۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ه‍.ش.

« تجاوز، مردسالاری و سرمایه داری»

بامداد آزاد

« آیا تجاوز فقط امری جنسی است؟» ، « آیا تمام کارهایی که به زور بر ما تحمیل می شود، تجاوز به حریم ما نیست؟» ( « داد بیداد» : ویدا حاجبی تبریزی، انتشارات بازتاب نگار)

در سالی که گذشت شاهد چند مورد از آشکارترین تعدیات علیه زنان یعنی تجاوز گروهی بوده ایم.(خمینی شهر، استان گلستان و استان خراسان و استخری در تهران که البته در آن طبق آن چه طرح شده بنابرتعاریف رسمی تجاوز صورت نگرفته است و
آزارجنسی رخ داده است). اما این موارد آیا اتفاقاتی عجیب بوده اند؟ (مقصود کاستن از اهمیت و عمق فاجعه ی این موارد نیست بلکه برعکس قصد بر آن است که به جای نگاه به این اتفاقات به عنوان حوادث آن چنان که ژورنالیسم صفحة حوادث به آن می نگرد و در واقع از اهمیت آن می کاهد، به ریشه های این اتفاقات پرداخته شود و به جای مبارزه با معلول ها با علل آن ها مبارزه شود.)

مگر پیش از این موارد ما شاهد تجاوز گروهی نبوده ایم؟مگر در دو سال پیش از این اتفاقات ، گزارش هایی از تجاوزات گروهی در بازداشتگاه های مخفی و غیرقانونی مطرح نشده بود؟ مگر بین این که تجاوز به صورت گروهی رخ دهد یا به صورت فردی در ماهیت تجاوز تغییری حاصل می کند؟ مگر در چندسال گذشته شاهد مواردی از تجاوز به زنان و دختران در دانشگاه(توسط حراست یا مقامات دانشگاه نظیر دانشگاه زنجان،دانشگاه تبریز،دانشگاه علامه) یا توسط نیروهای امر به معروف و نهی از منکر (زهرا بنی یعقوب) نبوده ایم؟ مگر تجاوز، تعدی به بدن زنان(البته تجاوز به مردان نیز وجود دارد اما 90 درصد موارد تجاوز به زنان است) براساس تصرف بدن زنان به عنون ملک مردانه نیست؟ آیا ختنه ی زنان یا تحمیل حجاب و پوشش اجباری بر زنان هم این گونه نیست؟ آیا فرقی می کند که متجاوز به زن غریبه باشد یا آشنا؟مگر تجاوز طبق تعریف رسمی برقراری رابطه ی جنسی بدون رضایت زن نیست؟ اگر شوهر بدون رضایت زن با وی رابطه ی جنسی برقرار کند تجاوز صورت نگرفته است؟آیا اصل تمکین به مردان این حق را نمی دهد؟ اگر برقراری رابطه ی جنسی بدون رضایت زن تجاوز است و رضایت نیز یعنی انتخاب براساس آگاهی، آیا برقراری رابطه ی جنسی با کودکان که نمی توانند انتخاب آگاهانه و در نتیجه رضایت داشته باشند تجاوز نیست و اگر قانون، ازدواج در سنین کودکی را بپذیرد تجاوز را تأیید نکرده است؟ اگر قانون ، ریختن خون زنی که بنابرنظر مرد «مهدورالدم » باشد که یکی از موارد آن فساد اخلاقی است را جایز بداند، تجاوز به آن زن را به صورت ضمنی تجویز نکرده است؟مگر به جز این است که یکی از استدلال های متجاوزان آن است که زن تجاوز شده خود دارای تمایل به رابطة جنسی بوده است چون او روسپی است یا روابط جنسی متنوع دارد یا از نظر جنسی تحریک کننده بوده است؟مگر این ها همان مواردی نیست که برای بیان فساد اخلاق یک زن جهت اثبات مهدورالدمی او بیان می شود؟وقتی تبلیغ می گردد که زنی که قربانی تجاوز شده خود مقصر بوده است(در مورد خمینی شهر امام جمعه ی این شهر چنین فرمایش نمود ، در موردی در دانشگاه مشهد هم رئیس دانشگاه، همچنین در مورد آفریقای جنوبی هم رئیس جمهور آفریقای جنوبی که خود متهم تجاوز بود) آیا باید صرفا افراد متجاوز را مقصر دانست یا ساختاری که از آن ها حمایت می کند؟آیا این ساختار صرفا به ساخت سیاسی تقلیل می یابد یا از آن جا که دفاع ساخت سیاسی از تجاوز مبتنی بر پنداشت ها است آن را نیز در بر می گیرد؟

پنداشت هایی که حامی تجاوزند چیستند؟

1- زنان موجوداتی منفعل و مردان افرادی فعالند. زنان مفعول رابطه ی جنسی هستند بنابراین باید آن را پذیرا باشند. زنان دارای اختیار نیستند که از آن ها اجازه خواسته شود.
2- مردان مالک زنانند.پس حق تصرف بدن زنان را دارند.
3- زنان جسم اند و ذهن ندارند. پس می توان آن ها را مصرف کرد.
4- مردان از نظر جنسی مهارناپذیرند، پس باید زنان مواظب خود باشند وگرنه مسئولیت تجاوز با خودشان است.
5- زنان در باطن خواهان تجاوز جنسی هستند(فانتزی جنسی آن هاست).
6- سلطه ی مردان بر زنان باید تحکیم گردد و تجاوز موثرترین ابزار تحقیر زنان است.
7- مردان باید مردانگی خود را نشان دهند.مردانگی با خشونت معنا پیدا می کند و تجاوز بارزترین شکل خشونت مردانه است.
8- تجاوز یکی از مهارت های دستیابی به زنان است.

این ها پنداشت های ایدئولوژی مردسالاری اند. اما نکته ی گرهی ایدئولوژی مردسالاری چیست؟ تصرف.
این که می توان بر زنان و به تبع آن ها برکودکان تسلط داشت و این که کسانی(مردان) مالک کسانی(زنان و کودکان) دیگرند.

اما تصرف فقط مقوله ای جنسیتی نیست. تصرف دو مقوله ی دیگر را نیز در بر می گیرد: طبیعت و کار. بین این سه تصرف ارتباط تنگانگ وجود دارد. هریک موجد و مشدد دیگری است. همه چیز قابل تصاحب می شود. همه چیز را یا می توان به وسیله ی پول به دست آورد یا به وسیله ی زور(البته قدرت نرم هم شکلی از زور است، برای مثال در تجاوز الزاما زور فیزیکی به کار نمی رود بلکه ناهشیار ساختن از طریق مخدر و غیره یا استفاده از فریب هم جزء روش های اعمال قدرت نرم در تجاوز است). زنان نیز در این میان یا کالایی هستند که با تن فروشی یا ازدواج(مهریه) قابل خریدند یا اشیایی که از طریق زور قابل تصرفند. زنان را هم می توان خرید هم می توان به غنیمت برد.( کنیز نمونه ی آشکاری از جمع این دو معنی در یک پدیده است. کنیز را هم می شد خرید و هم در جنگ به غنیمت آورد و در هر دو مورد برقراری رابطه ی جنسی با آن در هر زمان و بدون رضایت ممکن بوده است). اکنون هم فرقی نکرده است. هم تجارت سکس هست،هم تجاوز و هم این که در جنگ ها تجاوز صورت می گیرد (جنگ عراق(جنگ دوم خلیج)، جنگ صربستان- بوسنی و ...). وقتی جامعه ای بر مالکیت خصوصی مبتنی است که « آن چنان ما را احمق و یک جانبه کرده که اشیا فقط زمانی از آن ماست که ما مالکش باشیم و سرمایه ما باشد و یا مستقیما به تصاحب ما در آمده باشد،ما خورده باشیم، ما نوشیده باشیم،ما پوشیده باشیم و ما در آن اقامت گزیده باشیم و به طور موجز هنگامی که ما از آن استفاده کرده باشیم»[1] و جامعه ای که بر رقابت،خودپرستی، نفع خصوصی،جدایی انسان ها و قانون جنگل یعنی « بمیر یا بمیران» استوار است و جامعه ای که در آن می توان عشق و لذت را خریداری کرد و پول حاکم بر جامعه است و انسان ها و امور انسانی به کالا تقلیل داده شده اند، خشونت علیه زنان (و به طور خاص تجاوز) همانند هر عارضه دیگر اجتماعی نظیر خودکشی،کودک آزاری،اعتیاد، تن فروشی و ... ذاتی آن است نه صرفا عارضه ای بازمانده از سنت، مذهب و باورهای مردسالار و مناسبات عشیره ای یا فئودالی.

تجاوز اتفاقی تصادفی نیست، مربوط به ددمنشی یک حکومت نیست، منحصر به دیکتاتوری های رسمی نیست[2] . بلکه تجاوز جایگاهی ساختاری در سرمایه داری مردسالار و در کل جوامع طبقاتی مردسالار دارد. تجاوز همچون میلیتاریسم و کشتار بیان عریان سلطه گری سرمایه داری مردسالار است، نظامی که بر تصرف مبتنی است و در آن تن زن ملکِ مردانه است. تجاوز را باید در این چهارچوب فهمید و برای ریشه کنی آن، با این چهارچوبِ سازنده اش باید مبارزه کرد یعنی جامعه ای و مناسبات اجتماعی_ اقتصادی ای که تجاوز و خشونت جزءِ ارکان آن است و مبارزه با تجاوز نیز در بطن خود مبارزه با سرمایه داری مردسالار را نهفته دارد. نباید به جای علت اصلی یعنی سرمایه داری مردسالار معلول ها را نشانه رفت .(این به معنی نادیده گرفتن نقش معلول ها نیست) و يا به محکوم کردن افراد متجاوزي که خود نیز قربانی بوده اند پرداخت، (برای مثال مورد بیجه که خود نیز مورد تجاوز قرار گرفته بود.) و یا به سراغ محکوم کردن جامعه و مردم، تحت عنوان نظریه های انحطاط اجتماعی و فروپاشی اجتماعی رفت.( البته جامعه باید دست به نقد خود بزند و از طریق شرم اعتراضی به دنبال تغییر اوضاعی برود که این انحطاط را برایش به ارمغان آورده است، نظیر ماجرای دختران قوچان که بر انقلاب مشروطه موثر بود.[3])، این نقدها نقدهایی خنثی هستند و می خواهند جای مقصر و قربانی را عوض کنند.

زيرنويس:

[1] دستنوشته های اقتصادی و فلسفی 1844، مالکیت خصوصی و کمونیسم:کارل مارکس،نشر آگاه
[2] برخی ممکن است که تجاوز را حاصل عملکردهای حکومتی خاص بدانند و آن را جدا از ایدئولوژی مردسالاری یا ساختار سرمایه داری درنظر بگیرند اما بد نیست که هم مثال هایی آورده شود و هم نکاتی برای توضیح افزوده گردد :
الف- در ترکیه ی اردوغان که الگوی اصلاح طلبان و اسلام معتدل است و هم چنین به عنوان یکی از مدل های گذار به دموکراسی مثال زده می شود هم آمار تجاوزات نظیر سایر اشکال خشونت علیه زنان افزایش یافته است و هم قوانینی که از تجاوز حمایت نماید به تصویب رسیده است نظیر ماده ی « تحریک حاد» که توجیهی برای متجاوز فراهم می کند.(حکایت دلدادگی و خیانت فمینیست های اسلامی ایران و ترکیه به حاکمیت "اسلام معتدل"
(اشاره ای به خشونت قانونی علیه زنان در ترکیه ی تحت حاکمیت حزب نئولیبرال-اسلامی "عدالت و توسعه"): سولماز بهرنگ،پژمان رحیمی.
ب- در مکزیک که اسلامی نیست و علیرغم تسلط دائمی حزب حاکم از دموکراسی انتخاباتی شکلی ( دموکراسی رویه ای- همان موج سوم دموکراسی هانتیگتون) برخورداراست تجاوز علیه زنان بسیار گسترده است.( در مکزيک جنايت سازمان يافته عليه زنان بخشی از کارکرد دولت است! : مصاحبه "گئورگينا فاکونماجو" از روزنامه "نويس دويچلند" با "اييملدا مارروفو" و" آندرا مدينا"، ترجمه ی آزاده ارفع)
ج- ایالات متحده آمریکا، این فرشته ی آزادی و دموکراسی! دارای بالاترین آمارهای تجاوز به زنان در جهان است.( کتاب « جنگ علیه زنان» : مارلین فرنچ) که البته آمریکا در زمینه تجاوز در جنگ و زندان هم سوابق نامطلوبی دارد که جنگ ویتنام، زندان ابوغریب و زندان گوانتانامو از نمونه های آن است.
د- در دوره دوم رياست جمهوری آلبرتو فوجی موری در پرو بيش از 300000 زن به زور عقيم شدند.(یعنی شکلی از تعدی به بدن زنان نظیر تجاوز و ختنه) بيش از 18 زن طی اين عمليات جان خود را از دست داده اند. فوجی موری اين جنايت را به نام اقدام برای «پيشرفت» کشور و کاهش جمعيت و فقر صورت مي داد. اين دوره ای از تاريخ پرو است که «انقلاب نئوليبرالی» تحت هدايت فوجی موری در آن صورت گرفت و مورد استقبال موسسات بزرگ سرمايه داری مثل بانک جهانی و صندوق بين المللی پول و قدرت های بزرگ قرار گرفت. اخیرا فیلم مستندی هم از این اتفاق تهیه و نمایش داده شده است.
ه- خشونت علیه زنان(که تجاوز یکی از اشکال آن است) در دوران های« سال اول ازدواج، دوران تنگنای مالی، تولد فرزندان و میانسالی» اغلب اتفاق می افتد که هر چهار دوره تحت تأثیر تبعات اقتصادی هستند.( خشونت در خانواده; ریشه ها و انگیزه ها: بیژن هدایت)
و- تجاوز در دوران های بی سازمانی اجتماعی( از جمله جنگ) بسیار افزایش می یابد . بی سازمانی اجتماعی و جنگ هردو حاصل بحران های سرمایه داری هستند .( روانشناسی زنان: جانت شیبلی هاید: نشرآگه)
ز- نابرابری جنسیتی با تجاوز ارتباط مستقیم دارد و نابرابری جنسیتی حاصل تبعیض ساختاری نهفته در نظام های طبقاتی از جمله سرمایه داری است.( روانشناسی زنان: جانت شیبلی هاید: نشرآگه)
ح- پورنوگرافی و تجارت سکس از عوامل مقوم اصلی تجاوز است. این ها حاصل جامعه ای است که در آن همه چیز کالاست. (روانشناسی زنان: جانت شیبلی هاید: نشرآگه)
ط- خشونت علیه زنان( که تجاوز را نیز شامل می شود) با فقر زنان ارتباط تنگانگ دارد. 70 درصد زنان مورد خشونت قرار گرفته اند و 70 درصد زنان فقیرند و 70 درصد زنان نیز خشونت علیه خود را گزارش نمی کنند.(گزارش هزاره ی سوم سازمان ملل متحد)
ی- بیکاری عامل 60 درصد خودکشی ها در ایران تشخیص داده شده است و بیان گشته است که رنج از بیکاری آزاردهنده تر از سوگ از دست دادن عزیزان است و طبعا این رنج که به پرخاشگری علیه خود( خودکشی)منجر می شود به مراتب بیشتر به پرخاشگری علیه دیگران(قتل،کودک آزاری،خشونت علیه زنان و ...) می انجامد.( نشریه ی تحقیقات اقتصادی خاورمیانه: میس) و بیکاری نیز همان طور که می دانیم از تبعات سرمایه داری جهت ایجاد ارتش ذخیره ی کار است.
[3] کتاب« حکایت دختران قوچان» : افسانه نجم آبادی.

هیچ نظری موجود نیست: