرایط و اوضاع بصورت نسبی درجریان عادی خود بوده ، هم انجام می گرفت هرچند پروسه ی تحول در جامعه که خانواده های کارگری را هم مشمول می شد، با شدت انجام می گرفت، اما جای فرصت برای کارگران باقی مانده بود، تا در استمرار مبارزات خود ، روی افزایش دستمزدها بشکل کاملا آماده تری به چانه زنی بپردازند.!عموما خانواده های کارگری دارای بیشترین تعداد افراد خانوار هستند، همه روی چهار یا پنج نفر تعداد هر خانواده توافق دارند، منتهی افراد خانواده های کارگر در مقابل خانواده های دیگر که مجموعه ملت را تشکیل می دهد، بعد از بیکاران و آوارگان به لحاظ زندگی محروم ترین خانواده ها را تشکیل می دهند، طی سال ها امورات این خانواده ها در زمینه بهداشت، درمان، تغذیه، مسکن، رفاه، و امورات عادی تر زندگی پوشاک و حسرت داشتن برخی وسایل جزئی که در ردیف نیاز های زندگی هستند عقب افتاده، و خانواده در یک وضعیت ناپایدار به زندگی ادامه می دهند،اصطلاحا زندگی بخور و نمیر و بردگی مزدی دارند، هر ساله کارگران و فعالین کارگری تلاشی که انجام می گیرد، فقط برای زنده ماندن در همین وضعیت است! که در خود به اندازه یک دنیا بی عدالتی نهفته دارد! تعیین دست مزد ها هم بر اساس همین زندگی انجام می گیرد. با توجه به این که در جریان هستیم بطور مرتب وعادی و بصورت روزانه صاحبان سرمایه همین حقوق ناچیز را هم از جامعه کارگری می گیرند. چه بسیارخانواده های کارگر و زحمتکش هست که هرروز مقاومتشان درمقابل مشکلات زندگی کمتر و کمترمی شود، و در نهایت دچار فروپاشی می شوند.، هرچه می گذرد بر تعداد این خانواده ها هم افزوده می گردد، چون تورم با شتاب و در حالت بحرانی که شاهد هستیم درحال پیش روی است. مثلا زن، همسر،و مادر یک خانواده کارگری که بیمار بوده و طبیعی هم هست، به علت گرانی و بی پولی درمانش تا کنون عقب افتاده در شرایطی که هزینه دارو و درمان به شکل صد درصد و بیشتر بالا رفته، چگونه امروز می تواند درمان نماید!؟ درحالي که بیماری پیشرفته تر هم شده!؟ و درآمد هم کمتر!! دستمزدهای تعیین شده هیچ گاه برای حوادث و پیشآمدهای تاسف بار زندگی مبلغی را منظور نمی کنند. اغلب کارگران هم كه بیمه نیستند! فعالین ودست اندرکاران مسائل کارگری سال گذشته با توجه به احتساب هزینه های زندگی یک ميلیون تومان و بیشتر را برای دستمزد تعیین نموده بودند. مطابق برآورد ها و محاسباتی که برخی مقامات مسئول، با توجه به تعیین خط فقری که خودشان گرفته و تعیین کرده بودند، حقوقی در همین حدود را کفاف زندگی یک خانواده می دانستند. امسال و در شرایط کنونی که بحران به عینه جامعه را در همه عرصه ها در نوردیده، و بحران مالی وارزی موجود تاثيرخود را حتما روی نرخ مواد خام ، محصولات وقطعات کارخانه ها و سرنوشت کارگران باقی خواهد گذاشت! و پیش بینی اوضاع و تعیین نرخ برای شرایطی که درجریان است ابتدا به ساکن بسیار مشکل است ،حتی کارشناس خبره و ورزیده ی اقتصادی هم ریسک نمی کند تا وسط دعوا نرخ تعیین کند.!هزینه های زندگی بسیار بالاست،اجاره خانه،هزینه آموزش،خوراک ومایحتاج زندگی،هزینه های جانبی که برسرراه خانوادهای کارگری کمین کرده، هزینه هائی که ، حقوق های دریافتی کارگران را در یک بلع فرو می برد! و دهان های باز افراد خانواده های کارگری گرسنه برای بلعیدن همچنان درانتظارمی مانند!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 - به نظر شما چه بايد كرد تا حداقل دستمزد، مناسب، تعيين شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تعیین دستمزد، مثل ده ها و صدها مورد از مسائل کارگری مشمول مبارزه می شود. مبارزه ای بربنیاد تشکیلات خود کارگران و بر بستری که همه کارگران را پوشش بدهد.هیچ دانشگاهی بهتر از تشکیلات خود کارگران در مسیر مبارزه برای آموزش آنان مفید تر نیست! برای چه باید حداقل دستمزد را از سرمایه داران گرفت؟باید ازخود کارگران خواست تا از طریق راهکارهای مناسب و با شناخت از حقوق خود به مبارزه در جهت افزایش دستمزدها بپردازند.! مبارزه در هر شرایطی مستلزم آگاهی و شناخت است. آگاهی باید به شکلی پایدار و اساسی آموزش داده شود، تا در راستای تحول تاریخ ، و یا بطورموضعی مثلا برای دستمزد بتوان به پشتوانه آن مبارزه نمود!همان شناخت و آگاهی که طبقه کارگر توفیق چندانی تا کنون در کسب آن نداشته و کماکان در زمینه تشکیلات که ابزار آگاهیست بازمانده است. اولین و فوری ترین انتخاب این است که توسط دوستداران طبقه کارگر که دراین زمینه یعنی در برآورد هزینه خانواده های کارگری باعایدی که بشود زندگی کرد، یعنی با دست مزدی که باید جوابگوی زندگی باشد که کارگر بتواند کارکند، میزان مبلغی به دست می آید که حداقل یک دستمزد کارگری است . بعد فعالین کارگری همراه با کارگران فعال ،همه کارگران را فرا بخوانند تاحول دستمزد تعیین شده به مبارزه بپردازند! این کار باید به پشتوانه ی تشکل های کارگری انجام بگیرد تا بهتر به ثمر بنشیند.هر چه پروسه آگاهی با پروسه تشکیلاتی همآهنگ و پیوسته تر باشد نتیجه بهتری حاصل می شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 - آيا مي دانيد قانون كار چيست؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قانون کار جزئی از قانون مدنی است که در ارتباط با طبقه کارگر و سرمایه دار تنظیم و تدوین شده، درچارچوب مناسبات و روابط اقتصادی و اجتماعی جوامع سرمایه داری می تواند کارکرد متفاوت داشته باشد، اگر چه درشکل کلی تفاوت چندان کیفی با هم ندارند، بستگی به مواردی ازجمله توازن قوای مبارزاتی میان طبقه کارگر و طبقه سرمایه دار دارد. بستگی به میزان رشد سرمایه داری وساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه دارد. عوامل بسیاری می تواند در تنظیم قانون کار و کارکرد آن دخالت داشته باشد، اين بسيار مهم است كه تحت چه شرایطی و بر کدام بستر تنظیم شده است. گاهی وقت ها عواملی بطور موضعی تعیین کننده می شوند که همه چیز را بطور غریبی باژگونه می کنند، مانند آن چه طبقه سرمایه دار امروز برای طبقه کارگر ایران رقم زده است. بهترین قانون کارهائی که تاکنون در تاریخ بشرتنظیم شده درکشورهائی بوده که طبقه کارگر آن کشور دست به انقلاب زده، و لابد عالی ترین قانون کار دستآورد انقلاب اکتبراست که تحت نظر بولشویک ها و لنین تنظیم شده است. من آن را نخوانده ام ، اما نسخه هائی از قانون کار ترجمه شده به فارسی آن را قبلا دیده ام . منتها نمی دانم کی وکجا!!مطابق اخباری که هر روز می شنویم قانون کار دراغلب کشور های سرمایه داری حتی کشور های اروپائی که این قانون درآنجا هم سابقه ي طولانی دارد مورد هجوم طبقه سرمایه داری قرار گرفته و با یورش های پیاپی روبه رو است . راستش من قانون کار را آن طور که شایسته و بایسته است نخوانده ام،گاهی وقت ها و در ارتباط با موضوعی به آن رجوع کرده ام، لازم بود که آن را بخوانم و هنوز هم ضرورت خواندن آن همچنان باقی است . اما من هنوز هم به صورت حرفه ای اقدام به خواندن آن نکرده ام، نمی دانم شاید علتی داشته که خودم متوجه نشدم، اما ضمیرم ازآن واقف بوده!!!یا شاید به این خاطر باشد، که کارکرد قانون اساسی به خودی خود جائی برای فکر کردن به قانون کاری که مرتب به نفع طبقه سرمایه دار دستخوش تغییر گردیده، جائی برای کشمکش نگذاشته است.!!و یا حداقل به علت رفتار و برخورد سرمايه داري درطی این سال ها که با بی پروائی آنچه از قانون کار! باقی مانده را پایمال کرده و موجب شده تا به عنوان یک کنشگر یا تقریبا فعال در حیطه کارگری، بیشتر در چارچوب حقوق کارگری فراتر از آنچه در قانون كار آمده عمل کنم. حقوقی که درچارچوب یک جامعه مدنی مدرن کاربرد داشته، و امروز در ردیف پایه ای ترین خواست و مطالبات کارگری است.!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 - به نظر شما بهتر است قانون كار چه تغييري كند؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قانون کار در طی اين بيست سال به تناوب تغییر کرده است. همیشه هم مثل خرچنگ به شکل مضحکی با میل فراوان به راست و به نفع طبقه سرمایه دار تغییرکرده است . اولین تغییر به نفع طبقه سرمایه داربوده و آخرین تغییری هم که در آن داده شد به نفع سرمایه داربوده است.!آنچه قرار است انجام بشود باید مطمئن باشیم که به نفع طبقه سرمایه دار است.!! کیسه دوخته شده سرمایه داری کشورما برای ارزش افزوده از دسترنج طبقه کارگر ته ندارد.!! از بدترین ، ناهنجارترین، و خشن ترین و سرانجام نامرئی ترین کانال ها و همین طور به دهشتناک ترین وغورترین مغاک های منابع سرمایه جهانی سر ریز می شود.!جاهائی که نمایندگان سرمایه داری در کشورهای دیگر هرگز حاضر نشده اند درطول دویست ساله عمر سرمایه داری پول و سرمایه ی خود را آن جا خالی کنند!! در زمان حکومت شاه و سلطنت این پروسه درفضای تقریبا روشن تری انجام می گرفت. اما اينك همه چیز در فضای تیره و هراسناک و با اشتهائی غول آسا انجام می گیرد،آن چه با نام استعمار در سیصد سال پیش و آن چه به نام استثمار در صد ساله اخیر خوانده شده، و نتوانستند تلاش های خود را در جامعه ما متحقق کنند،امروز یک جا توسط قانون مداران انجام می گیرد.!!! شاید باعث تعجب باشد، اما وقتی با دقت به روند تحولات و پروسه تکوین اجتماعی ما، جامعه ما ، به خصوص درارتباط با مسائل اقتصادی که قانون کار در رابطه ي بیشتر با آن است و مورد نظر ماست بهتر متوجه می شویم که با چه چیزی روبرو هستیم.!! رکود و تعطیلی کارخانجات و مراکز کارگری کشور ما تحت شرایطی که هنوز اتفاقی نیفتاده ،منظورم تحریم و این چیزهاست انجام نگرفته،بلکه با تاثیر پذیری ازسیاست گذاری در طول حیات رژیم است که به کم رونقی و ورشکستگی کشیده شده است. می توانی فهرست طولانی بگیری از عللی که باعث این کارشده ، همه ناشی از تصمیم گیری وعملکردغلط و ضدانسانی گردانندگان است. پول نفت که حاصل دسترنج کارگران است، تبدیل به عاملی شده برای ضربه زدن به کشور و در وحله اول به بهترین سرمایه و نیروی انسانی کارش "طبقه کارگر".!! ،مگر نه اینکه تحت مدیریت!طبقه سرمایه دار کنونی ، پول نفت به شکل بی رویه که من و شما هم می دانیم با هزاران ریخت و پاش صرف واردات می شود؟! وارداتی که عمدتا صنایع کشور ما قابلیت ساخت آنان را دارد، این کارعلاوه بر ده ها آسیب که برای جامعه و به خصوص طبقه اهل کار دارد، در فوری ترین فرصت باعث می شود که صنایع تعطیل شوند و طبقه کارگر بیکار بشود و قانون کار جاری به پیروی ازاین موضوع به حالت تعلیق درآید!!غیرازاین است!؟مگر نه اینکه همین واردات در شکلی که ازطرف مدعیان بازگوئی شد، 70 درصد گمرگ را دور می زند، دراصل طبقه کارگر و قانون طبقه کارگر دورزده است!!! خیلی طولانی می شود، از موضوع فاصله گرفتیم! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به موضوع خودمان قانون کار برگردیم و این که چه نوع تغییراتی را خواهانیم!؟قانون کار هم می تواند مشمول مبارزه و در راستای خواست کارگران به مثابه یک مطالبه مورد توجه و کنکاش کارگران و فعالین این عرصه قرار بگیرد.! در مسیر جدالی که بطورعینی در مقطعی، حالا بخوانیم معین، درکنار خواست های دیگر میان دو طبقه اصلی جامعه بر سر حدود آن به تلاش برمی خیزند، واقعیت آن است كه با توجه به فلاکت و فقر تشکیلاتی و عدم امکانات مادی و معنوی موجود، طبقه کارگرایران شایسته قانون کارتمیز تر و مرتب تری است، همان قانونی که صنایع و ساختار صنعتی وسیع جامعه ما طلب می کند، البته با چشم پوشی از روی بدقلقی های موضعی و موقت دست اندرکاران که به هر حال دارند چوبش را می خورند و از همه طرف مورد تحدید توده ها و طبقه کارگر قرار گرفته اند. به خاطر رکود و بیکاری و...از این قبیل. همان طور که گفتیم قانون کار هم مشمول مبارزه می شود و در شرایط گشایش و گسترش مبارزه و پیشرفت کارگران درعرصه تشكل هاي خود، خواه ناخواه قانون کارهم به پیروی ازمبارزات کارگران و در جهت منافع آنان تغییر می کند. همان گونه که به پیروی از مبارزه در دوره کساد مبارزه کارگری به نفع طبقه سرمایه که در مقابل کارگران ایستاده تغییر کرده است! بدیهی است كه درشرایط حاد بحران سیاسی کنونی با این که طبقه سرمایه دار بیشتر در معرض خطر قرار گرفته و واهمه ي بیشتری از تحرکات کارگری دارد ،از تصمیمی که گرفته بود در مورد تغییر در قانون کار به علت مشکلات شاید نتواند آن را در دستور کار روز خود قرار بدهد.! با توجه به شرایطی که وارد شده ایم چشم انداز این که در فوری ترین زمان به نفع طبقه کارگر دچار تغییراتی رو به جلو بشود بیشتر است.!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كارگر - اهواز -17/11/90&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-2622428708661442582?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/2622428708661442582/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=2622428708661442582&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/2622428708661442582'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/2622428708661442582'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/03/blog-post_03.html' title='جاي خالي كارگران در ميان &quot;شركاي اجتماعي&quot;'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-7489070803456580967</id><published>2012-03-01T02:00:00.001+03:30</published><updated>2012-03-01T02:02:52.073+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='گزارش و مقاله'/><title type='text'>با كارگران پروژه اي</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: center; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;, &amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 14pt; line-height: 115%; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;نسل اول و نسل دوم&lt;br /&gt;ناصر آقاجري&lt;br /&gt;كوه پايه هاي زردكوه يا به قول عشاير ساكن در آن"زرده" ديگر مرتعي سبز ندارد. از آن همه گياهان معطر وخوش بو خبري نيست. سبزه ها همين كه جوانه شان از خاك بيرون مي زند، به وسيله ي لبان گرسنه ي بزها و مبش ها از زندگي تهي مي شوند و در زير دندان هاي آنان لهيده مي شوند. چوپان ها كه از آنها گرسنه ترند، همه ي گياهان خوراكي و دارويي را ريشه كن مي كنند تا لقمه اي نان به قيمت نابودي مراتع و محيط زيست به دست آورند. ديگر مراتع ظرفيت چرا را ندارد و به تخته سنگ هاي لخت وعريان و بدون زندگي تبديل شده اند. هيچ گياهي فرصت نمي يابد به گل بنشيند تا نسل بعدي را بيافريند. قبل از قد برافراشتن به وسيله ي بزهاي گرسنه جويده مي شود تا چند قطره شير سفيد به زندگي سراسر فقر"مال" ارزاني كند و نان خشك آنها را با جرعه اي دوغ نرم كند. بادهاي سرد عروب از قله هاي و يخجال هاي زرد كوه، به سوي دره ها سرازير شده وبا خود سوز سردي را به ارمغان مي آورد. سوزي كه تن وجان روح اله را به لرزه در مي آورد. گوسفندان را با هي كردن تشويق به سريع رفتن مي كرد تا قبل از غروب به مال برسند و خطر گرگ و خرس را پشت سر بگذارند. &lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;از كنار چادرهاي مال دود اجاق ها همراه با بوي نان تازه فضاي اطراف را پركنده است. روح اله با چهره اي خسته وعبوس گله را دنبال مي كرد و به زندگي سراسر رنج و گرسنگي اش مي انديشيد. پسرعمويش كه چند سالي است مال را ترك كرده وبراي كار به پروژه رفته ، خانه اي در چله گرد كرايه كرده و زن و فرزندانش را به آنجا برده است. حالا بچه هايش مي توانند مدرسه بروند. به هر حال در شهر زندگي مي كنند. چرا او نرود؟ با خود مي انديشيد او هم مي تواند جوشكار شود و زندگيش را روبراه كند. روياها او را در خود غرق كرده بود. مدتي است كه گلوي همسرش ورم كرده بود. زن هاي مال مي گويند غمباد (تيروئيد) گرفته ولي دكتر گفته بايد برود شهر كرد آزمايش خون بدهد تا دارو برايش بنويسند. با چهار بز مردني و شغل چوپاني نمي تواند اين دختر عمو و همسر عزيزش را به دكتر ببرد. روياهاي شيرين به مشكلات زندگي پيوستند. در دنياي مشكلات اقتصادي خانواده اش چنان غرق شد كه متوجه نشد گوسفندان مدتي است خودرا به مال رسانده اند وبزغاله ها و بره ها با سرو صدا خود را به پستان هاي مادرانشان رسانده اند. زماني به خود آمد كه همسرش با فرياد اورا فراخواند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- هي روح اله بيا بزغاله ها را بگير همه ي شير بزها را خوردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در كنار سياه چادري كه ديگر سياه چادر نيست بلكه يك چادر برزنتي معمولي با چندين وصله ي بزرگ و كوچك است كه مي بايد زمستان و تابستان را با آن سر كنند، اجاق روشن بود. كتري سياه از دوده ي سال ها دركنار اجاق آرام دم مي كشيد تا چاي با آب چشمه هاي كوهرنگ را به كام روح اله بريزد. ولي اوهم چنان گرفتار افكار پريشان بود. همسرش كه از شدت كار 24 ساعته رمقي ندارد ، اشاره به شكم پرش مي كند و به روح اله مي گويد: ديگر از نفس افتاده ام. با اين بچه كه در شكم دارم نمي توانم برخيزم. براي خودت يك چاي بريز. روح اله نگاهي به چهره ي خسته و گلوي ورم كرده ي همسر و دختر عمويش انداخت. قلبش ريش ريش شد. چرا پول ندارد؟ چرا نمي تواند عزيزش را به دكتر برساند. چرا؟ چرا؟ و هزاران چراي بي پاسخ ديگر. در قبال پرسش از اين وآن ، همه او را به آسمان ها حواله مي دهند:" خداكريم است" پس كو؟ اين كرم در مال وجود خارجي ندارد. در دنياي چراهاي بي پاسخ فراموش كرد همسرش از او چه خواسته است. دختر كوچكش خود را به روي پدر انداخت و با دستان كوچكش مي خواست هيكل درشت پدر را درد آغوش بفشارد. پدر به خود آمد. او را در آغوش فشرد و با فرو بردن سر در موهاي بلند و وزوزي دخترك يكي دوقطره اشكي را كه از چشمان خشك شده اش سرازير شده بود، پوشاند. "اشك مرد را نبايد كسي ببيند." ولي او درمانده تر از آن بود كه بتواند جلوي اشكهايش را بگيرد. در حالي كه كودكش را به روي سينه مي فشرد برخاست و به سوي اجاق رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاريكي بيرون چادر را فراگرفت. دوشيدن شير بزها به وسيله ي زن به پايان رسيد. زن گونها را در چاله (اجاق ) كنار چادر انداخت وآتش زد. صمغ گون ها باعث گر گرفتن آتش شد. ديگ شير را روي اجاق گذاشت و مواظب بودشير سر نرود. او درحين كار كردن مشكلات خانه و زندگي و بيماريش را براي روح اله توضيح مي داد. مرد از حرف هاي او چيزي نمي شنيد. غرق در روياي ديگري بود. بچه ها در زير لحاف چرك و مندرسي كه بوي عرق و ادرار بچه مي داد، به خواب رفته بودند. مرد در دنياي رويايي شنيده هايش از پروژه ديگر از مال كنده شده بود. خود را در ميان كارگران پروژه اي مي ديد. گاهي درحال جوشكاري و گاهي در حال دريافت حقوق. آرزوي كار، پول و زندگي بهتر بدون اراده بر لبانش لبخندي نشاند.زن برگشت تا علت سكوت او را بپرسد، لبخندش را ديد. با عصبانيت گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- روح اله من دردم را مي گويم ولي تو به جاي جواب دادن به من مي خندي؟ اين نتيجه ي اين همه زحمت شب و روز منه؟ جواب من خنده است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روح اله به خود آمد. زن اولين قطرات اشك هايش را با مقنعه اش پاك كرد. روح اله به سرعت برخاست و به همسرش نزديك شد سرش را بر سينه كشيد و موهايش را بوسيد و رويايش را براي زن تعريف كرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- من فردا مي روم چلگرد تا به پسر عمو تلفن بزنم. مي روم دم دستش كار كنم. شايد زندگي مان بهتر شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خب پس ما تنها چه كنيم؟ گله چه مي شود؟ اين چهار تا بز را كي به كوه ببرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پارس شديد سگ ها خطر حمله گرگ ها يا خرس را هشدار مي داد. مرد با سرعت به سوي تفنگي دويد كه لاي رخت خواب آماده داشت و با هو و جنجال يك تير هوايي شكليك كرد. سگ ها اعتماد به نفس پيدا كردند و به سوي تاريكي حمله بردند. زوزه دردناك يكي از سگ ها بقيه مردان مال را آماده ي حمله به تاريكي نمود. خرس يكي از سگ ها را به شدت زخمي كرده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مدتي بعد روح اله به عنوان كمكي جوشكار استخدام شد. پيمانكار باعلاقه اين ايلياتي هاي فقير را استخدام مي كرد، چون كارگراني مطيع، حرف گوش كن و پركار هستند. و بيش از هفت ماه عدم دريافت حقوق را تحمل مي كنند. چون در كوه و چادر اجاره خانه اي نمي دهند، اب و برق هم ندارند، آنچه هست سخت است و وحشي ورايگان. استخدام روح اله به قيمت اخراج يكي از كارگراني صورت گرفت كه براي دريافت حقوقش اعتراض كرده بود. كارگرها در محفل هاي دوستانه شان‌،اين مدير پروژه را كه او هم بختياري بود ولي دلال منش و سرمايه دار و رانت خوار، به ريشخند مي گرفتند و اداي او را به عنوان چوپاني رانت خوار در مي آوردند و تفريح مي كردند. در عين حال دل خوشي از استخدام روح اله آرام و پرتلاش نداشتند. وجود او را مترادف با اخراج دوستشان مي دانستند. روح اله هيچ دركي از گرايشات كارگران نداشت. تنها آرزوي او پس از استخدام شريك شدن زن و فرزندانش در اين سه وعده غذاي پروژه بود. سه وعده غذا و كاري كه براي او آنقدر سبك و ساده بود كه آن را كار و زحمت نمي ناميد. براي جوشكار الكترود مي آورد و كنترل دستي را در دست مي گرفت . كنار جوشكار مي نشست و به دستو ر او يك درجه شدت جريان را كم يا زياد مي كرد. خوردن سه وعده غذا آن هم خوردن برنج به صورت روزانه به جاي نان خشك و دوغ او را هيجان زده كرده بود، گويي پاي به بهشت گذاشته بود. از همه مهم تر با يك وعده غذا نوشابه هم مي دادند.او حتا نوشابه هاي نصفه ي ديگران را هم سر مي كشيد. دستور كار ِ سركارگر و فورمن جوشكاري را مانند فرمان خان با چشم قربان و با سرعت و شتاب به سرانجام مي رساند. و بدين طريق همه ي كارگران را از خود متنفر كرده بود و او حيرت زده نمي توانست دليل نفرت كارگران را درك كند. رييس يا مدير پروژه هم كه پسر خان بود و احترامش براي او جزء واجبات بود. اولين اعتراض و اعتصاب كارگران او را هاج وواج كرده بود. سردرگم مرتب از اين و آن مي پرسيد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- راستي پول امروز را به ما مي دهند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كسي به او جواب نمي داد. وقتي ديد پسرعمويش هم جزو كارگران اعتصابي است با حيرت گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- كرمعلي پس تو چرا؟ مگه يادت رفته وضع مال چطوره؟ اگه بيكار بشيم، بچه ها مون از گرسنگي مي ميرند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مگه خون بچه هاي ما از خون بچه هاي بقيه رنگين تره؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وضعيت به گونه اي سر درگم و پيچيده شده بود كه كسي حوصله ي پاسخ گويي به او را نداشت. حتا پسر عمويش. اعتصاب بدون برنامه ريزي و هماهنگي با همه ي كارگران شروع شده بود. از اين روهمه در يك نگراني گنگ و مبهم به سر مي بردند. ولي شتاب و رسيدگي چند كارگر آگاه به آن شكل منسجمي داد، ولي امكان در هم ريختن آن با وجود كارگران نسل اولي وجود داشت كه منشا ايلياتي و روستايي داشتند. همين مساله اكثر كارگران را دچار استرس بالا كرده بود. همه با چشماني نگران همديگر را مي پاييدند. نيروهاي حراست بيسيم به دست در ميان واطراف كارگران قدم مي زدند. ديدن آنها با لباس هاي ويژه پلنگي وموتور سيكلت هاي پرشي كه تا به حال در پروژه سابقه نداشت، قلب روح اله را به تپش وا مي داشت. از نگاه كردن به آنها مي هراسيد. همه ي كارگران جلوي دفاتر پيمانكار جمع شده بودند. پاب(كارگاه سرپوشيده محل ساخت قطعات) و سايت (محل نصب وجوشكاري آنها) در سكوتي به سر مي بردند كه تا به امروز و در اين ساعت روز به خود نديده بود. كارگرها در گروه هاي 4 الي 5 نفره با هم گفت وگو مي كردند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اگر همه ي آنها را با هم اخراج كنند، چه مي شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مگه امكان داره؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا كه نه ، پيمانكار يك سوت بزنه، ده برابر ما كارگر فني و گرسنه ، درمانده و بيكار پشت در حاضر مي شه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- به جهنم. حداقل 7 ماه حقوقمان را مي گيريم و مي ريم جاي ديگه دنبال كار.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بيچاره يك چك به تو ميدن براي 7 يا 8 ماه ديگه تازه اگه پاس بشه!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مگه قانون وجود نداره؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نه عمو قانون را با آوردن تعديل ساختاري ريختند توي زباله داني.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روح اله با ترس و ترديد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خب مگه ديونه شديد كه با اين وضع اعتصاب مي كنيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- تو يكي ديگه حرف نزن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روح اله افسرده ساكت مي شود. يك نسل اولي كارگري ديگر:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- حالا اين تعديل ساختاري چيه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسين عصبي وخشمگين :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- عمو مگه شما توي اين مملكت زندگي نمي كنيد؟ از خودتان نمي پرسيد اين همه نيروي كار را در شركت هاي دولتي و غير دولتي اخراج مي كنند، يا چند ماه چندماه هم حقوق نمي دهند، يا با معاف كردن كارگاه هاي زير ده نفر از قانون كار ديگر حتا يك كارگر فني هم نمي تواند حداقل حقوق را دريافت كنه، به چه دليل است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يك كارگر با لهجه هفشجاني:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- پس اينكه ميگن عرق كارگر خشك نشده حقش را بايد بدهيد، چه مي شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسين: اين حرف ها براي عمل كردن نيست. براي سخنراني هاست. خود تو چند ماه است حقوق نگرفتي؟6 ماه ، درسته؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آره اين جماعت به آن چيزي اعتقاد دارند كه به آن عمل مي كنند. مگه نمي گويند:"مرگ بر امريكا" اين ميشه حرف، حالا عمل كردنش چيه؟ پياده كردن سياست هاي اقتصادي امريكا. همين تعديل ساختاري و خصوصي سازي و هدفمند كردن يارانه ها برنامه صندوق بين المللي پول است كه 51 درصدش مال امريكاست وبقيه ي آن مال بقيه ي جهان سرمايه داري است. حرف را مي شود زياد زد و يا آن را پيچاند ولي عمل كردن است كه زندگي همه ي ما را ويران كرده است. يا به همين بيمه ي بيكاري توجه كن پولش را دولت دريافت مي كند. از حق و حقوق ما پرداخت مي شود. ولي ما كه بيكار مي شيم ميگن: بيمه ي بيكاري شامل حال پروژه اي ها نمي شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آره راست مي گه. ببينيد آنها كه كار دولتي و ثابت دارند كه بيكار نمي شوند كه بخواهند بيمه بيكاري بگيرند. ما كه كار موقت داريم، بيكار مي شويم كه آقايان مي فرمايند شامل حال ما نمي شود. پس پولش را چرا دريافت مي كنيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جعفر خود را به حسين مي رساند: حسين آرام تر، حراستي داره مي آيد اينجا. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آخرش چي ميشه؟ به ما حقوق مي دهند؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- كسي چه مي داند! به هر حال كارد به استخوانمان رسيده ، ديگه نمي تونيم خانواده مان را اداره كنيم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- من مي دونم عاقبت همه ي ما هتل كارتن است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حراستي با بيسيم خبر گفت و گويي "سياسي" را در ميان كارگران گزارش مي دهد. پاسخ: فقط گوش بده چه مي گويند و آن فرد را شناسايي كن. ولي دخالت نكن تا به تو خبر بدهيم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روح اله: ولي اين پولي كه به همه مي دهند خيلي كار خوبيه، حرف نداره.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- از اين دست يك تومان مي دهند و از آن دست صد تومان پس مي گيرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- هر چه گفتيد، هيچي نگفتم. ولي اين كارشون هيچ عيبي نداره، حرف نداره.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و براي گرفتن تاييديه حرفش به همه نگاه مي كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- توحق داري چون توي سياه چادرت نه برق و نه گاز و نه آب داره. يك چراغ موشي داري كه هنوز دولت بابت آن قبض صادر نمي كنه. زياد نگران نباش همين روزها قبض چراغ موشي هم صادر مي شود. گون هاي كوه را هم به جاي گاز مي سوزاني و كوه را بيابان مي كني، نه پول گاز مي دي نه برق و آب و عوارض شهرداري و كرايه خانه و فاضلاب. از اين افق تا آن افق مال خودتان است. خودتي و چهارتا بز و خر كه آنها هم غذايشان مفت و رايگان است. توحق داري...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روح اله به دشواري و كم كم به اين نزديك مي شد كه بتواند كارگران را درك كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبر اعتصاب مانند پتك بر سر مديران كارفرما فرود آمد. با توجه به فشاري كه از بالا به كارفرما وارد مي شود، اين وقفه ها مي توانست موقعيت آنها را به صورت جدي به خطر بياندازد. بدين جهت فوري دستور توبيخ پيمانكار صادر شد و خواستار علت اعتصاب شدند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اولين گزارش(گزارش پيمانكار): &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشتي آشوبگر مي خواهند كار را متوقف كنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دومين گزارش دوم اعتصاب را ناشي از 7 ماه عدم پرداخت حقوق كارگران دانست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كارفرما خشمگين فرياد مي زد: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اين پيمانكار را پيدا كنيد بياوريد اينجا. اين شركت سه ميليارد تومان بيشتر از قراردادش از من پول گرفته ، كار را هم تمام نكرده تازه نمي تواند جلوي اعتصاب را بگيرد!!؟؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مدير پروژه پيمانكار وقتي مي بيند وضع به صورت جدي دارد بحراني مي شود، به سرعت خود را به اجتماع كارگران مي رساند. گفت وگو ها متوقف مي شود . سكوت بر جمع سايه مي افكند. همه ي چشم ها كنجكاو به مدير پروژه دوخته شده است. برخي ترسيده، برخي خشمگين و مهاجم و برخي ديگر بي تفاوت. بچه خان ماسك اجدادي پدرسالارانه را به چهره كشيد: (با تشر) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بريد سركارهايتان والا همه را مي اندازم پشت در پروژه. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و با نگاهش همه را زير نظر گرفت تا تاثير اين حركت خان سالارانه را بررسي كند. كسي اعتنا نكرد ولي برخورد توهين آميز، چهره ي كارگران را به شدت عصباني و مهاجم كرده بود. روح اله كه از اسم خان حالت تعظيم و اطاعت در روح و جانش زنده مي شد، خواست از جا برخيزد كه دستي قوي چنان فشاري بر شانه اش وارد كرد كه محكم به زمين چسبيد. در همين لحظه تورج كه يك جوان ورزشكار خوزستاني بود همراه با سه كارگر ديگر به جمع كارگران پيوستند. تورج از پشت سر آنها مي آمد. جمع ساكت و عصبي با ديدن قياقه ي خورشيدي با هيكلي درشت وسبيل هاي از بناگوش در رفته وبا شكمي چون طبل به خنده افتادند كه به همراه دو كمكي نسل اولي براي فرار از اعتصاب در كانال هاي محل دفن لوله هاي زيرزميني مخفي شده بودند واز ترس تورج مجبور شدند به جمع بپيوندند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يكي از كارگران: تورج همان جا خاك مي ريختي روي شان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسين با تاكيد همه را وادار به سكوت كرد. با اين حادثه جمع با روحيه ي قوي تر در مقابل خان ايستاد. مدير پروژه نگاهي به اميدهايش، كارگران نسل اول وخورشيدي با سبيل هاي آويزانش انداخت. متوجه شد اين بار وضع با هميشه متفاوت است ومانند دفعات قبل نمي تواند با تهديد اعتصاب را بشكند. موبايلش مرتب زنگ مي خورد.او شماره ي دفتر مديرعامل كارفرما را مي ديد. برخود و عاقبت كار نگران بود. به سرعت برگشت و به سوي دفترش رفت. كارگران كه اين را نشانه ي شكست او مي دانستند با سوت هاي پي در پي و هو كردن بدرقه اش كردند. چندي بعد يكي از مسوولان كارفرما نزد كارگران آمد. همه به احترام كارفرما ساكت شدند. كنجكاوي همه را به هيجان آورده بود. ايشان پس از سخناني در باره ي اهميت اين پروژه براي كشور اين چنين ادامه داد: كه اگر چه به ما مربوط نيست كه پيمانكار پول شما را داده يا نداده، ولي با تاكيد، ولي به خاطر رضاي خاطر خدا و اين پروژه كه ملي است و ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسين از كوره در رفت. او صدقه نمي خواست. اومي دانست كه حقش هر روز بيشتر در حال لگد مال شدن است، آن هم به وسيله ي كساني كه شعار ضد سرمايه داري ورد زبانشان است ولي در عمل اقتصاد امريكايي را در ايران پياده مي كنند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا نمي گوييد در قانون كار ماده ي 13 را داريم كه مي گويد پيمانكار قادر به اداي وظايف مالي اش در قبال كارگران نبود. كارفرما موظف به پرداخت حقوق كارگران است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نماينده كارفرما با بي اعتنايي حرف حسين را قطع كرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بنشين بگذار حرفم تمام شود. اين ماده ي 13 ديگه مرده و پيش نويس قانون كار دولت حلوايش راهم خورده است. اين ماده مال دوره ي انقلاب بود. ديگه نيست. حالا همان كساني كه خودتان با راي دادن انتخاب كرديد اين قوانين كار را دور ريخته وبا پيش نويس جديد قانون كار داريم مي رويم به سوي كامل اجراي ماده ي 44 قانون اساسي. يعني همه چيز خصوصي سازي ، بدون قانون. فقط و فقط قانون عرضه و تقاضا. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم همه در جمع به پچ پچ و به مرور صداها بلند و بلندتر مي شد. همه به اين حرف ها اعتراض داشتند. تازه داشتند مي فهميدند ناآگاهي و بي خبري آنها چه صدماتي دارد بر پيكرشان مي زند. نماينده ي كارفرما وقتي بي قراري كارگران را ديد، حرف هايش را خلاصه كرد. تا آخر هفته يك حقوق شما به وسيله ي پيمانكار پرداخت مي شود ولا خلع يد مي شود. يكي از كارگران با صداي بلند گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- پيمانكار از خدا مي خواهد خلع يد شود. همه ي پولش را به اضافه ي 3 ميليارد تومان گرفته، كلي از كار هم باقي مانده . بهتر از اين براي اين كارفرما نمي شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يكي ديگر از كارگران:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ماده ي 13 قانون كار هم هنوز حذفش قانوني نشده . شما به چه دليل با عجله به استقبالش مي رويد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كارگران همه با هورا حرف هاي همكارشان را تاييد كردند. نماينده ي كارفرما هم به دنبال مدير پروژه پيمانكار رفت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعضي از كارگران بي حوصله شده بودند ولي با تجربه ها آنها را آرام مي كردند. برخي نااميدانه مي گفتند: فايده اي ندارد همه را اخراج خواهند كرد. و كارگران قديمي اميد مي دادند كه اين رفت و آمدها نشان از وحشت آنهاست. اگر صبر داشته باشيد مساله به نفع ما تمام مي شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از ساعتي حسابدار كارفرما به جمع كارگران پيوست و بسيار خلاصه اعلام نمود تا غروب يك ماه حقوق همه بدون استثنا پرداخت خواهد شد. اعلام پرداخت حقوق يك ماه آن هم در يك روز نظم جمع را به هم زد. فكر دريافت حقوق چهره ي همه را شاد كرده بود. نسل اولي ها از جمله روح اله مثل فنر از جا برخاستند و آماده ي رفتن سركار شدند. كارگران نسل دوم اخمو وعصباني از عدم همراهي كارگران روستايي و ايلياتي با خشم به آنها توهين مي كردند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اگر كمي صبر كرده بوديد مي توانستيم چند ماه حقوق بگيريم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولي ديگر دير شده بود. پيش بيني اين وضعيت را نكرده بودند. جمع در حال پراكنده شدن بود وامكان نداشت جمع را وادار به ادامه ي اعتصاب كرد. اعتصاب بدون برنامه بدون مديريتي هوشيار سرانجامي بهتر از اين ندارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كارگران نسل دومي هم با بقيه همراهي كردند و به سوي كارگاه روان شدند. البته چاره ي ديگري هم نداشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آخه چرا اينطوري شد؟ تا كي هي براي يك ماه حقوق گذشته مان اعتصاب راه بياندازيم؟ اينطوري نمي شود. اين ديگه چه وضعيه ؟ چرا كسي وضعيت ما را درك نمي كنه؟ چرا حتا اعتقادات خودشان راهم كه به آن افتخار مي كردند، دور ريخته اند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آخرش نفهميديم راستي راستي حضرت علي گفته "عرق كارگر را خشك نشده حقش را بدهيد" يا اين هم يك شعار روز هاي اول انقلاب بوده. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او حرفش را با ريز ريز حرف زدن كنترل مي كرد. حسين حرف هايش را قطع كرد: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- روزنامه ي شرق روز سه شنبه (22 آذر 90) را خوانده اي؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نه چطور؟ مگه چيز به درد خوري نوشته؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- وقتي مي گويم سياست هاي اقتصادي امريكا پياده مي شود به اين دليل است. در اين روزنامه نوشته به نقل از رييس بانك مركزي امريكا به عنوان يكي از بزرگترين اقتصاددانان همه ي اعصار (ازنظر نوليبرالها) در دوران كلينتون در كنگره ي امريكا گفته: اين اقتصاد( نوليبرايستي) مبتني بر ناامني فزاينده ي كارگر و نيروي كار است" . اگر كارگران "ناامن" باشند و زندگي مملو از ناامني داشته باشند، انها را مطالبه نمي كنند روي دستمزدهايشان چانه نمي زنند، مزايا نمي گيرند و هر موقع آنها را نخواستيم مي توانيم آنها را دور بياندازيم. اين براي سلامت اقتصاد خوب است. اين چيزي است كه به لحاظ فني اقتصاد سالم ناميده مي شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين حرف يك فرد نيست. بلكه اين تئوري يك سيستم است كه چند دهه است در حال پياده شدن است. و عوارض آن هم همين بحران جهاني است كه دنيا را فلج كرده است. تئوري سرمايه داري نئوليبراليستي است كه مجري آن بانك جهاني وصندوق بين المللي پول است. نهادهايي كه سياست هاي اقتصادي نئوليبراليستي را به همه ي دنيا ديكته مي كنند. پس بايد منتظر بدتر از اين هم بايد باشيم. مگر نه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روح اله سركارش رفت. خبر دريافت اولين حقوق شوقي دردلش ايجاد كرده بود. فكر مي كرد حالا مي تواند با اين پول همسرش را به دكتر ببرد. اما در كنار اين شوق، حس غريبي داشت. امروز با پديده اي روبرو شده بود كه انبوهي سوال در ذهنش ايجاد كرده بود. سوال اصلي اش اين بود: آيا مي توان به ادامه ي اين وضع و دريافت دستمزد اميد داشت؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوباره ناامني و بي اعتمادي به تامين آينده ي زندگي همسر و فرزندانش وجودش را آكنده كرد. نا امني اي كه از ابتداي استخدام در اين پروژه فراموش كرده بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;28 آذر 90&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-7489070803456580967?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/7489070803456580967/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=7489070803456580967&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/7489070803456580967'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/7489070803456580967'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/03/blog-post.html' title='با كارگران پروژه اي'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-6449451842893299933</id><published>2012-02-24T20:02:00.000+03:30</published><updated>2012-02-24T20:02:48.480+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تعيين حداقل دستمزد و تغيير قانون كار'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='گزارش و مقاله'/><title type='text'>گفت و گو با كارگران</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 10pt; text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;, &amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 14pt; line-height: 115%; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;حسن موسوي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كانون مدافعان حقوق كارگر - در آخرين ماه هاي سال، مساله دستمزدها يك بار ديگر به عنوان يك مساله مهم و مبرم و هميشه مطرح مي بايد از طرف كارگران پيشرو و فعالين كارگري پاسخي مناسب دريافت كند. درحالي كه مي بينيم حتا خانه ي كارگر هم صحبت از افزايش خط فقر تا مرز 900 هزار تومان و... مي شود و انتظار حداقل 50درصد افزايش دستمزدها را دارند، اما وجود موانع بسيار باعث شده تا كارگران ايران نتوانند خواسته ها و مطالبات خود را يك پارچه و به صورت جدي مطرح نمايند. امري كه ضرورت آن هر روز بيش از پيش احساس مي شود. براي پي بردن به دلايل و ريشه هاي اين مساله با تعدادي از كارگران و زحمتكشان گفت وگو كرديم. باشد تا با توجه به گوشه اي از واقعيت زندگي كارگران، گامي هر چند ابتدايي در اين راستا برداشته شود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;موضوع دستمزدها ، ساعات كار و تغييرات قانون كار و ... موضوع اصلي صحبت ها بود، اما مثل هر گفت وگوي مشابهي گاهي فراتر رفته و خود به خود به موضوعات مرتبط ديگري كشانده شده است كه خواننده ي با حوصله با جمع بندي نهايي از آن مي تواند ارتباط اين صحبت ها را به خوبي دريابد و براي پاسخگويي به يك "چه بايد كرد" هم تعميم دهد. پاسخي در خور و شايسته كه اين خيل عظيم و پراكنده , اين واقعيت موجود, چه تاثيراتي را در جنبش كارگري موجب مي شوند. توضيح مختصري پيرامون اين موضوع لازم به نظر مي رسد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تعداد قابل توجهي از كارگران ايران را كساني تشكيل مي دهند كه يا در واحدهاي توليدي كوچك وموسسات خدماتي مشغول به كارند يا به صورت انفرادي. با اين كه بسياري از نزديكان آنان در واحدهاي بزرگتر كار مي كنند و همه ي آن ها به اشكال مختلف در تماس وارتباط هستند. مسلما اين پديده تاثيرات خاص خود را در بسياري از زمينه ها و مسايل از جمله تشكل پذيري و سازمان يابي نشان مي دهد. در شرايط حاضر كه ابعاد اخراج و بيكار سازي به خاطر بحران ها و ورشكستگي شركت ها و كارخانه ها، بسيار گسترده شده و به خاطر تورم و گراني و ركود به خصوص در هفته هاي اخير با كاهش شديد و سريع ارزش ريال در مقابل ارزهاي خارجي شدت و حدتي بي سابقه يافته است، اين تاثيرات نامطلوب بيشتر به چشم مي آيد. كليه ي كساني كه دستمزدهاي ثابت مي گيرند، به ويژه محروم ترين آنان مشاهده مي كنند كه با چندرغازي كه دريافت مي كنند حتا قادر به تهيه مايحتاج اوليه خود مثل روزها و هفته هاي قبل نيز نيستند. اسكناس در دستشان آب مي رود و به دستمال كاغذي بي ارزشي مي ماند . بدون اين كه كار خاصي از دست آنان بر آيد. كارگراني كه به ريال دستمزد مي گيرند وعملا به دلار هزينه مي كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به علت كثرت اين تعداد از زحمتكشان، شاهد رشد اين بينش هستيم كه كارگران مرتبا از جوانب مختلف (حتا از طرف افراد خانواده ودوستان و آشنايان) تحت فشار هستند كه براي بهبود بخشيدن به وضعيت خود "كار و كاسبي" براي خود به راه ا ندازند و سعي كنند با كار فردي گريبان خود را از اين همه بدبختي و فلاكت خلاص كنند. تشديد روز افزون فقر و استيصال و ناتواني در تغيير شرايط اقتصادي و اجتماعي مرتبا اين نوع بينش را قوت مي بخشد. كارگراني كه مي بينند كارفرمايان دستمزدها و حقوق هاي چندين ماهه معوقه را هم مي خواهند با چك هاي طولاني پاسخ دهند(با بهترين و مثبت ترين نگاه!) از طرف ديگر با استفاده از دريافت حق سنوات و شايد كمي قرض و قوله و وام و با فراهم كردن يك ماشين براي مسافر كشي و يا امكاناتي از اين دست به اصطلاح آقاي خود باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در شرايط بحران اقتصادي شديد ,عامدانه اين فرهنگ ارتجاعي گسترش داده مي شود كه بهبود زندگي را نه در جريان يك مبارزه ي سازمان يافته و همكاري و همگامي و اقدامات دسته جمعي ، بلكه در تلاش فردي بايد جست وجو كرد و دائما به آن ها القا مي شود كه هر كس فقط نتيجه ي كار خود را برداشت مي كند. از آن سو هر روز شاهد هستيم كه موسسات توليدي و خدماتي بزرگ تقريبا در تمام رشته ها, يا كار ندارند و يا به دلايل مختلف قادر به گسترش كار و توسعه ي فعاليت هاي خود نيستند. بنابراين طبيعي است كه استخدامي هم دركار نباشد و كارهاي موجود هم عملا به شيوه هايي مانند كار كنتراتي، پيمانكاري، دوركاري ، قطعه كاري و هزار و يك شيوه ي ارتجاعي ديگر جهت مي يابد. پس اولين نتيجه اي كه در ذهن و عملكرد توده هاي كارگري شكل مي گيرد كه بخصوص آشنايي چنداني با منافع طبقاتي و دراز مدت خود ندارند، آن است كه هر كس بايد گليم خود را از آب بكشد و در اين وانفساي غير انساني فقط به فكر خود و نزديكان خودش باشد. اين پديده همچون يك بيماري مسري دائما به لايه ها واقشار گوناگون طبقه سرايت مي كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما پيش كشيدن موضوع و صحبت پيرامون آن به معناي تسليم شدن در برابر آن و يا كنار نهادن خط مشي اصلي و اصولي نمي باشد بلكه همانا ضرورت كار دائم و فعاليت بر روي كارگران پيشرو را خاطر نشان مي كند ؛ بخصوص در مراكز حساس و بزرگ و كليدي صنعتي. به هيچ وجه نبايد و نمي توان اين وظيفه را به اين يا آن شرايط منوط كرد و يا به هر دليل ظاهرا موجه يا غير موجه آن را به تغيير اوضاع موكول كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بايد به دور از كليشه هاي رايج ذهني و با در نظر داشتن هوشمندانه ي تمام جوانب , كار را دقيق تر و حساب شده تر پيش بريم كه اين نكته ضرورت كار آگاهانه و سازمان گرانه را صد چندان كرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما گفت وگو ها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حميد آقا 50 ساله:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- در ماه چقدرحقوق مي گيريد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من برشكار شلوار هستم. هر چه بيشتر كار كنم بيشتر مي گيرم و بطور متوسط ماهيانه حدود 500 هزار تومان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چطوري اين پول را مي گيريد؟ نقد ، نسيه، سرماه، ساعتي ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تقريبا هر 40 يا 45 روز تسويه مي كنم. صاحب كار فاميلمان است. بعضي از مواقع كه خيلي گرفتارم هفتگي پول مرا مي دهد. بعضي ار روزها كه دير مي روم يا كار دارم مجبورم زود تعطيل كنم هيچي نمي گويد. ولي ما زياد ساعت كار مشخصي نداريم. بايد كل كار خود را به موقع تحويل دهيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- با اين مبلغ امورات شما چه جوري مي گذرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مي گذرد بخور و نمير. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- تا به حال براي افزايش حقوق با صاحب كارتان صحبت كرده ايد؟ بيمه هستيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مستقيما كه نه . روم نمي شود. آخه پسرم كه دانشگاه آزاد قبول شد كمك خوبي بهم كرد و ما را خيلي خجالت زده كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- در باره تغيير قانون كار و تغييرات آن شنيده ايد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه زياد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- يعني از ميزان حداقل دستمزد و بيمه و ساعات كار و مرخصي و... اطلاع داري؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه زياد. اينها مال كارخانه هاي بزرگ ودولتي هاست. ما فقط 5 نفر هستيم.دو نفر از بچه ها بعد از ساعت كار تازه مي روند دستفروشي . خودم هم مي خواهم بروم ويزيتوري به فروشگاه ها براي لباس هاي توليدي خودمان. من بيمه هستم ولي بقيه نه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- به نظرت حقوق و دستمزد چقدر بايد باشد؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوب هر چه بيشتر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چه طوري مي توان آن را زياد كرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تازه الان كه زمستان است و شب عيد كار ما يك مقداري خوب مي شود. سفارش داريم بعد عيد كه كار كلا مي خوابد من نمي دانم با اين مخارج چه كار كنم. خودم هم توش مانده ام.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- يارانه مي گيري؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نگيرم كه آب و برق و گاز خانه مان قطع مي شود. كاش يارانه نمي دادند و پول اين چيزها زياد نمي شد.امسال خيلي كمرشكن شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قادر 34 ساله، باربر در بازار تهران، اهل روستاهاي ايلام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آقا قادر روزي چقدر در مي آوري؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بستگي به بازار دارد. هر چه بازار بهتر باشه ما هم بار بيشتري مي بريم. يك روز 30هزار تومان روز ديگر 15 هزار تومان. اگر برف و باران باشه بهتره.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خانواده اين جا هستند يا شهرستان؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه تو ايلام هستند. ما هر چه در مي آوريم بيشترش را مي فرستيم براي آن ها فقط به اندازه ي خرج و مخارج و كرايه اتاق نگه مي داريم. حدود يك ماه پيش چرخ دستي ام را دزد برد. پدرم در ‌آمد تا يك چرخ ديگه تهيه كنم. همه بارها را روي كولم مي بردم. شب تا صبح از كمر درد و زانو درد خواب نداشتم. حالا بايد مقداري از پولم را براي قرض هايم بدهم . پول مردم را كه نمي شه نداد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- تا حالا شده كه بخواهي توي شركتي مغازه اي جايي كار كني؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آره . ولي من سواد ندارم. آن ها به من احتياجي ندارند. كسي من را استخدام مي كند؟ با كدام پارتي؟ كار فني هم كه بلد نيستم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آيا از جاي ديگري هم درآمد داري؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مثلا از كجا؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- تودهات و اينها...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يه تكه زمين داريم كه ديم مي كارم. ا گر بارون وبرف بياد كه براي ما بهتره. هر چي هوا خشك تر باشه بيشتر بايد كار كنيم. پدرزنم زمين را مي كارد و من هم بعضي از وقت ها براي كمك مي روم. ايام عيد و تعطيل هم كه خبري نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خوب آن جا برات بهتره يا اين جا؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين جا بهتره ولي آن جا آدم پيش خانواده اش راحت تره و مجبور نيست همه ي كارها راخودش انجام دهد. با يك لقمه نون هم ميشه گذراند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ليلا خانم، كارگر شركت خدماتي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- شما براي يك روز نظافت منزل چقدر حقوق مي گيري؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صاحب شركت ها براي 8 ساعت كار روزي 20 تا 25 هزار تومان طي مي كنند. البته به خانه و سختي كار هم بستگي دارد. بيست درصد آن را هم به عنوان كميسيون براي خود مي گيرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- شما چند نفر توي اين شركت مشغول به كار هستيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما ده تا زن و حدود 15 مرد هستيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- هر روز كار داريد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخر سال وقت سر خاراندن هم نداريم. مردم هم خيلي بيشتر انعام مي دهند. و تقريبا 5 روز هفته كار داريم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اگر ساعات كارت زياد شود چي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صاحب شركت مي گويد شما بيشتر از 8 ساعت كار نكنيد. بگذاريد براي فردا. ولي خانه ي مردم را كه نمي شود نصفه كاره ول كرد. ناراحت مي شوند. تازه خيلي وقت ها يك چيزي به ما مي دهند كه ما مجبورمي شويم تا كار را تمام كنيم. من هم كه بچه هايم را با خودم سركار مي برم. آن ها كوچكند و با بچه هاي صاحب خانه بازي مي كنند. (بعضي از صاحبخانه ها از اين كار خوششان نمي آيد فكر مي كنند ما مي خواهيم همه اش به بچه ي خودمان برسيم.) شوهرم هم خودش دير مي آيد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- شوهر شما كجا كار مي كند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;توي يك انتشاراتي كه هميشه ي خدا سه يا 4 ماه حقوق طلب داره...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- پس حقوق شما خيلي به درد خور است و به موقع....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آره والا. خيلي وقت نيست كه يكي از فاميل هامون ضامن شده كه توي اين شركت استخدام بشوم.ولي چون هميشه پولم را نقدا مي گيرم مي دانم كه با آن چه كار كنم. تازه بعضي از وقت ها بعضي از صاحب خانه ها به ما لباس و غذا و چيزهاي ديگري مي دهند كه خيلي كمك حالمان است. مثلا بعضي از شب ها كه خيلي خسته هستم تازه بايد شام و نهار هم براي شوهرم درست كنم و به كارهاي خانه خودم هم برسم. چند وقت پيش يخچال ما سوخت. من ماتم گرفته بودم چه كار كنم. يكي از خانم هايي كه در خانه شان كار مي كردم وقتي فهميد دم غروب يك وانت گرفت و يك يخچال كه توي پاركينگ بود را بار كرد و پدر آمرزيده كرايه را هم خودش حساب كرد تا دم خانه آورد. البته نو نبود ولي خوب بود. يكي از همكارام مي گفت كه همه ي سيسموني بچه اش را يكي از اين ها بهش داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- يعني زمان حاملگي هم كار مي كرده؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوب اگه كار نكنيم كه از گشنگي مي ميريم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خبر داري در قانون كار در مورد ساعات كار خانم هاي باردار و بيمه و ... چي نوشته؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من فقط مي دانم كه بايد روزي 8 ساعت كار كنم و دولت هم 300 هزار تومان حقوق در نظر گرفته، صاحب شركت هم گفته هر كس مي خواد خودش پول بده تا بيمه اش كنم. چون پول بيمه زياد مي شه هيچ كس بيمه نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- به نظر شما چه طوري مي شه حقوق و درآمد ها را زياد كرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(با شوخي وخنده) بايد دعا كنيم تا پولدارها وضعشان بهتر شود تا حقوق و انعام بيشتري بدهند به ما...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خوب ازشوخي گذشته چي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دولت بايد خودش اين شركت ها را كنترل كند. ما كه همه ي زحمت ها را مي كشيم چرا آن ها بايد 20 درصد از ما كميسيون بگيرند. تازه تلفني از صاحبخانه ها مي پرسند شما چقدر داديد؟ آيا ازكار ما راضي هستند يا نه . من هيچ وقت از كارم نمي زنم ولي به صاحبخانه ها مي گويم نگوييد انعام داديد و يا چقدر داديد. اين ديگه حق خود ماست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسين آقا، كارگر پمپ بنزين، 23 ساله&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چقدر حقوق مي گيري؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماهي 300 هزار تومان. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چند ساعت كار مي كني؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يك هفته از 7 صبح تا 7 شب و يك هفته از 7 شب تا 7 صبح.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- يعني اين حقوق براي 12 ساعت كار است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله . البته شام و ناهار هم مي دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- در مورد قانون كار و ساعات كار و اضافه كار و كار شبانه و غيره هم اطلاعي داري؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه! من بچه ي مشكين شهر هستم. آدم هاي زيادي را نمي شناسم. خيلي وقت هم نيست كه اين جا كار مي كنم. دوسالي مي شه كه تهرانم . ده ماهه كه اين جا كار مي كنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مگه اون جا كار نبود؟ مي گن براي كار كشاورزي خيلي دنبال كارگر مي گردند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سربازي ام كه تمام شد طرف هاي ما كار نبود يا اگر هم بود خيلي كم بود. اول رفتم تبريز. ديدم خبري نيست. اومدم تهران. تمام كارخانجات جاده مخصوص و قديم و كرج را گشتم. جاده ساوه هم رفتم. خيلي جاها فرم پركردم ولي نشد كه نشد. با اين سن و سال خجالت مي كشيدم از بابام پول بگيرم. هر چند كه اونم پول نداشت. يك فاميل داشتيم كه باهم توي پارك سوار و ميدان آزادي بادكنك و آدامس و بيسكويت مي فروختيم. يا توي مترو ... مامورها هر روز گير مي دادند. يكي از روزها يكي از فاميل هامون منو ديد. خيلي خجالت كشيدم. او مرا به صاحب پمپ بنزين معرفي كرد و منم مشغول شدم. من تا سيكل بيشتر درس نخواندم حال مي فهمم كه چه خريتي كردم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- الان خيلي تحصيل كرده ها هم هستند كه بيكارند وخيلي وضع خوبي ندارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله ولي آن ها حداقل بوي بنزين و گازوييل نمي دهند. من تازه با دختر يكي از فاميلامون نامزد كردم. دو سه دفعه هم ديگه رو ديديم. مي گه تو هميشه بوي بنزين و نفت مي دي! تو تهران خانم هايي هستند مثل ماه با كلاس با ماشين هاي آخرين سيستم. از ماشين پياده نمي شوند. فقط كارت سوخت و پول را مي دهند تا من برايشان بنزين بزنم. اضافه پول خودشان را هم نمي گيرند مي دهند به خودم. اما نامزد من اين حرف ها را به من مي زنه.(سري با افسوس تكان مي دهد)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- تا حالا براي اضافه حقوق و يا كم كردن ساعت كار با صاحب پمپ بنزين صحبت كرده اي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه بابا. مي خواهي با يك تيپا بزنه و دوباره برم بادكنك فروشي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خوب از اين كار هم كه راضي نيستي. پس دلت مي خواست كجا كار كني؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يك روز يك ماشين مدل بالا مال وزارت نفت آمد بنزين بزنه. و رفتم جلو و بعد از سلام وعليك گفتم مي شه براي كارگري توي پالايشگاه يا يه جاي خوب استخدام بشم؟ گفتند الان استخدام دولتي ممنوع است. يكي هم خيلي شوخ بود گفت هيكل تو به درد نيروي انتظامي و گشت مي خوره. برو آموزشگاه گروهباني. گفتم مگه من خلم تازه از سربازي راحت شدم اگر مي خواستم برم بايد هفت هشت سال قبل مي رفتم تا الان حداقل گروهبان يك شده بودم. آن ها هم خنديدند و گفتند هر طور دلت مي خواهد و رفتند . من هم فعلا بايد همين طور كار كنم و پول هامو پس انداز كنم. مواظب باشم تا دخلم كم نياره تا ببينم چي مي شه!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سميه خانم، كارگر آرايشگاه زنانه ،40 ساله&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چند ساعت كار مي كنيد و چقدر حقوق مي گيريد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حدود 250 هزار تومان . كار ما ساعت نداره تقريبا از 9 صبح شروع مي شود و تا هر وقت مشتري داشته باشيم ما هم بايد باشيم. بيشتر موقع ها تا حدود 8 يا 9 شب سركار هستيم. بجز ايام محرم و ماه رمضان كه از كار خبري نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- فكر مي كني اين مقدار حقوق و ساعات كار مطابق با قانون كار هست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوب خودم قبول كردم. بعضي ها هم هستند كه با خانم صاحبكار توافق مي كنند 50 – 50 يعني از وسايل و آرايشگاه بدون مواد مصرف استفاده مي كنند وكار مي كنند و درآمد ها را شريك هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- من شنيده ام كه خيلي آرايشگاه هاي زنانه درآمد زيادي دارند. پس چرا به تو اين قدر كم حقوق مي دهند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بستگي داره اگر فصل عروسي و عيد و... باشه انعام هم زياد مي دهند بعضي وقت ها كه شلوغ نيست، كاريش نمي شه كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بچه هايتان چه كار مي كنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بچه هاي من همه بزرگ هستند خودشان مراقب هستند. براي ديگران هم كه نه مهد كودكي هست نه چيزي... خيلي ها بچه هايشان را پيش مادر و خواهر و... مي گذارند. خب مجبورند. چه كار كنند؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- فكر نمي كنيد شما هم بايد مثل خيلي ها مثل پرستاران و معلمان و... بايد يك صنف و اتحاديه داشته باشيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اتحاديه آرايشگران كه داريم. اما هميشه تذكر مي دهند كه حجاب را رعايت كنيم. آهنگ نگذاريم و كاري نكنيم كه سرو كارمان به منكرات بيفتد. ما كسي را نداريم. ما بايد به فكر خوشگل كردن زن ها و دختراي مردم باشيم و الكي بخنديم. با عزيزم و جانم گفتن با مردم صحبت كنيم. ولي از توي دل ما كسي خبري ندارد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقا امين، كارگر فروشگاه لوازم طبي درتهران، 30 ساله ديپلم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- دريافتي حقوق شما چقدر است؟ چندسال سابقه ي كار داريد و چند ساعت در روز كار مي كنيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دريافتي من تقريبا 400 هزار تومان است.6 سال سابقه كار دارم و هر روز از 8 صبح تا 5 بعد از ظهر كار مي كنم. يك ساعت هم براي ناهار تعطيل هستيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- با توجه به سابقه ي كار طبق قانون كار بايد بيشتر حقوق بگيري؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فعلا كه نمي دهند. صاحب كار ما هميشه بر مبناي قانون كار حقوق مي دهد. بيمه هم هستيم. روز اول برج حقوق همه را مي دهد. سالي دو ماه هم عيدي مي دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- توقع داريد دستمزد شما چقدر باشه؟ چه طوري مي شود به آن رسيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر من اگر كسي متاهل باشه مستاجر هم باشه بايد حداقل يك ميليون تومان بگيرد وگرنه ول معطل است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خودت صاحبخانه هستي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله. من يك خانه ي 70متري توي كرج دارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مي داني قراره قانون كار را اصلاح كنند؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يه چيزهايي شنيده ام. ولي راستش به اين قانون مانون ها هيچ اميدي ندارم. كار خاصي هم از دستم برنمي آيد. مي ترسم كاري كنم. شكايتي كنم كل كارم را ازدست بدهم. من زن و دو تا بچه دارم. بايد به فكر آن ها هم باشم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- از لهجه ات معلومه كه كردي؟ كرد و ترس؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(مي خندد) كرد هم كردهاي قديم. بچه سنندج هستم. مي دوني من چه سختي هايي كشيده ام اگر داستان زندگي ام را برايت بگويم باورت نمي شود. فقط يك كلمه بگويم: آنچه شيران را كند روبه مزاج احتياج است احتياج است احتياج. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهدي آقا، راننده اتوبوس بين شهري&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- براي يك سرويس بين شهري چقدر حقوق مي گيريد؟ بيمه هستيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بستگي داره كجا بريم. مثلا اصفهان يا اراك يك جور حقوق مي دهند، شيراز و مشهد و بندرعباس مقداري بيشتر. ما راننده ي كمكي هستيم.اگر هر شب سرويس داشته باشيم به 700 الي 800 تومان هم مي رسه. توي هر صورت حساب مبلغي هم را بابت بيمه كم مي شود و اگر چند سرويس داشته باشيم جز سابقه ي ماهانه محسوب مي شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- در رابطه با قانون كار و تغييرات آن چه اطلاعي داريد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شغل ما طوريه كه هر وقت همه بيدارند، ما خوابيم و هر وقت همه خوابند. ما مجبوريم دو تا چشم هم قرض كنيم بيدار باشيم. چطوري از چيزي خبر داشته باشيم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مشخصه آدم دنيا ديده و با تجربه اي هستيد همچي هم بي اطلاع نيستيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما لطف داريد. ولي واقعا ما توي بيابون و با يك مشت شاگر شوفر چه فكر و چه فرهنگي بايد داشته باشيم. درسته؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- به نظر من كه نه . به هر حال اين موها در جريان زندگي سفيد شده . مطمئنم اگه پاي درد دل شما و همكارانتان بنشينيم خيلي چيزها مي فهميم. كنار يكي از اتوبوس ها خواندم كه نوشته بود اتحاديه صنف خود رانندگان . شما سنديكا يا اتحاديه داريد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه آن ها مال يكي از صاحب ماشين هاست كه خودشان روي ماشين خودشان كار مي كنند. بيشترشان هم قمي هستند. من تا چند ماه پيش تو شركت واحد بودم كه بعد از خصوصي سازي و اينها با سالي دو ماه بازخريد كردند و گفتند به سلامت. ما چون كه هر كدام روي يك ماشين هستيم و استخدام شركت هاي مسافربري بزرگ نيستيم، هيچ چيزي نداريم. كسي هم از ما حمايت نمي كند. من كه چند سال ديگر بازنشسته مي شوم اما اگر كسي يك صاحب ماشين با حال و درست و حسابي پيدا كنه با يك خط خوب و ثابت بيشتر مشكلات حل مي شه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- واقعا؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر اهل كار و زحمت باشه وضعش خوب مي شه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اميرخان و آقا شمس اله، كارگران باربر در بازار تهران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اميرخان چقدر درآمد داريد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر كار خوب باشه ماهي 500 يا600 هزار تومن.اگر افغاني ها بگذارند ماهي يك ميليون هم مي شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چطور مگر افغاني ها چه كار مي كنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوب باري را كه من با اين گاري دستي مي برم 3 يا 4هزار تومان مي گيرم، آنها 2000 تومان مي گيرند. بعضي از مغازه ها هم كار خود را به آن ها مي دهند مگر اين كه آن ها نباشند و يا خيلي عجله داشته باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آقا شمس اله شما با امير موافق هستيد؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من كه حتا گاري هم ندارم. جعبه ها و كارتن هاي سنگين را مي گذارم روي پشتم. و چند طبقه بالا مي برم. و همه ي افغاني ها اين جور نيستند. من فكر مي كنم اون ها هم مثل ما بدبخت هستند و كار مي كنند. بعضي مغازه ها كم مي دهند. بايد اول طي كرد تا بعد زيرش نزنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امير: آره بعضي مغازه ها واقعا كم مي دهند. بعد از اين برنامه ي يارانه ها وضع فرق كرده. چون افغان ها يارانه نمي گيرند آنها هم خرجشان زياد شده و بيشترشان حاضر نيستند با هر قيمتي كار كنند. از اين نظر بهتر شده .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آيا موافق هستي افغان ها را بيرون كنند يا حداقل بروند مجوز بگيرند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امير: من نمي خواهم نان كسي بريده شود. ولي اگر بگويند آن ها فقط براي كار به كوره پزخانه ها و يا گاوداري ها و مرغداري ها بروند خيلي بهتر مي شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شمس اله: خوب خيلي از افغاني ها كه الان همان جا كار مي كنند نصفشون هم كه تو كار ساختمون و عملگي هستند. يك عده هم توكار خلاف ومواد...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آيا مي دانيد قانون كار در مورد كار براي كارگران خارجي چه مي گويد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر دوي آن ها: نه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آيا اگر كارگران , چه ترك , چه افغان و چه فارس دست به دست هم بدهند و با هم متحد شوند وضع شان بهتر نمي شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امير: خوب اين طوري بهتره. ولي آخه چطوري؟ نمي شه كه. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- من توي يك فيلم قديمي ديدم كه كارگران بارانداز يك بندر توي خارج مي خواستند سنديكا درست كنند تا صاحبان كشتي ها و تاجران و شركت ها نتوانند از آن ها سوءاستفاده كنند. خوب به نظر من يك جور هايي شما ها هم بايد همچون كارهايي بكنيد و يا چيزهايي داشته باشيد شايد فرجي باشد. كه حتما هست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شمس اله: ما كه از صبح تا شب آنقدر سگ دو مي زنيم تا خرجمان را در آوريم . ديگه حالي براي آدم باقي نمي ماند. باور مي كني اگر من يك روز مريض باشم و يا خوب كار نكنم آن شب ما كم داريم. من بجز پول بليط تمام درآمدم را به زنم مي دهم تا براي فردا نان و پنير و روغن و چيزهاي ديگر را بخرد من حتا به اندازه ي يك روز پس انداز ندارم. نه اهل سيگار و دود و دمم نه تفريح و خوشگذراني.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مي داني من چند سال است كه سينما نرفته ام؟ شما هي مي گويي توي يك فيلم ديدي. من دو سال است كه حتا تا ميانه هم نتوانسته ام بروم. يك روز صبح زود يك جيب بر دست كرد توي جيب من. من فهميدم ولي هيچي نگفتم. توي ايستگاه توپخونه كه پياده شدم در گوشم گفت بي معرفت اقلا يك صد تومني مي گذاشتي توي جيبت براي دست لاف من!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همگي خنديديم. و گفتم آن را توي تلويزيون ايران ديدم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امير: من كه چشمم آب نمي خوره كه وضع بهتر از اين شود. شايد حق با شما باشه. ولي اگر من بتوانم هر طور شده مثل پسرعموم يك وانت بخرم مي رم ايلام زن مي گيرم و راحت مي شم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سيد محمد كارگر، نظافتچي و سرايدار يك باشگاه ورزشي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از سيد محمد كارگر نظافتچي و سرايدار باشگاه از حقوق و كار و بارش پرسيدم . گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من ماهي 200 هزار تومان حقوق مي گيرم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا اينقدر كم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خب توي باشگاه دو تا اتاق به من داده اند. اين جا زندگي مي كنم. پول كرايه خانه، برق و آب و گاز هم ندارم. از دكه هم درآمد دارم. سيگار و بيسكويت و شكلات و اين جور چيزها مي فروشم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ورزشكار هم هستي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من كه نه! گچ كار بودم و از داربست افتادم و نقص عضو پيدا كردم. توي خونه ي صاحب همين باشگاه كار مي كردم كه افتادم ولي خرج عمل منو داد و بعد يه مدت كه ديگه نتونستم كار كنم من و وزن و بچه هايم را به اين جا آورد. خدا پدرش را بيامرزد به من جا و مكان و پناه داد. زنم هفته اي يك بار به خانه ي آن ها مي رود و حقوق هم مي گيرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مگر ضمن كار آسيب نديدي؟ آيا طبق قانون كار به وضعيتت رسيدگي شد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه. ساختمون بيمه نبود. حالا همه ي ساختمونا بيمه هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آيا شكايت كردي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به كي و كجا؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خب از كار فرمايت به اداره ي كار؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من خودم از بالا افتادم به او چه ربطي دارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مگه نبايد امنيت و شرايط اصولي كار را براي تو فراهم مي كرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كي به اين چيزها اهميت مي دهد. باز هم مردانگي كرد و نگذاشت ما از گرسنگي و سرما بميريم. يا توي خيابون بمانيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- حالا بيمه هستي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آره. پول بيمه را هم صاحب باشگاه مي دهد. خيلي انسانه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدا را شكر كار بيشتري از دستم برنمي آيد. همين كه محتاج كسي نيستم يك دنيا ارزش دارد و فقط نگران بچه هام هستم. با اين همه معتاد و فساد اگر بتونم بچه هاي خوبي تحويل جامعه بدهم غصه اي ندارم. شاهكار كرده ام.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علي آقا، كارگر آشپزخانه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من كمك آشپزم هر روز ساعت 5 از خانه بيرون مي آيم و تقريبا ده شب به خانه برمي گردم. حدود 600 هزار تومان حقوق مي گيرد و در يك آشپزخانه كه براي يك پيمانكاري كار مي كند كه طرف قراردادش ارتش است و براي پرسنل و سربازان غذا مي دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- هر روز بايد 3000 پرس غذا را براي ظهر و شب آماده كنيم. كوهي از برنج را بايد پاك كنيم و بپزيم. مقدار زيادي هم مرغ و گوشت و .... را براي خورشت آماده كنيم. روزهايي كه چلوكباب كوبيده داريم كه صد بار مي ميريم و زنده مي شيم. اگر بهتون بگم روزي چند كيلو مواد مختلف را پاك مي كنيم،‌مي شوريم، خورد مي كنيم ، سرخ مي كنيم و مي پزيم دود از كله تان بلند مي شود. همه ي اين كارها را 5 نفره انجام مي دهيم. به علاوه شستن ديگ هاي بزرگ و چرب. ... نه عاشورا داريم نه عيد. يه نفس و يه كله كار مي كنيم و كار. فقط بعضي مواقع كه سربازان به مرخصي مي روند مقداري از حجم و شدت كار كم مي شود. صبحانه ساعت 11 و ناهار ساعت 4 مي خوريم و شام را به خانه مي بريم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مي داني حقوق و اين ساعات كار و خيلي از چيزهاي ديگر با همين قانون كار هم غير قانوني است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من از قانون كار هيچي نمي دانم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آيا بازرس ونظارتي بر روي كار شما وجود ندارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خيلي وقت ها بازرسان بهداشت ارتش به ما سر مي زنند. دست ها و ناخن ها لباس ها و موهاي ما و ظروف را كنترل مي كنند. از وضع آب گرم و دستشويي مرتبا سوال مي كنند و آن جا را بررسي مي كنند به ما سفارش مي كنند كه حداقل روزي يك بار حمام برويم و لباس هاي كار و خودمان را هر روز بشوريم و عو ض كنيم. از صابون و ساير لوازم بهداشتي و شست و شو و ... مي پرسند ولي به حقوق و ساعات كار و اين چيزهايي كه شما مي گوييد كاري ندارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آيا شما اعتراض يا صحبتي با پيمانكار داشته ايد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند ماه قبل كه همگي از اين وضع خسته شده بوديم دست از كار كشيديم و يك وعده شام درست نكرديم. زود رفتيم فردا صاحب كار پيش ما آمد و گفت مي دانيد چقدر من را جريمه كرده اند. گفت اگر مشكلي داريد با خودم مطرح كنيد. بعد از اين كه حرف هاي ما را شنيد نفري 50 هزار تومان به حقوقمان اضافه كرد و قرار شده به تعداد افراد خانواده غذا ببريم. ماهي يك روز هم مرخصي با حقوق بدهد. چند تا سرباز هم براي كمك به ما بدهند. ولي اين كار دو روز بيشتر نشد. گفتند سرباز نبايد برود براي پيمانكار خدمت كند. اگر مي خواهيد كارگر بگيريد. كه پيمانكار گفت نمي صرفد و منصرف شد. به خاطر كمبود كارگر هم مرخصي نمي دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- فكر مي كنيد تا كي بتوانيد به اين طريق ادامه دهيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمي دانم. راستش تا حال به اين مساله فكر نكرده بودم. ما براي زن و بچه خودمان كار مي كنيم به كسي كاري نداريم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا توي يك رستوران كار نمي كني؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فكر مي كني آن جا بهتر است. من قبلا كار كرده ام. بعضي از رستوران ها بايد تا ساعت 12 شب هم كار كني.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- يعني كارشان اينقدر زياد است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه كه نه ولي خوب كار توي همه ي آشپزخانه ها سخت است. خيلي سخت و طاقت فرسا. جاي تنگ و خيلي گرم. بوي چربي و پياز و دود و روغن سوخته بعضي وقت ها تهويه هم از كار مي افتد. ما همه يك جوري مريض هستيم. خودمان خبر نداريم. اگر يك صاحب كار سگ اخلاق هم داشته باشي كه خلاص . باز اين جا ما فقط خودمانيم و سرپرستمان كاري به كار ما ندارد. فقط مي آيد مي بيند كه ما مشغول كار خودمان هستيم. و كسي از زير كار در نمي رود،‌ مي رود دنبال كار خودش.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-6449451842893299933?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/6449451842893299933/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=6449451842893299933&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/6449451842893299933'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/6449451842893299933'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/02/blog-post_24.html' title='گفت و گو با كارگران'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-6157709507216770790</id><published>2012-02-23T07:54:00.000+03:30</published><updated>2012-02-23T07:54:02.299+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ادبیات و شعر'/><title type='text'>كار</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; tab-stops: right 463.5pt 6.5in; text-align: center; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: Nazanin; font-size: 18pt; line-height: 115%; mso-bidi-language: FA;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;علي يزداني&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بود آيا بگشايند در بسته ي كار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسپارند در توسعه بر هسته ي كار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;گر چه بستند ز بهر دل بازاري ها &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دل قوي دار به حق جويي پيوسته ي كار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در توليد ببستند به صد مكر و فريب &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا چه سان باز كند جنبش شايسته ي كار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واردات آفت و بازار شده هرزه گياه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خاك توليد شد آلوده , نه بايسته ي كار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بايد آفت بزداييم و بر آريم ز بن &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علف هرزه ي دلالي از اين رسته ي كار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كارگر باشد اگر صاحب باغ توليد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه بگندد بن صنعت نه گل پسته ي كار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كركس سود شما , سفره ي ما غارت كرد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بربود از دهنم لقمه ي بشكسته ي كار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متشكل شود ار رنجبر روي زمين &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به سر آيد غم و زايد حق برجسته ي كار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسرايم به سرودي كه بخواند فردا &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به رديف "صف وحدت" كه شد از دسته ي كار&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-6157709507216770790?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/6157709507216770790/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=6157709507216770790&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/6157709507216770790'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/6157709507216770790'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/02/blog-post_23.html' title='كار'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-8901889642554077183</id><published>2012-02-18T04:45:00.001+03:30</published><updated>2012-02-18T04:49:34.051+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='گزارش و مقاله'/><title type='text'>نگرش نيروي كار پروژه اي در رابطه با ترفندهاي جبهه ي سرمايه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ناصرآقاجري&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ظهور و سقوط دموكراسي در كشورهاي خاورميانه ، كه اكثرا كشورهاي نفت خيز هستند، دوري است باطل و تكرار واپس گرايي. زيرا هر بار كه مردم براي استقلال وآزادي سرزمين شان برمي خيزند وساختار واپس گرايي اجتماعي را به چالش مي گيرند، هزاران انسان آگاه و آزاده قرباني مي شوند تا مردم بتوانند اهرم هاي قدرت را به دست آورند. ولي ناآگاهي از شناخت طبقاتي و پيچيدگي مناسبات اجتماعي وترفندهاي عوام فريبانه ليبراليست ها براي كسب قدرت سياسي ، جامعه ي پويا را باز هم به زير چتر واپس گرايي وخرافات مي كشاند. بيگانه بودن اين جوامع از شناخت علمي پديده هاي اجتماعي، مجددا آنها را به باتلاق ليبرال هاي تجاري دلالي مي اندازد و دگر باره ديكتاتوري و سركوب دگرانديشان همراه باعوام فريبي، مردم را مسخ مي كند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;چند دهه بايد بگذرد تا مردم بتوانند متوجه شوند كه باز هم فريب خورده اند و اوضاع اجتماعي نه تنها بهبود نيافته و تغيير بنيادي صورت نگرفته، بدتر هم شده است. آنگاه ياس و نااميدي بر همه جا سايه مي افكند تا زماني كه دوباره كارد ستم به استخوان برسد و باز تكرار گذشته؛ زيرا تجربيات انقلاب گذشته به نسل بعد منتقل نشده است. مردم مسخ باورهاي خرافي مي شوند كه از آن ها مشتي موجود منفعل مي سازد. افراد منفعلي كه عملكردهاي اجتماعي شان عليه منافع خودشان است. از خود بيگانگي كه عطار نيشابوري هزار سال پيش آن را به سنت ها و اعتقادات لايتغير و خرافي نسبت داده بود(1) زندگي اجتماعي را فلج مي كند. مردم از خود بيگانه ي چنين جامعه اي در هيچ پديده اي شك علمي ومنطقي نمي كنند و با ضرورت آن به كلي بيگانه اند. ايستايي انديشه آن ها زمينه ي ظهور دور باطل را فراهم مي كند. هم چنين ترفند هاي اقتصادي – سياسي امپرياليست ها و وابستگان پنهان داخلي شان كه با پرچم غيرطبقاتي و بي طرف به ميدان مي آيند؛ مزيد بر علت مي شود تا مسخ انسان ها تثبيت شده و روند اجتماعي به واپس گرايي منجر گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در خاور ميانه نمونه هاي زيادي از اين روند را مي توان بر شمرد . يك نمونه انقلاب مصر است. افسران جوان و وطن پرست مصري به رهبري عبدالناصر حكومت مطلقه سلطنتي را سرنگون كردند ولي هرگز به دموكراسي و استقلال اقتصادي مصر نينديشيدند. ديكتاتوري حزب بعث عربي، به اصطلاح سوسياليسم ، ريشه ي هر دگرانديشي را خشكاند. تنها گروه مذهبي اخوان المسلمين باقي ماندند؛ آن هم با فعاليتي پنهان. با مرگ ناصر، معاونش انورالسادات به رياست جمهوري مادام العمر رسيد. او حزب بعث به اصطلاح سوسياليستي را به حزب بعث امريكايي - اسرائيلي تبديل كرد. چنين حاكميت هايي حتا واژه هاي جهاني را با معاني خاص در جهت منافع خود تغيير مي دهند. جمهوري مي شود حكومتي مادام العمر و موروثي و ديكتاتوري مي شود بهترين دموكراسي دنيا، حقوق بشر هم مي شود كشتار گروهي دگرانديشان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با ترور سادات ، معاونش مبارك كه او هم يك نظامي بود، حاكميت را به دست گرفت. ايشان پس از چندين دهه به اصطلاح جمهوري نظامي، در تدارك جانشيني پسرش بود كه باز انقلاب شد. اين بار همه چيز به دوران سلطنت ملك فاروق بازگشت. اخوان المسلمين با اكثريت آرا انتخابات را برد. روند سير تحولات به سوي مناسباتي مذهبي واپس گرا با اقتصاد طبيعي سقوط كرد. بايد چندين دهه سنت هاي عقب مانده، جامعه را به پس براند تا مردم متوجه اشتباه خود شوند. تا كارد به استخوان شان برسد وباز تكرار و تكرار ديروز. اين بار ليبرال ها در پشت ماسك هاي رنگارنگي از حقوق بشر تا دموكراسي در كمين شكار انقلاب خواهند نشست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علت عمده ي اين پديده نياز و ضرورت اقتصاد سرمايه داري جهاني به يك بازار بدون توليد كالايي و بدون استقلال است؛ تا توليدات كارخانه هايشان به فروش برسد. پس ما بايد بر دايره دور باطل مان بچرخيم. ريشه اين پديده ي نا به هنجار اجتماعي- تاريخي را در شرايط اقتصادي خاص اين كشورهاي توليد كننده ي نفت هم بايد جست و جو كرد. ساختار اقتصادي – صنعتي اين حاكميت ها نه فئوداليسم است و نه سرمايه داري. برزخي است اقتصادي و فرهنگي. براي استخراج و نگهداري نفت و گاز، صنايع مربوطه را احداث مي كنند ولي از اين مرحله پيش تر نمي روند. دلارهاي نفتي را به جاي سرمايه گذاري در صنايع بزرگ مادر، و دائمي كردن آن سرمايه ها، با سياست هاي مصرفي امپرياليستي هدر مي دهند و يا حداكثر وارد بازار خريد و فروش و بورس و سفته بازي مي شوند. ساختار چنين جوامعي از نظر فرهنگي، معمولا تركيبي از سنت ها و جهان بيني هاي خرافي و واپس گراست، همراه با گرايشات بيمارگونه ي مدرنيته . جنبه هاي سالم و مفيد اجتماعي فئوداليسم و مدرنيته را دور ريخته اند و بر نا به هنجاري هاي هر دو مناسبات سوار شده اند. اين حاكميت ها هنوز به آن درك ابتدايي نرسيده اند كه بدانند منابع انرژي پايان پذير است و براي نسل هاي آينده هم بايد ذخيره اي داشت. در حالي كه با سرمايه گذاري دلارهاي نفتي در تكنولوژي هاي مدرن و آموزش فني نسل آينده مي توان ثروت ها را ابدي نمود. اين ابتدايي ترين اصول علم اقتصاد است كه دولت هاي واپس گرا و ليبرال هاي دلال منش در خاور ميانه، با آن بيگانه اند. از سوي ديگر كشورهاي امپرياليستي با تمام قدرت مالي، تكنولوژيكي و نظامي و سازمان هاي پنهان اطلاعاتي از اين حاكميت ها پشتيباني مي كنند. اين شيوه ي ضد بشري ، براي اقتصاد آنها يك ضرورت حياتي است، چون در اين كشورها، توسعه صنعتي – اقتصادي و پيشرفت هاي علمي – تكنولوژيكي امپرياليست ها همزمان با تداوم عقب ماندگي علمي و صنعتي و فرهنگي كشورهاي نفت خيز خاور ميانه و بقيه كشورهاي عقب رانده شده وجود دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وابستگي به تداوم مناسبات اقتصادي تك محصولي آن ها، مدعيان حقوق بشر يا جنايتكاراني كه به نام حقوق بشر سال ها پول نفت ايران را به صورت سلاح هاي مدرن و پيشرفته در اختيار شاه سرسپرده ي ، ايران قرار دادند تا ژاندارم آن ها در منطقه باشد. تا ارتش شاه به عمان برود و جنبش هاي انقلابي عمان(ظفار) را كه عليه عقب مانده ترين نوع مناسبات قرون وسطايي قيام كرده بودند، قتل عام كند. تجاوز و كشتاري كه باعث شد هنوز پس از نيم قرن در آنجا سكوت برقرار باشد. بودجه ي ارتش پاكستان كه بنيان گذار طالبان و حامي و ياري دهنده ي القاعده است، هنوز به وسيله ي امريكا پرداخت مي شود. همين طور كمك هاي نظامي و مالي به ارتش مصر. ارتشي كه بيش از 50 سال ديكتاتوري نظامي را به مردم مصر تحميل كرده است. در ديكتاتوري سر سپردگان امپرياليست ها، حقوق بشر و دموكراسي معنايي ندارد. دروغي است كه تنها ابلهان را فريب مي دهد. سرمايه داري جهاني اين مدعي هميشگي دموكراسي و حقوق بشر، بزرگترين وخونين ترين جنگ هاي تاريخ بشر را به راه انداخت. به خاطر اختلاف بر سر تقسيم مستعمرات (جهان عقب رانده شده ) جنگ جهاني اول با بمب هاي شيميايي وكشتار ميليوني به وقوع پيوست. براي تقسيم بازار جهاني و گسترش منطقه ي نفوذ اقتصادي – نظامي جنگ جهاني دوم آغاز شد كه تنها در شوروي 20 ميلييون كشته به جا گذاشت. اينك با نگرش نئوليبراليستي سال هاست كه جنگ جهاني سوم آغاز شده است. براي حفظ منافع امپرياليست ها، براي حفظ و تثبيت بازار فروش كالاهايشان و عقب راندن جهان توسعه نيافته، از امريكاي لاتين تا افريقا و آسيا. (البته صدور تكنولوژي هايي كه محيط زيست را به شدت آلوده مي سازند و يا از رده خارج شده اند به اين كشورها آغاز شده است). تجزيه يوگوسلاوي در حالي كه خود كشورهاي اروپايي در حال تشكيل اتحاديه اي بزرگ بودند؛ راه اندازي جنگ در خليج، جنگ دوم عراق، جنگ افغانستان و جنگ هاي منطقه اي به نام حقوق بشر، كه از ارتجاعي ترين باورهاي مذهبي با دلار و اسلحه حمايت مي كنند، جزيي از سياست هاي جنگي امپرياليسم در جهان است. حمايت از دالايي لاما، متشكل كردن القاعده و طالبان به وسيله ي سيا و حمايت از ارتش پاكستان براي مقابله با جنبش هاي ضدسرمايه داري و توسعه و گسترش خرافات ديني براي مخدوش كردن آگاهي طبقاتي از جنايت هاي ديگر امرياليسم محسوب مي شود. آري سال هاست كه جنگ جهاني سوم در ابعاد نظامي ، فرهنگي و ديني آغاز شده است. برنامه ي بوش براي تجزيه ايران وعراق و ايجاد چند كشور كوچك هنوز هم در دستور كار جنگ طلبان امريكاست. دهكده ي جهاني نئوليبراليستي كه ليبرال هاي وطني به آن عشق مي ورزند و متاسفانه هنرمندان "بي طرف"!!؟ و "غير جانبدار" و به اصطلاح آزادي خواه نيز آن را نقد نمي كنند، ‌داراي چنين درون مايه و سرشتي است. آن ها با نگاهي سطحي به گذشته ، سوسياليسم علمي را مترادف با فاشيسم مي دانند و در توهمات خرده بورژوازي خود، برايش جنايت و كشتار خلق مي كنند. ولي جنايات امروز سرمايه داري جهاني و گذشته سراسر خونين اش را نمي بينند و كودكانه در روياي پارلمانتاريسم آن غرق مي شوند. اين اقشار مياني و سر در گم اجتماعي نگاهشان تنها به پشت سر است از اين رو با حال و آينده بيگانه اند و نقدشان برگذشته نيز بدون بررسي همه جانبه ي پديده هاي اجتماعي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آري جنگ سوم جهاني عليه كشورهاي عقب رانده شده و به خصوص صاحبان انرژي،سال هاست كه افروخته شده است. ابعاد فرهنگي اين جنگ، براي ادامه ي روند مسخ توده ها ،كه خرافات مذهبي ، بنيادش را مدت هاست ريخته اند به عهده ي هنرمندان بي طرف و غير جانبدار و گريزان از گرايشات طبقاتي است!! كه در تحميق و توهم پراكني نقش ويژه دارند چرا كه در ده ها ماهواره سناريو مي نويسند. فيلم مي سازند و همه ي ارزش هاي اخلاقي انسان را به ريشخند مي گيرند و با اشكال متنوع و فريبنده درون مايه اي را به جامعه تحميل مي كنند كه صرفا حول غرايض حيواني مي چرخد؛ غرايضي كه در انسان و گاو و خر و خروس مشترك است و آن گروه از اين جماعت نيز كه ژست فيلسوفانه تري مي گيرند، در خلق آثار فوق پيچيده ، گنگ و نا مفهوم و بدون ارتباط ارگانيك راه خود را مي روند وبه گونه اي مي نويسند كه كسي آن را درك نكند و اين مي شود اوج هنر به اصطلاح "روشنفكري" دوران ما. در حقيقت اين اقشار بي طبقه ، پديده هاي واخورده ي اعماق ضمير ناخودآگاهشان راكه چيزي فراتر از توهمات سركوب شده ي ايدآليستي نيست، در حمايت از طرف قدرتمند اين جنگ قرار مي دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روي ديگر اين جنگ، سرمايه گذاري آشكار و پنهان امپرياليست ها روي جهان بيني هاي ديني متروكه ، چون نگرش وهابي – طالباني است. سيا در مناطق قبيله نشين پاكستان با كمك ارتش، براي مبارزه با جنبش هاي ضد سرمايه داري واپس گراترين نگرش هاي وهابي را توسعه و گسترش دادند و القاعده و طالبان را خلق كردند. آنان را در پايگاه هايي در مناطق دور از دسترس پاكستان آموزش نظامي دادند. اين روندي است براي عقب راندن اين جوامع به خرافه پرستي و واپس گرايي. پس از شكل گيري اين سازمان ها ، به بهانه ي نابودي آن ها، در افغانستان پايگاه نظامي ساختند و لشكر ناتو را براي حفظ بازارهاي اقتصادي شان، روانه اين ديار نمودند. اين جنگ هم چنان در اين مناطق ادامه دارد. در اين ميان جبهه ي كار سرنوشتي اسف بار پيدا كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هزينه هاي سرسام آور جنگ سرد، جنگ ستارگان و هزينه هاي پايان ناپذيركمك به كشورهاي جهان سوم براي مبارزه با استعمار و بعد براي مبارزه با امپرياليست ها، كمك به فلسطين، به الجزاير، به مصر، به آنگولا، به اتيوپي و ويتنام، لائوس، كوبا و... و به افغانستان و مبادلات اقتصادي به شيوه ي پاياپاي براي نشان دادن چهره ي انساني – انقلابي سوسياليسم همراه با اشتباهات دروني حزب ودولت آن ، جبهه كار را از پاي درآورد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جشن پيروزي جبهه سرمايه، ليبرال ها وعده ي پايان تاريخ ، وعده پايان جنگ ها و وعده ي توسعه صنعتي جهان عقب مانده را دادند. ولي آنچه انجام دادند صدور صنايع آلوده ساز محيط زيست آن هم به صورت وابستگي اقتصادي به كشورهاي صادركننده بود. از ميان بردن امتيازات دولت رفاه كه نزديك به يك صدسال طبقه ي كارگر امريكا و اروپا را با ايدئولوژي سوسيال دموكراسي فريب دادند كه سرمايه داري به مرور و بدون انقلاب به سوسياليسم يا عدالت اجتماعي تبديل خواهد شد. ولي همه ي اين احزاب شريك در قدرت به نئوليبراليسم پيوستند؟! فقر در همه ي دنيا از غرب تا شرق گسترش يافت. بيكاري و فساد ابعاد نجومي يافت. اينك محيط زيست روند نابودي را طي مي كند. نئوليبراليسم با غارت بي رويه و بدون توجه به ارزش نيروي كار و توليد صنعتي، واسطه گري را بر جهان مسلط نمود. از اين رو قدرت خريد مردم جهان به پايين ترين حد خود رسيده و اين بحران را ابعادي تصاعدي داد. جبهه ي كار و روشن انديشان آن، با شوك شكست درخود فرو رفتند و به ياس گرفتار آمدند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولي روند بحران هاي جهاني بيان گر اين واقعيت است كه براي تداوم زندگي، از عدالت اجتماعي گريزي نيست. بايد براي اتحاد جهاني و منطقه اي جبهه نيروي ضد سرمايه داري متشكل و متحد شد.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-8901889642554077183?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/8901889642554077183/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=8901889642554077183&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/8901889642554077183'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/8901889642554077183'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/02/blog-post_18.html' title='نگرش نيروي كار پروژه اي در رابطه با ترفندهاي جبهه ي سرمايه'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-2582323298157044685</id><published>2012-02-16T07:12:00.001+03:30</published><updated>2012-02-16T07:17:41.316+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='گزارش و مقاله'/><title type='text'>سرمایه داری در حال احتضار عمر دوباره می خواهد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;كانون مدافعان حقوق كارگر&lt;/strong&gt; – حوادث بسيار تند و پشت سرهم در منطقه ي خاور ميانه و جهان اتفاق مي افتد. طبقه ي كارگر در ايران و منطقه وظايف بسيار سنگيني را بر دوش دارند. در شرايطي كه سرمايه داري در سراسر جهان در بحران عميقي فرو رفته است و از حل مسايل خود عاجز است، تلاش مي كند تا بحران خود را به هر ترتيب به كشورهاي ديگر بكشاند تا شايد بخشي از مشكلات خود را بپوشاند. در چنين شرايطي كارگران ايران و ساير نقاط جهان كه تحت فشارهاي سخت اقتصادي و اجتماعي قرار دارند، وظيفه اي سنگين برعهده دارند. نمايندگان سرمايه داري و متخصصان حفظ اين نظام هر روز عاجز تر از گذشته و ناتوان تر از پيش در ارائه راه حل براي مشكلات آن هستند. از همين رو پرداختن به حل مشكلات پيش روي جامه بشري بيش از هر زمان ديگر خود را مي نماياند و به تدريج همه ي نظرها براي حل مشكلات به طبقه ي كارگر و نمايندگان آن متوجه مي شود. &lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;كانون مدافعان حقوق كارگر به دنبال ارائه بحث هاي مختلف در باره ي نظام سرمايه داري و بن بست هاي آن از همه ي مدافعان حقوق كارگر و طرفداران يك جامعه ي انسان محور مي خواهد كه نظرات خود را در باره ي راه حل هاي موجود براي برون رفت از بن بست هاي كنوني ارائه دهند. دونوشته ي حاضر كه براي كانون مدافعان حقوق كارگر ارسال شده است، از اين نظر ارزشمند است كه راه حل هاي مشكلات كنوني را نه در دخالت نيروهاي اشغالگر، بلكه وظيفه ي كارگران و زحمتكشان و ايجاد تشكل هاي مستقل و مردمي و وحدت آنان در ايجاد جامعه اي نوين مي داند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سرمایه داری در حال احتضار عمر دوباره می خواهد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;هوشنگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گسترش بحران مالی آمریکا به بخش اعظم اروپا و نیز بدهی ها و ورشکستگی مالی دولت ها ، دليل سیر نزولی وضع اقتصادی و معیشتی مردم در آمریکا و اروپا شده است. آمارها نشان دهنده ي رشد بیکاري و کاهش قدرت خرید مردم است تا آنجاکه اکثریت مردم در بهترین حالت فقط توانایی رفع بخشی از نیازهای اولیه خود را دارند. و این در حالی است که دول آمریکا و اروپا تنها نسخه ي موجود را در پافشاری بر برنامه های ریاضت اقتصادی می دانند ؛ تا بلکه هزینه درمان بيماری نظام سرمایه داری را از جیب اکثریت عظیم مردم بویژه طبقه کارگر در سراسر جهان درآورند. سرمایه داری جهانی به درستی پی برده است که اعتماد مردم را از دست داده و نمی تواند دوام بیاورد. این نظام در حال احتضار است. نظام سرمایه داری گسترش هرچه بیشتر مبارزات مردمی را علیه خود و عليه بي عدالتی ، در سراسر جهان بطور ملموس در امریکا و اروپا بوضوح می بیند و برای گریز از اين بحران هرآن چه را بکار مي برد كه در توان داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردم از يك سو به راه حل های نظام سرمایه داری اعتمادی ندارند و به مبارزه با آن برخاسته اند و از دیگر سو خواهان مسكن، بهداشت، کار و تحصیلات و تامین نیازهای اساسی خود هستند. امروز مردم بیش از هر زمان دیگری آگاه شده اند و نظام کنونی را یک نظام قابل قبول نمی دانند. در شرايطي كه حاکمیت پولوتوکراسی ( حاکمیت ثروتمندان) مسیر دموکراسی سرمایه داری را تعیین می کند و در هر فرآیند سیاسی ، پول بیش از افکار و عقاید عمومی نقش دارد ، بديهي ست كه دموکراسی سرمایه داری در بالاترین حد ممکن دچار بحران باشد. مردم خواهان امنيت اقتصادي و اجتماعي در زندگی خود هستند. مردم آگاه شده اند که این دولت ها نیستند که در نتیجه ي انتخابات دموکراتیک سیاست گذاری می کنند، بلکه دولت ها، مجری سیاست های دیکته شده از سوی صاحبان سرمایه و بانک ها و قدرت های مالی اند و از خود هیچ گونه اراده ای در راستای تامین منافع مردم و پاسخ به رای مردم را ندارند. همچنین گروهي از مردم به این درجه از آگاهی و باور رسیده اند که اکنون تولید ثروت و رشد تکنولوژی در جهان به گونه ای ست که در جهانی بر پایه عدالت تمامی نوع بشر و نه بخشی از آن، با سه ساعت کار در روز می توانند به تمامی مایحتاج خود دست یابند. یعنی واقعیتی که سرمایه داری مدت هاست که می کوشد تا بدان تن ندهد، بلکه نوع بشر را همچنان بدهکار خود ساخته تا جایی که بطور نمونه 1.5 میلیارد انسان اروپایی به 400 نفر سرمایه دار بدهکارند و به خاطر این 400 نفر می باید تن به ریاضت اقتصادی بدهند. برآیند آشفتگی نظام سرمایه داری چیزی جز بن بست کامل برای ادامه حیات آن نیست.&amp;nbsp; به اعتراف اکثریت قریب به اتفاق اندیشمندان و اقتصاد دانان جهان هیچ گونه چشم انداز مثبتی برای حال و آینده ي نظام سرمایه داری جهانی وجود ندارد و معترفند که مردم اروپا و آمریکا باید برای یک زندگی مشقت بار و بحرانی طولانی مدت آماده شوند. در این شرایط چه روشی مقابل این نظام پوسیده و بحرانی ، در دستور کار آن قرار می گیرد؟ آیا دست روی دست می گذارند و مرگ خود را به نظاره می نشینند؟ آیا به نظاره گري مبارزات عدالت خواهی مردم می نشینند تا در نتیجهء مبارزات علیه سرمایه داری و بی عدالتی، مردم تغییر جهان را مطالبه کنند؟ و سوسیالیسم را بمثابه تنها بدیل واقعی سرمایه داری بر گور آن بنا کنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی شک کمتر کسی معتقد به نظاره گری این نظام ضد انسانی خواهد بود و گمان مي كنم سرمایه داری، تبدیل بخش هایی از جهان به زمین سوخته را تنها راه نجات خود خواهد دید. نابودی سرمایه داری حتمی ست و سرمایه داری به عمر دوباره محتاج است و اين بدون تخریب زیرساخت های صنعتی و اقتصادی کشورهاي ديگر و نابودی کامل دستاورد هاي مبارزه طبقه کارگر بخش وسیعی از جهان و به عقب بردن سطح زندگی و توانایی کشورها میسر نيست. از آن جا که در حال حاضر هیچ سرزمین فتح نشده ای در مقابل سرمایه باقی نمانده است لذا باید جهان را دوباره فتح کند، تا مرگ خود را به تعویق بیاندازد. سرمایه داری برای ادامه ی حیات ناچار است که بخشی از جهان را به ابتدای قرن نوزدهم برگرداند. اروپا را به مشتی کشورهای از نوع جهان سومي تبدیل کند و این قاره را دوباره محتاج اصل چهار ترومن و طرح مارشال بنماید. حمله ی ناتو و کشتار مردم یوگسلاوی و تجزیه آن، بخشی از این طرح در اروپا بود. طرحی که یوگسلاوی به آن تن نداد و تاوان سنگینی پرداخت کرد. کشتار در آفریقا، سوق دادن قاره سیاه به جنگ های هرچه بیشتر از جمله کشتار وسیع در روآندا در راستای سناریوی زمین سوخته مورد نظر نظام کثیف سرمایه داری بود. لیبی به مثابه یک کشور نسبتا مرفه آفریقایی می باید تمامی زیر ساخت های خود را نابود شده ببیند و در پی آن اربابان جهان به منابع غنی اورانیم در چاد دست پیدا کنند و نیز بخشی از سرمایه داری برای سرمایه گذاری جدید به لیبی ویران شده توسط ناتو و برای به تعویق انداختن مرگ خود وارد این کشور شوند، چرا که تقسیم دوباره و چندباره جهان همواره از راهکار های سرمایه داری بوده و هست. این نظام ضد انسانی در خاور میانه اما حکایتی ظریف تر و مزورانه تر دارد. تاریخ مصرف حکومت های دیکتاتوری وابسته از سویی برای خود سرمایه داری به پایان رسیده و از دیگر سو رشد آگاهی و عدالت طلبی مردم منطقه و بسط و گسترش روز افزون مطالبات طبقه کارگر وجود نظام هاي دیکتاتوری را بر نمی تابد. در خاور میانه دکترین سرمایه داری احیای نهضت های اسلامی و حکومت هایی با ساختاری همچون اخوان المسلمین می باشد. چرا که از بالاترین پتانسیل برای مقابله با مطالبات مترقي مردم خود برخودارند. حمله به عراق و تخریب کامل زیرساخت های اقتصادی و صنعتی این کشور و روی کار آوردن رژیمی ضد ملی در این راستاست و به همین گونه ست سناریوی تحمیلی بهار عربي بر مبارزات عدالت جویانهء مردم منطقه. امپراتوری سرمایه برای ایران حسابی ویژه باز کرده و غارت صنایع و ثروت ملی و همچنین نابودی دستاورد هاي مبارزه طبقه کارگر ایران را که محصول قریب به دو قرن مبارزات کارگریست در اولویت خود برای تبدیل منطقه به زمین سوخته دارد، بازی سرمایه داری در ایران از چهل سال پیش استارت خورده است و اکنون به پرده های آخرین خود نزدیک می شود.سرمایه داری برای ایجاد بازارهای جدید نیازمند تخریب کامل کشورهایی چون ایران است. کارگر ماهر و آگاه و متشکل و صنعتی ایران می باید به دستفروشی لیف و سفیدآب در خیابان ها اکتفا کند نه آنكه در صنایع بزرگ مشغول به كار شود. بدین سان فعالان پیشرو طبقه کارگر که همواره به مثابه الگویی برای مبارزات تمامی زحمت کشان منطقه موجودیت داشته، فلسفه وجودی خود را از دست بدهند ؛ این نیاز مبرم نظام سرمایه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه که روشن است شرایط حال حاضر جهان وظایفی بس ظریف و حساس را در مقابل طبقه کارگر ایران قرار داده است که تعیین کننده مرگ و زندگی است. تنها پیش شرط قرار گرفتن در مسیری صحیح ، اتحاد هرچه بیشتر کارگران ایران است، به مثابه تنها طبقه ای که رسالت دفاع از منافع ملی و تمامی زحتمکشان و مردم کشور را دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;از کارگران پراکنده و متشتت هیچ کاری ساخته نیست &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سه دهه اخیر با حذف احزاب و سازمانهای چپ و کارگری و با تسلط روزافزون بخش تجاری و دلالی ایران مبارزه بی رحمانه ای علیه طبقه کارگر و براي نابودی تمامی دستاورد های سیاسی، صنفی، اقتصادی و فرهنگی کارگران شدت گرفت که نهایتا به منفرد شدن و بی پناه ماندن کارگران منجر شد. کارگران از داشتن اتحادیه، سندیکا و یا هر تشکل مستقل خود محروم شده اند. کاربا قرارداد موقت نیز کارگران را بیش از پیش خلع سلاح و آسیب پذیر ساخت. سیاست ها و قوانین ضد تولید و محدود کننده بخش صنعت و نيز رشد روز افزون سرمایه گذاری در بخش مالی و دلالی به جاي توليد ، در سه دهه اخیر، عاملی مهم و تعیین کننده در جلوگیری از بسط و گسترش سازماندهي و تشكل طبقه کارگر ایران و حمله به موجودیت آن بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکنون کارگران از ابتدایی ترین حقوق خود محروم و در شرایط مادی و معیشتی فوق العاده وخیمی به سر می برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مالكان جدید صنایع و مراکز تولید و مدیران نالایق و نوکیسه سرمایه داری در مراکز تولید ، از پرداخت حقوق ماهانه کارگران خودداری می کنند و در مقابل براي خرید و فروش ارز یا واردات کالاهای بنجل خارجی سرمایه گذاری می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در شرایطی كه امنيت در همه ي ابعاد زندگي كارگران از كف رفته و بیکاری و اخراج کارگران روز افزون و چرخ تولید متوقف شده، حفظ و بقای کار در مراکز تولیدی کشور يكي از جدي ترين خواسته ها و مطالبات کارگران است. کارگر ایرانی وظیفه و رسالتی بس خطیر برای حفظ موجودیت خود دارند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکنون كه ضرورت مبارزه متحد کارگران علیه شرایط اقتصادي موجود شکل آشکار و علنی تری به خود می گیرد، بايد با اتحاد طبقه کارگر و حمایت از مبارزات پراکنده کارگری براي هماهنگ شدن مبارزات کارگران تلاش كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طبقه کارگر با توسل به تجربیات پربار خود می داند که از کارگران پراکنده به تنهایی هیچ کاری ساخته نیست. کارگران باید به صورت یک طبقه اجتماعی منسجم و یکپارچه خواسته های مشترک خود را مطالبه كنند و اعتراضات و اعتصابات محدود و منفرد و پراکنده خود، وحدت و انسجام بخشند. کارگران از طریق حمایت از اعتراضات و مبارزات دیگر کارگران معترض پی می برند که چه قدرتی در اتحادشان نهفته است و این خود به معنای رشد همبستگی و اتحاد در میان آنان و آگاهی بیشتر به ضرورت مبارزه متحد است. به همین دلیل یافتن راه حل های کارساز برای اتحاد هرچه بیشتر ضرورت مبرم دارد. از جمله مبارزاتی که همبستگی و اتحاد وسیع کارگران را در پی دارد، مبارزه با قانون کار قراردادی و مقرارت پیمانکاری است. بی تردید تشکل های سیاسی و صنفی و طبقاتی کارگران به خودی خود شکل نمی گیرند مگر در نتیجه تلاش و مبارزه برای مطالبات مشترک. این فقط و فقط اتحاد کارگران است که آنان را در سازمان ها و تشکل های مستقل خود گرد هم جمع مي كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درس های مبارزات کارگران به ما می آموزد که پراکنده گی و تشتت ، نتیجه ای جز ضعف و ناتوانی و ذلت ندارد و در اتحاد منسجم و همه جانبه است که قدرت مقاومت کارگران بالا می رود. کارگران پراکنده توانایی هیچ حرکتی را برای تغییر وضع موجود نخواهند داشت. تغییر همه جانبه ي وضع موجود تنها و تنها رسالت کارگران متحد است. تا زمانی که کارگران به طور پراکنده در پی مطالبات خود باشند، کارفرما به راحتی می تواند قوانین را به نفع خود وضع کند، حقوق کارگران را نپردازد و به اخراج های بی رویه و بی رحمانه دست یازد. اخراج و بیکار شدن هر کارگر یعنی پرتاب او از فرهنگ کار به لومپنیسم. چرا که وقتی کارگر بیکار شد ، دیگر کارگر نیست و در شرایط هرج و مرج اقتصادی موجود به یک لومپن تبدیل می شود که این نهایت آرزو وخواست نظام ضد انسانی سرمایه داری است كه دشمن طبقه ي كارگر است. اما با همبستگی در اعتراضات و اعتصابات و حمایت از دیگر کارگران است که پی می بریم تنها نیستیم و می توانیم با اتحاد به حقوق خود دست یابیم.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-2582323298157044685?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/2582323298157044685/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=2582323298157044685&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/2582323298157044685'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/2582323298157044685'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/02/blog-post_16.html' title='سرمایه داری در حال احتضار عمر دوباره می خواهد'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-2442460497139081632</id><published>2012-02-11T06:30:00.001+03:30</published><updated>2012-02-18T21:28:43.143+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تعيين حداقل دستمزد و تغيير قانون كار'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='گزارش و مقاله'/><title type='text'>تاریخچه قانون كار در ايران*</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;هاله صفرزاده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تصويب و اجراي قانون كار در ايران هميشه، با تاخير و فراز و فرودهاي بسياري همراه بوده است. انگار هيچ گاه عجله‌اي براي تصويب چنين قانوني وجود نداشته است. ارائه پيش نويس قانون كار بار ديگر اين موضوع را به سطح رسانه هاي عمومي كشاند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر چند مدتي است بحث هاي مربوط به تصويب اين قانون در نشريات و خبرگزاري ها از تك وتا افتاده و بحث تعيين حداقل دستمزد بار ديگر موضوع روز شده است اما به نظر مي رسد هنوز هم تا تصويب نهايي اين قانون و اجرايي شدن آن راه زيادي باقي است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;در زير نگاهي گذرا به تاريخچه قانون كار در ايران داريم. بحث درمورد ضرورت وجودي چنين قوانيني ، نقش اين قوانين در حمايت از حقوق بگيران ، محتوا وماهيت آن و همچنين نظرات خود كارگران را به مقاله اي ديگر موكول مي كنيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نخستين متني كه در ارتباط با مسائل كارگران صادر شد «فرمان والي ايالت كرمان و سيستان و بلوچستان درباره حمايت از كارگران كارگاه‌هاي قالي‌بافي» در آذر 1302است كه در يكي از نشريه‌هاي دفتر بين‌المللي كار منتشر شده است. در اين فرمان ساعات كار براي كارگران كارگاه‌هاي قالي‌بافي به 8 ساعت در روز محدود مي‌شود. روز جمعه و ايام تعطيل رسمي را با دريافت مزد كارگران تعطيل باشند. پسران كمتر از 8 سال و دختران كمتر از 10 سال در اين كارگاه‌ها به كار گمارده نشوند. - كارگاه‌ها در زيرزمين يا اتاق‌هاي نمناك و مرطوب احداث نشود و كارگاه داراي دريچه‌اي رو به آفتاب باشد تا نور خورشيد از آنجا به درون بتابد. كارفرما، كارگر بيمار را به كار نگمارد. رئيس بهداري يا مامور بهداشت شهرداري، همه ماه‌ها از كارگاه بازديد كند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال 1309 هيات وزيران مقرراتي تصويب كرد كه در آن براي كارگران وزارت طرق از طريق كسر روزي يك شاهي «از مزد هر يك نفر عمله كه در طرق كار مي‌كند» و كسر دو درصد «از حقوق كليه روزمزدها و كنتراتي‌ها» صندوق احتياط وزارت طرق براي جبران حوادث ناشي از كار به وجود آيد. همچنين در قانون بودجه سال 1311 براي جبران خسارت وارده بر كارگران ساختمان‌هاي دولتي در حين كار نيز پيش بيني‌هايي شده بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نخستين اداره دولتي در ارتباط با امور كارگري در سال 1314 به نام اداره كل صناعت و معادن تشكيل شد. اين اداره «نظام‌نامه كارخانجات و موسسات صنعتي» را تهيه و در تاريخ 19 مرداد 1315 به تصويب هيئت وزيران رسانيد. در اين نظام‌نامه كه شامل 69 ماده بود، مقرراتي درباره شرايط تاسيس كارخانه، ضوابط فني و بهداشتي كارخانه و نيز شرايط مربوط به ايمني و سلامت (كارگران) و نيز چگونگي نظارت «اداره كل صناعت و معادن» پيش‌بيني شده بود. هر چند اين نظام‌نامه بيشتر ناظر به مقررات ايمني و نيز نوعي بيمه كارگران در زمينه حوادث ناشي از كار، از كار افتادگي و فوت در حين كار بود، در مواردي هم به مقررات كار پرداخته بود، از جمله ممنوعيت فعاليت جمعي و اعتصاب بود كه برابر ماده 47 نظامنامه «مزدور بايد از دسته‌بندي و مواضعه و كارهايي كه موجب اختلال امور كارخانه و پيشرفت كار شود خودداري نمايد...» و براي تخلف از اين دستور، مجازات حبس و غرامت پيش‌بيني شده بود. در يكي دو ماده، براي كارگران زن (زنان باردار و شيرده موضوع مواد 21 و 22) و نيز كارگران بيمار (ماده 36) مقرراتي حمايتي منظور شده بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آبان ماه 1323 اداره مستقلي به نام اداره كل كار در وزارت بازرگاني و پيشه و هنر تاسيس و مامور رسيدگي به شكايات و رفع اختلافات كارگران و كارفرمايان شد و سپس كميسيوني تشكيل شد كه اولين طرح قانون كار را تهيه و به مجلس شوراي ملي ارائه كرد. ولي اين لايحه به سبب مخالفت برخي از نمايندگان در مجلس مطرح نشد. اين متن كه در 25 ارديبهشت 1323 به تصويب هيات وزيران رسيده بود، جنبه نظارتي بر اعتصابات كارگري داشت كه در آن زمان گسترش يافته بود. در اين سال تصميم به تهيه قانون جديدي گرفته شد و تصويب‌نامه قانوني مشتمل بر 48 ماده و 34 تبصره تهيه شد و با توجه به فعال بودن سازمان‌هاي كارگري، جنبه حمايتي آن نسبتا زياد بود كه برخي از مقررات آن در قوانين بعدي كنار گذارده شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اندكي پس از تصويب قانون كار سال 1328، يعني در22 تيرماه همان سال، وزارت كار و تبليغات، كه تاسيس آن در سال 1325 به تصويب هيئت وزيران رسيده بود، با اجازه مجلس (به موجب تبصره 11 قانون بودجه سال 1328) عملا تشكيل شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در 27 اسفند 1337 ‌ كميسيون كار مجلسين شوراي ملي و سنا لايحه كار تازه‌اي را تصويب كرد كه جايگزين قانون كار مصوب سال 1328 ‌شد. شوراي عالي كار در شهريور ماه برگزيده شد و در پاييز سال 1338 آيين‌نامه‌هاي مربوط به شوراي كارخانه، ‌حل و فصل اختلافات و استخدام اتباع بيگانه را تصويب كرد. با اين همه در مورد موضوعات حساسي مانند تشكيل و به ثبت رساندن سنديكاها و تجديدنظر درباره حداقل دستمزد هيچ اقدامي به عمل نيامد. در دوره نخست‌وزيري شريف امامي در سال 1339 آيين‌نامه‌هاي اجرايي ِتشكيل و ثبت سنديكاها آماده گرديد و چندي بعد شوراي عالي كار آنها را تصويب كرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به موجب ماده واحده «قانون اصلاح قانون كار مصوب 20/11/1343» دولت موظف گرديد قانون كار 1337 را كه همچنان به صورت آزمايشي اجرا مي‌گرديد، به صورت لايحه تقديم مجلس كند، اما اجراي دستور قانوني مذكور بيش از ده سال به تاخير افتاد، تا اينكه در سال 1355 دولت مطالعاتي را پيرامون طرح قانون كار جديد آغاز كرد. اين طرح پس از طي فراز و نشيب‌هاي گوناگون، سرانجام در مهرماه 1357 مشتمل بر 129 ماده و 57 تبصره تنظيم گرديد و در دستور كار هيات‌وزيران قرار گرفت، اما طرح مذكور همراه با سقوط نظام شاهنشاهي از دستور كار خارج شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از پيروزي انقلاب از ابتداي سال 1358، در زمينه‌هاي مختلف كار و صنايع به طور پراكنده مقررات مفصل و جداگانه‌اي تنظيم شدند. مثل: تصويب‌نامه 7/3/58 هيات‌وزيران راجع به نيروي ويژه روابط كار – لايحه قانوني 24/3/58 شوراي انقلاب درباره مديران واحدهاي توليدي – لايحه قانوني حفاظت و توسعه صنايع ايران 10/4/58 - لايحه قانوني 21/9/58 شوراي انقلاب درباره آراي حل اختلاف و هفت لايحه ديگر درباره مرور زمان دعاوي مربوط به مزاياي كارگري – تشكيل شوراي اسلامي – سهيم كردن كارگران در منافع كارگاه‌ها – تعطيلات رسمي – يكسان شدن ساعات كار كارمندان و كارگران – اصلاح موادي از قوانين كار و كار كشاورزي ... و غيره. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براي تدوين قانون كار اسلامي، وزارت كار و امور اجتماعي از گروه‌هاي مختلف نظرخواهي كرد كه به طرق مختلف در مسائل كار و كارگري ذي‌نفع بودند. كميته‌هاي خاصي در وزارت كار تشكيل شد تا در موضوعات مختلف حقوقي و اقتصادي پيرامون كار بررسي لازم را به عمل آورند. اين روند به تهيه پيش‌نويس قانون كار در سال 1360 منجر شد. وزارت كار پيش‌نويسي تهيه كردكه در روزنامه كيهان سه‌شنبه 30 آذر ماه 1361منتشر شد. در اين متن كه با عنوان «طرح پيش‌نويس قانون كار» منتشر شد، مبناي رابطه كارگر و كارفرما (يا به اصطلاح آن متن كاربر كارپذير و صاحب كار) توافق ميان طرفين تعيين شده بود . اين قانون رابطه كارگر و كارفرما را همان رابطه اجير و موجر مي دانست كه براساس احكام اوليه فقه اسلامي در چارچوب قرارداد خصوصي ميان طرفين تنظيم مي‌شود در ا ين پيش نويس هر نوع دخالت دولت در روابط كار و الزام يك طرف- يعني كارفرما – را به تبعيت از شرايط قانوني، موافق موازين شرع نمي‌دانست. حقوق کارگران و ساعت‌هاي كار آنان در اين پیش نویس با توافق کارفرما و کارگر تعيين شده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در فصل چهارم آن كه به شرايط كار كودكان پرداخته بود، چنين آمده بود:«به كار گماردن كارپذير نابالغ بايد با عقد قرارداد كار به وسيله ولي يا قيم او صورت گيرد. نماينده قانوني مكلف است رعايت غبطه او را بنمايد». &lt;br /&gt;بدين ترتيب، نه ممنوعيت به كار گماردن كودكان در سنين پايين مطرح بود و نه تعيين ساعت‌هاي قانوني كار يا مرخصي با حقوق و نه حداقل مزد و غيره . در این قانون کارفرماها به هیچ کاری مجبور نمی شدند. در اين قانون براي کارگران هیچ نوع بیمه درمانی و بازنشستگی در نظر گرفته نشده بود. اين پيش نويس با اعتراضات گسترده اي روبرو شد و با جو حاكم بر آن سال‌ها و شعار حمايت از مستضعفين، قرار شد پيش نويس ديگري تهيه شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرانجام پیش نویس چهارم که نام لایحه کار را برخود داشت در مجلس تصویب شد اما شورای نگهبان آن را غیراسلامی تشخيص داد و از تائید آن امتناع کرد. پس از تشکیل مجمع تشخیص مصلحت ، بررسی و تصویب قانون کار به آن سپرده شد و اين اولين دستوركار مجمع تشخيص مصلحت بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لايحه كار مدت نزديك به 16 ماه در كميسيون كار و امور اداري و استخدامي مجلس بررسي شد و تغييراتي در آن به نفع كارگران داده شد. گزارش كميسيون در شهريور 1365 به مجلس ارائه شد و كليات آن در مهرماه به تصويب مجلس رسيد. پس از آن، يك سال ديگر در كميسيون ياد شده به عنوان كميسيون اصلي و چند كميسيون فرعي بررسي شد و سرانجام، براي شور دوم به مجلس فرستاده شد. مجلس طي 16 جلسه درباره لايحه كار بحث كرد و در 28آبان1366 آن را تصويب و براي اظهارنظر به شوراي نگهبان فرستاد. &lt;br /&gt;شوراي نگهبان (شماره 9855 مورخ 19آذر1366) ايرادهاي بسياري بر متن مصوب مجلس وارد كرده بود. اصلي‌ترين ايراد شوراي نگهبان به ماده يك اين قانون بود كه كليه كارفرمايان، كارگران، كارگاه‌ها «موسسات توليدي، صنعتي، خدماتي و كشاورزي را كه به هر نحو از امكانات دولتي مثل ارز، انرژي، مواد اوليه و اعتبارات بانكي استفاده مي‌نمايند به تبعيت از اين قانون مجبور مي كرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با آغاز دوره سوم مجلس و پيگيري دوباره موضوع، در آخر آذرماه 1367 قانون كار در مجمع مطرح شد. ولي مجمع با ذكر اين نكته كه «لايحه مذكور مراحل مقرر در ماده 10 آئين‌نامه داخلي مجمع را طي نكرده است و نيز با توجه به اظهارات بعضي از فقهاي شوراي نگهبان مبني بر قابل رفع بودن بسياري از ايرادات در مجلس ...» مصوبه را به مجلس برگرداند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از اين زمان تا تصويب نهايي قانون كار در آبان سال 69 ، اين طرح بارها مورد بحث و بررسي شوراي نگهبان و مجلس و ... قرار گرفت و سرانجام، به مجمع مجلس تشخيص مصلحت نظام فرستاده شد. طي سال 1369 و تا پايان آبان ماه آن سال ، مصوبه طي جلسه‌هاي متعدد در مجمع بررسي شد و به تعبير رئيس مجلس «با اصلاح و تتميم مواد ...) مشتمل بر 203 ماده و 121 تبصره در 29آبان1369 به تصويب نهائي مجمع رسيد». بدين ترتيب قانون كار پس از انتشار در روزنامه رسمي مورخ 28 بهمن ماه از تاريخ 14 اسفند 1369 لازم‌الاجرا شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در تابستان سال 1371 و یک سال و نیم پس از آغاز دوره ي رياست جمهوري آقاي هاشمی رفسنجانی،همزمان با دومین سال تصویب قانون کار، خواستار تغییر این قانون شد. پس از وی اقاي خاتمی خواهان تغییر مواد مربوط به تشکل های کارگری شد تا موانع حقوقی پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی را بر طرف کند. مطابق مقاوله نامه ها و الگوهای سازمان جهانی کار، قانون کار ایران چند نقص مهم دارد که یکی از آنها در مورد تشکل‌های کارگری است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B7%DB%B2"&gt;۱۳۷۲&lt;/a&gt; در این قانون ممنوعیت هر گونه تظاهرات کارگری تصویب شد. علت تصويب چنين قانوني، اعتراضات گتسده اي بود كه در آن سال در چهاردانگه &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86"&gt;تهران&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF"&gt;مشهد&lt;/a&gt; برپا شد. علت اين اعتراضات تورم بیش از ۵۰درصد بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ذكر اين نكته ضروري است كه در مناطق آزاد تجاري مانند كيش و... قانون کار معنايي ندارد و همه ي مسايل به توافق كارگر و كارفرما موكول شده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در چند سال بعد تا به امروز هرازچند گاهي بحث تغيير قانون كار داغ شده است و مدتي در مطبوعات و رسانه هاي جمعي ستوني را به خود اختصاص داده است. مروري بر بخشي از اين مباحث خالي از فايده نيست. از همان ابتدا ميان دولت و خانه كارگر و شوراهاي اسلامي كار تضادي نمايان بود. در اين مدت سعي شده كه تشكل هاي ديگري ساخته شود و به عنوان تشكل هاي كارگري به نهادهاي بين المللي معرفي شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هيات وزيران در جلسه مورخ ۲۹دي سال 81 بنا به پيشنهاد شوراي عالي كار ، معافيت كارگاه هاي زير ده نفر را از شمول قانون كار تصويب كرد. موارد استثنا و معافيت كارگاه هاي كوچك كمتر از ده نفر از قانون كار به شرح زير تعيين مي گردد : &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تبصره ماده (۱۰) ، ماده (۱۲) ، ماده (۱۶) ، ماده (۱۷) ، ماده (۱۸) ، ماده (۱۹) ، ماده (۲۶) ، ماده (۲۷) ، ماده (۲۸) ، ماده (۲۹) ، ماده (۳۱) ، ماده (۳۲) ، ماده (۴۸) ، ماده (۴۹) ، ماده (۵۰) ، ماده (۵۱) ، ماده (۵۶) ، ماده (۵۸) ، ماده (۶۲) ، ماده (۶۴) ، ماده (۶۵) ، ماده (۶۶) ، ماده (۷۳) ، ماده (۷۷) ، ماده (۸۱) ، ماده (۸۲) ، ماده (۱۱۰) ، ماده (۱۴۹) ، ماده (۱۵۰) ، ماده (۱۵۱) ، ماده (۱۵۲) ، ماده (۱۵۳) ، ماده (۱۵۴) ، ماده (۱۵۵) ماده (۱۵۶) ، ماده (۱۷۳) در ارتباط با مواد (۱۵۲) الي (۱۵۵) و ماده (۱۷۵) در ارتباط با ماده (۸۱) قانون كار . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مدت معافيت از شمول مواد ياد شده سه سال تعيين مي گردد . در ماده ۳ اين مصوبه روابط بين كارگر و كارفرما در زمينه بعضي از مواد مستثني شده اعلام شده بود، مواردي مانند:تهيه قرار داد در سه نسخه كه يك نسخه نزد كارگربايد باشد. در هر گونه تغيير در وضعيت مالكيت كارگاه، كارفرماي جديد قائم مقام تعهدات و حقوق كارفرماي قبلي خواهد بود. تعليق قرار داد در صورت توقيف كارگر و بازگشت وي پس از رفع توقيف و در صورت عدم به كارگيري وي كارفرما موظف به پرداخت سنوات خدمت وي به ميزان هر سال سابقه كار معادل يك ماه آخرين حقوق شده بود. مدت كار روزانه 44 ساعت در هفته معين شده و موادي هم به مرخصي كارگر و مباحث ديگر اختصاص يافته بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیرو مذاکرات با سازمان بین‌المللی کار ، در ژوئن سال ۲۰۰۲، دولت جمهوری اسلامی از «شاخه آزادی انجمن» (آزادی‌های سندیکایی) درخواست کرد تا قانون کار جاری ایران را به لحاظ انطباق آن با اصول و استانداردهای آزادی انجمن‌، مورد بررسی قرار دهد. در پی این مذاکرات، هیأت مشاوره سازمان بین‌المللی کار متشکل از آقاي برنارد جرنيگان، رييس «شاخه آزادي انجمن» و خانم كرن كرتيس، رييس «اداره آزادي انجمن» از تاریخ ۲۷ سپتامبر تا سوم اکتبر ۲۰۰۳ از ایران دیداری به عمل آورد و در پی آن گزارشی را منتشر كردند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در گزارش اين هيات اعلام شد تمام كساني كه با آنها ملاقات شد جملگی بر اين اعتقاد بودند كه نفوذ و قدرت خانه كارگر به طور كلی به نفع كارگران نيست و خانه كارگر نماينده واقعي و راستين گروه كارگری نمي باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بخش ديگر اين گزارش آمده بود كه «شوراها بدون انجام اصلاحات اساسي در قوانين حاكم بر تاسيس و فعاليت آنها، نمي‌توانند كاملا نقش آزاد و مستقل نمايندگي كارگري را ايفا كنند». هیأت ساده ترین اقدام «براي ارتقاي يك نهضت آزاد و مستقل انجمن و تشكل صنفي در ايران را اصلاح ماده ١٣١، تبصره ۴، قانون كار مي‌داند» &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ۱۱ مهرماه ۱۳۸۳ یک سال پس از دیدار هیأت مزبور از ایران و انتشار گزارش آن ، ایلنا گزارش كرد: محسن خواجه نوری معاون روابط کار وزارت کار و امور اجتماعی در دیدار با واندرلان مدیر منطقه‌ای سازمان بین‌المللی کار، از گزارش سازمان بین‌المللی کار در خصوص فعالیت تشکل‌های کارگری و کارفرمایی در ایران قدردانی کرده و اضافه نمود که «ما نیز معتقدیم باید تشکل‌های کارگری و کارفرمایی مطابق با استانداردهای جهانی تشکیل شده و فعالیت کنند». او همچنین اعلام کرد : « وزارت كار و امور اجتماعي آمادگي دارد پس از رفع ابهامات تشكل‌‏های كارگری در خصوص اين بيانيه، آن را به صورت لايحه‌‏ای در خصوص مقررات جديد تشكل‌‏ها در ايران, تقديم دولت کند» &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنا به خبر ایلنا در سیزدهم مهرماه ۱۳۸۳ «یادداشت تفاهم سه جانبه‌ای با حضور محسن خواجه نوری " ، معاون روابط كار وزارت كار و امور اجتماعی ، " كاری تاپيولا " ، معاون اجرايي دبيركل سازمان بين المللی كار در امور استانداردها و اصول و حقوق بنيادين كار و آقاي " هرمان واندرلان " ، مدير دفتر زير منطقه ای جنوب آسيا به امضاء رسيد، طرفين موافقت خود را با نياز به بازنگری در فصل ششم قانون كار، در نشست سه جانبه مورخ ۱۳/۷/۸۳ و در راستاي تقويت و توسعه انجمن هاي صنفي(سنديكاها ) اعلام كردند»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم چنين به نقل از خبرگزاری ایلنا در روز ۱۳ مهرماه ۱۳۸۳ «در بند ۲ اين تفاهم نامه ، با تهيه و تنظيم پيش نويس اصلاحيه مواد مربوطه در فصل ششم قانون كار مطابق با اصول شناخته شده بين المللي در زمينه حق تشكل و لزوم نهايي كردن متن مذكور از طريق مشورت سه جانبه موافقت شد كه در اين زمينه دفتر بين المللي كار مساعدت لازم را خواهد كرد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین «در بند ۳ نيز با لزوم اصلاح آيين نامه‌ها و مقررات موجود مربوط به انجمن هاي صنفي در اسرع وقت مشتمل بر آيين نامه تشكيل، فعاليت و حدود اختيارات انجمن‌های صنفی، آيين نامه ناظر بر تهيه اساس نامه انجمن‌های صنفی و آيين‌نامه ذيل ماده 136 قانون كار موافقت گرديد، نمايندگان سه طرف هم چنين موافقت خود را مبنی بر نياز به تجديد نظر در قانون تاسيس شوراهاي اسلامي كار با هدف تقويت كاركرد صنفی اين تشكل در زمان مقتضی و مطابق با مقاوله نامه هاي ۸۷ و ۹۸ سازمان بين المللي كار اعلام كردند. گفتنی است، مواد مربوط به شوراها در فصل ششم قانون كار به طور هم زمان بازنگری خواهد شد »&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در 25مرداد اين سال ايلنا گزارشي منتشر كرد كه در آن به مساله تشكيل سنديكاها و تغيير قانون كار اشاره شده است . معاون وزير كار در امور تنظيم روابط كار تاكيد كرد: وزارت كار هرگونه تصميمي راجع به مسايل مهم كارگري و كارفرمايي را بدون نظرخواهي از تشكل هاي عالي كارگري و كارفرمايي اتخاذ نخواهد كرد و طرح هايي كه از سوي اين وزارتخانه تهيه و به مراجع قانوني ارايه مي‌شود برخاسته از نقطه نظرات اين تشكل هاست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محسن خواجه نوري باتاكيد بر اين مطلب كه در حال حاضر هيچ تغييري در قانون و مقررات مربوط به تشكل‌ها اعمال نشده است، از تشكيل شوراي سه جانبه ملي با حضور نمايندگان كارگري و كارفرمايي ودولت (هر كدام 5 نفر) خبر داد و گفت: مباحث راجع به تشكيل سنديكا، انجمن صنفي كارگري و هرگونه تغييري در فصل ششم قانون كار، در اين شورا مورد بحث و بررسي قرار گرفته وتصميمات اصلي توسط اعضاي اين شورا اتخاذ خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معاون تنظيم روابط كار با انتقاد از افرادي كه در محافل كارگري، نقش وزارت كار در بحث هاي اخير مربوط به سنديكاهاي كارگري وتغيير در فصل ششم قانون كار را « كارگر فريبي» عنوان كرده اند،گفت: "پيوستن به مقاوله نامه هاي 87 و 98 سازمان بين المللي كار اجتناب ناپذيراست و پيش نياز الحاق به اين مقاوله نامه ها نيز پذيرش برخي شرايط اعضاي اين سازمان است و بحث هاي اخير نيز در اين راستا مطرح شده است؛ حال نمي دانيم كه چرا به ما عنوان «كارگر فريبي» داده اند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبرگزاری ایلنا در مهرماه ۱۳۸۳ به نقل از علیرضا محجوب گزارش داد: « در حال حاضر مراجع قانون‌‏گذار كشور،آمادگي پذيرش حضور فعال و مستقل شوراي اسلامي كار و انجمن صنفي را به طور همزمان در واحدها ندارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در 22دي 84 درصفحه ۸ روزنامه خراسان گزارشي چاپ شد كه در آن چنين آمده بود: براساس ماده 101 قانون برنامه چهارم توسعه دولت موظف است ظرف 6 ماه لایحه اصلاح قانون کار را تهیه کند. براساس این دستورالعمل، وزارت کار و امور اجتماعی و نیز وزارت رفاه و تامین اجتماعی موظف شده‌اند پیشنهادات خود را در جهت ایجاد انعطاف‌پذیری بیشتر در مواد قانون کار، کاهش تعهدات غیرضروری کارفرماها و انطباق قانون کار با استانداردهای بین‌المللی، کنسولی، تحولات جهانی کار، امحای تبعیض‌ها در همه عرصه‌های اجتماعی و بویژه در عرصه روابط کار و اشتغال و نحوه شکل‌گیری تشکل‌ها و کانون‌های عالی کارگری و کارفرمایی و نیز استقرار سازمان نظام جامع تامین اجتماعی و حمایت از سالمندان و اقشار کم درآمد و افزایش پوشش بیمه‌ای شاغلین بویژه در مناطق روستایی ارائه دهند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اين گزارش به نظر دبیر کل سازمان بین‌المللی کارفرمایان جهان اشاره شده بود. ايشان مطرح كرده بودند : برای اصلاح قانون کار حاضر است با دولت این کشور همکاری کند. آنتونیو پنالوزا گفته بود: کارفرمایان ایرانی نگرانی‌هایی دارند که باید دولت ایران پاسخ مناسبی به آنها بدهد. وی تصریح کرد: قانون کار در ایران امکان توسعه بازار کار ایران را گرفته و فرصت‌های سرمایه‌گذاری از سوی سرمایه‌گذاران خارجی را نیز سلب کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دبیر کل سازمان بین‌المللی کارفرمایان جهان گفته بود : فصل ششم قانون کار ایران باید تغییر کند و تعریف جدیدی از تعامل بین کارگر و کارفرما ارائه دهد. زيرا تضمین شغلی کارگران از سوی کارفرمایان باعث می‌شود که انگیزه کارفرمایان برای به کارگیری کارگران جدید کاهش یابد. بنابراین تضمین شغلی نباید توسط کارفرمایان، بلکه باید توسط نهادهای بیمه‌ای صورت گیرد. وی گفت: دولت قبلی در ایران در خصوص تغییر در فصل ششم قانون کار گام‌هایی برداشته است و امیدواریم دولت فعلی نیز در این جهت کوشا باشد (فصل ششم قانون کار، کارگران و کارفرمایان را به ایجاد تشکل‌های صنفی توصیه نموده است) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اين گزارش به نظرات كارشناسان و نمايندگان كارگري و كارفرمايان نيز اشاره شده است. نظرات كاملا متضاد است. كارگراني كه در اين مصاحبه نظرات آنان منتشر شده معتقد بودند كه اين قانون كار از آنها حمايت نمي كند و اگر قرار است قانون کار فعلی نتواند عرصه اشتغال و درآمد را برای آنان فراهم نماید همان به که دوباره مورد بازنگری قرار گیرد.(حقوق هاي معوقه در آن سال‌ها نيز يكي ازمعضلات كارگران بوده است.) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كارفرمايان نيز معتقد بودند كه قانون كار از كارگران متخلف دفاع مي كند و نمی‌گذارد که آنان کارگران را به اختیار خود اخراج كنند. به نظر دبیر انجمن تولیدکنندگان سرامیک قانون کار فعلی بیش از آنکه منافع عموم کارگران را تامین نماید به دنبال حمایت از کارگران اخراجی است.به نظر ايشان دو تا سه درصد کارگران یک مجموعه تولیدی متخلف هستند و اکثریت نیروی کار افراد شریفی می‌باشند، بنابراین لزومی ندارد که یک قانون فراگیر فقط برای منافع افرادی معدود به کار گرفته شود. وی معتقد است قانون کار فعلی یکی از موانع سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال در کشور است که اگر اصلاحاتی در آن صورت گیرد می‌توانیم نرخ بیکاری فعلی را دو تا سه درصد کاهش دهیم. يك کارشناس قانون کار و تامین اجتماعی هم معتقد است كه در اصلاح قانون کار نباید شتاب‌زده عمل کرد، زیرا در این صورت و به ناچار پس از چند سال موارد اصلاحی دیگری مطرح خواهد شد. وی می‌گوید: اصولا اینگونه بازنگری‌ها در قانون کار باعث وقفه در پیشرفت صنعتی کشور می‌شود و ممکن است برخی از انگیزه‌های اشتغال‌آفرینی از بین برود و یا سرمایه‌گذاری‌ها متوقف شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اين گزارش در مورد تغييرات قانون كار از قول كارگران چنين آمده بود: " ماده 191 قانون کار را تغییر دادند تا کارفرمایان بتوانند نیروی کار خود را تعدیل کنند چرا که معتقد بودند این کار موجب اشتغال بیشتر خواهد شد ولی دیدیم که اینطور نشد جز اینکه بسیاری از کارگران حقوقشان پایمال شد و آواره عرصه اجتماعی شدند و برای نیروی کار مشکلات فراوان‌تری نیز بوجود آمد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معاون روابط کار وزارت کار و امور اجتماعی کشور درباره روند اصلاح قانون کار گفته بود: با عنایت به تکلیف مقرر در بند (ه) ماده 101 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی مبنی بر اصلاح و بازنگری قوانین تامین اجتماعی و روابط کار براساس ساز و کار سه جانبه‌گرایی (دولت کارگر و کارفرما) اقدام به جمع‌آوری نظرات و پیشنهادهای کارشناسی در رابطه با اصلاح قانون کار شده است. وی هدف از این اقدام را تعامل بیشتر کارگر و کارفرما و انعطاف بهتر بازار کار در جهت دستیابی به اهداف مذکور مي داند و مي گويد كه فرم‌های نظرخواهی نیز در اختیار فعالان حوزه‌های کار و کارگری، استادان دانشگاه‌ها و سایر صاحب‌نظران این حوزه و نیز کارشناسان مراجع حل اختلاف و سازمان‌های کارگری و کارفرمایی قرار گرفته است تا آنها نظرات کارشناسی خود را اعلام کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال 85 اصلاح قانون کار به صورت رسمی توسط وزارت کار و امور اجتماعی مطرح شد كه عكس العمل هاي بسياري را به دنبال داشت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبرگزاري مهر در دوم آذر 86 گزارش داد كه وزير كار در مورد اصلاح قانون كار چنين گفته است: با بررسی های کارشناسی و کامل به این نتیجه رسیده... قانون کار نیازی به اصلاح ندارد و بخشي از قانون كار با همكاري مجلس و مجمع تشخيص مصلحت نظام در مورد قراردادهاي كار و پرداخت سنوات به كارگران اصلاح شده است. وي از اصلاح بخشي از قانون كار مربوط به قراردادهاي كار و پرداخت سنوات به كارگران، ايجاد سالانه 500 هزار شغل توسط بنگاه‌هاي زودبازده، افزايش يك ميليون و40 هزار كارگر بيمه شده در سال 86 و آموزش كسب و كار به240 هزار فارغ‌التحصيل خبر داد. وي در مورد قراردادهاي كار افزود: طبق اين اصلاح، قراردادهاي كار از اين به بعد بايد در فرم‌هاي وزارت كار باشند و اين فرم‌ها در حال حاضر در شوراي عالي كار در حال تنظيم شدن هستند. اين فرم‌ها براي كارگراني است كه بيش از يك ماه در واحدي فعاليت مي‌كنند و در آن‌ها، حقوق كارگران و كارفرمايان و اختيارات آن‌ها پيش‌بيني شده است. وي در مورد سنوات كارگران نيز اظهار كرد: قرارداد بعضي از كارگران شش، 9 يا 11 ماه و چند روزه است كه آن‌ها هم به صورت سالانه سنوات دريافت مي‌كنند، اما در اصلاحيه جديد كارگر به هر نحوي و به هر مدتي كه كار كند از اين سنوات بهره‌مند مي‌شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جهرمي در ادامه در مورد اصل 44 اين موضوع را يك انقلاب در بخش اقتصادي دانست و اظهار كرد: تجربه نشان مي‌دهد كه اقتصاد دولتي كارآيي لازم و بهره‌وري لازم را ندارد و توليد ثروت هم نمي‌كند و به همين دليل بايد به سمت خصوصي سازي حركت كرد و دولتي‌ها هم به اين سمت بايد بروند كه با بخش خصوصي رقابت نكنند. به گفته وي، تا مديريت‌ها واگذار نشود اصل 44 تحقق نمي‌يابد و هر چند چهار ماهي است كه موضوع اخراج كارگران تا پنج سال بعد از واگذاري واحد به بخش خصوصي ابلاغ شده است اما هنوز آيين‌نامه‌هاي اين موضوع تنظيم نشده و بايد اين آيين‌نامه‌ها اين موضوع را تضمين كنند.(خبرگزاري فارس) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنا به گزارش ايرنا كه در تاريخ آذر سال 87 منتشر شد، بند "ز" به ماده 21 قانون كار اضافه شد. دراين خبر چنين آمده است:" چندي پيش در جلسه‌اي كه با حضور فقهاي شوراي نگهبان، وزيران و كارشناسان و روساي كميسيون‌هاي مربوطه از دولت و مجلس شوراي اسلامي برگزار شد، پس از استماع نظرات شوراي نگهبان و وزرا و كارشناسان دولت و مجلس شوراي اسلامي، پيشنهادات كميسيون اقتصاد كلان، بازرگاني و اداري مجمع تشخيص مصلحت نظام مطرح شد و مواردي به تصويب رسيد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طبق يكي از مصوبات اين جلسه، بند (ز) به شرح زير به ماده ‌21 قانون كار اضافه شد: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ز- كاهش توليد و تغييرات ساختاري در اثر شرايط اقتصادي، اجتماعي، سياسي و لزوم تغييرات گسترده در فن‌آوري مطابق با مفاد ماده‌ (‌9) قانون بخشي از مقررات تسهيل و نوسازي صنايع كشور. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ماده21 قانون كار چنين آمده است: « قرارداد كار به يكي از طرق زير خاتمه مي‌يابد: &lt;br /&gt;الف ـ فوت كارگر &lt;br /&gt;ب ـ بازنشستگي كارگر &lt;br /&gt;ج ـ از كارافتادگي كلي كارگر &lt;br /&gt;د ـ انقضاء مدت در قراردادهاي كار با مدت موقت و عدم تجديد صريح يا ضمني آن &lt;br /&gt;و ـ استعفاي كارگر » &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال با اضافه شدن اين بند كارفرمايان به محض اينكه احساس كنند توليد واحدشان كم شده و يا آن واحد نياز به تغييرات ساختاري دارد مي‌توانند طبق قانون قرارداد‌هاي كارگران خود را پايان دهند و آن‌ها را اخراج كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وزير كاردر اين مورد چنين گفت: « اين موضوع جديدي نيست كه اضافه شده بلكه در قوانين توسعه صنايع و رسيدگي به صنايع مختلف در ساختار صنايع وجود دارد و همين‌طور هم بوده كه با تصويب شوراي عالي كار ساختار يك بنگاه اقتصادي مي‌تواند تغيير كند و اجازه دادند كه بخشي از نيروي كار به اين بنگاه‌هاي اقتصادي تحت پوشش بيمه بيكاري قرار بگيرند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در مصوبه اخير مجمع تشخيص مصلحت نظام سعي كردند كه به جاي اينكه اين كار به صورت مركزي توسط شوراي عالي كار اجرا شود در استان‌ها توسط استانداري‌ها و نماينده‌هاي ديگر عمل شود و اين اصلاحيه نشان مي‌دهد كه به صورت استمرار خواهد بود.» &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جهرمي در جايي ديگر در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا بيان مي‌كند:« آن چيزي كه مجمع تشخيص مصلحت نظام به تصويب رسانده است، قبلاً در دوره‌هاي ششم و هفتم مجلس شوراي اسلامي براي اصلاح ساختار صنايع وجود داشته است لذا اين مصوبه‌اي كه مجمع در قانون كار لحاظ كرده، قانون جديدي نيست.» &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در 7 ارديبهشت 88 رئیس جمهور در جمع کارگران نمونه بار ديگر بر ضرورت... تغییر قانون کار تاکید کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در 5 شهريور 88 &lt;a href="http://سید-محمد-جهرمی.eghtesadna.com/T______سید-محمد-جهرمی.htm"&gt;سید محمد جهرمی&lt;/a&gt; در مراسم تقدیر از خبرنگاران با بیان اینکه از 2 سال پیش اصلاح &lt;a href="http://قانون-کار.eghtesadna.com/T______قانون-کار.htm"&gt;قانون کار&lt;/a&gt; در دستور &lt;a href="http://وزارت-کار.eghtesadna.com/T______وزارت-کار.htm"&gt;وزارت کار&lt;/a&gt; قرار گرفته بود ، گفت: بعد از یک سال ونیم و برگزاری جلسات متعدد برای بررسی پیش اصلاح &lt;a href="http://قانون-کار.eghtesadna.com/T______قانون-کار.htm"&gt;قانون کار&lt;/a&gt; در نهایت این پیش نویس روز چهارشنبه در جلسه هئیت &lt;a href="http://دولت.eghtesadna.com/T______دولت.htm"&gt;دولت&lt;/a&gt; نهایی و برای ارسال به مجلس به تصویب رسید. وی با بیان اینکه تعداد زیادی از آیین نامه های مربوط به &lt;a href="http://قانون-کار.eghtesadna.com/T______قانون-کار.htm"&gt;قانون کار&lt;/a&gt; تغییر یافته و به روز شده است ، اظهار داشت: طبق این قانون برای حمایت از واحدهای تولیدی دچار مشکل که بر اثر &lt;a href="http://نوسان-قیمت-نفت.eghtesadna.com/T______نوسان-قیمت-نفت.htm"&gt;نوسان قیمت نفت&lt;/a&gt;، قیمت نهادهای تولید ، مشکلات تولیدکنندگان و کارفرمایان از طریق تامین منابع لازم برطرف می شود. (خبرگزاري برنا)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در 6 بهمن 1389 خبرگزاري مهر در مقاله اي نایب رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور اظهار داشت وزارت کار اعلام كرده است كه پنج هزار نظر در مورد تغییر قانون کارجمع شده است. وی ادامه داد: زمانی می توان گفت که نظرات مختلف از جامعه کارگری در اصلاح و تغییرات قانون کار گرفته شد که در تصمیم‌گیری‌های نهایی دیده شود. وی در مورد امنیت فعالیتهای کارفرمایان تاکید کرد: خود این موضوع یک اصل مهم است که باید تامین شود ولی جای آن در قانون کار نیست و باید به صورت تدوین و یا تقویت قوانین دیگر دنبال شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دبير كل خانه كارگر و نماينده ي مجلس در مراسم روز جهاني كارگر 1390در ورزشگاه سعيد معتمدي تهران با اشاره به قانون برنامه پنجم توسعه گفت: حقوق كارگران در هنگام اعتراضات صنفي بايد مورد حمايت قرارگيرد... در قانون برنامه پنج ساله توسعه موضوع تغيير قانون كار با عنوان اصلاح آن مطرح است اما اصلاحي مشاهده نمي شود و شواهد حاكي است تلاشي براي حذف حداقل هاي كارگري انجام مي شود لذا هشدار مي دهم هر تغييري كه عليه منافع كارگران باشد محكوم است. وي از بيمه كارگران ساختماني به عنوان دستاوردي بزرگ ياد كرد و گفت: مطابق 29 قانون اساسي بيمه همگاني حق همه است. او امنيت شغلي را مهمترين خواسته كارگران دانست وگفت: مطابق اصل 43 قانون اساسي استثمارواستعمار انسان ها مضموم است. (ايلنا)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در تابستان 1390 پيش نويس اصلاحيه قانون كار براي نظرخواهي در اختيار "شركاي اجتماعي"!؟ گذاشته شد. به نظر مي آيد يكي از اين "شركاي اجتماعي"، سازمان جهاني كار(ILO) است چرا كه ترجمه ي اين پيش نويس دراختيار اعضاي دپارتمان "گفت وگو" ي اين سازمان قرار گرفته و خواسته شده كه نظرات اين سازمان به شكل غيررسمي دراختيار نماينده ايران قرار گيرد. در گزارشي غير رسمي اين نهاد بين المللي در موارد زير برمبناي كنوانسيون هاي اين سازمان اظهار نظر شده است: بند 21 و موارد فسخ قرارداد، (از جمله به مواردي مانند بازداشت كارگر و يا خاتمه قرارداد پس از كاهش توليد ياتعديلات ساختاري) و همچنين بندهاي 23 و 24، 48 و 75 مورد بررسي قرار گرفته و با اشاره به كنوانسيون هاي 158، و توصيه نامه 162، توصيه هايي براي رفع نواقص اين پيش نويس ارائه شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متن پيش نويس كه ابتدا در سطح بسيارمحدودي در داخل كشور پخش شده بود به دست رسانه هاي غيررسمي هم رسيد واز اين طريق در سطح وسيع تري منتشر شد. پس از اين انتشار واكنش هاي بسياري را از طرف كارگران، تشكل هاي مستقل كارگري و فعالان كارگري به دنبال داشت، واكنش هاي بسيار شديدي نيز از طرف خانه ي كارگر و اعضاي شوراهاي اسلامي كاروساير تشكل هايي منتشر شد كه دولتي يا شبه دولتي وغير مستقل بودنشان طي سال ها براي كارگران روشن شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در 28 تير ماه 90 در گزارشي در ايلنا عضو هيات مديره كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار استان تهران درباره اصلاح قانون كارگفت: پيش نويسي از وزارت كار به ما رسيده است كه اسم آن را گذاشته‌اند اصلاحيه قانون‌كار اما ما هر چه نگاه كرديم جز تنگ شدن عرصه بركارگران چيزي نديديم . دراصلاحيه اي كه وزارت كار نوشته است 28 بند از مفاد قانوني تغييرداده‌ و به عبارت بهتر تمامي مزاياي كارگران در اين 28 مورد قطع شده است. وي گفت: در پيش نويس اصلاحيه قانون كار مرخصي كارگران كم شده و به 20 روزكاهش پيدا كرده است، تشكلات كارگري در اخراج كارگران هيچ كاره شده اند، مرخصي تشويقي براي فوت اقوام درجه يك كارگر حذف شده و افزايش 40 درصدي مزد كارگران در نوبت كاري و شيفت كاري حذف شده است . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در 4مرداد 90رييس جمهوري اسلامي ايران با تاكيد بر انجام اصلاحاتي در بندهايي از قانون كار گفت: اين اقدام به نفع كارگر، كار و سرمايه‌گذار خواهد بود. 6 روز بعد وزير پيشنهادي تعاون ، كار و رفاه ، گفت كه تغيير قانون كار يكي از برنامه هاي جدي وزارتخانه جديد است . شيخ الاسلامي با بيان اينكه پيشتر تغييرات مورد نياز در قانون كار داده شده و قرار بود به مجلس ارايه شود ، اظهار داشت هم زماني با اجراي قانون هدفمندي يارانه ها موجب شد تا از تقديم آن به مجلس شوراي اسلامي خودداري كنيم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در هشتم مرداد ماه، رييس پيشين كانون عالي شوراهاي اسلامي‌كار كشور با اشاره به اقدامات دولت اصطلاحات در خارج از شمول كردن كارگاههاي كوچك از برخي مفاد قانون كار خاطرنشان كرد: قانون كار وقتي موضوع قرارداد موقت را در اين قانون گنجانده است از طرف ديگر خواستار تنظيم آيين نامه و تعيين چارچوب قانوني براي آن شده است. وي با اشاره به تحقيقات صورت گرفته در زمان دولت اصطلاحات درباره قانون كارگفت: دراين تحقيق مشخص شد كه 54 معضل بر سر راه اشتغال زايي و جذب سرمايه خارجي وجود دارد كه قانون كار در رديف آخر اين ليست جاي گرفت كه اين بيانگر وجود مشكلات ديگر در عرصه سرمايه‌گذاري و اشتغال كشور است. معاون امور استان‌هاي خانه كارگر گفت: آقايان گزارش بدهند كه حذف كارگاه هاي كوچك از شمول قانون كار چه دستاوردي داشته و آيا باعث اشتغال زايي و جذب سرمايه شده است؟ رييس پيشين كانون عالي شوراهاي اسلامي‌كار كشورگفت:هرگامي ‌كه در جهت تغيير قانون كار انجام شده در جهت تضاد منافع كارگران بوده و نتيجه اش اخراج كارگران بوده است. صادقي گفت: در شرايطي كه كارفرمايان بايد مخالف قانون كار باشند بد است براي دولت كه طرف معارضه با قانون كار باشد. وي با بيان اينكه دولت‌ها خود كارفرماهاي بزرگي هستند، خاطرنشان كرد: اگردولت مي‌خواهد قانون كار را تغيير دهد حرفي نداريم اما حق اعتصاب به كارگران داده شود. وي گفت: كارگران از نداشتن نمايندگان واقعي، جسور و عالم به قانون بي بهره هستند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در 24 مرداد 90 يكي ازاعضاي كميسيون اجتماعي مجلس با انتقاد از جريان اصول گرا در همكاري با دولت در مورد اصلاح قانون كار گفت:در كشور جريان اصول گرايي به سبك نئوليبرال‌هاي غربي در حال شكل گيري است.وي "ارتش بيكاران" را يكي از معضلات اقتصادي، اجتماعي كشور دانست و گفت: «تعداد زياد نيروي بيكار، پديده استثمار كارگران را تبديل به رويه كرده است.»سخنگوي فراكسيون اقليت مجلس در مورد اصلاحيه ماده 21 قانون كار گفت: «ماده 21 قانون كار در 6 مورد، بحث خاتمه قرار داد كار را مطرح كرده است.»&lt;br /&gt;وي ادامه داد: «اصلاحيه جديد قانون كار رضايت كارفرما از كارگر و اجازه اخراج كارگر توسط كارفرما را نيز به شرايط خاتمه قرارداد اضافه كرده است. اضافه كردن اين بند به ماده 21 قانون كار، اين قانون را به قانوني براي مجوز بيكاري كارگران توسط كارفرمايان تبديل مي‌كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ماده 27 قانون كار نيز اخراج كارگر را منوط به موافقت و نظر مثبت انجمن صنفي و در صورت عدم توافق به هيات هاي حل اختلاف اداره كار واگذاركرده است كه در بازنگري جديد اجازه مستقيم اخراج به كارفرما واگذار شده است. اين نماينده اصلاح طلب مجلس با نقد رفتار دولت در مواجهه با غرب تصريح كرد: «در حالي سياست‌هاي فرهنگي كشورهاي غربي را ازمنظر ليبراليسم مورد نقد قرار مي دهيم كه در حوزه اقتصادي به سمت ليبراليسم اقتصادي سوق پيدا كرده‌ايم.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;١٩ مرداد ماه عبدالرضا شیخ الاسلامی درپاسخ به سوال خبرنگار ایلنا مبنی براینكه چه تضمینی وجود دارد كه در اصلاح قانون كار، كارگران زیان نكنند، خاطرنشان كرد: در اصلاح قانون كارافزایش آموزش‌های مهارتی ، تسهیل كسب و كار، برقراری رابطه بهره‌وری و مزد منطعف پیش بینی شده است كه همه اینها در حمایت از نیروی كارمی‌باشد. وزیر تعاون، كار و رفاه اجتماعی افزود: در اصلاح قانون كار سه جانبه عمل خواهیم كرد و تلاش می‌كنیم برآیند نظر شركای اجتماعی یعنی كارگران ، كارفرمایان و دولت را در این اصلاحیه بگنجانیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در شهريور 90 متن پيش نويس قانون كار بالاخره در اختيار عموم قرار گرفت. اين پيش نويس عكس العمل هاي بسياري را به دنبال داشت. اين عكس العمل ها از سوي نمايندگان تشكل هاي كارگري موجود كه همگي دولتي هستند صورت گرفته است. مواد7،21،27،30، 41و 191 از جمله چند ماده‌اي هستند كه بسياري از صاحبنظران اقتصادي و نمايندگان كارگري با آن مخالف هستند و اين اصلاحات را نه به نفع جامعه كارگري كه به زيان آنها مي دانند. نظرات بسيار جالبي از طرف برخي صاحب نظران اعلام شده كه مي توان به برخي از آنها اشاره كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دكتر موسي غني نژاد عضو هيأت علمي دانشگاه نفت مشكل اساسي را در نوع نگرش به قانون كار مي داند و مي گويد: روح قانون كار بر مبناي اين نگرش بنا شده كه چون كارفرما در موقعيت ممتاز و كارگر در موقعيت ضعيف قرار گرفته اند. بنابراين قانون بايد از كارگر در مقابل كارفرما، حمايت كند. فرض اصلي قانون اين است كه در رابطه كارفرما و كارگر، كارفرما درصدد استثمار كارگر است، به همين دليل قانون موظف بر حمايت از كارگر است و تلاش اصلي بايد به سمت اصلاح اين نگاه باشد. وي مي افزايد: تدوين مقررات يك سويه در واقع تنها به نفع كارگران فعلي داراي شغل است. چنين مقرراتي نه تنها باعث رواج بيكاري در جامعه شد، بلكه موقعيت جويندگان كار و بيكاران را نيز تضعيف كرده است.غني نژاد با اشاره به اين كه روح قانون كار فعلي به گونه اي است كه كمتر كارفرمايي تمايل به استخدام كارگر جديد دارد و مقررات دست و پاگير جذب نيروي كار و خاتمه دادن به همكاري هزينه هاي گوناگون مالي و مديريتي براي كارفرمايان در بردارد، تأكيد مي كند: به دليل ناديده گرفتن مشكل زيربنايي مذكور، اصلاحات صورت گرفته پس از تدوين نهايي قانون كار نه تنها مشكلات اين قانون را كاهش نداده بلكه دو چندان كرده است، اصلاحاتي مانند خروج واحدهاي كوچك از شمول قانون كار به هيچ وجه مشكل اين قانون را حل نكرده است. (نقل از گزارش مريم زنگنه)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسؤول امور شهرستان هاي خانه كارگر مي گويد: ما با تمام توان با استدلال و منطق در مقابل تغيير قانون كار مي ايستيم. در طول حيات بعد از انقلاب تنها وزيري كه نه گوش شنوا دارد و نه چشم بينا، آقاي وزير كار فعلي و معاون روابط كار اوست. بنابراين طبيعي است كه وقتي ما مي بينيم به عنوان مثال ماده 27 قانون كار مي خواهد اصلاح شود، جهت اين اصلاح به نفع كارگر نيست و تلاشي است در جهت از هم گسستگي روابط كار بيش از آن چيزي كه حادث شده است. به عنوان مثال در بحث افزايش دستمزد آقاي وزير به گونه اي دستمزد را افزايش داد كه فقط 11 درصد كارگران را شامل شد و 89 درصد كارگران از شمول اين دستمزد محروم ماندند.&lt;br /&gt;بخشنامه مبني بر معاف بودن كارگاههاي بين يك تا 10 نفر از شموليت قانون شوراي عالي كار از تاريخي كه اين بخشنامه صادر شد تا به امروز هنوز عكس العملي از وزير كار نديده ايم كه بگويد كارگران قراردادي و رسمي تحت شمول كارگاه يك تا 10 نفره مشمول قانون شوراي عالي كار مبتني بر افزايش دستمزد هستند و اين نشان مي دهد آنچه كه تاكنون وزير كار انجام داده است نه به نفع منافع ملي بوده است و نه به نفع طبقه كارگر و نه در جهت منافع سرمايه داران صنعتي، بلكه صرفاً منافع تجار و بنكداران و كارگاههاي كوچك صنفي و كارگاههاي سنت گرايي كه فقط خريد و فروش مي كنند را حفظ مي نمايد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وي مي افزايد: افزايش دوگانه دستمزد، ناهنجاريهايي را در جامعه به وجود مي آورد و به محض اين كه مي خواهد شكل بگيرد مجدداً عوض مي شود. به عنوان مثال كاهش دستمزد كارگران موقت كه از هم گسستگي را در ساختار توليد به وجود مي آورد و فاصله بين كارگر و كارفرما را بيشتر مي كند و ضريب اخراج را از 10 به 100 افزايش داده است، چرا كه وقتي مزد دوگانه تعريف مي شود و روي يك پايه نمي ايستد، هزينه هاي آن را مردم متحمل مي شوند.&lt;br /&gt;او تصريح مي كند: باز هم مثال مي زنم؛ آقاي وزير به كارفرما قول داده است تا 11 درصد از حق بيمه آنها را مي بخشد. وزير چه كاره است كه بخواهد از جيب كارگرها بذل و بخشش كند؟بحث كاهش سهم اصلي كارفرمايان يعني اين كه تير خلاص را به سازمان تأمين اجتماعي بزنيد و بنابراين اين جا كارگران محكم ايستادند، چرا كه صندوق تأمين اجتماعي خط قرمز كارگرها است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;20 شهريورنماینده کارگران در هیات‌های حل اختلاف ادارت کار از تعطیلی ۷۵ درصد از واحدهای تولیدی کشور پس از اصلاح قانون کار خبر داد. داوود اخوان در گفتگو با خبرنگار ایلنا با انتقاد از سیاست اصلاح قانون کار تصریح کرد: ‌ نمایندگان کارگری مخالف ماده‌های ۲۷‎‌ و۲۶ و ۹ پیش نویس کنونی اصلاح قانون کارهستند. به گفته وی‎ پیش نویس قانون کار فعلی فاصله طبقاتی بین کارگر و کارفرما را افزایش خواهد داد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;20 شهريور بيانيه پاياني همايش كانون عالي شوراهاي اسلامي‌كار سراسركشور و روساي كانون هاي استاني درهمدان به طوركلي قوانين حمايتي بالاخص قانون كار در جوامع بشري را ماحصل قرنها تلاش و كوشش و جانفشاني كارگراني دانسته است كه با مخاطره انداختن جان خود و ريخته شدن خون هزاران كارگر شريف در جهت رهايي از استثمار و بهره كشي و رسيدن به عدالت اجتماعي به وجود آمده است و به مساله قراردادهاي موقت، نبود امنيت شغلي، قراردادهاي سفيد امضا اشاره شده است و تاكيد كرده كه براساس نص قوانين و مقررات حاكم بر سازمان تامين اجتماعي كليه اموال و دارايي هاي صندوق جز اموال عمومي محسوب ميشود و از آنجا كه مالكيت صندوق مشاع و بين المللي و در زمره حق الناس بوده و به هيچ وجه عمومي و دولتي محسوب نمي‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;20 شهريور:معاون اموراستان‌های دبير كل خانه كارگرگفت: وزارت کار تئوری افزایش‌کمی نهادهای مدنی را از زمان وزارت آقای جهرمی و معاونت روابط کارنظری جلالی آغازکرد. وي افزود: مسئولان وزارت‌کار از آن زمان مرتب تلاش می‌کنند تا افزایش آمار تشکلات کارگری در رسانه‌ها منعکس شود اما ما معتقدیم که نهادهای‌کارگری مثل شوراهای سازش اصولاً تشکل نیستند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی تصریح کرد: وقتی تشکل کمی براساس قانون شکل نگیرد کارکرد کیفی تشکلات استانی و عالی نیزکاهش می‌یابد. &lt;br /&gt;وی اظهار داشت: با وجودی که شاهد رشد نهادهای صنفی هستیم اما کیفیت و خروجی این تشکلات مثل تشکلات دهه ۷۰ شمسی نیست. ... اگر تشکلات کارگری از پایه بصورت استصوابی شکل‌گیرد به طور قطع درکیفیت آن‌ها اثر منفی خواهد داشت. .. با وزیرکار وقت در سال ۱۳۸۳ با حضور نمایندگان سازمان جهانی‌کار توافق انجام شدکه فصل 6مورد بازنگری قرار گیرد اما تا کنون این امر محقق نشده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;22 شهريور90 دبیرکل‌کانون عالی شوراهای اسلامی‌کار سراسرکشورگفت: نمایندگان کارگری از شورای عالی کار ۲ ماه فرصت خواسته‌اند که پیش نویس اصلاحیه قانون کار رابه صورت دقیق مورد برسی و تجزیه و تحلیل قرار دهند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی سراسر کشور نيز گفت: با تصویب پیش نویس کنونی اصلاح قانون کار حجم اخراج کارگران افزایش خواهد یافت. وی دلیل اصلی افزایش نرخ بیکاری را افزایش حجم واردات اعلام کرد و افزود: با اصلاح قانون کار نمی‌توان در کشور اشتغال ایجاد کرد. ... تعیین دوگانه نرخ دستمزد منجر به افزایش تعداد کارگران قراردادی و پیمانی در واحدهای تولیدی کشور خواهد شد. وي فعالیت شرکت‌های پیمانکاری را موجب استثمار کارگران قراردادی اعلام کرد و خاطرنشان ساخت: ‌ در حال حاضر ۳۰ درصد از شرکت‌های پیمانکاری به صورت غیر مجاز در کشور فعالیت می‌کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;23 شهريور دبير هيات مديره كانون شوراي اسلامي كار استان تهران گفت: طبق ماده 41 وزير كار بدون دخالت نظرات نمايندگان كارگري و كارفرمايي ميزان دستمزد كارگران را تعيين خواهد كرد اين درحاليست كه نمايندگان كارگري و كارفرمايي مخالف اجراي آن هستند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دبير اجرايي خانه كارگر استان همدان با بیان اینکه مشکل عدم ایجاد اشتغال و بحران حاکم در صنعت و اقتصاد کشور به قانون کار مرتبط نیست، افزود: اگر موانع های موجود را فهرست بندی نمائیم، قانون کار در ردیف آخر این موانع قرار دارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وي تصریح کرد: ظرفیت های کامل قانون کار با 203 ماده و 123 تبصره که در انتهای سال 69 تصویب و از ابتدای سال 70 ابلاغ شد اصلا اجرایی نشده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او با بیان اینکه این قانون از روز اول تصویب به مرحله اجرا درنیامده است، بیان داشت: اساسی ترین مشکل در بحث تعیین تکلیف کارهایی با جنبه فصلی، موقت و دائم است كه انجام نشده است... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهر ۱۳۹۰، در آخرین جلسه شورای عالی کار برای بررسی نهایی پیش نویس قانون کار است، هیچ کدام از نمایندگان کارگری از سوی کانون عالی شوراهای اسلامی‌ کار سراسر کشور، کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگری و مجمع عالی نمایندگان در جلسه روز گذشته حضور نداشتند. آنان معتقد ند كه وزارت کار نباید عجله‌ای برای اصلاح قانون کار داشته باشد و در این رابطه نیز خواهان ۲ ماه وقت برای بررسی پیش نویس هستند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما سید حمزه درواری، عضو شورای عالی کار و نماینده کارفرمایان کشور در گفت‌وگو با «مهر» تاکید کرد: مطرح شده است که ۹۸ درصد مباحث پیش نویس اصلاح قانون کار با منافع کارگران در تضاد است؛ اما به نظر می‌رسد کارگران نتوانسته‌اند بررسی‌های مناسبی را در این زمینه انجام دهند؛ چرا که از پیش‌نویس اصلاح قانون کار ضد کارگری بودن برداشت نمی‌شود.(دنیای اقتصاد)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در 16 مهر 90 در روزنامه بازار كار نظر كارفرمايان در مورد قانون كار در قالب 34 ماده، پیش نویس پیشنهادی کانون عالی کارفرمایی برای اصلاح قانون کار منتشر شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در 21 آبان ۱۳۹۰ رئیس هیئت مدیره کانون عالی انجمن صنفی کارگری گفت: تاکنون 60 ماده از پیش نویس دولت میان تشکل‌‌های کارگری و 30 ماده با کارفرمایان نهایی شده و آمادگی کامل برای مذاکره سه جانبه وجود دارد.&lt;br /&gt;وي اختلاف دیدگاه نمایندگان کارفرما و کارگر برای اصلاح قانون کار را ناچیز دانست و تصریح کرد: اکنون 30 ماه از پیش نویس با کارفرمایان نهایی شده است. وی با بیان اینکه کارفرمایان همکاری خوبی با کارگران در اصلاح قانون کار دارند، بیان کرد: با رویکردی تعاملی موجود میان شرکاء توافقات خوبی حاصل شده و خواهد شد... و بدون امضای کارگران اصلاح قانون کار به دولت نخواهد رفت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 بهمن 1390رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار سراسر کشور از اجماع شرکای اجتماعی در خصوص 95 درصد از مواد پیش نویس در هفته آینده خبر داد. او از برگزاری نشست های دو جانبه با کارفرمایان طی 6 ماه گذشته و پس از ارائه پیش نویس اصلاح قانون کار از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی خبر داد و افزود: طی هفته آینده در نظر است تا در قالب این نشست ها ، کار را نهایی کنیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و حكايت همچنان باقي است...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين خبرها در حالي در رسانه هاي عمومي منتشر مي شود كه اگر از خود كارگراني كه در بخش هاي مختلف مشغول به كارند سوال كنيد ، در مورد اين قانون، اين بحث ها و گفت و گوها و "اجماع ها" اطلاعات كمي دارند. حتا تعدادي از كارگران در مراكز بزرگ صنعتي، مانند صنايع خودروسازي، نفت و... به خاطر مطالعه و گفت و گو در مورد اين قانون مورد بازخواست و توبيخ قرار گرفته و تهديد به اخراج شده اند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* توضيح : &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارش بالا با استفاده از خبرهاي منتشر شده در خبرگزاري ايلنا، مهر، فارس، ايرنا، روزنامه خراسان و همچنين مقالات زير تنظيم شده است. صادق کارگر،" قانون کار ایران و سرسختی کارفرمایان" - مصداقی، تشکل‌های کارگری از نگاه سازمان بین‌المللی کار (بخش ششم) - فاطمه حافظيان، «تشكل‌هاي كارگري و كارفرمايي در ايران» انتشارات انديشه برتر&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-2442460497139081632?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/2442460497139081632/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=2442460497139081632&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/2442460497139081632'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/2442460497139081632'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/02/blog-post_11.html' title='تاریخچه قانون كار در ايران*'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-6306613140600140766</id><published>2012-02-10T20:03:00.000+03:30</published><updated>2012-02-10T20:03:08.628+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار'/><title type='text'>شاهرخ زماني و محمد جراحي همچنان در بند قرنطينه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بر اساس اخبار رسيده از زندان تبريز، وضعيت زندانيان كارگري آقايان شاهرخ زماني و محمد جراحي در بند قرنطينه ي تبريز بسيار تاسف بار است. اين دو زنداني علاوه بر فشارهاي زندان بانان و شرايط نامساعد غذايي و نبود امكانات اوليه در زندان، دو بار نيز مورد حمله و ضرب و شتم تعدادي از زندانيان عادي تحريك شده قرار گرفته اند.&lt;br /&gt;اين زندانيان تحريك شده با حمله به محمد جراحي و شاهرخ زماني آنان را از تخت خود بيرون كرده و محل خواب آنان را خود اشغال كرده اند. و در نتيجه آنان مجبورند روي زمين بخوابند. با اين همه مسئولان زندان از انتقال آنان به بند عمومي خو د داري كرده و آنان را همچنان در بلاتكليفي نگه داشته اند .&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-6306613140600140766?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/6306613140600140766/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=6306613140600140766&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/6306613140600140766'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/6306613140600140766'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/02/blog-post_10.html' title='شاهرخ زماني و محمد جراحي همچنان در بند قرنطينه'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-2126985553096458576</id><published>2012-02-08T05:31:00.003+03:30</published><updated>2012-02-09T01:35:26.901+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بیانیه'/><title type='text'>کارگران زیر تیغ بیکاری و گرانی، فعالان کارگری در حبس</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;16 بهمن 1390&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارگران و مردم زحمتکش، زمستان نود را زیر تیغ بیکاری و گرانی، به میانه رساندند. تحریم اقتصادی و سایه شوم جنگ برای مردم ایران، تنها کابوسی همچون وضعیت فعلی عراق و افغانستان و لیبی، در آینده ای نامعلوم، نیست. مدت هاست کارگران و مردم زحمتکش، این کابوس را زندگی می کنند. بیکاری های گسترده ای که موج جدید تعطیلی موقت و دائم واحدهای تولیدی، به ارمغان آورده است، دامنگیر کارخانه های خودروسازی سایپا و پارس خودرو هم شده است. نیروی کار شاغل در صنعت خودروسازی، که به نسبت نیروی کار واحدهای تولیدی و خدماتی کوچکتر، امنیت شغلی و دستمزد بالاتری داشتند، آخرین قربانیان تحریم اقتصادی بوده اند.&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;تا میانه زمستان امسال هم، همچون فصول سیاه گذشته، عدم رعایت استاندارد های ایمنی در محیط کار به منظور "صرفه جویی در هزینه ها و افزایش سود" و انفجار های کارخانه فولاد غدیر یزد و ایستگاه تقویت فشار گاز رشت، جان کارگران بسیاری را گرفت. البته راه های دیگری هم برای ستاندن جان کارگران هست. شنیدیم که:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"گروه خودروسازی بهمن، که مزدا تولید می کند، کارگران خود را با پرداخت حداقل حقوق تا 15 فروردین 1391 بیکار کرده است. این گروه در هفته اخیر، تعدادی از کارگران را به سر کار فراخواند و اسامی شماری دیگر را به عنوان اخراجی، در تابلو اعلانات اعلام کرد. همزمان با اعلام این لیست، یکی از کارگران سالن رنگ گروه بهمن به نام مصطفی علیزاده، دست به خودکشی زد و فوت کرد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از نتایج افزایش ساعت به ساعت قیمت ارز و طلا و هجوم سرمایه داران ریز و درشت به بازار دلالی مجاز و غیر مجاز داخلی و خارجی (واردات)، تعطیلی واحدهای تولیدی و خدماتی بوده است. نتیجه دیگر متورم شدن بازار دلالی، افزایش نرخ تورم و گرانی های ساعت به ساعت بوده است. در حالیکه دستمزد نیروی کار، سال به سال و با نرخ پایین و دروغین حدود 9 درصد، افزایش می یابد؛ افزایش قیمت کالاها و خدمات اساسی همچون اجاره مسکن و خوراک و پوشاک و درمان و آموزش و حمل و نقل، روزانه و چند ده درصدی است. به لطف سیاست اقتصادی خصوصی سازی و اهدای سرمایه های عمومی مردم در بخش های آموزش و درمان و حمل و نقل و انرژی و ... به سرمایه داران خصوصی و دولتی، هزینه های زندگی نیروی کار، به طور منظم، افزایش می یافت و بیکاری، گسترده تر می شد. تحریم اقتصادی اما، جهشی بزرگ در این افزایش بیکاری و تورم، ایجاد کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این وانفسا، کسانی از نیروی کار هم هستند که راه زندگی را، به مانند "مصطفی علیزاده" ها، سیاه و به پایان رسیده ندانند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مگر نه اینکه ثروت های جامعه را دسته جمعی تولید می کنیم؟ مگر نه اینکه تورم و گرانی روزمره، سفره های مان را عین هم، لاغرتر می کند؟ مگر نه اینکه بیکاری، همه ما را به نوبت تهدید می کند؟ پس چرا راه علاج و مقاومت را، از دریچه تنگ تلاش انفرادی بجوییم؟ که آخر راه، یاس و خودکشی انتظار مان را بکشد به نوبت؟ ایستادن و مقاومت و چه بسا پیشروی، در گروی تلاش دسته جمعی و متشکل نیروی کار است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایستاده اند هنوز و می ایستند و به پیش می روند تا همراه مان کنند. حبس و حکم و بیماری و آسیب های دوران بازجویی هم، جلودار شان نیست. بنگریدشان:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- علی اخوان، از یاران کانون مدافعان حقوق کارگر، شب 8 بهمن، در منزلش بازداشت شد. اخوان هم اکنون برای گذراندن یک سال و نیم حبس تعزیری، در بند 350 زندان اوین به سر می برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- محمد جراحی، فعال کارگری شهر تبریز، 27 دی در خانه اش بازداشت شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- شاهرخ زمانی، از اعضای هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش ساختمان، 25 دی در محل کارش در تبریز و در حین نقاشی ساختمان، بازداشت شد. ماموران امنیتی، جراحی و زمانی را جهت اجرای حکم حبس تعزیری، بازداشت کرده اند. دادگاه تبریز، حکم پنج سال حبس برای محمد جراحی و یازده سال حبس برای شاهرخ زمانی، صادر کرده بود. هم اکنون، زمانی و جراحی، بدون دسترسی به لباس گرم و تحت فشارهای جسمی و روانی، در قرنطینه زندان تبریز به سر می برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ساسان واهبی وش، فعال چپ دانشجویی دانشگاه آزاد تبریز، 25 دی ماه جهت گذراندن باقی مانده حکم شش ماه حبس تعزیری، طی یک تماس تلفنی، به اتاق 37 وزارت اطلاعات جنب زندان تبریز، احضار شد. واهبی وش، دو روز را در قرنطینه زندان گذراند و از 13 بهمن، در بند مالی- سیاسی زندان تبریز به سر می برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مهدی فراحی شاندیز، معلم و فعال کارگری، از هفته دوم دی ماه، برای گذراندن حکم سه سال حبس تعزیری، در بند 350 زندان اوین، محبوس شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- میثم نجاتی عارف، فعال کارگری و دانشجوی دانشگاه آزاد کرج، 13 دی هنگام خروج از محل کارش در کارخانه سایپا، به دست ماموران امنیتی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- صدیق کریمی، از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران، 11 بهمن در پی مراجعه به دادگاه سنندج، بازداشت شد. دادگاه سنندج، حقوق ماهیانه ضامن کریمی را مسدود کرده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- شیث امانی، از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران، 26 دی، هنگامی که برای پی گیری آزادی شریف ساعد پناه و مظفر صالح نیا، به دادگاه سنندج مراجعه کرده بود، بازداشت شد. امانی، به دنبال انجام عمل جراحی ناموفق دیسک کمر، همچنان دچار درد در ناحیه کمر است. امانی و کریمی، هم اکنون برای گذراندن حکم شش ماه حبس تعزیری، در زندان مرکزی سنندج به سر می برند. قابل ذکر است که این حکم، که برای اتهام برگزاری مراسم روز جهانی کارگر سال 1386 در سنندج صادر شده بود، توسط رییس وقت قوه قضاییه، لغو شده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- شریف ساعد پناه و مظفر صالح نیا، از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران، 29 دی، پس از دو هفته بازداشت در زندان مرکزی شهر سنندج، با قرار وثیقه 80 میلیون تومانی آزاد شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- رضا شهابی، از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، که پس از بیست ماه بازداشت موقت و بلاتکلیفی در زندان و دو بار اعتصاب غذا، به بیمارستان منتقل شده بود، برای جراحی ستون فقرات و جایگزینی مهره گردن، به اتاق عمل برده شد، اما به علت عدم آمادگی جسمی شهابی و ریسک بالای عمل و خطر فلج شدن، عمل جراحی وی انجام نشد. شهابی که قبل از بازداشت در خرداد 1389، از سلامتی کامل برخوردار بود، طی دوره بازداشت موقت، دچار آسیب در ناحیه ستون فقرات شد. وی علاوه بر انجام عمل جراحی، نیاز به استراحت مطلق در منزل و فیزیوتراپی و کنترل منظم پزشک متخصص دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ابراهیم مددی، از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، آخرین ماه های حکم سه سال و نیم حبس خود را در بند 350 زندان اوین می گذراند. اول دی ماه، دادستان تهران با درخواست چند ساعت مرخصی وی برای شرکت در مراسم خاکسپاری برادرش، مخالفت کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- علی نجاتی، از اعضای سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، برای گذراندن حکم یک سال حبس تعزیری، در زندان دزفول محبوس است و علی رغم صدور مرخصی پزشکی که تا دهم بهمن به تایید دادستان شوش، پزشکی قانونی و مقامات زندان رسیده است، همچنان در زندان به سر می برد. مرخصی پزشکی نجاتی، به دلیل وخامت وضعیت قلبی و احتمال سکته مجدد، صادر شده است. قابل ذکر است که نجاتی برای یک اتهام، دو بار محاکمه و محکوم شده است. وی حکم شش ماه حبس قبلی خود را، در زندان گذرانده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بهنام ابراهیم زاده، فعال کارگری و حقوق کودک، بیستمین ماه از حکم پنج سال حبس تعزیری خود را در بند 350 زندان اوین می گذراند. ابراهیم زاده طی دوره بازجویی در سال 1389 از ناحیه پرده گوش دچار آسیب شد و علی رغم درد مزمن در ناحیه گوش و دندان، تا کنون اجازه دسترسی به درمان، نداشته است. ابراهیم زاده، اخیرا پیشنهاد مقامات برای درخواست عفو مشروط را رد کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- سعید مدنی، پژوهشگر مسائل اجتماعی و استاد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، 18 دی، در خیابان بازداشت شد. مدنی را به زندان اوین منتقل کرده اند. در چند ماه گذشته، مقامات دانشگاه تحت فشار ماموران امنیتی، حضور سعید مدنی را در دانشگاه، محدود کرده بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- تعدادی از کارگران، معلمان و فعالان کارگری اصفهان، به دلیل "اقدام برای برپایی تجمع اعتراضی روز جهانی کارگر سال 1389 در محل کارشان"، در دی ماه 1390 هر کدام به چند سال حبس تعزیری محکوم شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای تعداد دیگری از فعالان کارگری نیز، احکام سنگین زندان صادر شده است. تعدادی از فعالان کارگری نیز، با قرار وثیقه های سنگین، در انتظار تشکیل دادگاه و صدور حکم، به سر می برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کانون مدافعان حقوق کارگر، خواستار لغو احکام ناعادلانه و آزادی بی قید و شرط فعالان کارگری و کارگران زندانی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;16 بهمن 1390&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کانون مدافعان حقوق کارگر&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-2126985553096458576?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/2126985553096458576/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=2126985553096458576&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/2126985553096458576'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/2126985553096458576'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/02/blog-post_08.html' title='کارگران زیر تیغ بیکاری و گرانی، فعالان کارگری در حبس'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-4151659848346823192</id><published>2012-02-06T20:58:00.000+03:30</published><updated>2012-02-06T20:58:39.680+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='یادداشت'/><title type='text'>زنده باد علي اخوان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;فريبرز رييس دانا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نگاه هاي تيز و با هوش و بسيار دوستدارانه ي روژان 4 ساله دختر خوش صحبت علي اخوان چيزي نيست كه كسي آن را به سادگي از ياد ببرد. اين نگاه ها هميشه ترا تعقيب مي كنند. از آن مهمتر به تو مي فهمانند كه ژرفاي احساست را نسبت به خودش درك كرده است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;او مي داند كه چقدر براي من عزيز و دوست داشتني است. مي داند كه من پدر فرداد سه سال و هشت ماه هستم كه خودش را خيلي به رژان نزديك مي داند . از معدود مواردي است كه فرداد با او تا آخر سر مي كند. رژان براي من نماد كوچولوي در حال رشد و اميد بخش عشق وارزش است كه آنها را از مادرش و پدرش و از همه مهمتر از رابطه ي بسيار صميمي و رفيقانه ، عاشقانه و به يادماندني اين دو ياد گرفته ، به ارث برده است. چشمانش كاملابه مادرش رفته است اما در يك نگاه او را چون فرزند علي اخوان تشخيص مي دهي. بيش از هر چيز روح باعاطفه و مهربانش و احساس مسووليت وتعلق خاطرش به محيطي كه در آن مي زيد ترا به ياد علي مي اندازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخرين باري كه رژان را ديدم پدرش چند روزي بود كه براي گذراندن دوره ي يك و نيم ساله ي زندان خود، شبانه بازداشت شده بود. پيش از آن او يكي دو ماهي بازداشت بود و سپس به 3 سال حبس محكوم شد و بعد از اعتراض به راي خود، دادگاه تجديد نظر او را به يك سال و نيم حبس قطعي محكوم كرد. علي، اين دوست و برادر من در برابر چشمان همه ي دوستان واعضاي جامعه اي كه اين گونه مسوولانه و انساني با آن پيوند داشت، روز به روز روحيه دارتر، مصمم تر ، شادمانه تر، پراميدتر و پرحوصله تر مي شد. يقين قطعي دارم كه علي در زندان پخته تر مي شود و وقتي بيرون مي آيد حتما پاسخگوي نياز روژان و فرداد كه اميد داريم اعضاي سرزنده و داوطلب خدمت مردمي براي نسل فردا باشند، خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علي روحي زيبا و عاشق دارد. راستگو، صميمي و بي شيله و پيله است. او را تحقق اين و آن ايدئولوژي و يا نفس جنب و جوش سياسي نيست كه به حركت وا مي دارد، بلكه وابستگي ذاتي اش به ارزش هاي انساني ، علاقه ي وافرش به خدمت به آدم هاي نيازمند و محروم و سليقه ي ويژه اش براي انتخاب دوستاني از وابستگان به مردم به راه مي كشاند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از مدتها پيش مطمئن شده بودم علي اخوان مسيرهاي چندي را به جز آن كه در آن گام مي زند، مي توانسته است بپيمايد آن هم براي منتفع شدن، براي زندگي راحت تر، براي پول پيدا كردن، براي حاشيه اي امن داشتن و براي تغيير محيطش به سمت بالاتر ها. علي در انگلستان زندگي و تحصيل كرده و از آنجا فقط دانش و توانايي را با خود به وطن نياورد . او تجربه ي مبارزه در صحنه ي انديشه و شيوه ي انتخاب راه درست از نادرست را، در هر وانفسايي كه باشد، نيز با خود به ارمغان آورد. او تمام تواناييش را در خدمت بهروزي مردم قرار داد و مي دهد. او بي هيچ تظاهر و طلب كاري از روزگار به نداي قلبش پاسخ مي گفت: با مردم، با گارگران و با آزاديخواهان بودن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علي از جمله به جرم دوستي با تشكل هاي مسالمت جوي كارگري و آزادي خواه و احتمالا استفاده ي محدود از كامپيوترش براي اين دوستي ها به زندان افتاده است. بار اول كه بيرون آمد نگراني هاي زيادي داشت. بد جوري دلش براي رژان و همسرش تنگ شده بود اما وقتي آمد و پايداري ها و اميدهاي دوستانش و همسرش را ديد ، روز به روز عوض شد و متعالي تر شد. ا ين اواخر ورحيه اي سرشار از عشق و مقاومت داشت. او مطمئن شده بود كه بي وقفه گام زدن در راه آزادي و عدالت همان چيزي است كه حيات انسان ها را پربار و بيمه مي كند، بيمه به خاطر پاسخ به درخواست شرافت همگاني انساني.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علي اخوان با قلب و روح وافرش سوسياليست است و به فرمان ايست ناپذير دلي دلداده و سري پرشور راه دفاع از حقوق محرومان و تلاش براي آزادي را برگزيده است. اودر دوستي اش با من و ديگر دوستان متشركمان بارها يادآور مي شد كه راه ديگري جز خدمت محرومان و افق روشن تري از آزادي و استقلال مردمي در اين سرزمين نداريم. علي با آن خنده هاي آشناي هميشگي اش اين را به من گوشزد مي كرد. او اكنون در حصار بسته ي زندان بي ترديد به آينده ي روشن خانواده اش، به رفقايش و هم ميهنانش مي انديشد، باز با آن خنده هاي جاي گرفته در گوشه ي صورتش.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با اين كه اكنون از روحيه و آمادگي او اگاهم و مي دانم كه مي داند دوستانش نخواهند گذاشت رژان عزيز تنها و بي ياور بماند با اين وصف آرزو مي كنم هر چه زودتر بيرون بيايد و باز كار كند. من ترديدي ندارم كه او نه تنها جرمي مرتكب نشده است بلكه شايسته ي دريافت نشان عالي از سوي جريان هاي كارگري است به خاطر خدمات بي خدشه و هميشگي اش براي حقوق كارگران و نابرخورداران جامعه. زنده باد علي اخوان.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-4151659848346823192?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/4151659848346823192/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=4151659848346823192&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/4151659848346823192'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/4151659848346823192'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/02/blog-post_06.html' title='زنده باد علي اخوان'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-3721558647136717742</id><published>2012-02-01T04:35:00.000+03:30</published><updated>2012-02-01T04:35:52.494+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='گزارش و مقاله'/><title type='text'>گفت و گوهايي در محيط كار</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="center" class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: center; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;, &amp;quot;sans-serif&amp;quot;; font-size: 12pt; line-height: 115%; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ناصر آغاجري&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برخي پيمانكاران بزرگ صنايع نفت و پتروشيمي به خصوص شركت‌هاي دست اول كه در رابطه‌هايي قرار گرفته اند كه مي‌توانند كارهاي دست اول هم دست و پا كنند، روز آدينه را در ساعت 12 وسي دقيقه بعد از يك هفته روز كار 12 ساعته تعطيل مي‌كنند. اين روز براي ما روز زيبايي است. در اين نيم روز چند ساعتي اوقات فراغت وجود دارد كه مي‌شود لباس‌ها را شست و يا از شهر خريدي كرد. برخي هم ترياك‌هاي يك هفته شان را از شازند تهيه مي‌كنند. يك تكه ناخالص تيره رنگ كه آن را به قطعاتي ريز در حد يك دانه‌ي كنجد و برخي به اندازه‌ي يك نخود تقسيم مي‌كنند تا در زمان ناتواني‌ها و بحران‌هاي روحي ، با بالا انداختن يك قطعه گلوله شده‌ي آن، انرژي فوق العاده ونشاطي كاذب كسب كنند. نشاط و انرژي كه به سرعت فروكش مي‌كند وافسردگي بعدش روزگار فرد معتاد را به تباهي مي‌كشد. كارهاي نيم روزمان را به سرعت به پايان مي‌رسانيم تا شايد سوپروايزر بتواند يك ساعت آخر را به ما مرخصي بدهد. &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;علي طبق معمول هر روزش سر به سر اين و آن مي‌گذاشت. او به كار بسيار مسلط است . عمليات محاسباتي را به صورت ذهني حل مي‌كند و اشكالات كار را به سرعت پيش‌بيني مي‌كند، از اين رو كارش هميشه تميز و سريع بدون ايراد به پايان مي‌رسد. و هرگز براي خود شيريني بيشتر از عرف كار در كارگاه‌ها كار نمي‌كند. بدين جهت زمان بيكاري‌هاي روزانه‌اش را به سركشي به گروه‌هاي كاري ديگر و با شوخي‌هاي دوستانه مي‌گذراند. بخصوص به مبتدي‌ها مي‌رسد و نمي‌گذارد در كار كم بياورند. همه جا شادي را با خودش به ارمغان مي‌آورد. به همه گير مي‌دهد و شنگول، همه‌ي متلك‌ها را با خنده به جان مي‌خرد. با لهجه بچه‌هاي احمد آباد و جمشيد آباد آبادان همه كس و هم چيز را به ريشخند مي‌گيرد و خنده را به لبان كارگران مي‌آورد. با همه شوخي دارد. ولي اگر نيروي كاري با او برخوردي جدي به خصوص در زمينه مسايل كارگري كند آن وقت آن روي سكه‌ي علي هويدا مي‌شود. شوخي را به كلي كناري مي‌گذارد و روي منبر بحث كار و كارگر مي‌رود و با سوالات طرف راكلافه مي‌كند: چرا گلايه مي‌كنيد؟ تا بار ببري بارت مي كنند! چرا مثل درويش‌هاي هزار سال پيش منتظر آمدن يك مراد هستيد؟ بايد كسي ديگر، سوالات شما را پاسخ دهد؟ و راهكار جلويتان بگذارد؟ پس خودتان به درد چي مي‌خوريد؟ چرا نمي‌فهميد كه يك مراد توي كله‌ي خودتان است؟ چرا خودتان را دست كم مي‌گيريد؟ و... چرا بايد مانند عشاير كه پروژه را پركرده‌‌اند، بايد يك خان، آن هم در قرن بيست و يكم براي‌تان تصميم بگيرند؟ اين بحث‌ها در زمان انجام كار صورت مي‌گيرد. در حالي كه از آسمان و زمين از زشت و زيبا از داد و بيداد سخن مي‌گويد تا توانايي‌هاي همكاران را به رخشان بكشاند، با دقت خطاهاي كارش را گوشزد مي‌كند و راه حل‌هاي ساده‌تر را آموزش مي‌دهد. همه او را دوست دارند. پدرش كارگر صنعت نفت آبادان بوده با نزديك به 40 سال سابقه‌ي كار در پالايشگاه كه پس از اين مدت تنها دارايي شان 6 پسر و 6 دختر و همسري از كوهستان‌هاي استان بوشهر بود. زني كه شبانه روز در حال پختن نان و غذا براي اين ثروت 12 گانه بود. آردي كه شركت نفت به عنوان كمك ماهانه در اختيار كارگران مي گذاشت ، زن ها را از خريد نان از نانوايي‌ها بي‌نياز مي‌كرد و يك كمك هزينه‌ي باارزش براي خانوار كارگري بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز نيمه‌هاي روز علي ، علي هر روز نبود ابروانش در هم گره خورده بود. خطوط صورتش رو به پايين افتاده بود. به قول كارگران كه قيافه‌ي او را اين گونه نديده بودند"حتا يك جرثقيل 20 تني هم نمي‌توانست اين صورت فروافتاده را بالا بكشد" اكثرا مي دانستندعلت اين درهم ريختگي چيست؟ ساعت 9 قبل از نيم روز بار جرثقيل ده تن لنگر انداخت. كمكي علي كه تازه استخدام بود و بسيار جوان ، با شتاب به سوي بار رفت تا لنگر بار را بگيرد. كاري غيرمنتظره وغير ايمن كه كسي انتظارش را نداشت. علي فرياد زد:" نرو ! نرو!" به بار كاري نداشته باش. ولي صداي ژنراتورها بلندتر از صداي علي بود. كمي مي‌خواست خود را كاري و زرنگ نشان دهد. و درك درستي از نوسان بار سنگين و قدرت فوق‌العاده‌ي آن نداشت. به سوي بار رفت. ضربه‌ي بار آنقدر سنگين بود كه او را از ارتفاع به پايين روي لوله‌ها و ضايعات آهني پرتاب كرد. ضربه‌اي به سرش خورد (در زمان سقوط) و او را براي هميشه خاموش كرد. ديگر كسي نمي‌خنديد. گلوي كارگران دچار انقباض شديدي شده بود و نفس كشيدن برايشان دشوار شده بود. اشك اكثر چشم‌ها را خيس كرده بود وعده‌اي هم بهت زده بودند. حادثه در چند ثانيه يك نيروي جوان و نان آور خانواده را خاموش كرده بود. سرنوشتي كه مي‌تواند براي همه‌ي آنها پيش بيايد. شوق روزهاي آدينه ديگر وجود نداشت. علي درحالي كه به كارگر خوردشده نگاه مي‌كرد، اشك مي‌ريخت. گلويش به شدت فشرده مي‌شد و ناتوان از جلوگيري از ا حساساتش ، اشك مي‌ريخت. يك همكار قديمي علي را در آغوش گرفت و بوسيد. علي آرام باش تو كه تلاش كردي خطر را به او گوشزد كني . صداهاي كركننده‌ي كارگاه مانع شد. يكي از كارگران بهت زده با خشم وصداي بلند فرياد زد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- جرثقيل بايد رگر(كمكي فني تخليه بارگيري جرثقيل) داشته باشد. براي اينكه بار لنگر نياندازد بايد رگر آن را با طناب مهار كند. ولي صاحب جرثقيل نمي‌خواهد يك حقوق رگري به كسي پرداخت كند و ديگر قانوني هم وجود ندارد كه آنها را موظف به اين كار كند. اين همه افسر ايمني در سايت با هم قدم مي‌زنند و شوخي مي‌كنند ، هيچ دخالتي نمي‌كنند. تنها هنري كه دارند نگاه مي‌كنند كفش و كلاه ايمني داريد يا نه. از ايمني فقط همين را مي‌دانند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اصلا معني ايمني را درك نمي‌كنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علي افسرده و خاموش گوش مي‌كرد. در ذهن او، كه ماه‌ها با اين كارگر جوان كار كرده بود، تصوير يك مادر و پدر پيردرمانده مجسم مي‌شد كه از امروز زندگي شان جهنم مي شود. علي سنگين و با تاكيد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نه تقصير ماست. تقصير من است. تقصير همه‌ي ماست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا ما؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا ما؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- وقتي مديران صنعتي از ترس كارفرما كه مثل آب خوردن دستور اخراج مي‌دهند، شتاب و سرعت كار را بدون توجه به كيفيت، به كارگاه تحميل مي‌كنند و پيمانكاران اجرايي هم از وحشت خلع يد سكوت مي‌كنند و نظارت قانون هم كه وجود ندارد،مي‌شود اين كه مي‌بيني!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- با اين همه افسر ايمني چرا به ايمني توجه نمي‌كنند...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علي حرفش را قطع كرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آخه مرد حسابي وقتي كيفيت را در يك پالايشگاه كه خطر انفجار و فاجعه دارد يا در يك پتروشيمي نديده مي‌گيرند تا كار را به صورت سرهم بندي ولي سريع به پايان برسد، آن وقت انتظار داري ايمني را مورد توجه قرار دهند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- جوان بيچاره توي چند ثانيه از بين رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- برايشان اهميت ندارد. براي هر پروژه سهميه مرگ و مير گذاشته اند. واين همه را طبيعي مي‌دانند!!!؟؟؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهندس جوان مسوول بخش با علي و دوستش همراه شد و وارد بحث آنها شد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- علي چرا گفتي ما مقصر هستيم؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علي كه پدرش در دهه بيست به اين سو در جريانات كارگري صنعت نفت آبادان نماينده‌ي كارگران بود و خودش هم در كنار طيف رنگارنگ چپ‌هاي آبادان در كوچه و خيابان و مدرسه بزرگ شده بود، آهي كشيد :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- - آن زمان كه كارگران يك دست بودند با قدرت از شاه امتياز مي‌گرفتند. ببينيد، همين قانون كار را فكر مي‌كني همين طور خود به خود به ما داده شده؟ نه عمو. كارگران خون دادند تا اين امكانات را بوجود آوردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهندس جوان:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- لاف نيا تو كه آن موقع نبودي!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- پدرم كه بود. تازه مگه تو سواد نداري؟ به جاي فيلم‌هاي سكسي برو دو تا كتاب بخوان. اين شما تحصيل كرده‌هاي كراكي امريكايي هستيد كه ما را بيچاره كرده ايد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- علي موقع شوخي نيست جدي با تو حرف مي‌زنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ببين برادر من ، من هم جدي حرف مي‌زنم. حالا بعد از اين همه سال پس از انقلاب هر روز يك بخش از آن قانون كار را حذف مي‌كنند و دور مي‌اندازند. همين پيمانكار مفنگي جرثقيل، ميلياردي به جيب مي‌زند، ولي حاضر نيست يك رگر كه مي‌داند چگونه بار را مهار كند، استخدام كند. حالا هم با كمك برادران ايمني، كارگر جان باخته فلك زده را مقصر مي‌كنند. آره حق هم دارند چون آن بيچاره كمكي يك فيتر بوده و كارش به جرثقيل ارتباطي نداشته و دخالت بي‌جا كرده (كسي نمي‌گه چرا رگر وجود نداشته !!) حتا يك تف هم كف دست پدر و مادر پيرش نمي‌اندازند. مهندس:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نه بابا تو خيلي بدبيني نبايد اين طور فكر كني ، تازه اين همه نهادها به مردم فقير كمك مي‌كنند... بنياد... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و ديگر نتوانست به حرفش ادامه دهد. چون يقه‌اش در دستان علي درحال فشردن بود. علي در حالي كه به شدت به يقه و سينه‌ي او فشار مي‌آورد با چشماني از حدقه بيرون زده با نفرت خيره به او نگاه مي‌كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چته عمو يقه مو ول كن . ديوانه شدي؟ ... هرچه خدا بخواد همون مي‌شه. من و تو كي هستيم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دستان علي از ياس و نااميدي شل شد. آرام خاك يقه و لباس او را تكاند و گفت: ببين مرد حسابي خدا توي اين كله پوك تو مغز گذاشته‌؟ مگه نه؟ تو اصلا مي‌فهمي مغز چيه؟ هموني كه با آن مي‌ شه دنيا را عوض كرد. توي جزوه‌هاي دانشگاهي‌تان اسمي ازمغز و توانايي آن هست!؟ كارگران خودشان را به آنها رساندند. زيرا تصور مي كردند كار به برخورد فيزيكي مي‌كشد. آنها را از هم دور كردند. مهندس جوان گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- برو عمو اگه ايمان داشتي اين طور ديوانه نمي‌شدي. تو از حكمت الهي چي مي‌فهمي؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و با خشم دور شد. افسردگي و غم در وجود علي به خشم ونفرت تبديل شده بود. محمود گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- تو اگه مي‌خواهي با اين آدما كار كني، بايد به اعتقاداتشون احترام بذاري.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- به اين ها اميدي نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نبايد اين طور فكر كني.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نه عمو محصول‌هاي دانشگاه‌هاي امروزي يا بنگي وكراكي‌اند و يا شب و روز به دنبال سكس‌اند و يا با خرد صدها سال پيش براي امروز فكر مي‌كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- علي درست برخورد نمي‌كني...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بابا وقتي طرف دانشگاه رفته، نمي‌فهمه كه مي‌شه با يك كم فكر كردن جلوي حادثه را گرفت، من مقصر مي‌شوم؟ فوري پاي خدا را به ميان مي‌كشه و گناه ناداني خودشان را به خواست او و توكل و حكمت و ... مربوط مي‌كنه. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كارگران پس از حادثه بي‌توجه به ساعات كاري كه باقي مانده بود، راهي خوابگاه‌ها شدند. بعد از نهار دوستان علي به اتاقش رفتند تا تنها نباشد. صداي در بلند شد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بفرما.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمود داخل شد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- - بچه‌ها خبر را شنيديد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چي رو؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مي‌گن قانون كار را مي‌‌خواهند اصلاح كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خب كه چي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- كه چي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خب معلومه اگه مثل دفعات قبل باز بخواهند به نفع بخش خصوصي(سرمايه داري) قانون كار را تغيير دهند (معافيت‌هاي كارگاه‌هاي زير ده نفر از شمول قانون كار و بند ز) روز به روز ما را بيچاره‌تر مي‌كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بچه‌ها برين پيش حميد. او از معلم‌هاي اخراجيه كه بيست سال است در پروژه كار مي‌كنه. با قوانين آشناست. شايد بتواند يك جواب درست و حسابي به ما بدهد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علي با بي ميلي پذيرفت.... حميد شاد از آنها استقبال كرد. از اين كه چند كارگر فني سوالاتي مربوط به كار و مسايل كارگري از او مي‌پرسند. از شادي در پوست خود نمي‌گنجيد. ولي با نيروي اراده ، ظاهري آرام به خود گرفت. اگر چه از درون مي‌جوشيد. در شكل با ظاهري آرام وجدي به حرف‌هاي آنان گوش مي‌داد. و مانند همه‌ي منبري‌ها كه عاقبت منبرشان به صحراي كربلا منتهي مي‌شود، حميد هم كه مي‌خواست دار و ندار سرمايه ي فكريش را در همين فرصت نادر به خورد پرولتاريا بدهد. مقدمه‌چيني‌هايش به صحراي كربلاي چپ ختم شد. اتحاد، تشكيلات و هدايت تشكيلات صنفي به مبارزات سياسي و... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علي كه صبرش لبريز شده بود حرفش را قطع كرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ببين حميد جان نمي‌‌خواهم نااميدت كنم. ولي همه‌ي اينها را كه مي‌گي از قبل از انقلاب نه تو بلكه تمام گروه‌هاي چپ ورد زبان‌شان بود. هنوزهم آنهايي كه ليبرال نشده‌اند، باز هم تكرار مي‌كنند. ولي از اين سي سال رنج و بدبختي درس نگرفته اند. هنوز توي آن سال‌هاي قبل از انقلاب تپيده اند و خدا هم نمي‌تواند آنها را بيرون بكشد. هيچ خبر داري كه حرف براي كسي نان نمي‌شود. حميد كه به چشم يك كارگر يقه سفيد با حقوقي بالا به علي نگاه مي‌كرد، در دنياي درونش تصور كسي را داشت كه براي همين چندرغاز حقوق منافع طبقاتيش را فراموش كرده است. ولي از محبوبيت علي بين كارگران به خوبي اطلاع داشت و مي‌دانست براي رسيدن به آنها بايد هواي اين را هم داشته باشد. خواست رشته‌ي سخن را به دست بگيرد. ولي علي تازه شروع كرده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- شما در آن حد از بلوغ نيستيد كه كارگران را جذب كنيد و يا شما را الگو قرار دهند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چون صد فرقه ايد. شعار اتحاد جهاني مي‌دهيد ولي خودتان آنقدر با شعارتان بيگانه ايد كه حتا قادر نيستيد يك جبهه تشكيل دهيد. اصلا مي‌دانيد جبهه چيست؟ (با پوزخند) فكر مي كنيد فقط خودتان درست فكر مي‌كنيد و ديگران همه خائن و يا نادانند. تنها داناي همه‌ي هستي شماييد! شما مشتي چپ ولي (چوليد) (چول به گويش لري يعني ويران) يك فيتر كارگر فني براي انجام يك Fitup مي‌تواند از چندين راه آن را انجام دهد. شما چي؟ شما مي‌توانيد از راه‌هاي متفاوت به يك هدف برسيد؟ مساله شما تنها يك راه دارد؟ و فقط شما آن را مي‌دانيد؟ هنوز هم مثل روزهاي اول انقلاب فقط مي‌توانيد پاچه‌هاي همديگر را بگيريد. آخه مردم چطور مي‌توانند به شما اعتماد كنند. شما ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ديگر نتوانست ادامه دهد.واژه‌ها را گم كرده بود. دهانش خشك و خشم همه‌ي صورتش را فرا گرفته بود. براي چند لحظه سكوت همه را در بر گرفت. تنها صداي تلويزيون از راهرو خوابگاه مي‌آمد. حميد گلويي تازه كرد و با قدرت اراده مانع از نشان دادن چالش درونيش شد. كه در مقابل منطق يك نيروي كار درهم ريخته بود. نمي‌خواست با علي موافق باشد. اين نظرات، همه ي واقعيت‌ نبود. ولي جريان گفت‌وگو به مسيري افتاده بود كه خلاف آن، او را منزوي مي‌كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- در... ما هميشه شعار ... داده مي‌شد و داده مي‌شود. البته ديگران هم به اين شعار اعتقاد دارند ولي عمل كرد اجتماعي اين جريان‌ها درست در جهت خلاف ضرورت‌هاي روز است. چون به تنهايي مي‌انديشند و عمل مي‌نمايند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علي گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- - اصلا ميتوانيد بپذيريد كه يك كارگر مي‌تواند داراي نگرشي باشد كه با انديشه‌هاي شما انطباق نداشته باشد؟ در اين صورت چه كار مي‌كنيد؟ پندش مي‌دهيد؟ اگر نپذيرفت چي؟ نديده‌اش مي‌گيريد و يا با يك مشت برچسب او را باطل مي‌كنيد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يكي از كارگرها گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- هي علي چت شده. بزار حرفش را بزنه. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ما آمديم بدونيم علي راست مي‌گه؟ اصلاحات قانون كار همه چيز را بدتر مي‌كنه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حميد بلند شد و رفت چند تا ليوان و يك فلاكس چاي آورد. در حال ريختن چاي :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- علي مثل اينكه تو از چپ‌ها بدت مي‌آيد. مگه نه؟ (با تبسم و آرامشي گفت وگو را ادامه داد كه علي را هم تحت تاثير قرار داد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نه نمي‌شه اين طور گفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- يادته مجيد گاوي, بچه كشتارگاه بود ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- من آبادان نبودم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خب از رفقاي چپ و چول آبادنيت بپرس. وقتي همه‌ي گروه‌ها كنار سينماي سوخته‌ي ركس بساط كتاب و نشريه‌شان را پهن مي‌كردند و مثل سگ و گربه به هم مي‌پريدند و يكديگر را با برچسب‌هاي نفرت‌انگير مي‌خواندند سرو كله‌ي مجيد گاوي با دو تا نوچه ي مفنگي هروئيني ‌اش پيدا مي‌شد. يك دستمال يزدي اطراف دست راستش پيچيده بود و آن دو نوچه عقب‌تر از او راه مي‌آمدند و به چپ‌ها توهين مي‌كردند. مجيد گاوي با عربده و لگد همه‌ي بساط‌ها را بهم مي‌ريخت و آقايان انقلابي اين تحقير را مي‌پذيرفتند، بدون هيچ واكنشي.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خب كه چي ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اويك چاقوكش بود...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بله يك چاقو كش بود. شما هم مي‌توانستيد با يك چوب بزنيد توي سرش. حداقل مي‌توانستيد براي حفظ محل عرضه اعتقادات‌تان عليه يك اوباش يك اتحاد كوتاه مدت ايجاد كنيد. مگه نه؟ با پوزخند: كارگران جهان متحد شويد البته اگه مجيد گاوي‌ها نباشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ببين تو رفتي تو مسايل ريز ريز جامعه..&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آره آنچه من مي‌بينم در باره‌اش فكر مي‌كنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آخه اين پرداختن به جزئيات است. مثل اين است كه تو يك پمپ را در نظر بگيري و سيستم و همه‌ي قسمت‌هاي مهم آن را ول كرده‌اي و چسبيده‌اي به پيچ ومهره‌ي پايه‌ي آن. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آن هم مهمه .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ولي...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- سيستم پمپ هر چقدر هم كه مهم باشه، وقتي نتونه آب را از اين سو به آن سو هدايت كنه، يعني وقتي كاربردي نشه، به درد چي مي‌خوره؟ عمل كرد شما جز تفرقه چه كاربردي داشته ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- يك پيشنهاد دارم..&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بفرما &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- براي حل صحيح مساله يك راه حل عملي وجود داره&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چي ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بياييد تاريخ معاصر از مشروطه تا به امروز را با هم بخونيم. قبوله؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به همه نگاه كرد. هم ساكت بودند. فقط علي اين پيشنهاد را پذيرفت. يكي از كارگران :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ما كه عاقبت نفهيمديم اصلاحات قانون كار به درد مي‌خوره يا نه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- حميد ما يك حكومت ديني داريم درسته؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- سرمايه‌داري دلالي هم كه روش آن است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خب بعد..&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خودت حدس بزن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يكي ديگر از كارگران : عمو بگو سركاريم و دردي هم از دردهاي ما دوا نميشه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بگو گور باباي ما و خلاص.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مي خواستم كمي در باره ي علت اين كه اين قدر از حقوق كارگر دفاع مي كنيد، حرف بزنيد. براي بچه ها جالب است بدانند چرا كسي كه خودش كارگر نبوده، اين قدراز كارگران دفاع مي كند. اگر ناراحت نمي شويد يك سوال داشتم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بفرماييد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- شما هم وقتي قدرت را به دست گرفتيد، فراموش مي كنيد كه مي گفتيد:"خدا هم كارگر بود" و"پيامبر بازوي كارگر را بوسيده؟" وبعدش فراموشي به جايي مي رسد كه عرق كارگر 7 ماه و 13 ماه هم خشك نمي شود كه حقوقش را پرداخت كنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا كارگرها بايد منتظر باشند، من يا گروه ...و يا .... به هر حال كس ديگري به جاي او قدرت را به دست بگيرد؟ هيچ نخبه اي شايسته تر از شما نيستيد كه قدرت را به دست بگيريد. اگر با ارزش هاي خود آشنا بوديد هرگز اين سوال را مطرح نمي كرديد، بلكه مي پرسيديد ما چگونه مي توانيم قدرت را به دست بگيريم. پس بهتر است اول به خودشناسي برسيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براي اثبات حقانيت نيروي كار ، روشن انديشان اين طبقه معمولا توماري از مشكلات اجتماعي – كاري، رواني وخانوادگي اين طبقه را مطرح مي كنند. آنهايي كه خود در اين موقعيت اجتماعي نيستند نمي توانند درك كنند، چرا روشن انديشان اين طبقه مسايلي را مطرح مي كنند كه با مساله كار وقوانين فعلي آن ، قوانين خود به خودي بازار(عرضه و وتقاضا) ظاهرا ارتباط مستقيمي ندارد. چرا بايد از ناتواني كارگر در پرداخت اجاره خانه يا عدم توانايي او در پرداخت هزينه هاي بهداشت و آموزش و پرورش گفت و گو شود؟! و برخي حتا مشكلات رواني و درگيري هاي خانوادگي كارگران را مطرح مي كنند. قواعد كار در نظام ليبراليسم و نئوليبراليسم ، نيروي كار را يك كالا محسوب مي كند، مانند همه ي كالاهاي ديگر در بازار عرضه مي شوند. بر اين اساس اگر تقاضا وجود داشته باشد وعرضه كم باشد(كه به ندرت اين اتفاق مي افتد) با يك توافق يك طرفه به نفع كارگر قرارداد به پايان مي رسد. ولي اگر تقاضا كم و عرضه نيروي كار زياد باشد( كه هميشه بدين گونه است) قرارداد يك طرفه به نفع پيمانكار منعقد مي گردد. ديگر سرمايه دار براي خود وظيفه اي قائل نيست كه آيا اين نيروي كار مي تواند با اين كارمزد هزينه ي زندگي اش را تامين كند يا نه. او طبق قانون بازار عمل مي كند، بقيه مسايل به ساختار قانون عرضه و تقاضا مربوط مي شود. اين توجيهي است كه سرمايه داري بدان متوسل مي شود. ولي دركشورهاي واپس گرا وعقب رانده شده و متكي بر باورهاي دگم و لايتغير ، حتا همين قانون خودبه خودي بازار را هم به صورت يك طرفه پياده مي كنند. مثلا سرمايه دار حق دارد اتحاديه صنفي خود را داشته باشد ولي كارگر نمي تواند اتحاديه صنفي داشته باشد. همه ي كالاها طبق قانون عرضه و تقاضا در بازار نوسان دارد. ولي تنها نرخ نيروي كار( به نام حمايت از بخش خصوصي يا همان دلالان و سرمايه داران) در اختيار دولت هوادار سرمايه داري و نمايندگان پيمانكاران است و نوسان آن با نوسانات تورم و بازار هماهنگ نيست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرمايه داران به توسط نمايندگانشان مي توانند قانون را وضع نمايند ولي كارگران در حاشيه هاي جامعه تنها تماشاچي هستند . در نهايت براي ژست حقوق بشري يا به قولي دموكراتيك چند كارگر دولتي و سرسپرده را به عنوان نماينده ي جامعه ي كارگري در جمعي مي پذيرند كه اكثريت قاطع با نمايندگان دولت و نمايندگان سرمايه دارهاست. چرا ما مشكلات جنبي وغيركاري نيروي كار را به كار او ارتباط مي دهيم؟ چون همه ي اين مشكلات زاييده ي شرايط اجتماعي است كه همه جانبه نيروي كار را محدود و سركوب نموده است. اين شرايطي نا به هنجار است كه از طرف دولت حامي بخش خصوصي (سرمايه داري دلالي) و پيمانكاران صنعتي به نيروي كار و شرايط زندگي و كارش تحميل شده است. وهر روز به دليل يك مصلحت يا به اصطلاح اصلاحات قانون كار كه معمولا پيشنهاد صندوق بين المللي پول است بخشي از قانون كارمسخ يا حذف مي شود تا كهنه دلالان بازار به تجارت جهاني راه يابند. درصورتي كه نبايد مسايل و مشكلات نيروي كار را به ميدان مسايل كار وارد كرد كه كارمزد يك نيروي كار متناسب با ارزش هاي توليد شده به وسيله ي او باشد (توليد نعمات مادي كه حيات مدرن بشريت به آن مديون است) واقعيت چيست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نيروي كار را نمي توان مترادف با كالا تصور كرد. زيرا اين نيروي كار است كه توان هستي اش را به كار مي گيرد تا با تغييرات به كمك ابزار توليد يك پديده ي مادي را به كالايي با ارزش مصرف و ارزش مبادله تبديل كند. او خلاق و سازنده است نه يك پديده ي خنثي وغير فعال. تنها اوست كه قادر است روند توليد نعمات مادي را با درون مايه ارزش هاي چند گانه به پايان ببرد و چرخه حيات بشري را تداوم بخشد. اوست كه مالك واقعي سرمايه هاي بشري است. برآيند كار او در انتهاي زنجيره ي توليد يك كالاي با ارزش مصرف و ارزش مبادله است. پديده اي كه در سرشت آن ارزشي فراتر نهفته است كه مي تواند سرمايه را بازتوليد نمايد و مي تواند به انباشت سرمايه براي گسترش توليد منجر گردد. آن ارزش اضافي است كه برآيند كار و توان نيروي كار است. ارزشي كه تنها به وسيله ي نيروي كار توليد مي شود و با ايجاد امكان انباشت سرمايه شرايط سرمايه گذاري مجدد را كاربردي مي كند. تكنولوژي را به پيش مي برد و جامعه را از نعمات مادي بي نياز مي كند. درحالي كه به دليل مناسبات بيمارگونه ي سرمايه داري هيچ كدام از اين منافع به خود نيروي كار باز نمي گردد. بلكه سرمايه دار با قدرت دولت و پليس كه از او حمايت مي كنند همه ي ارزش ها را مالك مي شود. درون مايه ي اين گونه مناسبات واپس گرا استثمار يا بهره كشي انسان از انسان ناميده مي شود. هر ساختار اجتماعي به دلايل ذكر شده مي بايد براي بازتوليد اين نيروي خلاق و سازنده، كار فرد را به گونه اي مشخص نمايد كه بهداشت،مسكن ، آموزش و پرورش و اوقات فراغت و تغذيه مناسب براي نيروي كار وخانواده اش كه خانواده ي او در درون خود نيروي كار آينده را پرورش مي دهد تامين گردد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولي امروزه ما شاهد هستيم كه دركشور خودمان حتا آن چندرغاز حقوق توافقي كه زير خط فقر هم هست هر 6 ماه يا 7 ماه يك بار با اعتصاب و چالش پرداخت مي شود. هيچ قانوني از منافع طبقه ي مولد اجتماعي حمايت نمي كند وهمه ي توان قوانين در خدمت بخش خصوصي است در خدمت دلال و واسطه است. اين نوع نگاه ونگرش مرده ريگ فرهنگ وسنت هاي واپس گراي قرون وسطا مي باشد كه نيروي كار مولد را برده ي خود تلقي مي كرد. باوري كه در قرن بيست ويكم چون بختك بر سر باورهاي انساني زحمتكشان ايران چنگ انداخته است. با توجه به سرشت و درون مايه كار و نيروي كار و ارزش هايي كه از اين طريق توليد مي شود. عامل اصلي خلاقيت ها و پيشرفت هاي تمدن بشري در سرشت اين پديده ي اجتماعي نهفته است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علت اين همه محدوديت و وحشت از نيروي كار،‌در ارزش اقتصادي – اجتماعي كار اوست. نيروي كار تشكيل شده است از استادان دانشگاه ها،مهندسان، پرستاران، تكنيسين ها و كارگران فني و به طور كلي همه ي آن افرادي كه با فروش نيروي كارشان، انديشه و خرد و يا نيروي انديشه و كار دستشان درآمد كسب مي كنند و مالكيت ابزار توليد را در اختيار ندارند. درآمد و ارزش ها برايند كار مي باشد، لذا نبايد توزيع آن به اقليت كوچكي اختصاص يابد. اقليتي كه علاوه بر اين كه در توليد نعمات مادي نقش اصلي را ندارد، بلكه با قدرت نيروهاي نظامي و با بهره گرفتن از كاستي ها ونارسايي هاي اجتماعي همه ي درآمد اجتماعي را به نفع خود برداشت مي كنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با شكل گيري روند نئوليبراليسم در كشورهاي غربي ، بي توجهي به نيروي كار و محدود كردن خدمات اجتماعي به كارگران، در سطح جهان سرمايه داري عموميت يافت. كارتن خواب ها در امريكا افزايش يافتند. فقر و فاصله ي طبقاتي با سيري تصاعدي گسترش يافت. و دلال هاي بين المللي هم، دلار بر دلار افزودند. ولي اين پروسه كمتر از 2 دهه دوام نياورد. و عوارض ويرانگر خود را نشان داد، همه ي دنيا را به باتلاق بحران غلتاند. امروزه، امريكا و اروپا و ژاپن در حال چالش عميق اقتصادي با اين بحران هستند. بحراني كه مناسبات سرمايه داري مالي به ارمغان آورده است. مناسباتي كه بي توجهي به نيروي كار وتوليد صنعتي در دستور كارش مي باشد. سردمدار مناسبات ليبراليسم امريكا قبل از همه با ورشكستگي هاي پشت سر هم بانك ها روبرو شد. رييس جمهور امريكا با بازگشت به سياست هاي دولت رفاه و گرايش به خدمات رساندن به زحمت كشان، مي خواهد مانع روند سقوط شود. در اروپا ، يونان، با طناب هاي يورو از سقوط مرگ بار موقتا نجات يافته، ولي اسپانيا، ايتاليا، پرتغال در حال پيوستن به يونان هستند. در اين ميان بورژوازي تجاري ما بدون توجه به اين واقعيت هاي هولناك كه در حال وقوع است، باز همان مناسبات واپس گراي نئوليبراليستي را پي گرفته است.(تعديل ساختاري، معاف شدن كارگاه هاي زير ده نفر از قانون كار، بند "ز" و به تازگي باصطلاح , اصلاحات جديد قانون كار پيشنهادي دولت)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاريخ اقتصادي جهان بيانگر اين اصل است كه انباشت سرمايه وتوسعه صنعتي با مناسبات سرمايه داري مالي(دلالي وسفته بازي) امكان پذير نيست. وهيچ ارزش واقعي توليد نمي كند. فقط ارقام به صورت كاذب و نجومي بزرگ مي شوند در حالي كه در واقع هيچ پديده ي جديدي خلق نشده است. ارزش هاي واقعي وعيني با قابليت ارزش مصرف ومبادله و انباشت .تنها با كار نيروي كار امكان پذير است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو تن از كارگران در حال چرت زدن بودند اما بقيه مثل جن گرفته نگاه مي كردند انگار تازه متوجه چيزي شده باشند چايي ها كه در ليوان سرد شده بود هورت كشيدند و با سوالاتي جدي تر از پيش آن ها رفتند. چالش فكري بين علي و حميد فروكش كرده بود اما براي ديگران انگار چالشي تازه شروع شده بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عصر همان روز و اعلام يك خبر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"تا پايان اكتبر ، ده آبان ماه 90، 50 درصد ريزش خواهيم داشت". خبر به سرعت بادهاي سرد شهباز(قله اي در شاهزند) در پروژه پيچيد. همه به فكر فرو رفته بودند. تصور اخراج، آن هم در اين شرايط كه كار كيمياست، بسياردردآور است. 50درصد ، يعني از هر دو نفر يكي بايد برود. با توجه به اين كه اكثر مسوولان بيش از چندين نفر از خاله پسر ها و همشهري ها را دور خود جمع كرده اند، ديگر بر اساس توانايي ها و تخصص تسويه حساب نمي كنند. بلكه اولويت با همان خاله پسر ها و خالوپسرهاست. و در نهايت با آن كساني است كه با حقوق كارگري كمتر آشنا هستند و تازه از روستا آمده اند. به هر حال بخت ما در مقابل اين واقعيت ها بسيار ناچيز است. واقعيت هايي كه جزئياتي پيش پا افتاده اند، ولي همين جزييات ناچيز و حقير زندگي ما را در چمبره ي مرگ بار خود مي فشارد. در جست وجوي علت ها نيستيم، نمي توانيم باشيم چون به نان شب نيازمنديم. همين ناچيزهاي حقير، اعصاب ما را فرسوده و به مرحله ي انفجار رسانده است. يادم است پارسال شب عيد، وقتي شركت طرح وبازرسي پس از 5 ماه عدم پرداخت حقوق و وعده هاي مكرر پرداخت حقوق در شب عيد، يك هفته مانده به تاريخ اعلام شده به همه اطلاع داد كه شب عيد هم قادر به پرداخت نيست چون صورت وضعيت هايش پرداخت نشده و كار هم تعطيل نمي شود، چون كارفرما دستور داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رحمان پايپ فيتر(لوله كش صنعتي پروژه ها) با شنيدن اين خبر تعادل رواني خود را از دست داد و ديوانه وار به مسوولان فحاشي مي كرد قصد حمله به آنها را داشت كه همكارانش مانع شدند. در نهايت از حال رفت و پس از هوشياري به حالت عادي برنگشت ومرتب هذيان مي گفت ديگر نمي توانست كاري انجام دهد. كارگران همشهريش او را با خود به كرمانشاه نزد خانواده اش بردند تا شايد استراحت كند و خانواده اعصاب در هم ريخته ي او را آرامش بخشد. امروز نوبت ما شده ، روح و جان ما در چالش با اگر ها و شايد ها، وحشت از ديو بيكاري وعوارض ويرانگر آن براي خانواده ها، به خودي خود گرفتار آمده است. 5 شنبه عصر است. يك اتوبوس ما را از خوابگاه در ميان فضاي پالايشگاه در حال ساخت از ميان دنيايي از آهن و فولاد و سيمان براي 2 ساعت به اراك مي برد تا قدمي در ميان جامعه ي شهري بزنيم. مردم، را بچه ها را ، مادران و دختران را در كنار طلافروشي ها و لباس فروشي ها ببينيم و احساس كنيم كه ما هم جزو همين مردم عادي هستيم. و شايد چيزكي هم بخريم. كارگران چيني كه از ما بيشتر از خانواده هايشان دور هستند با ما به شهر مي آيند. آنها هم همين نياز انساني را دارند. در اتوبوس در گفت و گو با همكا ران سعي مي كردم فشار واسترس احتمال اخراج شدن را فراموش كنم. با همكار و دوست آشوريم در باره ي ضرورت به شهر آمدن و ديدن مردم صحبت مي كرديم. ولي اسرتس ها و نگراني ها مثل خوره بي صدا در حال پيچيده شدن ومتراكم شدن بودند. زماني به اين امر پي بردم كه سه جوان اراكي با لباس هاي كهنه و پاره پوره ي مد روز و موهاي سيخ شده كه چهره هايي تكيده و لاغر شده از رژيم با فقرشان را بي تناسب و نازيبا كرده بود با حركاتي زننده يك كارگر چيني را دوره كردند . مشاهده ي اين وضعيتنا به هنجار، فشارها و استرس هاي دروني، در يك لحظه همه ي اراده و منطق مرا در چنگ خود گرفت. با خشم و نفرت به سوي آن جوانك ها رفتم كه شايد براي سرگرمي مي خواستند با يك خارجي شوخي كنند. با چنان حركات سريع و خشم آلودي كه هر آن در صورت واكنش تند آنها، درگيري فيزيكي غير قابل اجتناب مي شد. خوشبختانه جوان ها عقب عقب رفتند و با غرولندي گنگ و مبهم راه خود را پيش گرفتند. كارگر چيني با لهجه و با فارسي از من تشكر كرد. ولي عصبانيت آن چنان مرا گداخته بود كه متوجه نبودم بايد پاسخ او را بدهم. به سوي دوستم برگشتم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا با اين همه خشم؟ توكه خيلي آروم بودي. يك باره چت شد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خودم هم نمي دانم. با ديدن اين رفتار و آن آرايش به اصطلاح امروزي و با ديدن تحقير يك نيروي كار كنترلم را از دست دادم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بايد به مرخصي بروي. به استراحت نياز داري.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نه بابا با توجه به اخراج احتمالي در خانه هم مثل بمب منفجر مي شوم و روزگار خانواده را هم سياه مي كنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- با خنده . مگه اولين بارته از پروژه اخراج مي شوي؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بخش ارادي خودآگاهم توانسته بود خود را از چنگ فشارهاي دروني و نگراني ها رها كند. با خنده گفتم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بستگي داره. يك زمان كه پروژه ها فعالند آدم چند ماهي شايد كمتر بيكاري بكشد تا كاري گير بياورد. ولي امروز به لطف سياست هاي به اصطلاح ضد امريكايي!؟ كه در حرف همه چيز را تمام كرده ولي درعمل سياست هاي اقتصادي آن را مو به مو اجرا مي كند، صنايع كوچك و بزرگ يكي پس از ديگري ورشكست شده اند و كارگرانش بيكار و حتا اكثر پروژه هاي نفتي هم متوقف شده اند... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- صبر كن ببينم. شما چرا توي هر مساله اي پاي امريكا را پيش مي كشيد؟ بابا دست از سر اين بهانه ها برداريد . نمي توانيد راه را از چاه تشخيص دهيد بعد امريكا را متهم مي كنيد. تا كي مي خواهيد با اين لولو خودتان و مردم را بترسانيد. شما از امريكا نمي ترسيد. شما از دمكراسي امريكا و مردم خودتان مي ترسيد. مگه در امريكا حزب كمونيست آزاد نيست؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مگه در آنجا سنديكاهاي كارگري آزاد نيستند؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا و زهرمار، پس ديگه اسم امريكا را نيار. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امريكا و نظام شاهي خط قرمز آلبرت و خيلي هاي ديگر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خوب باشه. اينها كه گفتي يك روي سكه است ولي...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ما فعلا همين يك روي سكه را هم نداريم تا درباره ي آن روي ديگر سكه فكر كنيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- در باره ي كودتاي امريكايي كه خودشان هم به آن اعتراف مي كنند، چي مي گي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خوب كاري كردند وگرنه كمونيست ها همه چيز را به دست مي گرفتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مگه نمي دوني در امريكا كمونيست ها آزادند. پس بايد آزادي در آن حدي باشد كه اگر راي آوردند حكومت را به دست بگيرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- تا ديكتاتوري استاليني را بياورند سركار؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مگه در برزيل پس از پيروزي ژپ و رياست جمهوري يك فلزگر كمونيست ديكتاتوري را سركار آورند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- من از برزيل خبر ندارم. ولي مي دانم اروميه سرزمين من است كه هزاران سال است اجدادمان در آن زندگي مي كردند ولي با حالا اكثرا مجبور شده اند به امريكا مهاجرت كنند. اين امريكاست كه به آنها پناه داده است و بدون هيچ مشكلي به اعتقادات خود مي پردازند. اين را متوجه هستي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آره متوجه مشكل اقليت ها هستم. به باغ ملي رسيده بوديم. انبوه جمعيت گفت و گوي ما را قطع كرد و زمان بازگشت هم رسيده بود. پس از 12 ساعت كار، صرف شام و 2 ساعت گردش در شهر به خوابگاه برگشتيم. همكار و هم اتاقي من خواب بود. چراغ مطالعه پشت كمد را روشن كردم و به نوشتن آنچه اتفاق افتاده بود پرداختم.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-3721558647136717742?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/3721558647136717742/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=3721558647136717742&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/3721558647136717742'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/3721558647136717742'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/02/blog-post.html' title='گفت و گوهايي در محيط كار'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-5771764726822523729</id><published>2012-01-28T23:17:00.001+03:30</published><updated>2012-01-29T20:39:06.114+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار'/><title type='text'>پلیس امنیت، علی اخوان را شبانه بازداشت کرد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;کانون مدافعان حقوق کارگر- ساعت نه و نیم امشب، شنبه هشتم&amp;nbsp;بهمن 1390 ماموران پلیس امنیت، به خانه علی اخوان رفتند و وی را بازداشت کردند. ماموران پلیس امنیت، برای بازداشت اخوان، به حکم یک سال و نیم حبس تعزیری وی اشاره کردند و مدعی شدند که اخوان، متواری است! ماموران گفتند که اخوان را به زندان اوین خواهند برد.&lt;br /&gt;قابل ذکر است که ماموران امنیتی، نیمه شب سیزدهم خرداد 1389 هم در همین خانه و در حضور همسر و کودک اخوان، وی را بازداشت کرده بودند. متعاقب آن بازداشت و در نهایت در دادگاه تجدید نظر، اخوان را به "&lt;a href="http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2011/11/blog-post_07.html"&gt;یك سال و نیم حبس تعزیری به اضافه یك سال و نیم حبس تعلیقی&lt;/a&gt;" محکوم کرده اند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-5771764726822523729?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/5771764726822523729/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=5771764726822523729&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/5771764726822523729'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/5771764726822523729'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/01/blog-post_28.html' title='پلیس امنیت، علی اخوان را شبانه بازداشت کرد'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-1965270486200125282</id><published>2012-01-27T21:02:00.002+03:30</published><updated>2012-01-28T23:24:27.562+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='گزارش و مقاله'/><title type='text'>در دفاع از «منطق استثمار»</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;نقدی بر مقاله‌ی «برادر جان، جنگ طبقاتی تمام شده»، نوشته‌ی محمد طبیبیان&lt;br /&gt;خسرو صادقی بروجنی، رضا اسدآبادی&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;اشاره: &lt;br /&gt;پس از گفتگوی نشریه مهرنامه (شماره 15) با محمد طبیبیان، استاد اقتصاد دانشگاه تهران، نقدی با عنوان «منطق استثمار» (1) بر این مقاله نگاشته شد. از آن جا که این نشریه‌ خلاف عملکردش، خود را مقابل ایدئولوژی‌های موجود «بی طرف» می‌انگارد، مقاله‌ی مذکور به گونه‌ای مستدل و محترمانه تنظیم گشت که بهانه‌ی شکلی و محتوایی خاصی برای عدم انتشارش وجود نداشته باشد. مقاله برای مهرنامه ارسال شد و علی رغم قول مساعد مبنی بر انشارش، از چاپ آن خودداری کردند. از آن جایی که بیم آن می‌رفت موضوع مطرح شده به فراموشی سپرده شود، مقاله در سایت‌های اینترنتی منتشر شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمد طبیبیان در شماره‌ی 18 نشریه مهرنامه در مطلبی تحت عنوان «برادر جان، جنگ طبقاتی تمام شده» (2) جوابیه‌ای بر مقاله‌ی "منطق استثمار" نوشته است. (البته عنوان این مقاله در مهرنامه "..." ذکر شده است!). کسانی که اندک آشنایی با اخلاق روزنامه‌نگاری حرفه‌ای دارند، آگاهند که چنانچه مطلبی منتشر و نقدی بر آن نوشته شود، اگر آن نقد در نشریه‌ی مذکور منتشر نشود، جوابیه‌ی آن نیز فاقد موضوعیت برای انتشار توسط آن نشریه است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چنین عملکردی از سویی نشریه‌ای که ریاکارانه خود را «غیر ایدئولوژیک» و «مفسر» می‌داند و در پشت این نقاب‌های دروغین، ایدئولوژیک‌ترین و جزمی‌ترین اندیشه‌ها را ترویج می‌دهد، چندان امر جدید و بی پیشینه‌ای نیست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در فضای رسانه‌ای بی بدیلی که نیروهای رادیکال و ترقی‌خواه از داشتن هرگونه رسانه‌ی مکتوب رسمی محرومند، گفتمان مهرنامه که در برخی نشریات دیگر نیز شاهدش هستیم، یکی از بی اخلاق‌ترین و ایدئولوژیک‌ترین انواع روزنامه‌نگاری را نمایندگی می‌کند. این بیان، نه توهین و تهمت و شعار، بلکه دارای مصادیق واقعی قابل اشاره‌ای است که موضوع اصلی این مقاله نمی‌باشند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای نمونه یکی از در دسترس‌ترین این مصادیق، مانیفست ابتدایی این نشریه است که با بیانی کاملاً مزورانه عنوان می‌دارد: «مهرنامه از هیچ ایدئولوژی سیاسی و اجتماعی جانبداری نمی‌کند و طرفدار هیچ جناح سیاسی یا فکری نیست». در صورتی که هر خواننده‌ی آگاه و منصف این نشریه به وضوح می‌تواند جهت‌گیری‌‌های خاص ایدئولوژیک و سیاسی این مجله را درک کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از جمله می‌توان به نقل قولی از «حسین راغفر» در مهرنامه‌ی شماره 16 اشاره کرد که می‌نویسد: «این که یک نشریه فرهنگی طی چند شماره‌ی پیاپی به طرح گسترده‌ی چهره‌هایی چون فون هایک، میلتون فریدمن، فون میزس و مکتب اتریش بپردازد و ادعای بی‌طرفی در عرصه‌ی ایدئولوژی و سیاسی داشته باشد به سختی قابل پذیرش است، به ویژه که در هر شماره به شکلی افراطی عرصه و فضای نشریه به قلم طرفداران این مکتب مزین می‌شود و احیاناً برای گریز از برچسب جانب‌داری‌های افراطی، صفحه یا صفحات قلیلی به منتقدانی اختصاص می‌یابد که عملاً تفاوت ماهوی با مواضع حامیان ندارد، پذیرش ادعای بی‌طرفی را سخت‌تر می‌کند». یا به تعبیر «پرویز صداقت» در شماره‌ی 15 مهرنامه‌: « ... نشریه‌ای که «مهر»اش به میلتون فریدمن [مشاور ارشد اقتصادی دیکتاتور شیلی]، رسواترین اقتصاددان دهه‌های اخیر، می‌رسد و «عناد»ش نصیب دکتر محمد مصدق و جنبش ملی شدن صنعت نفت می‌شود»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته اینکه نشریه‌ای موضع ایدئولوژیک و سیاسی خاصی را نمایندگی کرده و از آن دفاع کند به هیچ عنوان مورد ایراد نمی‌باشد، اما آن چه نکوهیده و مذموم است، دروغ‌پردازی و بیان ریاکانه مبنی بر داشتنِ عملکرد «بی‌طرف» و «غیرایدئولوژیک» و «غیرسیاسی» است. چنین مصادیقی است که به بیان «ناصر فکوهی»، در سخنرانی خود در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران (7/8/1390)، «مهرنامه»، «کثیف‌ترین نوع ژورنالیسم» است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمد طبیبیان در شماره‌ی 18 مهرنامه پاسخی نگاشته‌اند که لازم است مجدداً توضیحی بر آن‌ داده شود. هر چند ایشان بسیار سعی دارند مخالف نظری خود را با انواع انگ‌های سیاسی و اخلاقی خطاب کنند و خود را همواره فردی آکادمیک و علمی معرفی کنند (که در مورد اخیر صد البته همین گونه است)، لذا در پاسخ به مقاله‌ی اخیر ایشان، همچون مقاله‌ی پیشین، سعی می‌شود تا حد امکان از مثال‌ها و تعابیر عوام پسندانه و غیر علمی‌ای که این استاد دانشگاه برای خوشایند خواننده‌ی خالی‌الذهن همواره در مطالبشان به کار می‌برند، پرهیز کنیم و با بیانی که بیشتر با جایگاه آکادمیک ایشان تناسب دارد، به طرح مسائل بپردازیم. امیدواریم ایشان نیز چنین رویه‌ای را در مقالات خود پیش بگیرند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;****&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقاله‌ی ایشان چندان قابلیتی برای انتقاد دارد که نقد خود را می‌توانیم از عنوان مقاله‌ی ایشان آغاز ‌کنیم. «برادر جان، جنگ طبقاتی تمام شده». در ابتدا لازم است بیان شود که در دایره المعارف اندیشه‌ی کارل مارکس عبارت مستقلی تحت نام «جنگ طبقات» وجود ندارد. بلکه به طور دقیق‌Struggle Between Classes یا کشمکش بین طبقات و یا مبارزه‌ی طبقاتی مطرح است. به این معنی که حتی فعالیت طبقه‌ی کارگر در اتحادیه‌ها و سندیکاها نیز نوعی از این کشمکش محسوب می‌شود. این کشمکش لزوماً به این معنی نیست که مثل دهقانان آلمانی قرن نوزدهم و هجدهم بر سر حقوق اولیه وارد یک جنگ شوند. هر کشمکش نظری، اقتصادی، سیاسی که بیانگر تضاد کار و سرمایه در دنیای مدرن باشد، به نوعی کشمکش بین طبقات این جامعه نیز خواهد بود و لزوماً هر کشمکشی تا سطح «جنگ» پیش نخواهد رفت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رسیدن کشمکش طبقاتی و نزاع بین مزد و گسترش سرمایه، به سطح یک نبرد طبقاتی، شرایط متنوعی را طلب می کند. اگر هم مطلبی با این عنوان مشاهده شد باید دید که آیا منظور از نبرد بین طبقات استعاره ای از همان کشمکش می‌باشد یا نه؟ لذا اگر آقای دکتر طبیبیان انتظار داشتند که از نظر چپ‌ها باید هر روز در جامعه کارگران با چکش در یک تصویر فانتزی به سمت صاحبان سرمایه حمله ببرند، باید به سراغ تصویرهای انورخوجه و پل پوت از مارکسیسم بروند. این طنز تاریخ است که رویکرد ایشان در این زمینه مشابه عقب افتاده‌ترین نظریاتی است که حتی به سختی می‌توان آن‌ها را در چهارچوب نظریات مارکسیستی دسته‌بندی کرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایشان در بخش ابتدایی مقاله‌ی خود، به گونه‌ای رندانه که پیش از این نیز از نشریه مهرنامه و نویسندگانش سراغ داریم، نقل قولی از مقاله‌ی «منطق استثمار» را تحریف می‌کند. وی با اشاره به نقل قولی از مقاله‌ی مذکور می‌نویسد: «دکتر طبیبیان لازم است از رویکرد اقتصادی مارکسیستی و با اتکا به قانون ارزش مارکس استفاده کند تا بتواند در مورد استثمار نظر دهد» و از این نقل قول تحریف شده به این نتیجه‌ی نادرست می‌رسد که رویکرد مارکسیستی، تنها برگ برنده‌ی منتقد ایشان می‌باشد. در صورتی که بیان اصلی مقاله این گونه است: «از آن جا که بیان این جملات از سوی ایشان به منظور انتفاد از نظریات مارکس می‌باشد، لازم است از رویکرد اقتصاد سیاسی مارکسیستی و با اتکا به قانون ارزش مارکس، اعتبار آن سنجیده شود». همچنان که مشاهده می‌شود ایشان با تغییر جهت دار و زیرکانه‌ای «لا اله» را می‌گوید اما «الا الله» را حذف می‌کند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ادامه، آقای دکتر استدلال می‌کنند که مارکسیست‌ها به تبع مارکس، معتقدند رشد بیکاری و بحران، اقتصاد سرمایه‌داری را به سقوط خواهد کشاند. در صورتی که این فهم عمیقاً اشتباهی است. جناب آقای دکتر غنی‌نژاد در سخنرانی خود در دانشگاه علامه طباطبایی پیرامون جنبش تسخیر وال استریت نیز، چنین اشتباهی را مرتکب شدند و به همین دلیل مارکس و مارکسیست‌ها را جبرگرا خواندند. در حالی که عامل سقوط یک ساختار اقتصادی، اجتماعی در نزد اغلب مارکسیست‌ها، تغییر توازن قوای طبقاتی به لحاظ سیاسی است و نه فقط بحران سرمایه‌داری و بیکاری و مسائلی از این دست که تنها یک زمینه‌ی عینی اولیه است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مثالی که در این زمینه می‌توان از آن بهره برد، ماجرای هوای سرد و پوشیدن لباس است. شما در هوای سرد تمایل پیدا می کنید که برای محافظت از خود، لباس گرم بپوشید. یعنی هوای سرد پایه‌ی مادی حرکت شما برای پوشیدن لباس گرم را آماده می‌کند. این لباس می‌تواند کت، اورکت، سویشرت یا هر چیز دیگری باشد. ولی شرایط سیاسی و ذهنی نیز مهم است. انسان مختار است آن لباس را نپوشد. بخش عظیمی از پروژه‌ی فکری‌ای که تحت عنوان نئومارکسیسم و مکتب فرانکفورت و جریان فکری لوکاچ و گرامشی و دیگران در غرب پر و بال گرفت، توضیح همین امر بود که به دلیل شیئ‌‌وارگی انسان مدرن در این ساختار و شرایط هژمونی ایدئولوژیک مدافع این نظام و شرایط تقسیمات سیاسی و فرهنگی و ...، چرا فرایند پوشیدن لباس رخ نمی‌دهد. لباس می‌تواند هر چیزی باشد. آلترناتیو به معنای مطلق‌اش، معین نیست و این آلترناتیو را باید خشت به خشت ساخت. ممکن است نزدیک به نظریات پساکینزی و پساتوسعه‌گرایانه باشد. ممکن است جایگزین این سیستم، یک ساختار سوسیالیسم بازار بر طبق نظرات «دیوید شویکارت» یا «اسکار لانگه» باشد. ممکن است مدل‌های برنامه‌ریزی دموکراتیک غیر متمرکز امثال «روبین هانل» و «مایکل آلبرت» باشد (این‌ها فقط بخشی از کلیه‌ی اندیشه‌ها و مدل‌هایی اند که در قیل و قال توپخانه‌ی تبلیغاتی‌ای که برنامه‌ریزی مرکزی دولت را به عنوان یگانه نتیجه‌ی اندیشه‌ی چپ معرفی می‌کند، گم شده اند). مسئله در مرحله‌ی اول بر سر بدیل نیست؛ بلکه بر سر نقد وضعیت موجود و تحلیل دقیق‌تر آن است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای طبیبیان می‌فرمایند که نظام سرمایه‌داری با رشد دستمزدها روبرو بوده است و ساقط نشده است. درست است. انباشت سرمایه و تکنولوژی به این نظام کمک می‌کند که ثروت عظیمی را ایجاد کند. هیچ کس هم منکر این نیست که روابط سرمایه‌داری بهتر از روابط فئودالی و ارباب رعیتی یا برده‌داری و یا نظام‌های تولید آسیایی و استبداد سنتی شرقی و سازمان اقتصادی و اجتماعی سنتی است. اما هر پدیده‌ی‌ای را باید بر اساس همان ظرف زمانی خودش بررسی کرد. مثلا نمی‌توان بر کره جنوبی خرده گرفت که چرا در دهه‌ی پنجاه، فاقد حتی یک رایانه در کشورش بوده است؛ چرا که در آن زمان در اساس، کامپیوتر به معنای امروزی اش اختراع نشده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رشد دستمزدها در کشورهای صنعتی غربی می‌تواند دو دلیل عمده داشته باشد. اول انباشت وسیع سرمایه که در شرایط فقدان مبارزات سازمان یافته‌ی نهادهای پایین دستی جامعه و اتحادیه‌ها رخ داد و اتفاقاً نابرابری‌های به وجود آمده به واسطه‌ی این انباشت وسیع بود که احزاب و اتحادیه‌ها و نهادهای مدافع محیط زیست و حقوق زنان و سندیکاهای کارگری را که بعضاً مورد انتقاد نولیبرال‌ها هستند به وجود آورد (و سایر نهادهای مدنی‌ای که در حقیقت، این‌ها عامل عاقل‌تر شدن سرمایه‌داری دیوانه‌ی اولیه بودند، از آثار همان دوران هستند). &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هر روی، ثروت انباشت شده‌ی اولیه و زیرساخت‌های عظیم ارتباطی و صنعتی و رشد اقتصادی جهش وار در غرب، امکان پرداخت دستمزدهای بالا را نیز ممکن می‌ساخت. دلیل دوم، پدیده‌ای است که قبل از «پل باران» و «پل سوئیزی» (که از قضا ایشان نیز در مقاله‌ی خود به آن‌ها اشاره کرده اند)، کسانی چون روزا لوکزامبورگ، لنین و هلفردینگ به آن اشاره کرده بودند. نظریه‌ی مرحله‌ی انحصاری و امپریالیستی شدن سرمایه‌داری این مسئله را توضیح می‌دهد که به دلیل همین مبارزات ضد سرمایه‌داری و پیکار نیروهای چپ و پیشروی طبقه ی کارگر، سرمایه‌داری مرکز برای حفظ نرخ سود خود، اقدام به «صدور سرمایه» می‌کند. توسعه‌ی اقتصادی کشورهایی مثل اقتصاد های شرق آسیا همچون چین و ژاپن و کره جنوبی و کشورهایی مثل برزیل و ترکیه را از همین دریچه می‌توان تحلیل کرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای سرمایه گذاران و شرکت‌های چند ملیتی تولیدی، توجیه اقتصادی‌ای وجود ندارد که سرمایه‌ی خود را در کشورهایی به کار ببرند که سطح دستمزدهای بالا وجود دارد. تفاوت نرخ رشد اقتصادی 2-3 درصدی در کشورهای غربی با رشد اقتصادی بالای 7-8 درصد کشورهایی که به آن‌ها سرمایه صادر می‌شود را، بر این اساس می‌توان تحلیل کرد. بدون شک مقایسه‌ی دستمزد واقعی (نسبت دستمزد اسمی به سطح قیمت‌های عمومی همان جامعه) یک کارگر چینی و یا برزیلی، با دستمزد واقعی یک کارگر مشابه انگلیسی و یا فرانسوی - که گاهی نسبت آن‌ها به یک دهم نیز می رسد- بیانگر همین واقعیت است. اگر چنین طبقه‌ی کارگر غیر متشکلی وجود نداشت، بدون شک پدیده‌ی سقوط نرخ سود در انتظار اقتصاد جهانی بود. قطعاً گسترش آگاهی طبقاتی و بغرنج شدن رابطه‌ی میان هئیت حاکمه و مردم در کشورهای شرقی و جنوبی، خود در آینده از مصائب نظام سرمایه‌داری و طرفدارانش خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر خلاف پیش فرض‌های اقتصاددانان کلاسیک و نئوکلاسیک، نه دستمزدها در بازار انعطاف دارند و نه طبق نظر «میلتون فریدمن» چیزی به نام بیکاری طبیعی وجود دارد که شرایط تعادل را به صورت خود به خود در بازار کار حاکم کند. بررسی دقیق نشان می‌دهد که بازار کار، با بازار کالا تفاوت‌های جدی دارد. هر چند اقتصاددانان لیبرال دموکرات تفاوت چندانی بین بازارها و شرایط نهادی آن‌ها قائل نیستند؛ ولی به هر صورت اگر عارضه‌ی سیاست‌های تعدیل کننده‌ی کینزی بر اقتصاد سرمایه‌داری تحمیل نمی‌شد، امروز شرایط به گونه‌ای دیگر بود. هر چند آقای غنی‌نژاد انتقاد می‌کنند که همین دخالت‌ها عامل بحران است، اما باید یادآور شد که بطور مثال اگر دخالت دولت در آمریکا و مخصوصاً کشوری چون انگلستان برای تولید مسکن (چیزی که ایشان عامل بروز بحران معرفی می‌کنند) نبود، امروز با بحران‌های اجتماعی دیگری ناشی از اعتراض بی خانمان‌ها روبرو بودیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساختاری که در ذات خود دارای عدم توازن و تضاد است، نمی‌تواند تضادهایش را بپوشاند. رفع بحران اقتصادی در آن به ایجاد بحران اجتماعی و رفع بحران اجتماعی اقتصادی ممکن است به تشدید بحران زیست محیطی تبدیل شود. یا طبیعت باید استثمار شود یا افراد جامعه‌ی خودمان استثمار شوند یا اینکه باید مثل کارگر چینی و جهان سومی، با دستمزدی که به قول کلاسیک‌ها تنها برای زنده ماندن لازم است به حیات خویش ادامه داد یا این‌که اصلاً اقتصاد به رکود تورمی ناشی از سیاست‌های تعدیل‌گرایانه کینزی دچار شود و چرخ تولید نگردد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این واقعیتی است که به بیان آقای طبیبیان، ربطی به «سر هم کردن مطالبی مثل هژمونی و جهانی سازی» ندارد. مگر اینکه معتقد باشیم چین- که در قبال هشت ساعت کار، دستمزدی کمتر از هشت دلار به کارگرانش می‌پردازد- نظامی کمونیستی است و همچون همیشه، همه‌ی کاسه و کوزه‌ها را سر رقیب تاریخی و ایدئولوژیک خود بشکنیم! در صورتی که بر اساس نظر اغلب لیبرال دموکرات‌ها و نولیبرال‌های ایران و جهان، تولید انبوه فعلی چین، نتیجه‌ی حرکت در مسیر آزادتر کردن بازار کار و سرمایه می‌باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از این رو مشاهده می‌کنیم که علت تفاوت ارزش تولیدات کشوری مثل هند و چین و قیمت کالاهای مشابه تولیدی در کشورهای غربی (حتی با وجود برابری دقیق تکنولوژی و سرمایه‌ی به کار رفته در یک صنعت مشابه) ناشی از تفاوت فاحش بین دستمزدهاست که این امر، خود اثبات کننده‌ی نظریه‌ی ارزش کار مارکس و تجلی دستمزد بر قیمت کالاست که قرن نوزدهمی یا قرن دومی بودن آن تفاوتی ندارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایشان متاسفانه با تکرار چند باره‌ی نظریه‌ی عرضه و تقاضا که ناظر بر قیمت کالا و نه ارزش آن است، تحلیل‌ از رویکرد اقتصاد سیاسی را به اقتصاد محض تقلیل می‌دهد. در صورتی‌که «تقاضا» و میزان آن در بازار سرمایه‌داری، موجود قائم بالذات نیست و عوامل گوناگونی چون قدرت، تبلیغات و روبنای فرهنگی نیز در میزان آن تاثیر گذارند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی دیگر از مهمترین مسائلی که در هر دو مقاله‌ی آقای طبیبیان مطرح و تکرار شده است، بی توجهی مارکس و مارکسیست‌ها به «تکنولوژی» می‌باشد. در مقاله‌ی اخیر نیز ایشان می‌نویسد: «تغییر در ترکیب سرمایه، به معنی تغییر در مقادیر نسبی سرمایه ثابت و متغیر است و نه تغییر در تکنولوژی تولید». این در صورتی است که بنا به تعریف، سرمایه‌ ثابت، شامل تکنولوژی تولید نیز خواهد بود و بیان ایشان نوعی مغلطه در تحلیل می‌باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از سویی، اقتصاددانان لیبرال دموکرات وطنی ما یک وجه مشترک با اقتصاددانان نهادگرای ایرانی دارند و آن تحلیل غلط از مقوله‌ی تکنولوژی و رشد صنعتی در ارتباط با اقتصاد سیاسی است. اقتصاد دانان نهادگرا و از جمله آقای دکتر مومنی با تکیه بر این مسئله که در غرب، انقلاب دانایی و انقلاب‌های چهارم صنعتی رخ داده، با تاکید بر صنعت‌زدایی اقتصادهای بزرگ معتقدند که مفهوم طبقه‌ی کارگر مثل گذشته معنا ندارد. اقتصاددانان لیبرال دموکرات و از جمله آقای طبیبیان به عنوان یکی از مدافعان بازار آزاد نیز، بر این مسئله تاکید دارند که «نیروی کار امروز، نیروی کار زمان مارکس نیست که عمدتاً چکش به دست بودند. امروز علاوه بر کارگر ساختمانی و کارگاهی، افرادی مانند مهندس، پزشک، برنامه نویس کامپیوتر، مدیر، هنرمند، استاد دانشگاه، روزنامه نگار و ... همه نیروی کار تلقی می‌شوند». اینکه ایشان از کجا به چنین درکی رسیده اند که منظور مارکس، فقط "کارگران چکش به دست" بوده است، برای نگارندگان این مطلب مبهم است. اما از آن جایی که تحلیل ایشان بسیار نزدیک به تحلیل جزمی‌ترین طرفداران نظریه‌ی مارکس می‌باشد، خود جای بسی شگفت است! در مورد مفهوم واقعی طبقه‌ی کارگر، نگارنده‌ی مطلب «منطق استثمار»، پیش از این در مقاله‌‌ای (3) مستقل به آن پرداخته است که نیازی به تکرار محتوای آن نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای دکتر طبیبیان که اقتصاد خرد پیشرفته تدریس می نمودند، حتما اطلاع دارند که تجهیزات صنعتی که جایگزین نیروی کار می‌شوند، خود مستهلک می‌شوند و هزینه‌ی نگهداری بالا دارند و سوخت مصرفی‌شان نیز در صورت توسعه‌ی همه جانبه‌ی اتوماسیون فرایند تولید و طبیعتاً هزینه‌های بنگاه اقتصادی بالا می‌رود. لذا مکانیزاسیون تولید اقتصادی جامعه، برای صرفه جویی در پرداخت دستمزد و به کار گرفتن کارگر، تا یک سطح معینی می‌تواند تداوم یابد و قطعا پس از یک نقطه‌ی بهینه، این اتوماسیون در نظام سرمایه داری بازده نزولی خواهد داشت (در کنار آن، بحث رشد روزافزون هزینه‌های سوخت و مواد اولیه‌ی تجدید ناپذیر نیز مطرح است). ضمن این‌که هرچه تکنولوژی پیچیده‌تر شود، به نیروی کار ماهرتر و به تبع آن با سطح دستمزد بالاتر نیاز است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از کسانی که انقلاب دانایی و انقلاب اطلاعات را باعث ایجاد برخی تعدیلات در قطب بندی جوامع می دانند، باید سوال شود که اگر صنعت‌زدایی، بدون در نظر گرفتن تقسیم کار جهانی، در مقیاسی جهان شمول رخ می‌داد (و نه فقط در غرب که سطح دستمزدها تا این حد رشد کرده) در آن صورت اوضاع از چه قرار بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر خلاف ادعای صاحب‌نطران لیبرال دموکرات و نهادگرا، اتفاق خاصی نیفتاده و گسترش تکنولوژی در زمان مارکس نیز به نسبت زمان خود شتابان بوده است و در این تحلیل اقتصادی، رشد فناوری‌ها جایگاه اساسی‌ای ندارد. بلکه مسئله‌ی اصلی بر سر شرایط توازن بین نرخ سود و نرخ دستمزد حقیقی در اقتصاد است و در این بین، تکنولوژی تنها عاملی حاشیه‌ای است که تنها می‌تواند ارزش اضافی نسبی را به نفع سرمایه‌دار (اگر طبقه‌ی کارگر از طریق نهادهایش دخالت‌گری نکند) افزایش دهد. قطعاً با ارائه‌ی نمونه‌‌ی «استیو جابز» و علاقه‌ی برخی از مردم دنیا به او به عنوان یک نابغه، نمی‌توان سازمان عظیم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی سرمایه‌داری متأخر را توضیح داد و توجیه کرد و از شرایط کارگرانی که محصولات شرکت او را در سراسر جهان مونتاژ و بسته‌بندی و توزیع می‌کنند، چیزی نگفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسئله بر سر اختلاف انواع کار نیست. مسئله بر سر پیوستگی انواع رشته‌های صنعت با انواع کار است. نمی‌توان امید داشت که ماشینیزه کردن یک صنعت و اتوماسیون، باعث شود که یک صنعت، نیاز خود را به نیروی کار از دست بدهد. ضمن این‌که همه‌ی سرمایه داران جهان بیل گیتس و استیو جابز نیستند. سرمایه داران عرب و صاحبان کارتل‌های نفتی در سراسر جهان و رابرت مرداک‌ها و سرمایه داران مافیایی شرقی و مثلاً شخصی مثل دیک چنی و جورج بوش، بعید به نظر می‌رسد که بتوان لفظ نابغه را برایشان استفاده کرد! درضمن این سوال وجود دارد که آیا تمام ابتکارات و فناوری های به کار رفته در تولیدات شرکت اپل یا مایکروسافت، ناشی از ابتکار و مدیریت شخص بیل گیتس یا استیو جابز است؟ یعنی عقل مطلقی بالای سر نشسته است و باقی کارمندان و کارکنان و مزدبگیران ...!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر نمی‌رسد این تصور نولیبرال‌های ایرانی برای کارکنان این شرکت‌ها چندان خوشایند باشد. درست است که سرمایه‌داری امکان شکوفایی استعداد‌های انسانی را تا حدی بیش از گذشته فراهم آورده است. اما این فرد‌گرایی افراطی، ناشی از تحلیل تقلیل‌گرایانه از جامعه است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چنین رویکرد تقلیل‌گرایانه و غیرتاریخی‌ای موجب می‌شود ایشان مسئله‌ی افرایش دستمزد را به صورت مجرد و بدون توجه به میزان بهره‌وری و ساعات کار و همچنین بدون در نظر گرفتن چگونگی توزیع ثروت جامعه و کیفیت نابرابری تحلیل کنند. در مقاله‌ی «منطق استثمار» با ارائه‌ی نمودارهایی، توضیحات لازم در این زمینه داده شده بود که گویا ایشان صلاح ندانسته اند اشاره‌ای به آن مطالب داشته باشند! رویکرد غیرتاریخی ایشان نیز موجب شده است توسعه‌ی مناطق و کشورهای گوناگون جهان را به صورت منفک و مستقل از هم بررسی کند. در صورتی که به تعبیر سمیر امین، توسعه یافتگی و توسعه‌ی توسعه نیافتگی، دو روی یک سکه و دارای ارتباط ارگانیک با یکدیگر می‌باشند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای طبیبیان که از فروشگاه‌های زنجیره‌ای «وال مارت» تمجید می‌کنند، باید در نظر داشته باشند که شانس، در قمارخانه‌ی بازار، چیز مهمی است و همه چیز به دایره‌ی مهارت بستگی ندارد. مخصوصا اقتصادهایی که از جایی به نام «وال استریت» بهره مند ميشوند. دیدن بازنده گان نظام بازار که همگی آنها را نمی توان فاقد ضریب هوشی و قدرت مدیریت دانست نیز، بد نیست. همچنین ایشان لازم است اندکی از رویکرد تقلیل‌گرایانه‌ و مجرد نگر خویش فاصله گرفته و به تولیدکنندگان واقعی محصولات این شرکت‌ها و شرایط زندگی آن‌ها، که عمدتاً در کشورهای پیرامونی هستند نیز عنایتی داشته باشند تا بیشتر متوجه سرچشمه‌ی ارزانیِ کالای این شرکت‌ها شوند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بحث ما در اساس، کمتر به «افراد» سرمایه دار نظر دارد. نظریات ما، برخلاف مکتب اتریش و یا نهاییون و کلاسیک‌های جدید و سایرین، ریشه در نظرات رفتارشناختی (که بعداً بی اعتبار بودن آن‌ها ثابت شد) ندارد. بحث بر سر افزایش وسعت دید و افق نگاه اجتماعی و رویکرد ساختاری است. بررسی‌های فردی و مصداقی ،که نمی‌توان بر اساس آن حکم عمومی صادر کرد، عاملی است که باعث می‌شود اندیشه‌ی طرفداران بازار آزاد با داروینیسم اجتماعی گره بخورد. سرمایه‌داری عاقل متولد نشده است؛ بلکه مقاومت‌های گوناگون بر سر راه سرمایه‌داری بود که تا حدی او را سر عقل آورد تا بتواند به حیات خود ادامه دهد؛ وگرنه نتایج این نوع نگاه به انسان و جامعه، شاید جهان را به نابودی می‌کشاند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخن آخر ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم آقای طبیبیان و هم آقای غنی‌نژاد و نیلی و در نهایت آقای قوچانی و همفکران شان، یک اشتباه تاریخی دارند. باز کردن این اشتباه، خود مقاله‌ای مفصل با ارائه‌ی اسناد و فاکت‌های متعدد و بحث و نظر ورزی طولانی می‌طلبد. اما به صورت مختصر اشاره ای به این اشتباه تحلیلی می‌کنیم که با وجود تذکرات سایر دوستان در این مورد، گویا این بحث هنوز به طور دقیق توضیح داده نشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای طبیبیان مانند سایر دوستان خود، بار دیگر مقاله‌ی خود را با یادی از رژیم های کره شمالی، استالین، مائو و دیگران پایان می‌دهد. سایر نویسندگان مهرنامه نیز در مقالات متعدد خود، به حکومت‌هایی از این دست لقب «سوسیالیستی» می‌دهند و در راس همه، هوشنگ ماهرویان، کره شمالی موروثی را «حکومت مارکسیستی» می‌نامد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«لودویگ فون میزس» اقتصاددان راست‌گرا و طرفدار بازار آزاد، در یکی از اولین انتقادات خود از سوسیالیسم، یک مدل مشخص را پیش فرض قرار داد و آن مدل، برنامه‌ریزی مرکزی دولت در اقتصاد بود. به تعبیری، او اقتصاد دولتی مورد نظر لاسال را مقابل بازار آزاد قرار داد. به دلیل شکستی که در انقلاب روسیه پیش آمد، شوروی بیش از پیش به سمت ساختار سرمایه‌داری دولتی حرکت کرد، یعنی همان روابط تولید کارمزدی در غالب رفتار یک دولت به مثابه یک بنگاه انحصاری بزرگ. این دولت‌ها از هر لحاظی با تئوری‌های مارکسی در تضاد بودند. از نقض آزادی بیان و اجرای حکم اعدام گرفته تا عدم رعایت تعادل بین شاخه‌های تولید تا ایجاد آنارشی بازاری در اقتصاد (چیزی که از شاخص های اقتصادی نظام سرمایه داری است) و ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تمام این مظاهر جوامع خلقی-پوپولیستی، هیچ جایگاهی در آثار مارکس و مارکسیست‌های مستقل نداشته است. برنامه‌ریزی اقتصاد از مرکز، حتی در آثار ارتدوکس‌هایی چون کائوتسکی نیز یافت نمی‌شود، چه رسد به مارکس که خود یکی از بزرگ‌ترین مخالفانِ معاصرِ لاسال (به عنوان نظریه‌پرداز دولتی کردن اقتصاد و جامعه و جانشینی نخبگان حزبی به جای طبقه‌ی کارگر) می‌باشد. اندیشه‌ی اقتصادی بوخارین، به عنوان فردی که تئوریسین اقتصادی استالین شمرده می‌شد، شوروی را به جایی کشاند که به دست شبه طبقه‌ی نوکیسه‌ی بوروکرات‌های دولتی و به رهبری استالین، چند سال پس از پیروزی انقلاب اکتبر، آژانسی به نام «گاسپلان» ایجاد شد. این آژانس، مرکز برنامه‌ریزی اقتصادی شوروی شد و مدل سیاسی اقتصادی استالین، پس از او در همه جا به عنوان مدل مارکسیستی و سوسیالیسم معرفی شد. شوراهای کارگری، فاقد اختیار و عملاً استحاله شدند و به نهادهای فورمالیته‌ای تبدیل شدند. آیین نامه‌های کنترل کارگری، جای خود را به آیین‌نامه‌های حزبی و دستوری و تمامیت‌خواهانه داد و رژیم، یک کمپانی بزرگ شد و رهبر حزب هم، رئیس کمپانی قلمداد گشت. این تراژدی‌ای بود که اکثر رژیم های خلقی-پوپولیستی جهان سوم از آن الهام گرفتند و بدون طبقه‌ی کارگر و به نام او و در کشورهایی که اساساً طبقه کارگر نداشتند، انقلاب سوسیالیستی کردند‍!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نیروهای بدیل سرمایه‌داری در جهان، با انجام بازنگری و نقد جدی چنین پیشینه‌ای، به هیچ عنوان از آن مدل‌ها و الگوها پیروی نمی‌کنند. امیدواریم گفتمان راست وطنی کمی ارتقا پیدا کند و به جای مقایسه‌ی پادشاهی روستایی کره شمالی- که تا حدی، دستاورد ایالات متحده در جنگ کره هم به شمار می رود- با اقتصاد سرمایه‌داری، حداقل تا سطح افرادی مثل هایک، که از غیر ممکن بودن استقرار جامعه‌ی سوسیالیستی مورد نظر مارکسیست‌ها سخن گفت و مدعی شد که آلترناتیوی جز این وجود ندارد، ارتقاء یابند. چون هایک حداقل خوب می‌دانست مارکسیست‌های مخالف‌اش چه می‌گویند و آن چه در چین و کره شمالی و کامبوج و ... می‌گذرد، نسبتی با نظریات آن‌ها ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آن جایی که محمد طبیبیان در سرتاسر مقاله‌اش سعی دارد خود را آکادمیسینی بی‌طرف و غیرسیاسی جلوه دهد، مقاله‌ی حاضر را با نقل قولی از «ادوارد سعید» در کتاب «نشانه‌های روشنفکران» و ذکر نکته‌ای به پایان می‌بریم: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«هر روشنفکری که حرفه‌اش ارائه و بیان اندیشه‌ها، دیدگاه‌ها و ایدئولوژی‌های روشن و مشخص است، به طور منطقی آرزومند است که آن‌ها را در جامعه بتواند عملی کند. روشنفکری را که مدعی‌ست فقط برای خودش یا به خاطر آموزشِ محض یا دانش مجرد می‌نویسد، نه می‌توان و نه باید باور داشت. همان‌طور که ژان ژنه نویسنده‌ی بزرگ قرن بیستم گفته است، "از همان لحظه که مقالاتی را در جامعه منتشر کردید، وارد زندگی سیاسی شده‌اید"؛ بنابراین اگر می‌خواهید سیاسی نباشید، مقاله ننویسید و سخنرانی نکنید». از این رو چنان‌چه ایشان تمایل زیادی به ارائه‌ی تصویری بی‌طرف، غیرجهت‌دار و غیرسیاسی ار خود دارند، شایسته است "خرده‌گیری" دوستان خود را جدی گرفته و در اساس از وارد شدن به این‌گونه مباحث چالشی، دوری گزینند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;--------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پی‌نوشت: &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- منطق استثمار:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2011/12/estesmar.html"&gt;http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2011/12/estesmar.html&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- خوانندگانی که امکان و یا تمایل به خریداری نشریه‌ مهرنامه ندارند، مقاله‌ی «برادر جان، جنگ طبقاتی تمام شده» را می‌توانند در وبلاگ کوخ مطالعه نمایند:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://koukh1.blogfa.com/post-105.aspx"&gt;http://koukh1.blogfa.com/post-105.aspx&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- مفهوم واقعی طبقه‌ی کارگر:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://koukh1.blogfa.com/post-3.aspx"&gt;http://koukh1.blogfa.com/post-3.aspx&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-1965270486200125282?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/1965270486200125282/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=1965270486200125282&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/1965270486200125282'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/1965270486200125282'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/01/blog-post_536.html' title='در دفاع از «منطق استثمار»'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-3563827962808407115</id><published>2012-01-27T19:34:00.001+03:30</published><updated>2012-01-28T23:27:30.607+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار'/><title type='text'>شاهرخ زماني ومحمد جراحي هم چنان در بند قرنطينه زندان تبريز نگهداري مي شوند</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;کانون مدافعان حقوق کارگر- برابر اخبار رسيده، شاهرخ زماني ومحمد جراحي در بند قرنطينه بدون لباس گرم و وسائل گرم كننده در شرائط سختي به سر مي برند. همچنان پس از ده روز، زندان بانان از ملاقات خانواده و در يافت لباس گرم براي اين دو زنداني جلوگيري مي كنند. مقامات زندان به اعتراض هاي مكرر اين دو زنداني تاكنون توجه نكرده و بدين وسيله آنان را تحت فشارهاي جسمي و رواني قرار مي دهند؛ در حالي كه داشتن لباس گرم از حقوق اوليه زنداني است. &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-3563827962808407115?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/3563827962808407115/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=3563827962808407115&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/3563827962808407115'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/3563827962808407115'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/01/blog-post_27.html' title='شاهرخ زماني ومحمد جراحي هم چنان در بند قرنطينه زندان تبريز نگهداري مي شوند'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-6805952438085330370</id><published>2012-01-26T17:46:00.002+03:30</published><updated>2012-02-18T21:32:12.102+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تعيين حداقل دستمزد و تغيير قانون كار'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار'/><title type='text'>اطلاعیه نیروهای پروژه ای کار در مورد سیاستهای اقتصادی و پیش نویس قانون کار</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به نام خداوند جان و خرد&lt;br /&gt;اتحادیه نیروی کار پروژه ای معتقد است روند حذف خزنده و تدریجی قانون کار (معافیت کارگاههای زیر ده نفر از قانون کار باعث گردید حقوق این افراد از 3300000 ریال به 1000000 الی 1500000 ریال سقوط نماید آنهم بدون بازنشستگی ،به همراه بند «ز» و با پیش نویس قانون کار، کارمزد منعطف) به نیروی کار در کشور صدمات اقتصادی ، روانی و اعتقادی غیر قابل جبرانی وارد می کند . قدرت خرید جامعه به خصوص زحمتکشان را به پایین ترین حد ممکن می رساند و اکثریت جامعه را به ورطه فقر و بحران می اندازد . با این برنامه های نئولیبرالیستی (آمریکایی) قدرت خرید کلی جامعه سقوط میکند و متعاقب آن بحرانهای اقتصادی شکل میگیرند و از پی آن بحرانهای اجتماعی ـ سیاسی وارد عرصه جامعه می گردد . از این رو بی اعتمادی به &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دولت گسترش می یابد و تضاد شعارها و نظریه ها با عملکرد های اجتماعی عریان تر نمود پیدا می کند . نظریه های اولیه انقلاب که توانست 90 درصد آرا را به دست آورد ، ادعای استقلال طلبی از دو نظام جهانی سوسیالیسم و سرمایه داری بود ، قرار بود علی وار زندگی و حکومت کنید ، قرار بود پایبند عدالت اجتماعی باشید نه به خاطر رضایت دلالهای بازار سنتی که مرده ریگ نظام برده داری هستند ، حقوق تولید کننده گان جامعه را نادیده بگیرید . قرار بود همه دگراندیشان آزادانه اعتقاداتشان را بیان کنند . قرار بود مناسبات اقتصادی ما برگرفته از سنتها و واقعیتهای تاریخی ـ اقتصادی خودمان باشد ( نه شرقی نه غربی ... ) ولی امروز اقتصاددانان بانک جهانی که51 درصدشان سهم آمریکا است ، با دستان آقازاده های بازار سنتی ( تحصیل کرده های آمریکا و اروپا ) ساز اقتصاد آمریکایی ( تعدیل ساختاری و خصوصی سازی ) را در ایران می نوازند . این سیاستهای اقتصادی وارداتی از یک سو نیروی کار مولد را با بیکاری گسترده و حذف تدریجی قانون کار و پیشنهاد حذف حداقل حقوق ( کارمزد منعطف ) به سوی ویرانی کشانده است و از سوی دیگر با گران کردن سوخت ، برق و آب ، صنایع داخلي ایران را به ورشکستگی سوق داده است . تنها اقشار اجتماعی که از این مناسبات واپس گرا بهره میبرند ، دلالها و واسطه ها هستند . درآمد نفتی ، بخش واپس گرای جامعه را تامین میکند و کاسبی آنها را رونق میدهد ( بورژوازی تجاری ) . در روزهای اول انقلاب برای هدف ارزشمند استقلال و خودکفایی ، تجارت خارجی ملی اعلام شد ، ولی امروز برای کدامین هدف ، تجارت خارجی از دهها کانال قانونی و غیر قانونی آزاد گردیده است ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارشناسان معتقد به نئولیبرالیسم ، مسلما این واقعیتها را میدانند ولی چون منافع امروزشان با آنها در تضاد است آنرا به فراموشی سپرده اند . لذا ضروری است یادآوری گردد سرمایه داری جهانی تا به امروز همه مراحل سرمایه داری را از مانوفاکتورها تا تولید انبوه کالا ، از سرمایه داری صنعتی نیروی بخار تا پیشرفته ترین تکنولوژی های هسته ای ، از کوانتوم تا نانو تکنولوژی پیموده است و اینک با قدرت اقتصادی ـ صنعتی ، با پیشرفته ترین قدرت تکنولوژی تولیدکالایی ، راهی را در پیش گرفته که نئولیبرالیسم خوانده میشود ، ولی این نگرش در کمتر از چند دهه عوارض فاجعه بار خود را نشان داد و آمریکا و اروپا را با بحرانی جدی و غیر منتظره ای مواجه کرد . تئوریسین هایی که بنیان گذاران این مناسبات بودند ، در باتلاق سرمایه داری مالی گرفتار آمده اند . در این شرایط که بانیان این مناسبات اقتصادی سردرگم مانده اند و ناتوان از مهار بحران هستند ، کارشناسان اقتصادی ما گام به گام و جزء به جزء اصول این مناسبات شکست خورده را به مردم ایران تحمیل میکنند ( تعدیل ساختاری خصوصی سازی ) .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارشناسان اقتصادی که نئولیبرالیسم را راه توسعه صنعتی ـ اقتصادی ایران معرفی کرده اند ، بهتر است به جغرافیای اقتصادی جهان مراجعه کنند .در این صورت متوجه خواهند شد که برخی کشور ها از نظر منبع معدنی ( کانی ) و وجود زمینهای کشاورزی قابل کشت ، بسیار فقیر هستند . ژاپن یکی از فقیرترین این کشورها است . بدون معادن کانی که بتوان با فروش محصولاتش درآمدی کسب کرد ، و بدون زمینهای کشاورزی که بتوان غذای مردم ژاپن را تولید کرد . آیا طراحان مناسبات نئولیبرالیسم در ایران از خود پرسیده اند آن ثروت و منبع ارزشمند ملی که توانست ژاپن را جزء شش کشور بزرگ از نظر تولید کالایی قرار دهد و بدین طریق شرایط ضروری برای پیشرفتهای علمی ـ تکنولوژیکی در آن کشور را فرآهم نماید ، کدام پدیده مادی یا انسانی است ؟! تنها پدیده ای که ارزش می آفریند و ژاپن با تکیه بر آن ، با آموزش فنی ـ علمی بدان و با تامین رفاه آن ، توانست به این جایگاه ارزشمند جهانی برسد ، نیروی کار ژاپن است . تا قبل از پذیرش سیاستهای نئولیبرالیستی ، نیروی کار ژاپنی با بیکاری بیگانه بود . این نیرو ، سرمایه های بخش خصوصی را مانند سرمایه خود میدانست و برای آن صادقانه کار میکرد چون مناسبات اجتماعی ـ اقتصادی در ژاپن بر اساس ارزشمند دانستن نیروی کار بنا شده بود و این پاسخ نیروی کار به آن مناسبات بود ( دولت رفاه ) . نه چون امروز ایران ، که با پیش نویس قانون کار ، همه حقوق کارگران که دستاورد مبارزات کارگران بر علیه ساختار شاهنشاهی بود ( در سالهای 1320 الی 1325 ) راندیده گرفته است و این طبقه تولید کننده نعمتهای مادی را به ورطه بردگی برای بخش خصوصی که سرمایه داری صنعتی هم نیست ، بلکه مشتی دلال و واسطه هستند کشانده است .در این پیش نویس کارمزد منعطف مطرح شده است و این یعنی حذف حداقل حقوق ، یعنی با وجود میلیونها کارگر و تحصیل کرده بیکار ، در بازار آزاد شده کار ، نیروی کار پایین تر از نرخ حداقل کارمزدفروخته خواهد شد ، در حالیکه همین امروز اکثر پیمانکارها و من پاورها ( دلالان کار ) از کارگران سفته میگیرند تا پس از اخراج ادعای بیمه , سنوات , ... و یا شکایت به نهادهای دولتی نبرند . جامعه ای که مهمترین قانونش ( قانون کار ) حذف میشود ، روندی به سوی توسعه صنعتی ـ اقتصادی و ثبات اجتماعی نخواهد داشت . این واقعیتی است که درسهای تاریخ به ما میدهد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نیروی کار پروژه ای از بهترین و متخصص ترین کارگران ، تکنسینها و مهندسان ایرانی تشکیل شده است ، ولی بیشتر از همه مورد استثمار قرار می گیرند . با روزانه 12 ساعت کار بدون استفاده از تعطیلات . آنها حتی در خوابگاههای پروژه اوقات فراقت ندارند . همیشه باید دور از خانواده شان کار کنند و مانند زندانیان در هر ماه 5 الی 6 روز به سوی خانواده میروند که دو روز آن در رفت و آمد به هدر می رود ، تازه اگر پیمانکار مرخصی بدهد . وقتی شما راه رشد نئولیبرالیسم را به جامعه تحمیل می کنید ( روندی که با ریاست جهمهوری آقای رفسنجانی آغاز شد و تا به امروز با پیگیریهای دولتهای بعدی همه ابعاد و اصول و منطقش پیاده گردیده است ) باید به آزادی بدون دخالت دولت در بازار ، اعتقاد داشته باشید . در آزادی بازار ، بازار کار هم کارمزد منعطف میشود . این یکی از اصول نئولیبرالیستی آمریکا است . اصل دیگر نئولیبرالیسم این حق را به کارگر می دهد تا تشکیلات صنفی داشته باشد که بتواند در مقابل پیمانکار و سرمایه دار از حقوقش دفاع کند . ولی نئولیبرالیسم های وطنی ، دست سرمایه دارها و واسطه های بازار را باز میگذارند تا حداقل حقوق , تامین اجتماعی و بازنشستگی را ازمیان بردارند . ولی دستان کارگران را ( همه آنهایی که با فروش نیروی کارشان زندگی میکنند ) با ممنوعیت ایجاد تشکیلات صنفی می بندند .این شیوه مناسبات به معنی" آزادی سرمایه دار و بندگی نیروی فروشنده کار و بازگشت به ساختار برده داری هزاران سال قبل است ".&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اتحادیه نیروی کار پروژه ای اعتقاد دارد ، اصول گراها و اصلاح طلبان نا آگاهانه يا آگاهانه به دام برنامه های صندوق بین المللی پول گرفتار آمده اند . سیاستهای تعدیل ساختاری و حذف سازمان برنامه و بودجه و خصوصی سازی عملا ایران را به پرتگاه کشانده که عاقبت آن نابودی صنایع داخلي ایران است . درحالی که شاهد ورشکستگی کارخانه های تولیدی در همه استانهای کشور هستیم ؛ از سوی دیگر فقر و بیکاری و خود فروشی و کارهای کاذب غیر تولیدی در حال گسترش است . به چند مستند توجه بفرمایید :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزنامه شرق ضمیمه اقتصادی روز شنبه 10-10-1390 رویه 31 ، نظریه آقای محسن ایزد خواه ، کارشناس اقتصادی :" بنا به اظهار کارشناسان ، نزدیک به 30درصد کارگاهها و کارخانه های واقع در شرکتهای صنعتی تعطیل ویا نیمه تعطیل هستند و 70 درصد بقیه با کمترین ظرفیت ادامه حیات می دهند که احتمال تعطیلی و بیکار شدن هزاران کارگر در سال آینده دور از ذهن نیست ." رویه 24 اظهار نظر عضو هیات علمی دانشگاه مازندران ، استاد زهرا کریمی :" قدرت خرید حداقل مزد اسمی در سال 1389 ، به دلیل تعدیل نشدن حداقل مزد متناسب با نرخ تورم در مقایسه با حداقل مزد در سال 1358 حدود 70 درصد کمتر است ." همان رویه بر اساس برآوردهای آقای دکتر راغفر ، عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا (س) :" حدود نیمی از شاغلان مناطق شهری در مشاغلی غیر رسمی با مزد کمتر از حداقل رسمی و محروم از پوشش بیمه و بازنشستگی جذب میشوند ." رویه 25 نظریه دکتر راغفر :" آنچه تحت عنوان اصلاح قانون کار پیشنهاد شد عملا تامین سیاستهای اقتصادی موسوم به بازار آزاد در شکل نئولیبرال است ... در حالیکه این اقدام نوعی ریشه کنی در حوزه اقتصاد کشور است ، ما فاقد یک استراتژی توسعه هستیم ... به نظر من استراتژی توسعه در دوره جدید گسترش دلالی ، تخریب بنیان های تولید و تبدیل پول نفت به عنوان ابزاری برای توسعه بازارهای کشور ، برای محصولات کشورهای دیگر است ." &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نظر کارشناسان اقتصادی که نگرشی علمی ـ تحقیقی دارند با نئولیبرالیسم انطباق ندارد و عملا آن را برای جامعه ما فاجعه بار می دانند . بیایید و حداقل حقوق کارگران قبل از انقلاب را با امروز خودمان مقایسه کنیم . روزنامه شرق شنبه 01-10-1390 ضمیمه اقتصادی رویه 23 طی یک جدول : حداقل مزد اسمی در سال 1350مقدار 195 تومان بود در حالیکه قدرت خرید کارگر یا حداقل مزد واقعی او 951 تومان بود . با توجه به اینکه دلار 7 تومان خرید و فروش می شد ، حقوق واقعی کارگر بیش از چهار برابر حداقل حقوق اسمی او بود . ولی در سال 1390 حداقل مزد اسمی 330000 تومان است ولی قدرت خرید یا مزد واقعی او معادل 121000 تومان است. یعنی قدرت خرید او کاهش فاحشی دارد که حدود سه برابر کمتر شده است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا برای کارشناسان اقتصادی که برنامه های صندوق بین المللی پول ، یعنی برنامه دیکته شده آمریکا ، یا همان مناسبات نئولیبرالیست ها را به حاکمیت پیشنهاد داده اند ، امکان پذیر نبود با همیاری دولت برنامه ریزی بلند مدتی را برای وادار نمودن بخش خصوصی به سرمایه گذاری در صنایع تولید کالایی مانند سرمایه گذاری در زمینه تفکیک مشتقات نفت باشد، بر اساس نظریه آقای دکتر راغفر در رویه 26 همان منبع :" در حالی که حدود ده هزار مشتقه از تولیدات نفتی تولید می شود ما به جای صادرات نفت خام باید صادرات مشتقات نفت خام را داشته باشیم و زنجیره مفقوده ارزش تولید این مشتقات را در کشور بوجود بیاوریم " .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما مهندسان ، تکنسینها ، کارگران فنی و همه نیروی کاری که در پروژه ها کار می کنند ، خواهان آن هستيم به جای ادامه مناسبات نئولیبرالیسم که در سرزمین اصلی آن ( آمریکا ، اروپا و ژاپن ) با بحران های فزاینده ای درگیر شده است ، با رویکردی انقلابی به حمایت و ایجاد صنایع تولید کالایی با اتکا به منابع با ارزشی بپردازيم که این ملت دارد و با تصویب قانون کاری انسانی به منابع اصلی مولد ارزش و ثروت هر کشور ( نیروی کار )، به گونه ای توجه شود که حرمت انسانی او پایمال نگردد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اتحادیه نیروی کار پروژه ای&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ناصر آقاجری &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-6805952438085330370?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/6805952438085330370/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=6805952438085330370&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/6805952438085330370'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/6805952438085330370'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/01/blog-post_26.html' title='اطلاعیه نیروهای پروژه ای کار در مورد سیاستهای اقتصادی و پیش نویس قانون کار'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-8905702384337072232</id><published>2012-01-25T07:11:00.002+03:30</published><updated>2012-01-28T23:29:50.548+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار'/><title type='text'>بیماری بهنام ابراهیم زاده و جلوگیری از مراجعه وی به درمانگاه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;کانون مدافعان حقوق کارگر- بهنام ابراهیم زاده، فعال کارگری و حقوق کودک، مدت هاست دچار درد شدید در ناحیه گوش و دندان شده است و زندانبانان زندان اوین، مانع مراجعه او به درمانگاه زندان هستند.&lt;br /&gt;بهنام ابراهیم زاده، که محکوم به پنج سال حبس شده و بیستمین ماه حبس خود را در بند 350 زندان اوین می گذارند، هنگام بازجویی در سال 1389 از ناحیه پرده گوش دچار آسیب شد و تا کنون اجازه دسترسی به درمان نداشته است. خانواده ابراهیم زاده در اعتراض به محرومیت بهنام از درمان، به مقامات شکایت کرده اند.&lt;br /&gt;قابل ذکر است که بهنام ابراهیم زاده، پیشنهاد درخواست "عفو مشروط" را رد کرده است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-8905702384337072232?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/8905702384337072232/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=8905702384337072232&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/8905702384337072232'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/8905702384337072232'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/01/blog-post_25.html' title='بیماری بهنام ابراهیم زاده و جلوگیری از مراجعه وی به درمانگاه'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-7363369949121408218</id><published>2012-01-23T08:52:00.001+03:30</published><updated>2012-02-18T21:32:12.103+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تعيين حداقل دستمزد و تغيير قانون كار'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='گزارش و مقاله'/><title type='text'>كارگران و قانون كار</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;كانون مدافعان حقوق كارگر– پيش نويس قانون كار كه از جانب وزارت كار ارائه شده است، همچنان مورد بحث محافل مختلف قرار دارد. كانون مدافعان حقوق كارگر از همه ي دست اندركاران و صاحب نظران كارگري دعوت كرده بود تا نظرات خود را در اين زمينه بيان كنند، وظيفه ي خود مي داند تا هر چه بيشتر زواياي مختلف مربوط به اين موضوع شكافته شده و راه حل هاي ارائه شده براي دفاع از حقوق كارگران را به اطلاع همگان برساند.&lt;br /&gt;مطلب ذيل كه براي وبلاگ كانون ارسال شده ، به همين امر پرداخته است، جهت گسترش و دامن زدن به اين بحث ارائه مي گردد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;كارگران و قانون كار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسن موسوي&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;نگاهي هر چند كوتاه به اوضاع اقتصادي ايران نشان مي‌دهد كه تداوم بحران اقتصادي و عواقب ويرانگر آن چنان عرصه را بر گروه هاي كارگر و زحمتكش تنگ كرده كه حداقل در 30 سال گذشته بي‌سابقه بوده است. گراني و تورم و بيكاري واخراج سازي هاي وسيع ناشي از ورشكستگي و تعطيلي واحدها و موسسات اقتصادي و توليدي خود سندي گويا از وخامت بار بودن بيش از پيش اوضاع معيشتي توده هاي محروم مي‌باشد. پس از حذف سوبسيدها نيز توده هاي مردم براي تامين معيشت وهم چنين مايحتاج ضروري با مشكلات عديده‌اي روبرو گشته و موجي از فلاكت عمومي خود را نمايان مي‌كند. اين اقدامات در شرايطي صورت مي‌گيرد كه رييس جمهور دو بار اعلام كرد (بدون نام بردن از نهاد خاصي) كه سازمان ها و نهادهاي جهاني از سياست هاي دولت او حمايت كرده و آنها را موفقيت آميز خوانده‌اند!! آري سازمان هاي منفور و ضد كارگري ومدافع سرمايه در سطح جهان همچون صندوق بين‌المللي پول و بانك جهاني و... سياست ها و برنامه ها و سابقه كاملا كثيف آنان كه براي بيشتر تهي‌دستان جهان به خصوص در آرژانتين و مصر و يونان هيچ عايدي جز فقر خانمان‌سوز و بدهي و ... در بر نداشته است پشتيبان اين سياست ها هستند و اين مسير و نقشه راهي را نمايان مي‌كند كه سيستم مي‌خواهد طي كند. تمام دست اندركاران با همه ي اختلاف نظرها و تفاوت هاي ظاهري و كلامي و... خود براي هموار كردن و پيمودن اين راه متحد بوده و تلاش مي‌كنند.&lt;br /&gt;در اين مقطع بررسي اصلاحيه قانون كار، در دستور كار كميسيون ها و مجلس قرار دارد و تهاجم جديد و سازمان‌يافته بسيار گسترده و عظيمي را براي بي‌حقوقي مطلق كارگران تدارك ديده‌اند(كه حتما به آن باز خواهيم گشت.)&lt;br /&gt;اصلا دور از ذهن نيست كه در مقابل اين همه اجحاف، فشار، بدبختي و... موجي از مقاومت و مقابله نيز در راه باشد كه حقيقتا هم چنين است. تمام شرايط و قراين نيز مويد همين موضوع است. وضعيت كشورهاي اروپايي، خاورميانه، امريكا نيز چنين راه كار را در اين مقطع براي مقابله ودفاع از سطح زندگي مطرح مي‌كند و مسلما تاثير پذيري اين جنبش ها و حركات توده اي از يكديگر غير قابل انكار است. مثل تاثيرپذيري جنبش هاي اعتراضي در امريكا از اروپاييان به خصوص اسپانيا و همچنين مصر. براي استقبال وخوش آمد گويي به اين جنبش ها سوال هاي بسيار مهمي براي تمام فعالين و جريان هاي كارگري مطرح مي‌باشد:&lt;br /&gt;چگونه مي‌توان اين جنبش ها را سازماندهي كرد؟ چگونه مي‌توان ميليون ها نفري را كه سرمايه‌داري هر روز و دائما به عرصه‌ ي فقر و نابودي كامل سوق مي‌ دهد عليه خود آنان بسيج و سازمان يابي كرد ؟&lt;br /&gt;به طور قطع و يقين بخشي از پاسخ به اين پرسش ها، به پروژه آزادي فعاليت سياسي و... گره خورده است. مبارزه براي كسب آزادي فعاليت سياسي و بيان و مطبوعات و حق تشكل و... آن حلقه ي مفقوده‌ ي بسيار مهمي است كه مي‌توان با اتكا به آنها دستاوردهاي مفروض تثبيت شده، هزينه فعاليت سياسي و در عين حال پروسه ي متشكل شدن گروه هاي كارگر و زحمتكش را پايين آورد كه زمينه ساز كسب حقوق ديگر و همچنين پيشروي به خصوص در ارتقا سطح معيشت توده هاي مردم باشد.&lt;br /&gt;همان طور كه در جنبش هاي اخير مصر، تونس، يونان، فرانسه، انگليس، اسپانيا، ايتاليا و... ديده شد جنبش اعتراضي كارگران و متحدينشان جنبشي علني است. صرف نظر از ساز وكارهاي رهبري و هدايت اين اعتراضات و جنبش ها چيزي كه فوق العاده مهم است اين است كه ميليون ها نفر با اتحاد تمام شيوه ها واشكال مبارزاتي علني ابراز وجود مي‌كنند.(البته مبارزه واعتراض اين گونه فشاري دو چندان بر نيروهاي مدافع و حافظ سرمايه وارد مي‌كند.)&lt;br /&gt;اينكه چگونه ميليون ها كارگر و زحمتكش فاقد تشكل هاي توده اي (حتا حداقل) به حركت در مي‌آيند؟ بيشمار انسان هايي كه غم نان امان شان را بريده است و مي‌توانند نيروي بالفعل اين مبارزات و اعتراضات باشند؟ آيا بيكاري حداقل 20درصدي به جان آمدگان از ظلم و ستم سرمايه فرصت اين را مي‌دهد كه تنفر و انزجار خود را به درستي و با كسب خواسته هايشان و عليه مناسبات سرمايه‌داري به عينه نشان دهند؟ آيا فقر به مثابه يك ترمز در ذهن و عملكرد آنان خود رانشان نمي دهد.&lt;br /&gt;بعيد نيست كه تحت شرايط خاص و به خاطر فراهم بودن بستر عيني مناسب تغيير و تحولات سياسي حتا راديكال در يك كشور رقم بخورد و خشم فروخورده ميليون ها انسان در بند ومحروم، آتش عظيم به خرمن سرمايه‌داري برند. يا در اشكال گوناگون، اوضاع و احوال كنوني دستخوش تغييرات كاملا معيني گردد و يا شايد به خاطر عدم تشكل و ...نظام سرمايه‌داري بتواند از اين مهلكه خود را از زير اين فشار خلاص كرده و خود را بازسازي و مرمت كند. آري واقعا همه چيز ممكن است. ولي شيوه كارگران و زحمتكشان كماكان پيشبرد يك مبارزه معين با حوصله و همه جانبه و هدفدار و نقشه مند با همه ي وجوهات و... نظام سرمايه‌داري است. براي به سامان نهايي رساندن اين امر حياتي به نيروي عظيم ميليون ها كارگر آموزش ديده و متشكل نياز است. چگونه در چنين شرايطي مي‌توان توازن طبقاتي موجود را به نفع طبقه ي كارگر به هم زد؟&lt;br /&gt;ما مي‌دانيم حل نهايي مسايل مادي جامعه فقط با نيروي مادي قابل حل است. كارگران براي اينكه بتوانند به نيروي مادي متحول كننده تبديل شوند احتياج دارند همان گونه كه طبقه ي سرمايه دار در عرصه هاي محلي – منطقه‌اي و ملي وجهاني در تمام سطوح و شدت خود را متشكل و قانون مند و سازمان يافته كرده اند آنها نيز كاملا متشكل شوند تا به قدرتي مشخص و مطرح تبديل گردند. مبارزه براي قانون كار و ساير مطالبات كارگري يك عرصه ي مهم براي متحد و متشكل شدن است.&lt;br /&gt;طبقه سرمايه دار ايران، با ارائه ي يك قانون كار جديد آماده يك تعرض گسترده ديگر به سفره خالي كارگران ايران شده است هدف: نيروي كار ارزان تر، وسيع تر و خاموش. براي نيل به اين هدف با دست آويز قرار دادن قانون كار وانمود مي‌نمايد كه قانون كار فعلي مانع توسعه ي سرمايه در ايران است و نتيجه مي‌گيرد كه قسمتي از فقر و بدبختي و عقب ماندگي موجود در ايران به اين قانون باز ميگردد. به خاطر اين كه براي سرمايه صرفه ي اقتصادي ندارد و به اصطلاح براي مقابله با زياده خواهي!؟ كارگران بندهايي از قانون كار را كاملا تغيير داده و با منافع كوتاه و دراز مدت خود سازگار نمايد. بندهايي مربوط به چگونگي و ميزان دستمزد، اخراج و بيمه بيكاري، قراردادهاي موقت و سفيد امضا،‌حق تشكل و ساعات كار و حق سنوات و ده ها بند و ماده و خلاصه همه ي ‌آن چيزهايي كه اگر در هر نقطه جهان مورد هجوم قرار گيرد با مقاومت دسته‌جمعي كارگران مواجه مي‌شود، يك جا و به يك باره تغيير دهد و فقر را كاملا قانوني كند. اين پروژه تحت عنوان اختيار آزاد كارگر و كارفرما براي مناسبات في مابين (كار و سرمايه) كليد خورده است و پر واضح است كه چون كارگران فاقد سازماندهي لازم هستند نيرو و قدرت برتر و فائقه كارفرما و دولت هستند، نتيجه ي هر گونه اقدام نيز از قبل كاملا روشن است. هدف سرمايه برآورده مي‌شود زيرا تجارب جهاني سرمايه را هم پشت سر خود دارند. واقعيت اين است كه قانون كار بيان حقوقي توازن قوا ميان كار و سرمايه است. قانون كار سطح استاندارد خواسته ها و نيازها و مطالبات كارگري را نشان مي‌دهد و مستقيما سطح زندگي كارگران و خانواده هايشان و شرايط فروش نيروي كار را در يك دوره ي نسبتا طولاني بيان مي‌كند كه توسط سرمايه به رسميت شناخته شده است . به اين خاطر از اهميتي كم نظير برخوردار است و معلوم است كه كارگران نبايد آن را دست كم گرفته و يا بدان اهميت لازم را ندهند. بر عهده ي فعالين كارگري است كه در اين عرصه بر نقش تسهيل كنندگي قانون كار و خصلت سراسري بخشيدن به آن براي پيشروي و به دست آوردن خواسته هاي كارگران پافشاري كرده و جايگاه و اهميت آنها را كاملا و بارها و بارها توضيح دهند كه با توجه به مضمون قانوني بودن آن جمع آوري قوا براي تشكل و سازماندهي اين امر بهتر صورت مي‌گيرد. كارگران در همين جامعه سرمايه‌داري به يك قانون كار مترقي نياز دارند تا با اتكا بر آن بتوانند به اوضاع خود سر و ساماني دهند و براي آينده ي خود را آماده كند تا بتوانند بسياري از اهرم هاي موجود در دست كارفرمايان و دولت را براي تحميل فقر و فلاكت از دست آنان خارج كند.&lt;br /&gt;اهرم هايي كه براي اخراج ، دستمزد پايين و ساعات كار بالا و عدم حق تشكل و اعتراض وحقوق نابرابر كار زنان و كودكان و ... به دفعات زياد مورد سوءاستفاده قرار گرفته است، بايد چيزي در دست داشت تا بتوان اين حربه را از دست آنان خارج ساخت.&lt;br /&gt;مي دانيم مبارزه كارگران براي يك قانون كار مترقي صرفا يك مبارزه حقوقي نيست و معناي ديگر اين عبارت، مبارزه تمام عيار براي آن دسته از مطالبات متنوع و برحق غيرقابل انكاري است كه در سراسر ايران و در تمام سال ها در بنگاه هاي اقتصادي و مراكز كار و... به وضوح شاهد آن بوده ايم. نمونه ي بارز آن كارگران پتروشيمي ماهشهر و تبريز هستند كه براي جلوگيري از اخراج وعدم پذيرش قراردادهاي موقت اعتصاب كردند. به خصوص حق تشكل و داشتن آن را مهم تر از خواسته هاي ديگر خود مي‌دانستند.&lt;br /&gt;مبارزه براي مطالبات كارگري و قانون كار مي‌تواند به موازات هم پيش برده شود. براي دست يابي به يك قانون كار مورد نظر خواست و پذيرش كارگران بايد براي تك تك بندها و تبصره هاي آن يك مبارزه پيگير صورت گيرد. كليت قانون كار و بندها و مواد آن هر يك به عنوان يك پايگاه كار در برابر سرمايه در نظر گرفته شود كه بايد فتح شوند. تكيه گاه هايي كه بايد از دست كارفرمايان و حاميان آن خارج شود. يك حساب سرانگشتي اثبات مي‌كند كه غفلت از هر كدام از اين پايگاه ها و جايگاه هاي مهم چه عواقب و نتايج تلخي به بار خواهد آورد.&lt;br /&gt;مبارزه براي قانون كار بخشي مهم از يك مبارزه طبقاتي سياسي است و حتما يك گام و مرحله ي ضروري براي شناخت و فراتر رفتن كارگران از نظام سرمايه‌داري باتمام ترفندها و دوز و كلك هاي آن است. (بعضي از تظاهركنندگان نيويوركي پلاكاردهايي در درست داشتند كه مضمون و نوشته ي آن اين بود: بيشتر از 89درصد انتخاب شوندگان مجلس از سوپرميليونرها هستند. آيا معني دموكراسي اين است؟ آيا اين انساني است؟ دموكراسي سرمايه‌داري همين است!&lt;br /&gt;مضامين اين نوشته ها كه به وضوح حاكي از شناخت و كسب آگاهي گروه هاي كارگر و زحمتكش از مختصات سرمايه‌داري و هم چنين تجربه اندوزي درجريان مبارزه روزمره براي فراتر رفتن از دموكراسي موجود است.&lt;br /&gt;همان طور كه مبارزه جهت برابري زن و مرد فقط به جنبه هاي حقوقي آن محدود نمي شود و بسيار فراتر از آن است ولي كسب برابري حقوقي يك دستاورد فوقالعاده مهم است كه در مقاطع گوناگون زنان با استناد به آن خود را توانمندتر مي‌يابند واعتماد به نفس مبارزاتي شان تقويت مي‌گردد.&lt;br /&gt;در نمايي ديگر مبارزه براي يك قانون كار مترقي مي‌تواند زمينه هاي اتحاد بين كارگران و ساير زحمتكشان و به خصوص پيشروان جنبش هاي موجود) مثل پرستاران، معلمان و ... را نيز دامن زده و تقويت كند. بسيار واضح است كه در شرايط اتحاد عمل وكار مشترك وعمل فعالان، نيز مي‌تواند و مي‌بايد از ابعاد وسيعي برخوردار شود.&lt;br /&gt;نكته‌اي هر چند تكراري كه لازم به يادآوري مجدد مي‌باشد آن است كه ما به قانون كار و قانون گذاران فعلي هيچ توهمي نداريم و جايگاه هر كدام نيز روشن است و مي‌دانيم كه در شرايط تشديد بحران اقتصادي جنگ و تجاوز و به هم خوردن توازن قوا و... دستخوش تغييرات سريع و چشمگير مي‌شود. مثال تحميل قانون سن بازنشستگي جديد و پرداخت بيمه بيكاري در فرانسه، يونان و...) مشخصا مي‌دانيم كه سيستم كنوني هيچ گونه پاي بندي به هيچ كدام از بندها و مفاد قوانين خود ندارد. و مرتبا با جملات مبهم و دو پهلو و با به كارگيري اما و اگرها و لغاتي تفسير بردار سعي در فريب و تفرقه در بين صفوف كارگران كرده و از آن به نحو احسن بهره برداري مي‌كند. به رغم اين همه، بايد مصر باشيم كه يك قانون كار مترقي بر روابط كار و سرمايه و با تاكيد فراوان بر شموليت تمام كارگران و حقوق بگيران و فرودستان وجود داشته باشد تا نتوانند كارگران را به راحتي پراكنده ساخته و يا از اتاق هاي وزارت كار مستاصل و پريشان و نااميد و عصباني بيرون شان كنند و بدانند كه براي اقدامات ضدكارگري خويش بايد پاسخگو باشند.&lt;br /&gt;با توجه به اين موانع و دست انداز ها و... مطمئنا كارگران مي‌توانند راه هاي مناسب را براي مخالفت و مبارزه با قانون كار فعلي پيش نويس اصلاحيه قانون كار در جمع هاي خود پيدا كرده و در شرايط مناسب با تحميل خواسته هاي و نمايندگان منتخب خويش زمينه تحقق يك قانون كاري را فراهم كنند كه بيانگر منافع آنان باشد. حداقل اين منطق خيلي ساده كه داشتن آن قانون از نداشتن آن بهتر است همين.&lt;br /&gt;همان طور كه در زمان بررسي لايحه خانواده در مجلس تعداد بسيار زيادي از اقشار مختلف با اجتماع جلوي مجلس صداي اعتراض خود را به گوش همه رساندند و كارگران نيز با اتخاذ چنين تدابيري وحتا با جمع آوري طومار و امضا و يا از طرق ديگر مي‌توانند دست به يك مقاومت دسته جمعي بزنند و آن را به نقطه ي شروعي براي دور جديدي از به ميدان آمدن و تبديل شدن به يك نيروي بالفعل سراسري براي دفن نظام سراپا مصيبت و بدبختي سرمايه‌داري گردند.&lt;br /&gt;براي تحقق چنين خواست و امري طبقه ي كارگر بايد بتواند: &lt;br /&gt;تمام قواي خود را به حركت در آورده و با حضور ميليون ها كارگر زن و مرد و پرستار و معلم با خانواده هايشان و همچنين مشاركت فكري وعملي تمام تئوريسين ها و روشنفكران اقتصاددانان و حقوق دانان و هواداران طبقه ي كارگر گرمي و شادابي خاصي به اين مبارزه سراسري ببخشد.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-7363369949121408218?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/7363369949121408218/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=7363369949121408218&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/7363369949121408218'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/7363369949121408218'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/01/blog-post_23.html' title='كارگران و قانون كار'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-9019538172937764539</id><published>2012-01-22T10:43:00.001+03:30</published><updated>2012-01-22T11:05:50.423+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار'/><title type='text'>اطلاعيه سوم "اتحاديه نيروي كار پروژه اي"</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;به نام خداوند جان و خرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اطلاعیه سوم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جلسه ای که در مورخ 17-10-1390 برگزار گردید ، شورای نیروی کار پروژه ای براساس پیشنهاد و تایید اکثریت نیروی کار پروژه ای تصمیم گرفت نام " شورا" را به " اتحادیه " نیروی کار پروژه ای تغییر دهند .&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;علت تغییر نام شورا : چون این اتحادیه برای هدفی صنفی بوجود آمده است ( پیگیری مساله ساعت کار روزانه 12 ساعت بدون استفاده از تعطیلات رسمی که در نتیجه نیروی کار پروژه ای 30 سال ساعت کاری را طی 19 سال و 2 ماه به پایان می برد و همیشه در خارج از شهر و به دور از خانواده به کار اشتغال دارند ) ، از این رو با موافقت همه نمایندگان انتخابی از این به بعد این جمع صنفی به نام " اتحادیه نیروی کار پروژه ای " خوانده می شود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقایان :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رئیس اتحادیه: داریوش خلیل آبادی&lt;br /&gt;نایب رئیس اتحادیه: بیژن دوستانی &lt;br /&gt;بازرس اتحادیه : ابراهیم تنگسیری &lt;br /&gt;مسئول روابط عمومی : ناصر آقاجری &lt;br /&gt;عضودائم و منشی اتحادیه: پیمان مرادی بیرگانی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-9019538172937764539?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/9019538172937764539/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=9019538172937764539&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/9019538172937764539'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/9019538172937764539'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/01/blog-post_22.html' title='اطلاعيه سوم &quot;اتحاديه نيروي كار پروژه اي&quot;'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-2540118857929199030</id><published>2012-01-20T07:50:00.003+03:30</published><updated>2012-01-21T01:50:27.343+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ادبیات و شعر'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='گزارش و مقاله'/><title type='text'>برادران دامیاری: کارگران پروژه ای</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;"&gt;كانون مدافعان حقوق كارگر- گزارش زير، قصه اي واقعي از زندگي كارگران پروژه اي است كه براي كانون مدافعان حقوق كارگر ارسال شده است و بيانگر آن است كه همچنان مساله ي ايمني و امنيت محيط كار يكي از مشكلات اصلي اين كارگران است. انگار فراموش شده است كه با به بوجود آمدن هر حادثه اي، خانواده اي براي هميشه نان آور و عزيز خود را از دست مي دهد&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;"&gt;اين داستان و داستان هاي واقعي ديگر بيانگر آن است&amp;nbsp; كه اين كارگران كه سازندگان اصلي پروژه هاي نفت&amp;nbsp; وگاز و پتروشيمي هستند تا چه ميزان از چتر حمايتي كارفرمايان و مسوولان محروم هستند، حمايت هايي&amp;nbsp;كه لازمه ي مشاغلي چنين حساس و مهم است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;برادران دامیاری: کارگران پروژه ای&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مثل این است كه دارد یک بار دیگر قصه پر درد برادرش را برایم بازگو می کند. هیچ تغییری در چهره اش پیدا نمی شود: صورت نسبتا بیضی شکل با لبخندی که از دهان گرد و لبان نازکش نمی افتد، خنده ای که جزئی ازخصوصیت چهره اش است. تلخی و رنج کار پروژه ای، درگرمای غیر قابل تحمل جنوب با آفتاب سوزانش، پوست سبزه صورت غلام دامیاری را هاشور قهوه ای مایل به تیره ای زده است. بر اثر کار و تقلای زیاد، استخوان گونه هایش کمی بیرون آمده است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بیست و پنج سالی بیشتر ندارد. جوانی ورزیده اما خیلی افتاده و کمی هم کم رو. اين خصلت اغلب کارگران پروژه ای است که از محیط روستا و حاشیه شهرها کنده و جذب کارپروژه شده اند! تودار و کم حرفند، اما اشتیاق و میل زیادی به کاردارند، چون از ابتدای شناخت خود، کار بخش بزرگی از زندگی آنان بوده است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;من و غلام همشهری بودیم. هر چقدرهم که آدم کم حرف باشد، یا براثر رفت و آمد و شتاب در کار، یا احیانا حضور سنگین کارفرما ومهندس اجراء و ناظر، زبان درکام فرو کشیده باشد، وقتی که مدت ها در کنار هم و در یک پروژه مشغول کار باشند، فرصت هائی در میان کار پیش می آید تا شنونده ای برای درد دل ها و حرف های همدیگرباشند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ماهشهر، بندرامام وسربندرازمناطق کارگری ایران هستند. از اولین روزهای صنعتی شدن کشور، کار دراین مناطق و مناطق همجوار بدون وقفه و همواره در جریان بوده است: پروژه های پتروشیمی، اسکله ی بندرامام، و منطقه ویژه بندرامام – سایت دو، شرکت سدید در کار ساخت و ساز سوله های بزرگی است برای ایجاد کارخانه لوله سازی.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آفتاب سوزان همراه با وزش باد شدید گرمای داغ را با شدت بیشتری بر چهره و سر و روی کارگران می زند. گرد و خاک و ماسه هائی که به پرواز در آمده، ازهرمنفذی وارد بدن کارگران می شوند، از راه دهان،گوش ها، چشم ها و راه حلق که بر اثر وزش باد گرم ، خشک شده وهیچ نم و آبی نمانده تا فرو ببری و خشکی گلو را برانی. آب بدن درمعرض آفتاب داغ و گرمای کشنده در حال تعریق و تبخیر است و از همه جای بدن بطرف پائین و پاها در حال حرکت است. عرقی که بر سر و صورت کارگران می نشیند با گرد و خاک و ماسه ای آغشته می شود که در هوا معلق است و به صورت یک لایه، پلاسترسر و صورت کارگران می شود و سفیدی ناشی از عرق خشک شده به شکلی بازی گوشانه و ترحم برانگیز نقش صورت کارگران مي شود. در اين حال ماهیچه های صورت از کار می افتد و با هر حرکتی به طرف بالا و پائین، آدم فکر می کند تمام پوست صورتش کشیده می شود. چشم ها بطور طبیعی درمقابل گرما و باد شدید همراه با گرد و خاک تنگ و تنگ تر می شوند، شبیه دو سوراخ. کلاه های حصیری دوره دار، کلاه های لبه دار رو ب هجلو، دستمال و شال و چفیه ها که دور سر و گردن پیچیده می شوند و مرتب با آب خیس می شوند، هیچ کدام کار ساز نیست. تنها زمانی که خورشید با زاویه فاصله می گیرد و بزرگ تر از همیشه با رنگی که به آتش می گراید و در قعر خلیج فارس فرو می رود، در فاصله باد های گرم و از نفس افتاده و نسیمی که می وزد و بوی دریا، و بوی گوشت لهیده وگندیده ماهی، خرچنگ و آبزیانی را با خود مي آورد که مد دریا به ساحل انداخته ، کارگران به خود می قبولانند که هوا در حال تغییر و جابجائی است. مطمئن می شوند آبی که می خورند درجا تبدیل به بخار نمی شود و قطرات عرق جویباري تشکیل نمی دهند كه در نیمه راه و در تماس با لباس خشک می شوند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;غلام دامیاری در یکی از روزها که سانحه ای برای یکی از کارگران پیش آمد، و دو تُن بار ِلوله جرثقیل روی بدن کارگري افتاده بود، در فاصله شوک و در ادامه اضطرابی که بر فضای کارگاه حاکم بود، با تاثر و اندوه ِناشی از این پیش آمد، قصه ي برادرش را برایم بازگوکرد:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;- "یکی دو سال پیش با برادرم یه سوله را سقف بندی می کردیم، تو ارتفاع سیزده متری. درحالی که برادر کوچک تر از خودم روی دیوار مقابل بود ، داشتیم آهن های "Z " حایل و نگهدارنده سقف را تنظیم می کردیم. همان طورکه من درگیر کار و سرم پائین بود، برادرم هم برای تنظیم آهن ها در روبرویم مشغول کار بود. در فاصله های کم سر بلند می کردیم وهمدیگر را ازکار متقابل مطلع می کردیم. سخت درگیر بودیم و آهن ها را جا می انداختیم. دستورهائی درمیان ما رد و بدل می شد. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;متوجه شدم که بدون پاسخ مانده ام سرم را بلند کردم و دیدم برادرم در محل خودش نیست. پائین را نگاه کردم. نقش زمین شده بود و بی صدا داشت در خود می پیچید... خیلی ازخودم تواناتر و ورزیده تر بود. در بیمارستان و در اورژانس فوت کرد. گفتند: تمام اعضاء داخلی بدنش ازتنش کنده شده ودرون شکمش افتاده و... " &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;این بار، زمانی غلام دامیاری سرگذشت برادر کارگرش را دوباره برایم بازگو می کرد که برایم غیر قابل پذیرش بود: &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;نشسته برگوشه ورق كاغذي A4 و نصب بر در و دیوار شهر، از زبان خانواده اش كه در آگهي ترحيم نوشته بودند: &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;"&lt;b&gt;غلام دامیاری کارگر پروژه ای بر اثر برق گرفتگی در محل کار پروژه جان سپرد."&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-2540118857929199030?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/2540118857929199030/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=2540118857929199030&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/2540118857929199030'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/2540118857929199030'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/01/blog-post_20.html' title='برادران دامیاری: کارگران پروژه ای'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-8075072448409330964</id><published>2012-01-19T07:21:00.001+03:30</published><updated>2012-01-21T01:46:49.147+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار'/><title type='text'>بازداشت محمد جراحي</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;"&gt;به دنبال دستگيري شاهرخ زماني، محمدد جراحي نيز در منزلش بازداشت شد. محمد جراحي&amp;nbsp; طي تماس تلفني از بند قرنطينه ي زندان تبريز اطلاع داده كه او و شاهرخ زماني براي اجراي حكم به زندان برده شده اند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;"&gt;به گفته ي محمد جراحي، هيچ احضاريه براي اين دو نفر ارسال نشده است وآنها به صورت ناگهاني وغافلگيرانه، براي اجراي حكم بازداشت شده اند. درحالي كه بر طبق روال معمول،‌ براي افرادي كه داراي وثيقه هستند قانونا بايد ابتدا حكم به خود متهم و سپس &amp;nbsp;به ضامن يا وثيقه گذار آنان ابلاغ شود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;"&gt;لازم به ذكر است كه محمد جراحي به 5 سال و شاهرخ زماني به 11 سال زندان محكوم شده بودند و با قرار وثيقه در بيرون زندان به سر مي برده اند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-8075072448409330964?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/8075072448409330964/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=8075072448409330964&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/8075072448409330964'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/8075072448409330964'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/01/blog-post_19.html' title='بازداشت محمد جراحي'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-4461111148488663426</id><published>2012-01-14T07:00:00.005+03:30</published><updated>2012-01-17T22:42:37.042+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='زنان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='گفتگو و میزگرد'/><title type='text'>تزيين‌كاران لباس: پراكنده‌ترين و بي‌حقوق‌ترين كارگران بخش پوشاك و لباس- بخش دوم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;هاله صفرزاده&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;كانون مدافعان حقوق كارگر - اين بخش دوم &lt;a href="http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2011/10/blog-post_10.html"&gt;مصاحبه ای&lt;/a&gt; است كه درمورد تزيين كاران لباس تهيه شده است. اين مصاحبه نشان مي دهد كه چگونه در روند كار نطفه هاي آگاهي شكل مي گيرد و اين كه سختي كار از سويي آنان را وادار مي كند كه براي بهتر شدن وضعيت زندگي و دستمزدشان تلاش كنند اما همين سختي كار، سد بلندي است كه مانع از حركت جمعي آنان مي شود. &lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;آنها با افزايش آگاهي درشرايط خاص مي توانند حركت مشتركي انجام دهند، شايد موفقيت هاي اندكي هم داشته باشند، ولي پراكندگي، عدم اجراي قوانين موجود و وجود تشكل هاي غيرمستقلي كه عملكرد مناسبي در دفاع از حقوق آنان نداشته اند، تاثير منفي در نگرش آنان نسبت به حركات دسته جمعي دارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنان حمايت واقعي را تنها در وجود قوانين مناسب نمي دانند بلكه براي ضمانت هاي اجرايي اهميت بسياري قائلند . ضمانت هائي كه كارفرمايان را مجبور كند به اين قوانين تن دهند. اما اين ضمانت ها چيزي جز حركت دسته جمعي وتشكل آنان حول خواسته هاي مشتركشان نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;تزيين‌كاران لباس&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;پراكنده‌ترين و بي‌حقوق‌ترين كارگران بخش پوشاك و لباس&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;بخش دوم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;هاله صفرزاده &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;با دختر جواني كه چند سالي است كار تزيين لباس عروس را در خانه انجام مي‌دهد صحبتي داشتيم. گرمي و محبت او در همان لحظات اول به دل نشست. خستگي چشمانش با زيبايي‌اش در هم آميخته بود. 27 ساله است و فوق ديپلم معماري دارد. ابتدا از او پرسيدم چرا در رشته ي مرتبط با تحصيلش كار نمي‌كند؟ گفت:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خيلي دوست دارم توي رشته‌ي خودم كار كنم ولي متاسفانه با فوق ديپلم نمي شود كاري مناسب پيدا كرد. بايد درسم را تمام كنم . هزينه اش زياد است. بايد خودم هزينه ي تحصيلم را فراهم كنم. بعدش هم كه ليسانس گرفتم بايد يك سالي مفت و مجاني كارآموزي كنم تا بتوانم جايي در بازار كار معماري براي خودم دست و پا كنم. يعني بايد از زير صفر شروع كنم. با توجه به وضعيت مالي كه من و دختراني مثل من دارند، اين كار سخت است. بايد كار كنم پولي كنار بگذارم تا بتوانم درس بخوانم يا همين طور كج دار و مريز ادامه بدهم ببينم به كجا مي رسم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- درآمدتان مال خودتان است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بله. بجز خورد و خوراك، بقيه مخارجم به عهده ي خودم است. اگر هم بتوانم كمك مي كنم، مثلا چيزي مي خرم براي خانه و يا... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- از كارت بگو.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- من به عنوان فروشنده وارد كارلباس عروس شدم. اما با توجه به علاقه و هنرم توانستم كار دست را سريع ياد بگيرم و از اين طريق كار كنم. به عنوان يك دختر جوان دوست نداشتم در محيط هايي كار كنم كه حرف و حديث باشد، به اين خاطر كار توي خانه را انتخاب كردم. اولين كارفرماي من پسر جواني بود كه روي من نيت ديگري داشت. آدم بدي نبود. نيتش پاك بود مي خواست بيايد خاستگاري. اما از نظر من OK نبود مي توانستم در باغ سبز نشان دهم و ازش استفاده كنم. اما ماسك بداخلاقي زدم مثل سگ رفتار مي كردم، ولي هميشه بهترين كارها را تحويل مي دادم. فقط با مزون او كار مي كردم. بهترين هنرم را به خرج مي دادم با كمترين قيمت. آن روزها بازار كار عروس خيلي داغ بود اما طرح هاي موجود در بازار تكراري شده بود من طرح هاي جديد داشتم .كار برجسته مي كردم كه مورد استقبال قرار گرفت. خيلي ها آمدند دنبال من. ولي من فقط با اينها كار مي كردم. كارفرماي من از يك مغازه ي كوچك در طبقه ي دوم يك پاساژ كار خود را آغاز كرد با او نوعي شريك شدم. مغازه از او، كار از من. ولي در واقع من فقط كارگر او بودم. توي همان سال اول آنقدروضع كارخوب بود كه توانست بر خيابان مغازه اي بگيرد. مغازه دارهاي با سابقه كه اصلا او را آدم حساب نمي كردند حاضر شدند به اومغازه اجاره دهند. خلاصه ظرف دو سال آنقدر پول درآورد كه صاحب ماشين و خانه شد ازدواج كرد و به همه جا رسيد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولي خوب به اين دليل كه من با او سرسنگين رفتار مي كردم و رفتاري صميمانه نداشتم، بعد از اينكه تمام تلاشش را كرد كه به من نزديك شود و موفق نشد زهرش را ريخت. ديگر مرا تحت فشار قرار مي داد. پول كمتري مي داد. دو دوتا چهار تا مي كرد.از طريق دوستم در مغازه ي ديگري هم مشغول به كار شدم. صاحب كار جديد خيلي مودب بود و موجه. با او راحت تر برخورد مي كردم. او از اين مساله خيلي ناراحت بود و مي گفت با همه خوب برخوردمي كني اما با من بداخلاق هستي. در جوابش گفتم: تو كار مي خواي كار خوب را داري مي گيري، سرموقع داري مي گيري قيمت مناسب هم كه مي گيري. اين بهترين چيزي است كه از يك كارگر مي خواهي. ديگر رفتار خوب مرا براي چه مي خواهي؟ رفتارهاي خودت را هم ببين ... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كارهاي من روي بورس بود. آنها را با كمك يكي از فروشنده هايش كپي زد و داد كس ديگري برايش دوخت. 6 ماه اين طورگذشت و من نمي دانستم. درآمد من بيشتر از طريق اين مغازه بود و يواش يواش خيلي كم شد. به من مي گفت كه بازار خوب نيست. طرح ها مال من بود، حقش اين بود كه هر سفارشي كه بيايد مال من باشد. كم كم متوجه شدم كه چه كار مي كند، اما چون اهل دعوا نيستم برخورد خاصي نكردم. خرده حسابي داشتيم حدود 300 يا 400 تومان كه 150 هزار تومانش را هم نداد. راحت گفت:" نمي دهم حرف حسابت چيست؟" به اين ترتيب همكاري من با او تمام شد. اين هم شد آخر و عاقبت كاري كه من اينقدر برايش زحمت كشيده بودم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صاحبكار بعدي كه اول خيلي موقر و مودب جلو آمده بود اما سرنخ هايي مي داد كه انگار انتظاراتي دارد. من هم كه اهلش نبودم اصلا به روي خودم نمي آوردم. به همين دليل بعد از مدتي صد تا بهانه ديگر آمد وسط كه ما نمي توانيم با هم كار كنيم. آنقدر كه ديگر حتا جواب سلام مرا هم نمي داد. از آنجا هم كات شدم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما الان كه توي كار گير كرده اند و تزيين كار قبلي، كارهايش يكنواخت شده و فروششان كم شده، دوباره براي من پيغام داده كه بيا سه چهار تا كار جديد تحويل بگير. اين از مشكلاتي است كه در اين كار ما با آن روبرو هستيم. همين باعث مي شود كه خسته شويم. خودم را با 4 نفر ديگر مقايسه مي كنم كه با رفتارهاي خيلي صميمانه و نزديك شدن و داشتن رابطه با كارفرما، با كمترين كار و تجربه ، بيشترين استفاده را مي برند اما من همه اش درجا مي زنم. تازه اينها وجه كار ما را هم خراب مي كنند. هر كس مي شنود كه در صنف لباس داري كار مي كني فكر ديگري مي كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- روزي چند ساعت كار مي كني؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بعضي روزها كه كار هست شب تا صبح هم كار مي كنم. گاهي اوقات در روز فقط 4 ساعت استراحت مي كنم ولي روزهايي هم هست كه كار نيست و كلا بيكارم. الان دوهفته اي است كه كار ندارم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- درآمدت چطور است؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- وقتي كار باشد و تو هم فشرده كار كني درآمدش هم خوب است. البته اگر دستمزدت را به موقع بگيري و مناسب هم خرج كني براي ماه هاي بيكاري هم جواب گو هست. ولي اگر دوسه ماه كه كار كردي ، دو سه ماه بعد دستمزدت را بدهند آن هم خرد خرد، مي‌خوري به آن دوره ي بيكاري ... در واقع هميشه تو بي‌پولي و طلبكار. هيچ وقت پولي توي دستت نيست. گاهي وقت‌ها از خودم مي‌پرسم آيا معلومه كه من دارم كار مي كنم؟ هر چيزي كه مي خواهم بخرم، به خودم مي گويم نه آلان نبايد برم سراغش، چون الان پول ندارم ....هميشه طلبكارم. وقتي هم پولم مي آيد دستم آنقدر خرد خرد است كه هيچ كاري باهاش نمي شود كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نمي‌شود پول را موقع تحويل بدهند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا. ابتداي كار از اين قول وقرارها مي گذاريم، منتها عمل نمي شود . ما كار را از خانه مي فرستيم. بعد وقتي خودت مي روي آنجا، مي گويند الان پول توي دخل نيست بايد مشتري بيايد و ...هفته اي يك بار تسويه مي كنيم. اسمش اين است كه پول بهت مي دهند. هيچ وقت نديدم پول را درست بدهند. از 200هزار تومان 50 تومانش را مي دهند وبقيه اش مي ماند. دستمزدم ‌آنقدر خرد خرد به دستم مي آيد كه عملا نمي شود با آن كاري كرد. يك صاحب كار داشتم كه وقتي حساب به 400 يا 500 هزار تومان مي رسيد چك مي داد و يك هفته اي هم پاس مي شد. اين خوش حساب ترين شان بود. اما دفعه آخر هم يك چك سه ماهه داد وخيلي اذيت كرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- هيچ وقت نقد كار نمي كنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- وقتي بخواهند نقد كار كنند مشكلات ديگري با آنها داري. خانمي بود توي ميرداماد مزون داشت. انتظار ما اين است كه خانم ها هواي خانم ها را داشته باشند ولي وقتي به جايي مي رسند وقتي به دختر يا زن تازه كاري مي رسند مي خواهند تلافي تمام آنچه به سرشان آمده در آورند. چون خودشان با سختي بسيار بالا آمده اند. ولي اين خانم سن بالايي داشت واز پادويي به جايي نرسيده بود، برخورد خوبي با من داشت و حساب وكتابش خوب بود. ولي خورد به مشكل مالي و پول مرا خرد خرد داد. يك ضرر ديگر هم در رابطه يا اين خانم كردم. حدود 400 هزار تومان پولم هيچ شد. صاحب كار اولم از اين خبر داشت كه من با ايشان كار مي كنم. با او تماس گرفته بود كه:" تاپي را كه فلاني 130 هزار تومان برات مي زند من 90 هزار تومان كار مي كنم". خوب او مي توانست با قيمت پايين تر كار را قبول كند، چون همه چي را سري مي خريد. سنگ را كيلو كيلو مي خريد. ولي من بايد خرج كار را تكي و خرد خرد مي خريدم در نتيجه گران تر برايم تمام مي شد. در آخر من مجبور شدم آن كار را 100 هزار تومان با او حساب كنم. بعد از مدتي كه كار به كسادي بازار خورد اين خانم نمايندگي مارك شانل را گرفت و شروع كرد به وارد كردن جنس از تركيه. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مي‌دانيد وقتي اينجوري توي كار ضربه مي خوري ديگر دست و دلت به كار نمي رود. آن وقت ترجيح مي دهي كه يك كار روتين داشته باشي ولي آخر آن هم همين است...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- گفتي يه دوره ي بيكاري داري. توي اين دوره ي بيكاري هيچ كاري ديگري انجام نمي دهي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا اگر كاري باشد انجام مي دهم. مثلا سال قبل مدتي با روبان گل درست مي كردم. براي يك كارگاه كفاشي. براي هر گل 200 تومان مي گرفتم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- در روز چند تا درست مي كردي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- 50 تا مي شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چقدر وقت مي گذاشتي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- تمام وقت آزادم را مي گذاشتم براي روزي ده هزار تومان. دختر همسايه مان اين كار را چند روزي كرد بعد ولش كرد. به دوست پسرش گفته بود و او هم گفته بود نمي خواهد اين كار را بكني من ماهي صد هزار تومان بهت مي دهم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بابت اينكه وسايل و جنس به شمامي دهند از شما وديعه هم مي گيرند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نه بار اول گفت خودت روبان بگير و اين جوري كار را بزن. من هم اين كار را انجام دادم. دفعه ي بعد خودش روبان خريد وآورد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- دستمزد دفعه ي اول را نداد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نه . برايم روبان آورد. در واقع پول روبان دستمزد من بود كه پيشش بود. چون هزينه ي روبان با من بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- يعني هر گل روباني با خود روبانش 200 تومان. يعني اين 200 تومان همه اش دستمزد نيست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- درسته. مي گفت كارمان زياد است. ما روزي صد تا گل هم نياز داريم. حساب كنيد مي شود روزي بيست هزار تومان. هفته اي 140هزار تومان كه 20 هزار تومان هزينه ي روبان را اگر كم كني، مي شود 120 هزار تومان و در ماه مي شود حدود 480 هزار تومان. همين طوري كه فكر كني درآمد بدي نيست كه با كار توي خونه داشته باشي. ولي اگر پولش به موقع پرداخت بشه. زمان پرداخت ديدم نه از آن آدم هايي است كه مي خواهد براي دادن پول بازي دربياورد. از اين 500 هزار تومان، 50 يا 100 هزار تومان مي دهد مابقي اش مي رود شش ماه ديگر. متاسفانه بيگاري است ديگه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- سيستم كارلباس عروس چگونه است؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مشتري لباس را از روي ژورنال انتخاب مي كند خياط مي دوزد و مي دهد دست من. من بايد از روي ژورنال طرح ِدست دوزي ها را طراحي كنم و بدوزم. گاهي هم طرح ها ابداع خودم است. به شگردها و لم هايي در كار دست مي زنم كه كار قشنگ تر شود. يعني هم طراحي كار با من است و هم خودم كار را مي دوزم. كار طراحي از من خيلي انرژي مي برد. سخت است. اما وقتي ديدم كه طرح ها مال من است ولي سفارشش را به كس ديگري مي دهند و سوء استفاده مي كنند ترجيح دادم كار ژورنالي انجام دهم كه انقدر اعصابم خورد نشود. اما كار ژورنالي آخرش بيگاري است. اگر باهاشان راه بيايي، دلشان مي آيد پولت را بدهند وگرنه، نه!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- وقتي طراحي كار با خودت است چقدر مي گيري؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- متفاوت است از ده هزار تومان تا 200 هزار تومان براي لباسي كه همه كارش با من باشد و كار دست داشته باشد، آن هم كار دست زياد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مثلا براي يك كار 200 هزار توماني چقدر وقت مي گذاري؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خيلي زياد . دو هفته كامل كه فقط وقت براي دستشويي رفتن داشته باشي و استراحت و خواب وخوراك. بدون تعطيلي. بنشيني و تكيه بدهي نخ وسوزن را به دست بگيري گردن پايين روي كار خم شوي و يك نفس كار كني. بعضي كارها حرير است خيلي سخت است. سوزن و نخ را نمي تواني خيلي بكشي دردسرش زياد است . ولي بعضي پارچه ها كه كلفت تر است، راحت تر است. بعضي اوقات كار دو رنگ است مثلا سنگ نقره اي يا خامه را بايد با هم كار كني كه كار را سخت تر مي كند. يك لباس خيلي پركاررا تزئين كردم كه طرح خيلي هم معروف است. روي حرير حاشيه دورتا دور بالاتنه و تكه هاي بزرگ گل روي دامن. دو رنگ هم بايد كار مي كردم. 150هزار تومان طي كرده بود ولي آخر سر 100هزار تومان داد. در اوج بازار كار يك هفته شبانه روز كار كرده بودم وكمترين ميزان خواب را داشتم. دو هفته كار را در يك هفته فشرده كرده بودم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چطوري مي تواني اين كار سخت را ادامه بدهي؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خودم هم نمي دانم! چشمهايم خيلي ضعيف شده است با وجود اين كه سعي مي كنم سلامت خودم را حفظ كنم ولي مشكلات ديگري هم برايم پيش مي آيد. همين كه زياد مي نشينيم پوست پاهايم جوش زده دكتر گفته كه نبايد زياد بنشينم، ولي مگر مي شود. من اگر بخواهم براي چشمم دكتر بروم و ويزيت بدهم و عينك بگيرم دو برابر پولي را كه در آوردم بايد خرج كنم. چقدر بايد پول بدهم؟ اما با توجه به بازار كاري كه براي ما خانم ها وجود دارد ترجيح مي دهم كه توي خونه بنشينم و كار كنم و حرف اين و آن را نشنوم، حرف پسرها را . در محيط كار درمورد دختراي به سن و سال من هم، كه همه انتظار دارند دختر در بيست سالگي شوهر كرده باشد، فكر مي كنند ترشيده است و تصور مي كنند كه هر پيشنهادي را روي هوا مي زند. سختي هاي كار در خانه را بهتر تحمل مي كنم تا اين حرف و حديث ها را. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- در كار تزيين لباس مردها هم كار مي كنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نه در كار دست نه. ولي در برش و خياطي چرا .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خانم هاي افغاني چطور؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- شنيدم جديدا وارد بازار كار ما شده اند .اما من نديدمشان.خانمي هست كه توي كار ما يكي از بزرگان كار دست است. 5شنبه به 5 شنبه با شوهرش مي آيد . بيشتر مزون دارها با او كار مي كنند. چون با شوهرش مي آيد مزون دارها پولش را بهتر مي دهند. همراهي شوهرش به او قدرت مانور مي دهد. تازه گران تر از ما هم مي گيرد. مثلا كاري را كه من 150هزار تومان گرفته بودم او 180 هزار تومان گرفته بود. با تعداد زيادي از خانم هاي افغاني كار مي كند. در حقيقت پخش كننده ي كار دست است. كار دست را مي گيرد. يكي دو نفر طراح دارد و كار سنگ دوزي را هم كه خانم هاي افغاني برايش مي زنند. مزون‌دارها راضي اند با او كار كنند و با ما كار نكنند. با اين كه همه مزون‌دارها متفوق القولند كه كارهاي من تميزتر از ايشان است. ولي چون من خواسته شان را اجابت نمي كنم ترجيح مي دهند گران تر به او بدهند ولي به من كار ندهند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چند نفر را مي شناسي كه مثل خودت كار مي كنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- 4 يا 5 نفر. خيلي از كساني كه مي شناسم ديگر كار نمي كنند. چون آنها مثل من نياز به كار نداشتند. بعضي هم براي تهيه جهيزيه شان كار مي كردند و بعد هم كار را كنار گذاشتند. خانمي هم بود كه توي خونه حوصله اش از بيكاري سر رفته بود، مي آمد كار مي گرفت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اگر همه ي كساني كه كار شما را مي كنند با هم باشند و تصميم هاي جمعي با هم بگيرند، آيا نمي شود شرايط كار را تغيير داد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا ولي اين كار را نمي كنند. توي كار ما رقابت است. ما صنف نداريم كه اگر يك نفر يك كار را مي زند و كارفرما شروع كند روي قيمت آن كار بازي درآورد بيايند مراجعه كنند به صنف و آنجا روي كار قيمت بزنند و كارفرما متعهد شود كه آن را بدهد. ما همچو چيزي را نداريم. من خانمي را مي شناسم كه اگر كاري را من مي زنم 20 تومان او مي آيد 15 هزار تومان مي گيرد كه كار را حتما خودش بگيرد. مخصوصا خانم هايي كه از جاهاي خيلي پايين مثل ورامين مي آيند و يا خانم هاي افغاني كه براي اينكه بتوانند كار را بگيرند حاضرند با كمترين قيمت كار راانجام دهند . حتا اگر اهل رابطه هم نيستند ولي اينطوري كار را مي گيرند. خب مسلم است كارفرما هم يكي مثل او را ببيند به نفعش است كه كار را به او بدهد. يكي از دلايلي كه صنف نداريم اين است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- يعني فكر ميكني اين رقابت باعث مي شود كه شما يك صنف نداشته باشيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- يكي رقابت است و يكي ديگر اينكه كساني كه اين كار را انجام ميدهد از اقشار بسيار ضعيفي هستند. تقريبا زنان و دختراني كه هر كاري از دستشان برنمي آيد، نمي توانند از خانه خارج بشوند و به پول هم خيلي نياز دارند. درنتيجه ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- دركار شما چه كساني صنف دارند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- صنف پوشاك، صنف خياط ها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اين صنف ها چطوري تشكيل شده اند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- كساني مي روند دنبال صنف. حالا فرض كنيد صنف هم تشكيل شد. مساله اين است كه به ما بهاي زيادي نمي دهند. كارفرماي اصلي ما مغازه دارها هستند كه مردند و كاردست زن ها هم بيشتر زن هستند و مغازه دار حاضر نيست زنها را به حساب بياورد. ولي قشر خياطها مرد هستند. توشون زن هم هست ولي مردها بيشتر از پس هم برمي آيند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوع كار هم مهم است. من يك خانمي خياطي را مي شناختم در همين مزوني كه كار مي كردم. هر وقت دلش مي خواست مي ‌آمد. كار را دير مي رساند. بدقولي مي كرد. بدقولي او را بايد ماجبران مي كرديم. اگر كارفرما بهش فشار مي آورد قهر مي كرد و مي رفت. دو روز پيداش نمي شد و صاحبكار از ترس اين كه كارش نماند مي رفت منت او را مي كشيد و باهاش راه مي ‌آمد. چون خياط خوب را هر جايي نمي توانند پيدا كنند. اما هم تعداد كاردست زن ها بيشتر از خياط هاست و هم اينكه خياط خوب كم است. اگه يك كار ِدست خراب شود، ميتوان با اضافه كردن چند تا سنگ و پولك آن را درست كرد ولي اگرخياطي نباشه هيچ كاري دوخته نمي شه كه به كار ِدست زن برسه، يا اگه خياط ماهر نباشه و لباس رو خراب بدوزد هيچ كاري نمي شود كرد. واسه ي همين مشكل ما بيشتراست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- يعني اين كه بيشتر تزيين كاران زن هستند واز طبقات پايين هستند و تعدادشان زياد است باعث مي شود كه رقابت شديدتري بين آنها وجود داشته باشد و نتوانند در يك صنف جمع شوند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- حتا اگه صنف داشته باشيم ولي صنفمون كاري نمي تونه بكنه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا نمي تونه ؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ببينيد فرض كنيد صنف هم داريم و با يك آدم سر حساب وكتاب من به مشكل برمي خورم. مي روم به صنفم مراجعه مي كنم. به من چي مي گن. مي گن برو خانم لباستو بيار ما قيمت بگذاريم. كار شناسي كنيم. اين كه چه افرادي در آن صنف هستند كه مي خواهد كار را كارشناسي كنند ،خودش خيلي مهم است. كساني كه وارد صنف مي شوند از ابرقدرت هاي صنف عروسند. هميشه نفع خودشان و همكارانشان را بيشتر مي خواهند. حالا قرض كنيد بيايند وكار من را كارشناسي هم بكنند، قيمت خوبي هم بگذارند. حالا چه كسي او را مجبور مي كند كه پول منو بدهد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- صنف خياط ها را چه كسي زورشان مي كند كه از خياط ها دفاع كنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- هيچ كس. نهايتا بتواني شكايت كني. دنبال شكايتت بدوي.. نتيجه اي هم نخواهد داشت. از صنف كسايي مثل ما استفاده ي زيادي نمي برند. چرا مغازه دارها توي صنف پوشاك دارند استفاده اش را مي برند. اگر بين خودشان مشكلي پيدا كنند مغازه دارها دور هم جمع مي شوند و جمعي كاري انجام مي دهند. مثلا يكي از مغازه دارهاي معتبر كه خودش رييس صنف پوشاك است با يكي از خانم ها مشكل پيدا كرده بود.. طرح هاي او را به ساير مغازه ها داده بود. همه راجمع كرد و گفت كه هيچ كس حق ندارد به اين خانم مغازه اجاره بدهد. يك سالي اين خانم اين در و آن در زد تا بتواند مغازه اي بگيرد ولي موفق نشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد هم مغازه دارهاي صنف پوشاك پروانه كسب دارند، درحالي كه به خاطر پروانه كسب شان ليست شان مشخص است. ولي ما توي خونه كار مي كنيم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- پس توي خونه كار كردن هم دليل ديگري است براي اينكه مانع مي شود براي اين كه صنفي داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- درسته از اين جنبه مانع پيشرفت كار مي شود، ولي از يك طرف ديگر خوبه. چرا كه توي اين جامعه كساني كه پروانه كسب دارند بايد ماليات بدهند و اين طوري ما ماليات نمي دهيم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مامور ماليات كه نمي آيد نگاه كند كه من چقدر كار مي كنم. چقدر بيكاري دارم چقدر در مي اورم، بايد مالياتم را بدهم. پولي كه من درمي آورم آنقدر زياد نيست كه زندگي ام را بچرخاند واي به حال اينكه بخواهم ماليات هم بدهم. فرض بگيريد كه به هر مغازه داري ده بيست نفر مراجعه كند براي گرفتن كار تزيين لباس عروس. من آنها را نمي شناسم. حداكثر من ده بيست نفر آدم را بشناسم. كه خيلي سال است كه كار مي كنند. خيلي از مغازه ها با كساني كار مي كنند كه ما اصلا آنها را نمي شناسيم و نمي توانيم هم ديگر را پيدا كنيم تا دور هم جمع بشويم وبخواهيم كاري جمعي انجام دهيم. اگر ما بخواهيم روي مغازه دارها فشار بياوريم مغازه دارها ترجيح مي دهند با ما كار نكنند و بروند با كساني ديگري كار كنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- پس جدا بودن شما ها باعث مي شود كه نتوانيد كار جمعي انحام دهيد. يكي از مضرات كار در خانه اين است كه آدم نمي تواند همكاران خودش رابشناسد وقوانيني كه وجود دارد مانعي ديگر است مثل ماليات هاي سنگين وشرايط سخت براي دادن مجوز كسب و...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- من با ماليات دادن مخالف نيستم. به نظرمن ماليات گرفتن خوب هم هست به شرطي كه در مقابل مالياتي كه مي دهم چي دريافت مي كنم؟ مادر من سال هاي سال خياطي كرد. توي تمام اين توليدي ها كار كرد. تا خرج زندگي مون را بچرخاند ولي بيمه ندارد. بيست و چند سال است كه كار مي كند ولي بيمه نيست. چون بيشتر توليدي ها كارگر زن مي گيرند به اين شرط كه بيمه نكنند. اگر ما صنف داشته باشيم ديگر شناخته شده ايم . اگر بخواهيم برويم با مغازه داري كار كنيم قطعا آن مغازه داربايد من را بيمه كندو مغازه دار ترجيح مي دهد اصلا اين كار را نكند. ترجيح مي دهد برود سراغ كساني كه شناخته شده نيستند مثل آن افغاني ها و ... همان طور كه تمام اين سالها اين گونه بوده است. من بيايم پروانه كسب بدهم ماليات بدهم. كه مرا بيمه كنند. شرايط بيمه شان كه خوب نيست. مزايايي كه براي ما ندارند ولي ماليات را مي خواهند بگيرند. وقتي اين چيزها را مي بينم و حساب مي كنم مي بينم كه اينطور كار كردن بد نيست. شما اول بياييد بقيه چيزها را درست بكنيد وقتي كارها روي روال افتاد كه توانستيد همان لحظه ي اول مرا بيمه كنيد و مرا تحت پوشش بدهيد من ماليات هم ميدهم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- فكر مي كني چه شرايطي بايد فراهم باشد كه صنفي تشكيل شود كه از حقوق شما دفاع كند ونگذارد كه اين طوري حق شما ضايع شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- واقعا نمي دونم. ما قشري هستيم كه اين وسط له شده ايم. خودم را در نظر مي گيرم آن زماني كه اوج شادي و نشاط اين چيزهاي جوانان است، آن زماني كه بايد دنبال ازدواج واين طور چيزها باشم بايد دنبال اين بودم كه كار كنم پول درآرم. درسم را كج دار و مريز بخوانم. اگر واقعا جامعه مي خواست به امثال ما كمك كند، وضع مادرم اين نبود. مادرم بيست سال كار كرد. پدرم اعتياد داشت. 6 ساله كه پاكه . مادرم از يك سالگي من كار كرده بود. توي اين مدت هم براي حل مشكلاتش به هر نهادي مراجعه كرد ازمجلس گرفته تا بقيه جاها كه بتواند وامي بگيرد يا بتونه بيمه بشود. همه مي گفتند چون شوهر شما در قيد حيات است و سرپرست خانواده ي شماست نمي توانيد بيمه شويد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چه ربطي دارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مامان من كار اداري نداشت. هيچ مغازه داري هم اورا بيمه نكرده بود. يادم مي آيد صبح ها كه هنوز هوا تاريك بود مي رفت سركار و شبها هم تاريك بود كه برميگشت. دو تا برادرم كوچكتر بودند. من خيلي مشكلات داشتم. هميشه سعي مي كرد سرش را پايين بياندازد كارش را بكند بيشترين كار را بكند و كمترين دستمزد را بگيرد تا هميشه كار داشته باشد. نجابتش را حفظ كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تمام اين مشكلات را كشيده ايم. الان كه مادر من اين همه كار كرده ومشكل داره ، كمردرد دارد و هزار بيماري ديگر، يك دفترچه بيمه هم ندارد. تازه اومدن كه خانم هاي خانه دار را تحت پوشش بيمه قرار مي دهند. آن هم چه بيمه اي ! كاش بيمه ي كامل بود. فرض كنيد آزمايشي كه بخواهيد بدهيد و چكاب كامل كه بدون دفترچه مي شود 200 هزار تومان با اين دفترچه مي شود 150 هزار تومان. اگر هم بخواهد بازنشسته شود بايد باز 20 يا 30 سالي بگذرد تا بتواند حقوق بازنشستگي بگيرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كي از من و امثال مادر من حمايت مي كند. آيا قانوني هست؟ قوانين هميشه نقص دارند. بزرگترين مشكل ما اين است كه زن در اين جا هيچ ارزشي ندارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به واقع چه كسي مي تواند به سوال اين دختر جوان پاسخ دهد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;***&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;در خيابان هاي مناطق پايين شهر كه گشتي بزني در و ديوار پر است از آگهي هاي دست نوشته اي درمورد كار منجوق دوزي درمنزل. كاري كه معمولا زنان مهاجر افغاني انجام مي دهند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افغاني بود. سي ساله به نظر مي رسيد. همسرش به افغانستان برگشته بود و منتظر بود چند ماه ديگر برگردد. تمام بار زندگي بر دوش خودش بود. نگران دختر 15 ساله اش بود. مي گفت افسردگي گرفته. همه اش توي خودش است و با همه پرخاشگري مي كند. دختراز اين كه مهاجر است ، از اين كه مملكتش آنقدر امن نيست كه بتواند درآنجا درس بخواند ناراحت بود. از اين همه فقري كه دچارش بود عذاب مي كشيد و كسي نبود پاسخي به سوالش بدهد كه چرا بايد امثال او و خانواده اش اين همه بدبختي بكشند؟ در مدرسه به كسي نگفته بود كه افغاني است. از هر دري حرف مي زد. مي گفت با مادرش مدتها روي لباس ها منجوق دوزي مي كرده است. چندماهي مي شد كه اين كار را كنار گذاشته بودند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ديگر از ديدن هر چه لباس و منجوق است حالم به هم مي خورد. مادرم كه اين چيزها را مي بيند ديگر ديوانه مي شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- كار خيلي سختي است. مدتهاي طولاني اين كار را مي كرديم. من هم به او كمك مي كردم. نمي توانستم كاري انجام ندهم. براي تامين مخارج زندگي پول لازم داشتيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- در روز چند ساعت كار مي كرديد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خيلي... نمي دانم. شايد ده دوازه ساعت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چقدر دستمزد مي گرفتيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- براي هر بلوز كه تمام قست جلوي آن را منجوق دوزي مي كرديم 150 تومان. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چقدر؟ صدو پنجاه تا تك توماني؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بله. اوايل 150 تومان مي گرفتيم. بعد همه ي خانم هايي كه كار مي گرفتند اعتراض كردند و گفتند كه ما با اين دستمزد كار نمي كنيم. صاحب كار هم مجبور شد 200 تومان بابت هر بلوز بدهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- براي هر كدام چقدر وقت مي گذاشتيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- دو سه ساعت. حساب كنيد براي اينكه بتوانيم 50هزار تومان داشته باشيم، بايد چند تا از اين بلوزها را مي دوختيم. تازه كلي هم بايد صبر مي كرديم تا دستمان به پول برسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- از كجا كار مي گرفتيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- درهمسايگي مان خانم پيري بود كه مي رفت از توليدي ها كار مي گرفت وبين همسايه ها پخش مي كرد. يك بار بابت حدود 200 تا كار كه با كمك همسايه ها و فاميل ها دوخته بوديم، هيچ پولي نگرفتيم. مي گفت وقتي كار را براي صاحب توليدي برده قبول نكرده است. گفته بايدهمه را بشكافيد. چون طرح را آن طور كه من گفته ام نزده ايد. نمي شود كه منجوق ها را شكافت . لباس ها خراب مي شود. در نتيجه پولي به او نداده بود. طفلكي آن روز كلي گريه كرد. گفت ازهمه ي شما شرمنده ام. صاحب توليدي آنقدر با او بدرفتاري كرده و بهش توهين كرده بود كه اشكش را جلوي همه ي كارگرهاش درآورده بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خلاصه تصميم گرفتيم كه ديگر اين كار را ادامه ندهيم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- جاي ديگري كار نمي كني؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرا چند وقتي است كه روزهاي تعطيل ، زماني كه درس ندارم به خانه ي يكي از همسايه ها مي روم. توليدي دارد. درز مچ پيراهن مردانه را چرخ مي كنم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چقدر مي گيري؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- هنوز معلوم نيست بابت هر درز چقدر بدهد. بايد يكي دوماهي كار كنم تا پول بدهد. تمام وقت كه كار نمي كنم. خداخدا مي كنم پدرم زودتر برگردد. دلم مي خواهد درس بخوانم. براي خودم كسي بشوم براي مملكتم كاري انجام دهم. دوست دارم عمران بخوانم. مي دانيد با اين همه خرابي كه در كشورم هست مهندس عمران خيلي به درد مي خورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چشمانش برق مي زند هنگامي كه از آرزوهايش در مورد درس خواندن ومهندس شدن حرف مي زد؟ و انديشيدم كه چقدر امكان دارد دختري مانند او بتواند به آرزويش برسد؟&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-4461111148488663426?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/4461111148488663426/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=4461111148488663426&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/4461111148488663426'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/4461111148488663426'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/01/2.html' title='تزيين‌كاران لباس: پراكنده‌ترين و بي‌حقوق‌ترين كارگران بخش پوشاك و لباس- بخش دوم'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-1997295076074509053</id><published>2012-01-10T02:29:00.003+03:30</published><updated>2012-01-17T22:39:08.661+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ادبیات و شعر'/><title type='text'>طرح/ پرسش تاریخی ما / زیاده خواه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;b&gt;فلزبان&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;"طرح"&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ارزش ِافزوده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن دانه اي ست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كه من –&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاشيده ام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ميوه ي آبدار اين دانه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولي –&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آن ِ كيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فلزبان/ آبان 83&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;"پرسش تاريخي ما"&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جز نان پاره اي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرپناهي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لبخندي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آرامشي به خيال&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از بودنِ كار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه مگر خواسته ايم –&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زين سفره؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كه به جاي بوسه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كمر به قطع ِ دست هامان بسته اند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه مگر ديده اند –&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دست ها!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ز شما چند به كار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند خسته&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند كس مي داند پاسخ را؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند نفر مي آييد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا دهان بگشاييم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ديگران هم –&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گوييم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فلزبان/ مرداد 83&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;"زياده خواه"&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بيچاره!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرمايه –&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به سود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دولت – &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به حاكميت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانه كارگر –&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به شورا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشاركت –&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به انجمن صنفي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ILO-&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به سنديكا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قانع و راضي و شاكرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كارگر اما&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كار –&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امنيت شغلي –&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دست مزدِ مناسب و برابر –&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بيمه و تامين اجتماعي –&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منع ِ كار ِ كودكان –&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از همه بدتر:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آزادي اعتصاب و انتخاب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه را مي خواهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فلزبان/ آذر 82&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6973513509467528028-1997295076074509053?l=kanoonmodafean1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/feeds/1997295076074509053/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=6973513509467528028&amp;postID=1997295076074509053&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/1997295076074509053'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6973513509467528028/posts/default/1997295076074509053'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2012/01/3.html' title='طرح/ پرسش تاریخی ما / زیاده خواه'/><author><name>کانون مدافعان حقوق کارگر</name><uri>http://www.blogger.com/profile/12108529876187562715</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://4.bp.blogspot.com/-Zj6pq-1e8QI/Tb0WTJ_kqSI/AAAAAAAAABg/EaLuUVcEoyU/s220/kanoonmodafean.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6973513509467528028.post-3245745879962380983</id><published>2012-01-08T05:37:00.005+03:30</published><updated>2012-01-17T22:28:23.475+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='گفتگو و میزگرد'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='میزگرد تحلیل اجتماعی- اقتصادی جنبش اشغال وال استریت'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='گزارش و مقاله'/><title type='text'>میزگرد تحلیل اجتماعی- اقتصادی جنبش اشغال وال استریت/متن كامل سخنراني عليرضا ثقفي</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="direction: rtl; margin: 0in 0in 10pt; text-align: justify; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;7 آذر 1390&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;خدمت دوستان سلام .چون بسياري از دوستان ايستاده اند بهتر است بحث را زودتر شروع كنيم تا زودتر هم بتوانيم تمام كنيم. موضوع بحث، جنبش ضد سرمايه داري وال استريت است. من ابتدا از انجمن جامعه شناسي تشكر مي كنيم كه به ما فرصت دادند اين سمينار برگزار شود. اما در مراكز خبري اعلام شد كه يكي از فعالين كارگري قديمي در سنندج تقاضا كرده بود يك چنين فضايي در اختيارشان قرار بگيرد و نيروهاي امنيتي مخالفت كردند. اگر همبستگي با جنبش وال استريت خوب است و مي شود انجام داد، چرا كارگران نبايد انجام دهند؟ بخصوص فردي كه تقاضا كرده بود يكي از فعالان قديمي كارگري است.&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;وارد بحث مي شوم. بحث اصلي وجود جنبش اشغال وال استريت به عنوان يك جنبش همگاني است. چون انجمن جامعه شناسي اين برنامه را تدارك ديده ، از اين مناسبت استفاده مي كنم تا بگويم يك تفاوت اساسي بين جامعه شناسي دانشگاهي و جامعه شناسي علمي وجود دارد. جامعه شناسي ؛علمي بود كه ابتدا از فلسفه جدا شد. ما مي دانيم فلاسفه ي قديم و اسكولاستيك كه قبل از قرن 19 مي زيستند ،عمدتا تلاش مي كردند جهان را تفسير كنند. فلاسفه از قرن 19 به بعد اين دستور را در كار خود قرار دادند كه نبايد جهان را فقط تفسير كرد، بلكه بايد جهان را تغيير داد. جامعه شناسي از نظر عملي بايد به فكر تغيير جهان باشد، در حالي كه جامعه شناسي دانشگاهي ما بيشتر به فكر تفسير جهان است. يا رشته ي آسيب شناسي هاي اجتماعي است مثلا چرا مردم شلوغ كردند. برويم راهي بيابيم تا راه حلي بدهيم به حكومتگران كه ديگر مردم شلوغ نكنند، يا اينكه چرا كودك خياباني زياد است برويم راه حلي بدهيم كه كودك خياباني كمتر شود يا جامعه شناسي بازار، كه چه كار كنيم كه فروش زياد بشود و... &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;از همين جا وارد بحث مي شويم : بنيان جنبش اشغال وال استريت بر تغيير جهان است نه تفسير آن. يعني اگر ما جامعه شناساني داشته باشيم و بتوانيم به آنها لقب جامعه شناس اطلاق كنيم، كساني هستند كه براي تغيير جهان حركت مي كنند. وقتي صحبت از تغيير مي كنيم، يعني آنچه كه داريم و آنچه كه موجود است از نابساماني ها،‌ازبي عدالتي ها‌، از اختلافات طبقاتي،‌از نابرابري ها، ازكودك خياباني از بي خانمان ها بايد تغيير كند. آنچه كه وجود دارد كه يك اقتصاد انگلي است كه در جامعه ي جهاني امروز وجود دارد بايد تغيير كند. جامعه شناسي بايد بنيانش را بر بررسي اين موضوع بگذارد، از اينجا بايد وارد قضيه شود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;حال مي خواهم به اين مساله بپردازم كه اساسا چه چيزي باعث شد ه كه عده اي خواهان تغيير وضع موجود مي شوند. ظاهرا در جنبش ضد سرمايه داري كه به اندازه ي كافي همه ي حضار از طريق اخبار با آن آشنا هستند و به بيشتر كشورها سرايت كرده، مبناي اصلي اين است كه سلطه بازار مالي بر جهان باعث بدبختي هاي موجود در سطح جوامع است. امريكا كه آغازگر اين جنبش است بيش از 40 ميليون فقير دارد. طبق آمار خودشان، نه تنها اين عده زير خط فقر هستند، بلكه حتا عده اي از خود سرمايه دارها هم از وضعيت موجود راضي نيستند، يعني كساني كه خودشان هم از اين خان نعمت سرمايه داري سود مي برند، دريك حالت نا امني قرار دارند. بازار مالي به اختاپوسي تبديل شده كه همه ي جامعه را تحت تسلط خودش قرار مي دهد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بياييد به تاريخچه قضيه به طور گذرا نگاهي بياندازيم. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بعد از جنگ جهاني دوم، امريكا عمدتا بازار مالي جهان را در اختيار داشت. پول به عنوان يك وسيله ي مبادله ، در جوامع بشري از قديم وجود داشته است. اين وسيله مبادله باعث مي شد كه جامعه بشري بتواند كالاها را مبادله كند. ابتدا پول جايگزين كالاي معادل بود و بعد هم در كسترش مبادلات پولي بانك ها بوجود آمدند و پول منتشر كردند. بعد از جنگ جهاني دوم پول به دست دولت ها منتقل شد ، ميزان انتشار و ميزان گسترش آن در دست دولت ها قرار گرفت. در حالي كه قبل از جنگ هاي جهاني پول در دست بانك ها يا صرافهاي خصوصي بود و معادل آن طلا وجود داشت. در نظام برتن وودز كه بعد از جنگ جهاني دوم بوجود آمد، امريكا متعهد شد همواره كه در برابر هر 35 دلار يك اونس طلا داشته باشد. در اين نظام برتن وودز در حقيقت بانك دار جهان امريكا شد. يعني در مقابل هر دلار شما صاحب يك اونس طلا بوديد. اما به يك باره در سالهاي بعد از 1973 به علت همين بحران هايي كه سرمايه داري دچار آن شد؛ (كساني كه تاريخ سرمايه داري را مطالعه كرده اند مي دانند كه در اين سال بحراني سراسر جامعه ي سرمايه داري را در برگرفت) به يك باره امريكا اعلام كرد كه ديگر پشتوانه دلار طلا نيست. يعني در يك شب گويا جيب تمام مردم را در سراسر جهان خالي كردند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;درست در همين چيزهايي كه اين روزها مي بينيد. اگر در دو يا سه سال پيش شما مي توانستيد با صدهزار تومان يك سكه بخريد، امروز بايد 600 هزار تومان داشته باشيد تا همان سكه را بخريد. يعني پول جيب شما از سه سال پيش در اين بازار مالي به يك ششم تقليل پيدا كرده است. اين يك دزدي اشكار است. تمام دولت هاي سرمايه داري وقتي احساس كردند مي توانند اين كار را انجام دهند، آن را انجام دادند. به هر ميزان كه خواستند و نياز داشتند پول منتشر كردند. حتا برخي از اقتصاد دانان طرفدار نظام سرمايه داري مي گفتند چرا ما از مردم ماليات بگيريم، هر وقت پول لازم داشتيم چاپ مي كنيم. به راحتي جيب مردم را خالي مي كنيم. كار به جايي رسيد كه خود پول، نه به عنوان وسيله ي مبادله، بلكه به عنوان خودش، داراي ارزش شد و طبق آن اصطلاح عاميانه اي كه "پول، پول مي آورد" شروع كرد در سطح جهان حركت كردن. هر گاه كه سرمايه داري با بحران روبرو شد، آن بحران هاي سه مرحله اي، بلافاصله با تزريق پول سعي كردند بحران را حل كنند. سرمايه داري به هر مشكلي كه ميخورد راه حلش را در چاپ كردن پول جستجو ميكرد، اگر صنايعي ورشكست مي شد يا بازار مالي سقوط مي كرد و يا كارگراني بيكار مي شدند، راه حل همه تزريق پول بود. اين پول را در بازار تزريق مي كردند. اما سيستم ونظام سرمايه داري به راحتي اين پول ها را در بازار مالي جمع مي كرد. حتا در ايران هم ما اين را مي بينيم. يارانه هاي نقدي كه در يك سال گذشته بين مردم پخش شد، به راحتي در بازار مالي جمع شد، يعني بازار مالي و بورس ما كه قبل از پرداخت نقدي يارانه ها چيزي در حدود كمتر از صد ميليارد دلار در گردش داشت، با گردش يارانه ها ،به 140 ميليارد دلار رسيد . اين بازار آنقدر نازك نارنجي هست كه در اثر همين ماجراهاي يكي دو هفته ي اخير، مجددا 40 ميليارد دلار از ارزشش را ازدست داد. اين بازار مالي درحقيقت به صورت انگلي در جوامع سر مايه داري درآمده است كه هر چه مردم زحمت ميكشند، مي بلعد. انگل بايد از يك ميزبان اصلي ارتزاق كند. اگر در بدنه ي اصلي خوني درجريان نباشد انگل از بين مي رود، اكنون آنقدر اين انگل از جامعه بلعيده است كه كل بدنه نظام درحال احتضار است وديگر رمقي ندارد . اما بحث مهم آن است كه نظام سر مايه داري براي حفظ سودهاي خودش راهي جز همين انگل پروري يا رشد بازار مالي نداشته است به اين معني كه اگر سر مايه داري را دوباره به همان رقابت آزاد قرن نوزده بر گر دانيم ،و بازهم حاضر نباشد امتيازاتش را ازدست بدهد وهمچنان بر حرص وطمع خود پافشاري كند وبراي حفظ سود هايش حاصر به نابودي كره زمين باشد،مجددا به همين تسلط بازار مالي خواهد رسيد .اين بحث را در جاي ديگر پي ميگيرم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;يكي از راه حل هاي ديگري كه سر مايه داري همزمان با تزريق پول براي حل بحران هاي خود بر مي گزيد وسعي مي كرد با اين مساله مشكلات خود راحل كند، صدور سرمايه بود. از دهه ي 1990 صدور سرمايه را به كشورهاي ديگر آغاز كرد. از جمله به مناطق آزاد تجاري. طي اين مدت 1500 منطقه ي ‌آزاد تجاري در سراسر جهان از جمله چين و آسياي جنوب شرقي، مكزيك و حتا ايران مانند قشم وكيش و ... ايجاد شد. كه همه الگويي از بازار آزاد و صدور سرمايه بودند. . مي خواست با اين صدور سرمايه تورم مالي خود را حل كند.اما با اين همه بازار مالي به جايي رسيد كه آنقدر بزرگ شد كه ديگر امكان ارتزاق نداشت. آن زرق وبرق هايي كه بوجود آورده بودند، آن حباب قيمتي كه بوجود آمده بودند، به يك باره در 2008 شكست. خانه اي كه 700هزار دلار قيمت گذاري شده بود و روي آن وام بانكي داده شده بود به 300 هزار دلار رسيد. واقعيت قضيه اين بود كه حباب قيمتي تركيد كه در اثر باد شدن بازار مالي بوجود آمده بود و اين تركيدن باعث شد كه بحران خودش را نشان دهد و باز هم نسخه ي قبلي به كار گرفته شد كه بياييم با تزريق پول اين مساله را حل كنيم. اما اين بار، اين مريض جواب نداد و اين تزريق پول جديد نه تنها مشكل را حل نكرد بلكه بيشتر به بحران دامن زد. كاري ايجاد نكرد. كار به جايي رسيد كه خود طرفداران نظام سرمايه داري خواهان اين شدند كه سرمايه هايي كه خارج شده و رفته اند در چين يا مناطق آزاد تجاري ودرساير مناطق دنيا مشغول به كار هستند ،برگردند. تمام اميد سرمايه داري به اين بود كه از نيروي كار ارزان و فراواني كه در مناطق مختلف جهان است استفاده كند، اما استفاده از اين نيروي كار نه تنها دردي از او دوا نكرد، بلكه بر بحران آن افزود. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بازار مالي با اين وضعيت مواجه شد. اين اولين بار در تاريخ نيست كه نظامي با اين وضعيت روبرو مي شود. گنديدگي اين نظام در حدي است كه بخش هايي از خود اين نظام، امروزه باور دارند كه به بن بست رسيده اند. آن بازار رسمي سرمايه كه در دوران بعد از جنگ هم تا مدتي حاكم بود، بازگشت به دوران قبل تنها براي كارگران و زحمتكشان و دستمزدبگيران نيست كه آرزو شده است، اكنون براي خيلي از سرمايه داران نيز آرزو شده است. ما در دهه ي 60 و 70 شاهد اين بوديم كه شغل رسمي براي بيش از 70 تا80 درصد از نيروي كار وجود دارد. ولي از سال 1991 – 92 به بعد ، بعد از پيمان نفتا، ما شاهد هستيم كه تمام شغل هاي رسمي به قراردادهاي موقت تبديل شده است. بسياري از امتيازاتي كه سرمايه داري پس از جنگ جهاني دوم مجبور شد به كارگران و مردم در سراسر جهان بدهد، از بيست سال پيش شروع كرد به پس گرفتن. عين همين قضيه در مورد خود سرمايه داري رسمي هم بوجود آمد. يعني آن اقتصاد بازار رسمي به اقتصاد بازار قاچاق و غيررسمي و بازار مالي و انگلي تبديل شد. شما اگر دهه هاي قبل شاهد بوديد كه يك نفر با عده اي كارگر مي آمد وكالايي را توليد مي كرد و استثمار هم مي كرد، دراين بازارتوليد مي كرد، با آن بازار ديگر رقابت مي كرد. سعي مي كردند بازارها را بگيرند، اما در دوره ي اخير با حاكميت اين بازار مالي، به طور كامل اقتصاد رسمي تحت فشار و تسلط قرار گرفته است. حرف اول وآخر را بازار مالي مي زند و بهترين كالاي توليد شده اگر در چرخه بازار مالي قرار نگيرد امكان عرضه ندارد. بازار مالي آنقدر قوي است كه به راحتي وبا تبليغات وانحصار ميتواند كالائي را به بازار وارد كرده ويا از دور خارج كند .&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;يك اقتصاد انگلي درست شده شبيه آنچه كه اشرافيت دوران فئودالي در اواخر دوران خودش داشت. اين اقتصاد انگلي حتا سرمايه داران را هم راضي نمي كند. اين ناامني شغلي، اين ورشكستگي واين وضعيتي كه در اثر بحران مالي بوجود آمده است، آنها نه توان آن را ندارند كه مشكلي را حل كنند و نه راه حلي دارند. در مورد كارگران و زحمتكشان هم كه بارها و بارها گفته شده، وضعيت دشواري دارند. سرمايه داران هر روز سعي مي كنند با گسترش نا امني شغلي ، با بيكاري، با گرفتن خانه ها، خانه هايي كه نتوانسته اند وام هايشان را بدهند، آنها را تحت فشار بيشتر قرا دهند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دومساله ديگر را مي خواستم مطرح كنم اما وقت من تمام شده است. اول مبارزات جديد، سازماندهي و حتا خواسته هايش و روش كارش و بسياري از مسايلي كه در پيش رو دارند با گذشته فرق مي كند. اميدوارم كه دوستان به اين تفاوتها بپردازند. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مساله ديگر راه حل هاي موجود هست. آيا راه حلي داريم؟ آيا باز هم سرمايه داري مي خواهد پول تزريق كند و با ايجاد يك حباب قيمت مشكل راحل كند؟ تمام شرائط نشان مي دهد كه توان اين كار را ندارد. سه ميليون نفر در پرتقال بيرون ريخته اند، در يونان همينطور اسپانيا، فرانسه انگليس، همه مشكل دارند، (خوشبختانه كشور ما كه مشكلي ندارد) اين مسايل بايد حل شود. راه حل هاي اين بحران بايد بحث بشود. چشم انداز هاي آينده همينطور. اين كه ما ميگوييم نظام سرمايه داري به بن بست رسيده، بايد روشن كنيم كه راه حل ما براي اين بحران چيست ؛ به اين مسائل بعدا خواهيم پرداخت......... &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;در پاسخ به سوال ها:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سوال: آقاي ثقفي ،شما ميگوئيد گسترش نظام مالي وگردش پول باعث به وجود آمدن اين بحران شده است لطفا به زبان ساده بفرمائيد جامعه بدون پول چگونه خواهد بود و تصور شما از آن چيست؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;جنبش اشغال وال استريت اساسا مي گويد بنيان را بر انسان بگذاريد. براي انسان ارزش قائل بشويد. چه آنهايي كه مخالفند و چه آنهايي كه موافقند، ما همه در درجه ي اول انسان هستيم. سعي كنيم در فضاي آكادميك، ژورناليستي و در هركجا كه هستيم، انسان وانسانيت حاكم باشد. براي هر كس هم كه مخالف ما هست اين حق را قائل شويم كه حرفش را بزند. تقريبا سوال هايي كه شد كم وبيش يكسان است: شمايي كه مي گوييد نظام سرمايه داري فاسد است، نظام سرمايه داري از پول سوءاستفاده مي كند، كارگر را استثمار مي كند، مي گوييد چه كار بايد كرد؟اصل سوالات اين است. &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بحثي كه در اينجا مطرح است 1- براي هر سوالي كه مطرح مي شود ، دو جواب وجود دارد: يكي جواب نفي وديگري جواب اثبات. اين بخشي ازتفكر اسپينوزا است. وقتي مي گوييم ديوار سفيد است معني اش اين است كه آبي نيست، زرد نيست. درست است كه گفته ايم سفيد است ولي درعين حال هم گفته ايم كه قرمز و سبز و... هم نيست. اگر با ابتدايي ترين استدلال‌ها آشنايي داشته باشيم مي دانيم كه يك تعريف سلبي داريم ويك تعريف ايجابي. تعريف سلبي ما از نظام سرمايه داري روشن است. اين نظام الان حداقل با توجه به آمار جاهايي كه معتبر هستند مانند سازمان ملل اين نظام يك ميليارد و دويست ميليون نفر گرسنه دارد. اين نظام با آمارمعتبري كه خودش اعلام مي كند حداقل سه ميليارد نفر زير خط فقر دارد. اين آمار را من نمي دهم سازمان ملل مي دهد. من مي گويم هر انساني كه به دنيا مي آيد حق زندگي دارد به اندازه ي بقيه . شما با اين مخالفيد؟ من مي گويم هر انساني كه به دنيا مي آيد حق دارد غذا بخورد، شغل مناسبي داشته باشد، مسكن داشته باشد، محل گرمي و سردي در حد استانداردها براي زندگي داشته باش
