۱۹ دی ۱۳۹۱

براي فريبرز رئيس دانا


صمد شعبانی

روزن اميد

بر خاك شور ياس ترنم باران و شكوه گندم زار و

نفس صبح است

حضور دست هاي تو

اي گلوي هزار آواي زنداني.

بخوان به نام آزادي

در كوچه هاي آتش و خون

پر رنگ تر ز مرگ

از اوج تا حزين

تا شكست مرگ

در گوشه هاي ايراني .



قلم

در سايه نام تو

ما نيز به ضيافت نشسته ايم

بنگر اكنون

بند ما

زنجير ما كاسه ما

باز بنويس

تو اي محرم راز

قصه اي از شب بي روزن ما

هیچ نظری موجود نیست: