۲۸ خرداد ۱۳۹۲

دختربچه‌های متاهل: کارگرانی بی‌مزد، بی‌امنیت، بی‌حمایت

الهام هومین‌فر

 سالانه میلیون‌ها دختربچه به دلیل فقر و مسایل مذهبی مجبور به ازدواج می‌شوند و عملا به صورت بردگان جنسی و کاری مورد سوءاستفاده‌های بسیاری قرار می‌گیرند. بر اساس تعریف بین‌المللی، ازدواج دختربچه‌ها یا ازدواج زود هنگام عبارت است از «هر ازدواجی که در سنین زیر 18 سال صورت می‌گیرد. دختران در این سنین از نظر جسمی، فیزیولوژی و روانی برای ازدواج و فرزندآوری مناسب نیستند(UNFPA, 2006. 6). » این ازدواج‌ها که اغلب در کشورهای فقیر و در حال توسعه آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین رخ می‌دهند؛ روز به روز بیشتر شده و قوانین و راهکارهای بین‌المللی همچنان در توقف یا کنترل آن ناتوان بوده‌اند.
سال 2002 حدود 52 میلیون دختر زیر 18 سال که بسیاری از آنها کمتر از 10 سال داشتند، ازدواج کرده بودند. این رقم در سال 2012 به بیش از 100 میلیون نفر رسید. طبق آمار رسمی در جنوب آسیا 48 درصد ازدواج‌ها، در آفریقا 42 درصد و در آمریکای لاتین 29 درصد ازدواج‌ها، زیر 18 سال بوده است (Nour, 2006 ; Vogelstein, 2013) در نپال 7 درصد دختران زیر 10 سال ازدواج می‌کنند و 40 درصد دختران تا 15 سالگی تن به ازدواج می‌دهند (لطفی، 89). آمار سال 2006 نشان می‌دهد 77 درصد دختران در نیجریه، 71درصد در چاد، 63 درصد در کامرون و 57 درصد در موزامبیک زیر 18 سال مجبور به ازدواج شده‌اند (Nour, 2006 ). آمار سال 2009 می‌گوید در هندوستان حدود 44.5 درصد زنان زیر 18 ازدواج کرده‌اند که 26 درصد آنها زیر 13 سال بوده‌اند (Raj et al., 2009). در این کشور سال 1929 سن قانونی ازدواج 12 سال بوده است و پس از آن سن قانونی ازدواج به 18 سال رسیده است. این در حالی است که در سال 6-2005 نیمی از زنان 20 تا 24 ساله عنوان کرده‌اند که قبل از سن قانونی ازدواج کرده‌اند (Nour, 2006; Raj et al., 2009). در ایران نیز تحقیقات نشان می‌دهد 20 درصد ازدواج‌ها در سنین کودکی صورت می‌گیرد که از 7.7 درصد در تهران تا 40 درصد در مناطق روستایی سیستان و بلوچستان را شامل می‌شود (‌احمدی، 84).
از سال 1948 سازمان‌های جهانی سعی در توقف این مساله داشته‌اند. طبق ماده 3 اعلامیه حقوق کودک، حفاظت از رفاه و سلامت کودکان به عنوان یک وظیفه برای والدین و جامعه شناخته شده است. ماده 19 حق محفوظ ماندن از همه انواع خشونت فیزیکی، ذهنی، سوء‌استفاده جنسی، رفتاری و ماده 24 حق سلامتی دسترسی به بهداشت و حفاظت در برابر رسوم و سنت‌های مضر را خاطر نشان کرده است.(convention on the rights of the child , 2009) اما به نظر می‌رسد این قوانین بین‌المللی به دلایل اقتصادی، فرهنگی و مذهبی توان اجرایی شدن را ندارند و تنها روی کاغذ مانورهای حقوق بشری می‌دهند. ماه گذشته قانون منع خشونت علیه زنان که یک بند آن ازدواج کودکان را نشانه رفته بود، به دلیل تناقض با دستورات مذهبی در افغانستان مورد تصویب مجلس واقع نشد. (بی‌بی‌سی فارسی،8/2/ 92) طبق ماده 1041 قانون مدنی ایران عقد نکاح دختران قبل از 13 سالگی منوط به اذن ولی و شرایط مصلحت یا تشخیص دادگاه صالح است. بنابراین طبق قانون ایران به‌رغم قوانین جهانی 13 سالگی برای ازدواج قانونی قلمداد می‌شود. همچنین طبق قانون کیفری پدر می‌تواند دختر بچه زیر 13 سال را نیز به عقد دیگری در بیاورد. از این روست که طبق گزارش خبرگزاری فارس(29/2/92)، تنها در استان هرمزگان در سال 89، 458 مورد ازدواج زیر 14 سال در 8 ماهه اول سال ثبت شده که 5 مورد آن زیر 10 سال بوده است. در 10 ماهه اول سال 90، 6 مورد ازدواج زیر 10 سال در این استان ثبت شده است که البته این آمار، رسمی است و شرایط جوامع روستایی ایران گواه آماری بیش از این در ازدواج‌های غیررسمی و ثبت نشده در بقیه نقاط ایران را دارد.
علت اصلی این مساله فقر اقتصادی است که با گسترش آن، این پدیده به جای کنترل، در حال گسترش است و قوانین بین‌اللملی چندان راهگشای آن نبوده است. بیشتر این دختران از طبقات پایین جامعه هستند که پس از ازدواج محکوم به کار دائم روزانه در خانه شوهر یا خانواده او، بدون دریافت مزد یا هرگونه حمایت اجتماعی هستند. این کارگران خردسال، بار کار بی‌مزد خانگی را از دوران کودکی و نوجوانی بر دوش می‌کشند. درواقع این دختران متاهل، بچه‌هایی هستند که مجبور به آوردن بچه می‌شوند، از این رو در معرض آسیب‌های فیزیکی و روانی بسیاری قرار می‌گیرند. ازدواج دختر بچه‌ها مصداق کامل خشونت خاموش و مانع بزرگ آموزش و سلامت فیزیکی و روانی آن‌هاست. برای مثال، طبق مطالعه‌ای در ایران 61 درصد دختران علت ترک تحصیل خود را ازدواج عنوان کرده‌اند (احمدی، 84). همچنین بررسی‌ها در سطح جهانی نشان می‌دهد، این ازدواج‌ها عامل مهم بیماری‌های مقاربتی برای دختران، به ویژه ایدز، سرطان گردن رحم، مرگ ‌و میر هنگام زایمان، نقص عضو جنسی به صورت مادام‌العمر هستند. 67 درصد دخترانی که در 15 سالگی ازدواج کرده‌اند، دچار سوء‌تغذیه و دارای حداقل یکی از 4 عارضه زایمانی شامل زایمان طولانی، خونریزی شدید، تب و تشنج و همچنین پارگی اندام داخلی جنسی هستند. (لطیفی 1389، Nour, 2006) از پیامدهای دیگر این نوع ازدواج ها خشونت آشکار و ضرب و شتم این دختربچه‌ها در خانواده‌ی جدید است که همراه دیگر خشونت‌های اشکار و پنهان راهی به جز خودکشی برای این کودکان باقی نمی‌گذارد.Arango,2012, Hasrat-Nazimi, 2013)) ایجاد برنامه‌هایی مانند توانمندسازی زنان، تاکید بر قانون، ایجاد برنامه‌های آموزشی و کمک گرفتن از جامعه محلی و توسعه فرهنگی آن، اگر چه بسیار ضروری است، اما کافی نیست و عملا بدون تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی بی‌فایده است. این خشونت آشکار علیه دختربچه‌ها که به بیگاری جسمی و جنسی کشیده می‌شوند، خشونتی ساختاری است که تنها با تغییر ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که عامل ایجاد آن هستند، پاسخ مناسب می‌گیرد. این دختربچه‌ها متعلق به خانواده‌های فقیری هستند که یا به دلیل نیاز مالی و ناتوانی در پرداخت هزینه‌های زندگی دختران‌شان، آن ها را مجبور به ازدواج می‌کنند یا به دلیل فرهنگی و نگرانی بابت دوشیزه نماندن دختران‌شان، تن به چنین ضمانت اجتماعی می‌دهند. بی‌شک این دختران که از سنین بسیارِ کم، وادار به کار خانگی، کار در مزرعه یا دیگر کارگاه‌هاي خانگی می‌شوند، مورد سوءاستفاده‌های جنسی مادام‌العمر، در لفافه همسری، قرار می‌گیرند. این کودکان که کار آن‌ها نادیده گرفته شده است بیگاری سنگینی را متحمل می‌شوند که از چشمان بسیاری از مدافعان حقوق کودکان کار، به دلیل زرورقِ ازدواج و حضور در یک خانه از نظر دور مانده است.

منابع و ماخذ

 احمدی، علی یار (1384) بررسی تاثیر ازدواج زودهنگام بر ترک تحصیل زنان نوجوان در ایران با رویکرد چند سطحی، تهران: انتشارات مرکز مطالعات و پژوهش­های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه.
 لطفی، راضیه(1389) پیامدهای ازدواج زودرس در زنان. فصلنامه زن و بهداشت. 2(1):67-79. مرکزاطلاعات علمی جهاددانشگاهی:
http://www.sid.ir/fa/ViewPaper.asp?ID=171375&varStr=5;%D9%84%D8%B7%D9%81%D9%8A%20%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D9%8A%D9%87;%D8%B2%D9%86%20%D9%88%20%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA;%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%201389;1;2;67;79
 بی بی سی فارسی (28/2/ 92). جلوگیری محافظه کاران از تصویب قانون منع خشونت با زنان در افغانستان:
 http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2013/05/130518_k03_eleminating_vilence_against_women_law.shtml
Arango, T, (2012). Where Arranged Marriages Are Customary, Suicides Grow More Common.
http://www.nytimes.com/2012/06/07/world/middleeast/more-suicides-in-iraq-region-where-arranged-marriage-is-common.html?_r=1&

 Hasrat-Nazimi, w, (2013) Afghan women escape marriage through suicide.
http://www.rawa.org/temp/runews/2013/04/19/afghan-women-escape-marriage-through-suicide.html
Nour, N (2006). Health Consequences of Child Marriage in Africa. Emerging Infectious Diseases , 12( 11), www.cdc.gov/eid
Rai, N; Sagguriti, N; Balaiah, D. (2009). Prevalence of Child Marriage and its Impact on the Fertility and Fertility Control Behaviors of Young Women in India. Published in final edited form as:Lancet.2009 May 30; 373(9678): 1883–1889. doi:10.1016/S0140-6736(09)60246-4.
UNFPA, (2006), "Ending Child Marriage: A Guide For Global Action", International Planned Parenthood Federation and the Forum on Marriage and the Rights of Women and Girls, London. http://www.icrw.org/files/publications/CHILDMARRIAGE-F-13.pdf
Vogelstein, R. B (2013). Ending child marriage. Council on foreign relations press. http://www.cfr.org/children/ending-child-marriage/p30734?cid=nlc-public-the_world_this_week-link5-20130524


هیچ نظری موجود نیست: