۲۰ اسفند ۱۳۹۰

جنگ ، صلح و تعدیل ساختاری / اطلاعيه اتحاديه نيروي كار پروژه اي

برخی از همکاران طی نامه­ای به اتحادیه نیروی کار پروژه­ای ، پیشنهاد دادند برای دفاع از صلح و محکومیت جنگ طلبان در شرایط بحرانی کنونی ، اطلاعیه­ای با امضاء کارگران آماده گردد . اتحادیه نیروی کار پروژه­ای با جمع بندی نظرات همکاران ، این دیدگاه را منتشر می­کند .

اتحادیه نیروی کار پروژه­ای اعتقاد دارد :

تنها شرایطی که امکان رشد و توسعه علمی – صنعتی – سیاسی را برای همه­گان فراهم می­سازد ، صلح است . صلحی که همه نیروهای اجتماعی بتوانند نگرش های خود را بدون محدودیت در جامعه مطرح کنند و با شیوه اقناعی به تفاهم اجتماعی برسند . وضعیتی که تار و پود یک ساختار پویا و خلاق را برای جامعه ما فراهم می کند . ولی شرایط عينی جهانی به گونه دیگری است . واقعیت ها بیان­گر این حقیقت تلخ هستند که امپریالیسم به سرکردگی یانکی­ها ، مناسبات نئولیبرالیستی را با قدرت نظامی- اقتصادی و تحریم های همه جانبه به جهان عقب رانده شده تحمیل می کند و این مناسبات دیکته شده از سوی قدرت های بزرگ اقتصادی است که جهان را با بحران های فزاینده زیست محیطی ، اجتماعی و سیاسی درگیر کرده است . از سوی دیگر حاکمیت کشورهای عقب رانده شده هم متاسفانه راه را بر آزادی اندیشه و همیاری مردم بسته­اند . از این رو از همه امکانات علمی اجتماعی برای مقابله با توطئه­های قدرت هاي امپرياليستي محروم نموده است، لذا باید در جست وجوی علت اصلی و عمده­ای بود که شرایط موجود معلول آن است .

ما اعتقاد داریم که سرشت همه این نابه­هنجاری های جهانی در ساختار سرمایه داری و مناسبات جدیدی است که از اواخر قرن بیستم به نام نئولیبرالیسم ( تعدیل ساختاری و خصوصی سازی ) در بیشتر کشورهای جهان به وسیله دو بازوی سرمایه­داری مالی ، بانک جهانی و صندوق بین المللی پول ، با شیوه بازار آزاد کاربردی شده است .

سرمایه­داری جهانی تا به امروز هرگز بدون بحران های ویرانگر به سر نبرده است و بحران های آن بدون جنگ پایان ناپذیر خواهند بود . جنگ ، تجاوز و نسل کشی فرایند این ساختار واپس گرا است . امپریالیست ها با ایجاد اتحادیه های آمریکا ، کانادا و مکزیک و از سوی دیگر اروپا ، ژاپن و روسیه ؛ نسل کشی را آغاز کرده­اند ، نسل کشی با ابعاد میلیاردی . جنایات ضد بشری که برخلاف گذشته­ ، ديگر با نیروی نظامی و بمباران های آتش زا و شیمیایی یا اتمی و یا با کشتی های توپدار دوران استعمار نیست ، بلکه با موثرترین سلاح ((بازار)) صورت می­پذیرد . آن هم در زیر پرچم حقوق بشر ( بخوانید حقوق سرمایه داران ) و دموکراسی و آزادی اندیشه ( بخوانید آزادی بازار ) . پدر خوانده­ی ((دهکده جهانی)) آمریکا سال ها است با تظاهر به رویکردی مذهبی ، کشورهای مسلمان نفت خیز را در دام ترفندهای اقتصادی – سیاسی خود گرفتار نموده­ است. متاسفانه عوامل سرسپرده داخلی در این مناسبات از عدم آگاهی نیروهای مذهبی در زمینه مسائل بسیار پیچیده اقتصادی بهره گرفته­اند و سیاست های اقتصاد آمریکایی ( تعدیل ساختاری و خصوصی سازی ) را به عنوان تنها راه اقتصادی به این کشورها تحميل نموده­اند و بدین شیوه این سیستم ها را به سوی بحران های ویرانگر سوق داده­اند .

تعدیل ساختاری و خصوصی سازی با نابودی منابع و سرمایه ملی کشورها و با صدور صنایع آلوده ساز به کشورهای به زانو درآمده ، تنها منافع امپریالیست ها را پاس مي دارند . از سوی دیگر با اقتصاد بازار ، و بهره برداری و استثمار مضاعف نیروی کار ارزان کشورهای عقب رانده شده بدون تولید در کشور مادر ، سیل ارزش های اضافی را روانه بانک های خود می­کنند . براساس تحقیقات علمی – اقتصادی كه در سایت ( http://www.iran-chabar/ ) انتشار یافته :(( توتالیتاریسم اقتصادی به جای گلوله با گرسنگی توده های مردم را می کشند )) و در ادامه (( تجدید اقتصاد جهانی به رهبری نهادهای مالی واشنگتن بیش از پیش امکان توسعه اقتصاد ملی کشورهای جهان سوم را مانع می گردد ، زیرا بین المللی شدن سیاست اقتصادی ، کشورها را به سرزمین های اقتصادی باز و اقتصاد ملی را به ((ذخیره­های)) نیروی کار ارزان و منابع طبیعی تبدیل می­کنند .)) با انتقال صنایع از شمال به جنوب فقر زده ، بیکاری و بی­خانمانی دامان کارگران اروپایی – آمریکایی را هم گرفته است . آن هایی که به دلیل عدم شناخت طبقاتی در زیر پرچم عوام فریبانه لیبرال ها و نئولیبرال ها ، چشم امید به پارلمانتاریسم و سوسیال دموکراسی نوع سرمایه­داری داشته­اند اینک در “هتل کارتون” ، زیر پل ها فقر را می­جوند و تجربه می­کنند . در دوره جنگ سرد ، وجود یک جبهه کار نیرومند ( جامعه سوسیالیستی ) سرمایه داری جهانی را وادار کرده بود تن به امتیازاتی برای نیروی کار بدهد ، که هرگز بدان مایل نبود ( دولت رفاه) و با شکست این جبهه ، همه این امتیازات را پس گرفت . اعتراض امروز مردم اروپا و آمریکا به وال­استریت در حقیقت اعتراض به یک صد سال دروغ و ریاکاری لیبرال ها و سوسیال دموکرات ها است . اعتراض به عدم شناخت طبقاتی خودشان در درک سرشت و درون مایه سرمایه­داری جهانی است .

جنگ در هر صورتش دستاوردی جز رونق اقتصادی برای صنایع نظامی کشورهای امپریالیستی در پی نخواهد داشت . ولی ویرانی زیر ساخت های صنعتی کشورهای عقب رانده شده و عوارض بعدی آن ، نسل کشی با ابزار بیکاری ، گرسنگی و بیماری غیر قابل اجتناب می­باشد . بنا بر این سیاست های جنگ طلبانه امپریالیستی و دستیاران منطقه­ای ایشان را محکوم می­کنیم و با علت عمده و اصلی این شرایط نابه­هنجار که پذیرفتن سیاست های تحمیلی اقتصادی آمریکا در ایران ( تعدیل ساختاری و خصوصی سازی ) می­باشد نیز به شدت مخالفیم .

باتوجه به امکانات بسیار گسترده­ی انرژی سبز در ایران چرا ما نباید سرمایه گذاریمان را در این زمینه گسترش دهیم ؟ جنوب ایران و کویرهای لوت و نمک به ندرت ابری به خود می­بینند از این رو می­توانند بزرگترین منابع تولید انرژی خورشیدی باشند . بادهای نود روزه سیستان و بادهای منجیل منبع دیگری از انرژی سبز هستند . در کنار همه قله های بلند ایران ( قله­های بالای چهار هزار متر در رشته کوههای البرز و زاگرس فراوان است ) یک جریان باد از ارتفاعات به سوی کوهپایه­ها در حال وزیدن است که در ساعات بعدی روز در جهت مقابل جریان می­یابد . از سوی دیگر کشور ما دارای بزرگترین منابع گاز جهان است . ما می­توانیم با اتکا به آن و به جای لوله کشی گاز به خانه­ها ، نیروگاه­های تولید الکتریسیته با انرژی گاز ایجاد کنیم که آلایندگی آن بسیار محدود است . ولی با کمال تاسف می­بینیم به پیروی از سیاست های تحمیلی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول ، همه پروژه­های بزرگ ایران تعطیل شده­اند . تنها تعداد بسیار محدودی فعالند . این باعث گردیده تا ذخایر گاز مشترک ایران و قطر بوسیله قطر استخراج گردد . از سوی دیگر شاهد هستیم که کشورهای دارای تکنولوژی بسیار پیشرفته همچون آلمان و ژاپن به دلیل زیان های غیر قابل جبران انرژی اتمی به محیط زیست ، در حال برنامه­ریزی هستند تا این شیوه تولید انرژی را به کلی حذف نمایند و رویکرد آن ها بسوی منابع انرژی سبز می­باشد، ولی ما با پافشاری روی غنی سازی اورانیوم برای تکنولوژی هسته­ای ، همان تکنولوژی که در حال طرد شدن از عرصه جهانی است به امپریالیست ها بهانه می­دهیم تا نسل کشی در عراق را که تنها با تحریم ، تعداد 500,000 کودک زیر پنج سال را از بی دارویی و گرسنگی کشتند* در ایران تکرار کنند .

12 اسفند 1390

اتحاديه نيروي كار پروژه اي

تنظيم كننده: ناصر آقاجري

اربابان جدید جهان ، نویسنده : جان پیلجر ، صفحه 88 & 87

هیچ نظری موجود نیست: