۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱

همزماني روز معلم و روز كارگر

امسال اول ماه مه با روز معلم يكي شده است. هر دو روز براي بزرگداشت كساني است كه در اعتراض به نابرابري و بي عدالتي جان خود را فدا كرده اند.
پنجاه ويك سال پيش در چنين روزي معلمان براي خواسته هاي خود در يك اعتراض گسترده در برابر مجلس شوراي ملي آن
زمان تجمع كرده وبا اميد به آنكه در برابر به اصطلاح خانه مردم به اعتراض مسالمت آميز آنان پاسخي مثبت داده شود خواسته هاي خود را مطرح كردند. معلمان در دسته ها وگروه هاي چند نفره از اطراف واكناف شهر تهران وشهرستان هاي اطراف خودشان را به بهارستان رسانده بودند تا شا يد گوش شنوائي براي خواسته هايشان بيابند . آنان بارها به صورت هاي مختلف اين خواسته هارا بيان كرده بو دند اما پاسخي نگرفته بودند اين بار اميد داشتند كه برابر مجلس حداقل كسي به جرف آنها گوش دهد. اما اين تجمع مسالمت آميز پس از فاصله كوتاهي از جانب نيروهاي نظامي وامنيتي به ركبار گلوله بسته شد .

در 12 ارديبهشت آن سال اعتصاب گسترده ي معلمان براي اضافه حقوق آغاز شده بود. گراني سرسام آور و دستمزد پايين معلمان علت اصلي اين اعتصاب بود. در آن سال نيز تبعيض ميان حقوق مديران بلند پايه و زحمتكشان به حدي بود كه امكان يك زندگي انساني براي معلمان فراهم نبود. طبق معمول هم اين معلمان بودند كه تحت نام اخلالگر و... مورد پيگيري و سركوب قرار گرفتند. در تجمع معلمان در جلوي مجلس عده زيادي به حاك وحون غلطيدند و در انتها تحت الطاف ملوكانه بيش از 15 نفر زخمي ويك كشته بر جاي ماند. آن كشته دكتر خانعلي معلم جواني بود كه به ضرب گلوله ماموران انتظامي از پاي در آمده بود.

در يك گزارش روزنامه در آن زمان چنين آمده است:

"در مملكتي كه روغن يك من 60 تومان ،‌گوشت سي يا سي و سه تومان است،‌چگونه يك عايله مي تواند با ماهي 200 تومان زندگي كند. آن هم خانوده اي كه فهم دارد. شعور دارد و وضع ديگران را مي بيند.... (مديران )مي گويند بيش از ده هزار و سيصد تومان نمي گيريم. البته اين منهاي ماشين وشوفر ومزاياي ديگر است... با اين همه تبعيض البته صدا درمي آيد،‌اعتصاب مي شود، بچه هاي مردم در خيابان ها ولو مي شوند، امتحانات متوقف مي شود....طبقه اي كه روح ملت و مملكت در دست اوست بايد راضي شود.... مامور دولت بايد بين طبقه ي معلم و دزد و راهزان فرق بگذارد."

آنچه در بالا آمد، بخش هايي از مقاله ي "معلمند نه اخلالگر" است كه در 14 ارديبهشت در كيهان به چاپ رسيد. بعد از اين حادثه اعتراضات و اعتصاب معلمان گسترده تر شد. خواسته هاي آنان ديگر تنها اضافه حقوق نبود، بلكه بركناري دولت ، تعقيب قاتل دكتر خانعلي و عذرخواهي از معلمان هم به خواسته هاي معلمان اضافه شد. اين اعتصابات آن چنان گسترده شد كه در مدت كوتاهي شريف امامي نخست وزير آنزمان استعفا داد و به دنبال آن قاتل دكتر خانعلي تحت پيگرد قرار گرفت و با افزايش حقوق معلمان موافقت شد و بدين گونه معلمان كه به خواسته هاي شان رسيدند بار ديگر كار خود را آغاز كردند.

معلمان در ايران كه در سال هاي گذشته همواره به عنوان مبارزاني كه عليه سياست هاي حاكم بر صحنه ي فرهنگ و آموزش و پورش به انواع مختلف حركت هايي را سازماندهي كرده اند، خود بخشي از طبقه ي كارگر هستند كه نيروي كار خود را در برابر دستمزدي ناچيز مي فروشند. زيرا آنان نيز همانند كارگران با فروش نيروي كار خود ارتزاق ميكنند واز نيروي كار آنان است كه نيروي كار براي آينده تامين مي شود. معلمان با سختي كار و فشار بيش از حد معمول مواجه اند تا نظام آموزشي غير عادي را سرپا نگه دارند. آنان به لحاظ فضاي شغلي در فشار مضاعف قرار دارند تا آموزه هاي غير متعارف نظام سرمايه داري را به كودكان و نوجوانان بقبولانند و با كوچكترين اعتراض و سرپيچي از تعليمات و نظام حاكم، با خطر اخراج و بيكاري و زندان مواجه اند. در سال هاي اخير همواره تعدادي از معلمان با جرايم مختلف از صنفي گرفته تاعقيدتي و سياسي در زندان هاي ايران بوده اند. هم اكنون نيز عبدالرضا قنبري در خطر اعدام است وبداقي دوران محكوميت خود را طي مي كند.

در سطح جهاني نيز معلمان در كشورهاي مختلف همواره براي به دست آوردن جايگاه واقعي خود وعدم تحصيل در سيستم هاي آموزشي نظام حاكم مبارزه كرده اند.

ما اين هم زماني روز كارگر و روز معلم را به فال نيك گرفته وضمن تبريك آن به كارگران ومعلمان اميدواريم در سال جاري مبارزات اين زحمتكشان به بار نشسته وشاهد پيروزيهاي جديدي براي كارگران ومعلمان در سراسر جهان باشيم.

هیچ نظری موجود نیست: