۱۸ اسفند ۱۳۹۰

اگر من نبودم

علي يزداني

زنم زن

اگر من نبودم

تمدن كجا بود؟

نمي چيدم ار سيب ممنوعه را من

به تقدير اگر چون تو دل مي سپردم

نمي زادم ار "كار" با بطن دستم

بهشت توهم
رهايت نمي كرد

نبودم اگر من
 نمي كِشتم ار دانه ها را بر اين خاك

نمي چيدم ار سبزه از زلف جوبار

توحش ز حيوان جدايت نمي كرد

زنم زن

ندزديده جز من شرر از خدايان

نبوده به جز من نگهدار آتش

پرومته , هوشنگ و صد نام ديگر

ز من شعله ها را امانت گرفتند

ز من , من

زنم, زن

اگر من نبودم

نه گرما و نوري

نه ذوب و تنوري

نه جام بلوري
تمدن كجا بود؟

زنم زن

نه مادر , نه همسر ,نه خواهر نه دختم ,زنم من

دما سنج اين گوي آتشفشانم

ازين سخت جانم چو فولاد

و زان نرم خو تر ز ابر بهارم

زنم زن

اگر من نبودم

اگر من نبودم

همين دم

ز خوي پلشت حريصان

تن گرم هستي

زمين, مادر مهربانم

چو دوزخ گدازنده مي شد

و اين زاده ي دست من "كار"

نبشكفته بازنده مي شد

زنم, زن

هیچ نظری موجود نیست: