۶ مهر ۱۳۹۲ ه‍.ش.

مردی که صبحانه اش را دراتاق بازرگانی می خورد

احسان سهرابیان مهریزدی

ولی‌الله سیف رئیس کل جدید بانک مرکزی ایران 3 روز پیش از انتصابش در این مقام، در میان خبرنگاران اعلام کرد تنها دلیل عدم رشد بهای ارز عدم برخورد "منطقی" طی مدت "8 سال" تصدی دولت پیشین بوده و افزایش کنونی نرخ برابری ریال با دلار
آن هم تا 32000 ریال "بی‌راه نیست". در حالی که سخنان او واکنش شدید مردم به تنگ آمده را به همراه داشت، پس از قطعی شدن انتصابش در جریان صبحانه‌ی کاری با مسوولان اتاق بازرگانی در واکنش به کاهش چندروزه‌ی قیمت ارز گفت: نوسانات اخیر ارز در نتیجه‌ی «خوش بینی‌ها و آثار روانی بازار است» و «نرخ فعلی دلار در بازار نرخ کف است و از این پایین‌تر نخواهد آمد».
در شرایطی که قیمت دلار تا حدود 2800 تومان کاهش یافته و تصور عمومی این بود که با پیشرفت مذاکرات در نیویورک قیمت دلار کاهش بیش‌تری خواهد داشت سخنان سیف صعود مجدد آن را به همراه آورد.
او گفت که اگر بهای دلار از 2900 تومان پایین‌تر بیاید «به بخش‌های دیگر اقتصاد آسیب وارد خواهد شد.» (1)
اما وقتی که سخنان رییس کل کنونی بانک مرکزی ایران را در کنار سخنان عوض محمدی پارسا عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی بگذاریم متوجه تشابه چشم‌گیر میان جان کلام آن دو خواهیم شد. او نیز گفته است که «کاهش نرخ ارز در روزهای اخیر متاثر از مسائل سیاسی مربوط به سفر رییس‌جمهور به نیویورک است و مجددا در بازار افزایش می‌یابد. متوسط نرخ واقعی ارز 3200 تومان است» (2). که البته این تشابه نمی‌تواند بی‌دلیل باشد چرا که ولی‌الله سیف خود نایب رییس کمیته‌ی ایرانی اتاق بازرگانی بین‌المللی بوده است. او که همچنین عضو شورای گفتگوی دولت و بخش خصوصی است، می‌تواند نماینده‌ای بی‌بدیل برای سرمایه‌داری مالی در راس مهم‌ترین نهاد پولی کشور باشد.
در مورد این مساله که پایین بودن نرخ ارز آن هم در اقتصاد بی در و پیکری مانند اقتصاد ایران تنها به نفع مافیای واردات کالاهای مصرفی است شکی نیست اما در شرایطی که صنایع کشور (به دلایلی که خود حدیث مفصلی است) در ابعاد وسیعی به ورشکستگی و تعطیلی کشانیده شده و "برادران قاچاقچی ِ" خودشان برنده‌ی اصلی صحنه ی واردات گردیده اند، و نیز از آن‌جا که برگزاری این جلسه به منظور "گشایش اعتبار بانکی برای واردات" صورت گرفته است، ناگفته پیداست که بالا نگه داشتن نرخ برابری ارز کمکی به تولید و توسعه‌ی صنایع نخواهد کرد و بالا بودن نرخ ارز تنها سبد مصرفی کارگران و محرومین را خالی‌‌تر خواهد نمود.
سیف نماینده‌ی یک طبقه است طبقه‌ای که از خالی‌تر شدن سفره‌ها و فراهم شدن شرایط برای به بیگاری کشاندن هر چه بیشتر مردم سود می‌برد. حالا جالب این است که همین آقا به نمایندگی از خود و همفکرانش در اتاق بازرگانی که سال‌ها است سنگ عدم دخالت دولت در اقتصاد، شناور کردن نرخ ارز و سپردن آن به دست بازار را بر سینه می‌زنند به یک باره به نرخ دستوری روی می آورد و می‌گوید «بانک مرکزی اجازه‌ی کاهش بیش از میزان فعلی را به نرخ دلار در بازار نخواهد داد». (3) اما آخر چرا؟ مگر تعیین نرخ ارز توسط بازار و کوتاه شدن دست دولت از تعیین آن خواست همیشگی آن‌ها نبوده است؟ آیا این امر این تصور را ایجاد نمی‌کند که او حافظ منافع الیگارشی ارزی است که احتمالا از قبل دسترسی به ارزهای دولتی به ثروتی نجومی دست یافته و نمی‌خواهند که حتا آثار آتی این منافع کمی کاهش یابد؟
سخنان و عملکرد او همچون تکه‌های پازلی هستند که عملکرد آتی او در دوران تصدی اش بر بانک مرکزی را از هم اکنون نمایان کرده‌اند. او که در دوره‌ی مدیر عاملی‌اش بر بانک صادرات ایران اختلاس بزرگ 123 میلیارد تومانی توسط فاضل خداداد و با همکاری مسوولین این بانک به وقوع پیوست از "راحت‌تر جمع و جور" نشدن پرونده‌ی اختلاس 3000 میلیارد تومانی گله می‌کند و می‌گوید «... متاسفانه در کشور ما آن قدر بی دلیل مطلبی را بزرگ می‌کنیم که خسارت های آن نیز بزرگ می شود، آخرین آن همین سه هزار میلیارد تومان بود ] [… خیلی بی‌دلیل بزرگ کردیم و عده ای حيثیت‌شان مورد بی‌اعتباری قرار گرفت. با بعضی از افراد در این قضایا برخورد شد که از هر جهت افراد موجه و با صلاحیت بودند.» (4)
با ذکر آن چه که در بالا رفت او از این پس در جهت منافع گروهی حرکت خواهد کرد که خبرنگاران همواره از پوشش خبری تخلفات "بزرگ" آن‌ها این بار "با دلیل" منع می‌شوند.
مردی که صبحانه‌اش را در اتاق بازرگانی می‌خورد و عمده‌ترین علاقه‌اش دنبال کردن اخبار بورس در میان صفحات اینترنت و روزنامه است، به خبرهای منتشره از وضعیت شکم‌های خالی و گرسنه‌ی کارگران و زحمت‌کشان این مملکت علاقه‌ای ندارد.

توضیحات:
1- http://eirib.ir
2- سایت خبر اقتصادی http://khabareghtesadi.com
3- سایت انتخاب www.entekhab.ir
4- مشروح سخنان سیف در جمع خبرنگاران http://www.tabnak.ir










هیچ نظری موجود نیست: