۱ بهمن ۱۳۹۱

به هلی کوپتر های مس خاتون آباد*

و به فلزبان***

مرتضی ک.

بغض ما
مخلوط بنزین و هواست
متراکم شونده زیر فشار روزگار
دوره به دوره
انفجار ما را هدایت کرده سیلندر

به پس نشستن مشت خود
عمر ما را هدر داده
اوتول خود را به پیش رانده

چه بیفزاییم به مخلوط مان
که با بغض ما بترکد
مشت و لبخند
پیستون و سیلندر

----------------------------
* گزارش کشتار کارگران معترض مس خاتون آباد شهر بابک در چهارم بهمن ۱۳۸۲- مشروح مذاکرات جلسه علنی پنجم بهمن ۱۳۸۲ (جلسه ۳۹۴) دوره ششم مجلس شورای اسلامی (صفحه ۵ روزنامه رسمی شماره ۱۷۱۸۲)- منصور سلیمانی میمندی‌، نماینده شهر بابک:
"بسم الله الرحمن‌ الرحیم- انالله و انا الیه‌ راجعون- در چند روز گذشته،‌ عده‌ای‌ از اهالی‌ روستای‌ خاتون آباد شهر بابک،‌ که‌ به طور موقت‌ در طرح‌ ذوب‌ مس‌ خاتون آباد شهر بابک‌ مشغول‌ به‌ کار بودند، در رابطه‌ با اشتغال‌ دائم‌ خود، اقدام‌ به‌ اعتراض‌ و تعطیل‌ نمودن‌ کارهای‌ پیمانکاران‌ نمودند و متأسفانه‌ مسئولین‌ سیاسی‌ و امنیتی‌ و اجرایی‌ نتوانستند این‌ بحران‌ را مدیریت‌ نمایند و علیرغم‌ هشدارهای‌ مکرر اینجانب‌ به‌ مسئولین‌ ذیربط،‌ کنترل‌ و مهار بحران‌ به‌ گارد ویژه‌ نیروهای‌ انتظامی‌ اعزامی‌ از کرمان‌ واگذار شد که‌ با هلیکوپتر به‌ منطقه‌ آمده‌ بودند و روز گذشته‌، ابتدا مقابله‌ خود را با معترضین‌ در محل‌ استقرار ذوب‌ مس‌ خاتون آباد شروع‌ نموده‌ و جهت‌ دستگیری‌ و تعقیب‌ آنها، به‌ روستای‌ خاتون آباد هجوم‌ بردند و ضمن‌ سرکوب‌ شدید اهالی‌ خاتون آباد، ادامه‌ درگیری ها به‌ مرکز شهرستان‌ شهر بابک‌ کشیده‌ شد که‌ متأسفانه‌ تا کنون،‌ چهار نفر از اهالی‌ کشته‌ و تعداد زیادی‌ زخمی‌ و شدیدا مجروح‌ شدهاند. ضمن‌ عرض‌ تسلیت‌ به‌ خانواده های‌ داغدار و همه‌ همشهریان‌ عزیز، این‌ عمل‌ خلاف‌ قانون‌ و شأن‌ و منزلت‌ مردم‌ را محکوم‌ می نمایم‌ و برای‌ جلوگیری‌ از بروز تنش‌ بیشتر، همشهریان‌ داغدار خود را به‌ صبر و آرامش‌ دعوت‌ می کنم‌. از ریاست‌ محترم‌ جمهوری‌ و ریاست‌ محترم‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ تقاضا می نمایم‌ برای‌ ریشه یابی‌ و رسیدگی‌ به‌ این‌ حادثه‌ اسفناک‌، عاجلا اوامر لازم‌ را صادر فرمایند."
http://www.ical.ir/index.php?option=com_mashrooh&view=ajax&id=59190&Itemid=38&task=pagePrint&tmpl=component
** نام های کشته شدگان چهارم بهمن ۱۳۸۲ خاتون آباد شهر بابک:
چهار کارگر به نام های ریاحی، ‌جاویدی‌، مهدوی و مومنی و یک دانش آموز به نام پور امینی، جان خود را از دست دادند. (به نقل از کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری)
http://www.khamahangi.com/post1274.htm
*** فلزبان (عبدالله وطن خواه)، کارگر فلزکار مکانیک، پس از فاجعه شهر بابک در سال ۱۳۸۲ شعری سرود به نام "داووس"، به بهانه همزمانی فاجعه شهر بابک با بازگشت سید محمد خاتمی (رییس جمهور وقت ایران) از اجلاس مجمع جهانی اقتصاد در شهر داووس سوئیس:
http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2011/11/blog-post_1603.html
"داووس"
داووس چه می کنی؟
به چه نظاره می کنی؟
به خون فرش ِخیابان های شهر بابک
یا معدن ِبه خون نشسته ی خاتون آباد
داووس چه رخصت تو داده ای؟
چه فرصتی نهاده ای؟
کاین زنگی ِمست
تیغ به دست
کف به لب آورده
وز پی جانم شده است
داووس-
به مترِ باشگاه ِشما
این دولت سیدِ ما
تا چه حد کوتاه است؟
چند بار در شهر بابک ها
باید کشته شوم
تا-
بر کشته ی من، قد برافرازند.
می دانم-
وطنی نیست تو را
و ز پی ِ هر همسایه
در جهانی سازی
شتر ِ سرمایه
به در ِ خانه ی من، خوابانده ای
این ساربانان
نفت و معدن به جهاز
دولا دولا می روند بر این جماز
وین میانه
سهم ِمن-
تصویری ست
آن هم گنگ
آن هم تار
از نمای یک ساختمان:I.L.O.

هیچ نظری موجود نیست: