۱۱ مهر ۱۳۹۱

راه پيروزي

علي يزداني

جسم ما بر زير پاي سودشان فرسود , شد
جان ما در خدمت سرمايه هاشان دود شد
 چون توانِ كارمان را مفت و ارزان مي خرند
بازتوليدش نشد ممكن توان مفقود شد
از گران جاني شديم ارزان فروش كارمان
 لشگر بيكارمان آمد , بها نابود شد
ما تجارت پيشه ي نيروي خويشيم اي دريغ
قدر اين كالا ندانستيم و جان مطرود شد
اين چنين ارزان شدن معلول تن هاي جداست
درد تنهايي چه گويم دوزخ معهود شد
چونكه فانوس ره ما را شكستند از هراس
بي چراغ سر نديديم از چه خون پر سود شد
هر گل سرخي كه روئيدش بر اين مرداب پير
قيچي حذف سران مامور اين موجود شد
اي گران جانان در اين سودا نشايد سود جست
راه ديگر را بجوييد ار چه ره مسدود شد
قطره هاييم و در اين بازارِ كارِ پر ستم
مي توان چون قطره بي هم , يا به وحدت رود شد
دست ها آماده بايد كرد بهر اتحاد
راه پيروزي رهين وحدت مشهود شد

هیچ نظری موجود نیست: