۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

چند شعر از فلزبان

طرح

 عموهایم بغض را-
شلیک می‌کردند.
پدرم از بغضش –
می ساخت دانایی
می نشاند بر واژه.
بغض من –
دیگاهیست، می‌شکند با گریه
نگرانم اینک
نگران پسران
که مباد –
تیرکمانه کند و مثلِ عمو.

آبان 91

---------

دستمزد 92

به شورای عالی کار

کوه
موش زایید.
چرا درود نفرستم به بهار؟
که فصل زایش است.
دارم از شادی پر می‌کشم
 به ابتدای اردیبهشت
ماه ِمن
ماه دریافت اولین افزایش دستمزد.
شما چه می‌فهمید –
25% افزایش یعنی چه؟
اگر معوق نشود
اتاقم را سراسر پر می‌کنم از افزایش
روی این بستر پهن
غلت می‌زنم
 غلت و واغلت می‌زنم
خوشی زیر دلم زده
با این همه پول
پر انرژی!
هسته می‌خرم
پسته می‌خرم
راستش –
دست‌های‌تان به چند؟
دست‌های –
خسته،
پیوسته می‌خرم.
اسفند 91

-------

"دستمزد"

 به افزایندگان دستمزد

نکنید!
این همه سخاوت نکنید
نمک گیر می‌شویم
فردا که
نمکدان بشکند
شاید
شرمنده.
اسفند 91

 -----
"اول مه"

باز –
می آیی!
جهان –
از تنور دست‌های خالی من
نان می‌خورند
و من دریغ
از پار.
تنها!
درمقابل چشمان زیبای تو
از تهی دستمانم –
شرمسارم.
می دانم –
یک قدم نزدیک‌تر شده‌ام به تو
از لرزش جانم پیداست
در آغوش-
خواهمت کشید
این –
شوق وصلتت
تا چند می‌پاید.
29/1/92

هیچ نظری موجود نیست: