۱۵ خرداد ۱۳۸۹ ه‍.ش.

مبارزه زنان دالیت (نجس ها) برای گرفتن حق مالکیت زمین

سوریا راجینی*
مقدمه
40 خانواده ی بی خانمان از دالیت ها (نجس ها) در مارتواری پالی زندگی می کنند. این دهکده در جوگیواری در فاصلهی 65 کیلومتری مرکز منطقه واقع شده است. تمام زمین های کشاورزی در دست 20 خانواده رادی از زمینداران همان دهکده است. رادیها کاست (طبقه) حاکم در این دهکده هستند. در حالی که زمینداران مالک میزان قابلتوجهی از زمینهای (بدون آب و یا با آب ) در دهکده هستند، دالیتها به عنوان کارگران کشاورزی کسب روزی میکنند. حقوقها بسیار پایین و همچنین بین زنان و مردان نابرابر است. (مردها 30 روپیه در روز و زنها 25 روپیه) در حالی که حداقل حقوق قانونی 60 روپیه است. با توجه به بحران کشاورزی، دالیتها بیش از 75 روز در سال کار ندارند. بنابراین این کشاورزان باید در امور ضروری خود به زمینداران متکی باشند و در فصول غیرکشاورزی با حبوبات سرکنند. زمینداران ازاین موقعیت به نفع خود سود کرده و به کشاورزان با بهرهی گزاف 60 تا 100درصد در سال وام دستی می دهند.

در بیشترمواقع زمینداران با این شرط وام میدهند که وام گیرنده باید در مزرعه کار کند تا بدهیاش را پس دهد. بهعلاوه مسالهی مهاجرت برای حداقل 50 درصد از خانوادههای دالیتها ، اجتنابناپذیر است. آنها برای ادامه زندگی در فصلهای بیکاری به بنگلور(250 کیلومتر دورتر) میروند و به عنوان کارگر ساختمانی برای مدت 6 ماه کار میکنند. در نتیجهی آن کودکان کار، ازدواجهای اجباری برای کودکان دختر وبیسوادی کودکان به واقعیتی در زندگی آنها تبدیل شده است. برای زنان به تمام این بدبختیها، بیوفایی مردان و دو زنه بودن آنان نیز اضافه میشود.

روند شناسایی زمین برای مالکیت
بعد از شناسایی اکثر دهکدههای عقبمانده درمنطقه، APVVU ، اتحادیه ماندال، یک راهپیمایی را در فوریه 2006 برای تقویت تشکلها سازمان داد. مارتواری پالی به عنوان یکی ازاین دهکدهها شناسایی شد که با مشکلات فراوانی ازاین دست روبرو بود. 6 زن دالیت از مارتورای پالی در این 5 روز راهپیمایی شرکت کردند و پس از آن تعداد اعضای این اتحادیه در این دهکده به 77 نفر افزایش یافت. زنان تشکل جداگانهای را در دهکده خود سازمان دادند، زیرا آنان از ضرورت با هم بودن و بحث و گفتوگو در مورد مسائل و مشکلات خود آگاه بودند.
در حالی که مردان به مهاجرت و کار کردن با حقوق کم تحت انقیاد زمینداران ادامه دادند، زنان تصمیم گرفتند با استفاده از امکانات NREGA( قانون ملی ضمانت استخدام محلی) مشغول به کار شوند. در این روند تمام 40 خانوار دالیت، برای بدست آوردن کار انگیزهپیدا کردند.

روند مشارکت در دادخواست جهت روشن شدن وضعیت زمین ها به موجب قانون حق اطلاع رسانی
مارتواری پالی 32 جریب(هر جریب 4704 متر) چراگاه داشت. دالیتها میدانستند که این چراگاهها به زمینداران تعلق دارد، بنابراین هیچ زمین بلااستفاده ای دراین دهکده وجود نداشت. دالیتها از توانایی دولت برای دسترسی به زمینهای دهکدهشان کاملاً بیاطلاع بودند.
دالیت ها بدون کاوش عمیق در مورد این موضوع، تحت قانون ضمانت ملی استخدام محلی (که استخدام 100 روز را برای کارگران محلی ضمانت میکند) درخواست کار در جاده ی عبوری را دادند که در نزدیک دهکده در میان تپهها جریان داشت. این جاده ازطرفی به این 32 جریب زمین میرسید. درحالی که مردم زیادی کار برای ساخت جاده را آغاز کردند، چاندرا (وکیل آنان) در تلاش بود تا از فضاهای قانونی متعدد موجود برای دالیتها استفاده کرده و زمینهای دولتی را اشغال کند که به طورغیرقانونی تحت کنترل زمینداران است.
او شک داشت که دفتر درآمدهای روستایی (VRO) سندی در مورد زمینهای بایری داشته باشد که به مثابه چراگاه استفاده میشود. از این رو درمورد وضعیت این زمینها پیگیری کرد و در نهایت مشخص شد که در بایگانیها این زمین به عنوان زمینهای بایر دولت ثبت شده است و اختصاص به هیچ کس ندارد. اما در واقعیت این زمینها در اختیار زمینداران قرارداشت و آنان به عنوان چراگاه از آن استفاده میکردند.
بعد از مذاکرات دالیتها در دهکده، زنان تصمیم گرفتند که وظیفهی گرفتن مالکیت زمینها را برعهده بگیرند. مطابق معمول مردها هیچ علاقهای نشان ندادند چون آنها از عکسالعملهای سیاسی از طرف کاست (طبقه) زمینداران حاکم میترسیدند. از نظر راهبردی تصمیم مالکیت زمینها توسط زنان گرفته شد و مردان بیرون از این تصمیم گیری بودند و دورادور حمایت خود را ادامه دادند.
زمانی که دالیت ها به موجب قانون ملی ضمانت استخدام محلی، درخواست پاکسازی 32 جریب زمین را دادند، مسوول  توسعه ماندال درخواست آنها را رد و درعوض از زمینداران و چراگاهها حمایت کرد. رییس اتحادیه، چندراما، به همراه 5 زن به نمایندگی از روستاییان، مدارکی را ارائه کردند که از طریقRTI ، در مورد زمینها به دست آورده بودند. به موجب آن مأموران دولتی به دلیل دروغگویی در مورد مالکیت زمینها مجرم شناخته شدند.
با این حال مأموران دولتی موفق شدند، مردها را مجبورکنند تا درخواست خود را که تحت قانون ملی ضمانت استخدام محلی، انجام شده بود، پس بگیرند. مردها نیز به دلیل ترس از تهدید زمین داران شکایت خود را پس گرفتند. با تأخیری دوماهه، زنان نیزتصمیم گرفتند که پیگیری مالکیت زمینها را رها کرده و دوباره به موجب قانون ملی ضمانت استخدام محلی، برای کار درهمان زمینها، درخواست دهند.
اگرچه این بار با همکاری اتحادیه منطقهایAPVVU ، درخواست کاربه دفترتوسعه منطقه با حمایت روزنامهنگاران همراه شد. مذاکره با مدیر پروژه منطقه برای افشای دخالت زمینداران آغازشد. اما یک بار دیگر زنان برای داشتن حمایت مناسب از طرف مأموران محلی شکست خوردند.
چندرما و رؤسای روستا از روند کاری قانون ملی ضمانت استخدام محلی، آگاه بودند اما از لحاظ تاکتیکی تصمیم گرفتند که منطقه را ترک نکنند تا زمانی که جلسه عمومی اعضای روستا مطلع شد که زمینداران از کارکردن دالیتها در زمینهای به تعبیرخودشان چراگاه، ممانعت میکنند. با این حال مأموران محلی از این موضوع به عنوان بهانهای برای رد درخواست زنان استفاده کردند. به طورکلی، جلسات جلسه عمومی اعضای روستا، به درستی به اطلاع عموم نمیرسید تا از حضورهمگان در آن خودداری شود. تصمیمگیری دراین جلسات عموماً توسط کاست (طبقه) برتریعنی زمینداران انجام می شد.
دالیتها اجازه نداشتند دراین جلسات با زمینداران پشت یک میز بنشینند. هیچ گونه اظهارنظری ازطرف دالیتها در این جلسات مورد قبول واقع نمیشد. فراتر از آن، از حضور هر غیرروستایی (خارجی) مرتبط با دالیتها دراین جلسات ،همواره به این عنوان که  قصد ایجاد تفرقه و اختلاف در میان روستاییان دارد، ممانعت میشد. به همین دلیل از زمانی که اهمیت شرکت در جلسات عمومی اعضای روستا شناخته میشود، همواره شرکت درآن توسط دالیتها بسیاردشواراست. بنابراین، داخل روستا تظاهراتی درتاریخ 19 می 2008 درمقابل دفترتوسعه ماندال به دلیل طرفداری این دفتراز زمین داران، ترتیب داده شد. گزارش این تظاهرات در روزنامهها نیزمنتشر شد. یکی ازخواستههای تظاهرکنندگان این بود که جلسات عمومی اعضای روستا باید با حضورمأمورمنطقه پانچیات، انجام گیرد و این جلسه باید با برنامهریزی قبلی و اطلاعرسانی به عموم روستاییان برگزارشود. بعد از دو روز تظاهرات، مأمورپانچیات پذیرفت تا دراین جلسه شرکت کند، بنابراین دالیتها نیزمیتوانستند به عنوان ناظر در جلسه حضورداشته باشند.
جلسه عمومی اعضای روستا با تأخیر، در 16 ژوئن، برگزارشد که در آن دالیتها موفق شدند پس از جمعآوری مدارک از طریق RTI، مبنی بر اثبات عدم حفظ و نگهداری زمینها به عنوان چراگاه، طبق قانون ملی ضمانت استخدام محلی، موافقت با کار در32 جریب زمین را بگیرند .
جلسات مقدماتی متعددی جهت تأسیس اتحادیه دالیتها و همچنین تجهیزآنها جهت شرکت درجلسات عمومی اعضای روستا، برگزار شد. تلاشهای بیاندازه زمینداران برای جلوگیری از شرکت دالیت ها در جلسات عمومی اعضای روستا با ناکامی مواجه شد. آنها سعی کردند با دادن  مشروب و مبلغ 100 روپیه برای دیدار از اقوام خود در خارج از روستا به هرخانوادهی دالیت، از حضور آنان در این جلسات جلوگیری کنند. مردم پول و مشروب را گرفتند اما همچنان در جلسات عمومی اعضای روستا شرکت میکردند! این اولین پیروزی آنها با تلاش دستهجمعی درمقابل زمینداران و بروکراسی بیخاصیت بود. قانون ملی ضمانت استخدام محلی، فرصتی را برای تمامی آنهایی که کارت شغل داشتند، برای استخدام به مدت 20 روز ارائه کرد. این بار دالیتها تصمیم گرفتند تا پیش از آن که شخص دیگری مالکیت بر زمینها را بگیرد، آن را برای زراعت و کشاورزی اشغال کنند.

مداخله های قضایی
تلقی عمومی از قانون درمیان فقرا در تیلیگو این است که " قانون و سیستمهای قانونی مانند اقوام و خویشاوندان مردم ثروتمند عمل میکنند." تعبیردیگراین است که " ورود به دادگاه برابراست با ورود به قبرستان مانند یک مرده."
این دو گفته دراثر تجربههای فقرا از وجود روزنههایی در سیستمهای قانونی درحمایت از ثروتمندان ناشی میشد. بنابراین فقرا اکثراً ازحضور در دادگاه میترسند و ثروتمندان از این موضوع به نفع خود استفاده کرده و سیستم قضایی را با دلایل خودخواهانهی خود راضی میکنند. APVVU، بیش از دو دهه در زمینه استفاده از قانون به عنوان ابزاری برای دفاع ازحقوق دالیتها تجربه دارد. این موسسه حتی مردم را درجهت دفاع از خود دردادگاهها سازمان میدهد.
بنابراین APVVU، تصمیم گرفت تا از طریق تنظیم اخطاریه، نقش کلیدی در بازکردن پرونده ماروتوواری پالی دردادگاه قضایی مدنی (پیلر) همچنین دردادگاه محلی (چیتور) ایفا کند تا مانع صدورهر نوع حکمی جهت منع ورود دالیتها به زمینهای مورد اختلاف به سود زمین داران شود.
دراین موارد هنگامی که، زمینداران نمیتوانند ازقانون سرپیچی کنند برای رسیدن به اهداف خود، ازچهار روش استفاده میکنند:
1.       کتک زدن دالیت ها به محض ورود آنها به زمین.
2.       تنظیم شکایاتی ساختگی علیه رؤسای دالیتها با استفاده ازتهمت تجاوزبه زنان زمینداران و تحت فشارقراردادن پلیس جهت ثبت این موارد.
3.       استفاده ازامکانات سیاسی – مالی خود برای جلوگیری ازهمکاری بخش دولتی با آنها.
4.       تفرقه در میان دالیتها در روستاها برای استفاده یک گروه علیه دیگری، با ایجاد اختلاف بین آنان، که میتواند توجه آنان را به خود معطوف کند.
دراین پرونده زمینداران ازهرچهار روش استفاده کردند.
بعد ازپرکردن شکایت دردادگاه درتاریخ 14 ژوئن، ساهانیواسا، تراکتوری را برای کمک به دالیتها برای اشغال زمینها فرستاد. با توجه به روند قانونی مربوط به زمینهای دولتی، شخصی که برای مالکیت زمین درخواست میکند باید به مدت یک سال در آن زمین کشاورزی کند، بنابراین در تمام موارد مربوط به تخصیص زمین، استراتژی اتحادیه این بود که زمین را اشغال کنند و سپس به طورکلی آن را کشت کنند که در نتیجه مدارک کشاورزی دراین زمین ها وارد ثبت دولتی شود. این روش کمک خواهد کرد برای اثبات اینکه زمینهای دولتی توسط افرادی که درخواست واگذاری زمین را دارند، زیرکشت قرارگرفتهاند. دوماً مالکیت زمینها تنها زمانی قطعی است که در آن کشت، بذرافشانی و وجین کردن و برداشت محصول به طورکامل اتفاق بیفتد. برای کشت زمین دالیتها نمیتوانند ازحیوانات استفاده کنند چون نمیتوانند حیوانی تهیه کنند. بنابراین، زمین تنها با تراکتورشخم زده میشود. معمولاً صاحبان زمین تراکتوردارند، اما آنها هیچگاه این تراکتورها را در اختیارفقرا قرارنمیدهند زیرا نمیخواهند دشمنی سایر زمینداران را به جان بخرند. بنابراین ساهانیواسا همواره تراکتورهایی دارد که برای موارد خاص در دسترس کشاورزان است.
دالیتهای منطقه مارتواری پالی، درمجموع به سراغ دالیتها درروستاهای همسایه میروند (که آنها نیزعضو اتحادیه هستند) تا زمانی که با تراکتورزمین را شخم می زنند، از طریق حضورفیزیکی  درزمینها با تعداد زیاد و محاصرهی زمینها حمایت کنند. تقریباً 700 نفراز 4 روستای دالیت به منطقه مارتواری پالی آمدند تا از واگذاری زمینها حمایت کنند. درساعت 10:30 صبح، زمینداران زنان خود را درحالیکه پودر فلفل در دست داشتند به زمینها فرستادند تا به راننده تراکتور و مردم حمله کنند. این تجربه در تمامی مناطق اتفاق افتاده بود. بنابراین راننده تراکتورهنگام کار،کلاه ایمنی به سرداشت. زنان دالیت زنجیرهای انسانی به دورزمین ساختند تا راه ورودی زنان کاست (طبقه) زمینداران را به زمین مسدود کنند.
مثل همیشه زمینداران به اداره پلیس مراجعه کردند و شکایتی را علیه رؤسای 5 دهکده دالیتها تنظیم کنند. به این بهانه که دالیتها قصد تجاوزبه زنان آنها را داشتند وتکه لباسهای پاره را همراه خود به عنوان مدرک بردند.
درحقیقت، تصمیم و روش کلی در اتحادیه برای جمع شدن مردم برای زمین به عنوان بخشی ازبرنامه، شامل هیچ گونه عمل خشونتآمیز و غیرانسانی نیست. با توجه به اینکه این روش ثابت برخورد اتحادیه است، اما زمینداران که خشونت زیادی دارند، دراین چارچوب عمل نمیکردند.
برای کاهش حملات بیرحمانه زمینداران، تعداد زیادی از دالیتها جمع شدند تا زمینداران نتوانند به طورمستقیم به آنها حمله کنند. دراین موارد، به جای اینکه زمینداران خود به طورمستقیم وارد عمل شوند، برای جلوگیری از اشغال زمینها، زنان و پیرمردان را فرستادند تا به دلیتها فحاشی کنند.
گروه جوانان که مسئول پیگیری موضوع در بایگانی اداره پلیس بودند، شکایتی بر مبنای قانون SC&ST در مورد توهین زبانی ( فحاشی)، علیه دالیتها تنظیم کردند.
معمولا پلیسها تحت تاثیر و نفوذ سیاستمداران جهت حمایت از زمینداران هستند. MLA   محلی یعنی آقای راماچاندرا رادی، که به کاست (طبقه) زمینداران تعلق دارد برای حمایت از شکایت زمینداران، بر پلیس فشار آورد.
با این حال پلیس نتوانست از ثبت شکایت علیه زمینداران خودداری کند زیرا مردم5 دهکده که در مقابل اداره پلیس جمع شده بودند و برقراری عدالت را برای دالیت ها میخواستند.
بعد از دو روز تظاهرات پلیس شکایت را ثبت کرد. از آنجا که هردو مورد غیرقابل ضمانت بود و مردم ما برای رفتن به زندان آماده بودند،چیزی که برای طبقه بالایی کاست زمین داران بسیار مشکل بود، بنابراین ازMLA خواستند تا بین دو طرف مصالحه برقرارکند.
دالیتها خواستارصرف نظرکردن زمینداران اززمینها بودند تا در مقابل آنان نیز از شکایت خود علیه زمینداران چشمپوشی کنند.
بعد از یک مذاکرهی طولانی، در نهایت زمینداران از شکایت خود و همچنین از دخالت مجددشان در تصرف زمین صرفنظر کردند . اما آنها به قولشان وفا نکردند اما این بارمستقیم وارد عمل نشدند، اما آنها از ورود یک کاست (طبقه) عقبمانده به نام ( یاداواس) به زمینها حمایت کردند.(قرار دادن مردم در مقابل مردم)

مالکیت زمین هم جهت با کشاورزی متنوع طبیعی
مطابق با یک تصمیم عمومی در اتحادیه، دالیتهای مارتواری پالی، با پیششرط مالکیت زمین یعنی " واگذاری زمین به نام زنان" موافقت و حمایت کردند. در این زمینه زنان جنبش را برای تصاحب زمین و همچینین مقاومت در برابر خطرهای تفرقه و فشارهای وارده از طرف مردانشان و زمینداران و عدم همکاری ادارات هدایت کردند.
علاوه بر آن، آنها درگیر جمعآوری ارزن، نخود اسبی، باقلای قرمز و دیگر گونههای محلی، بعد از یک خشکسالی بزرگ بودند. آنها 12 نوع مختلف از محصول را به صورت مخلوط کشت کردند که یک ماه دیگر زمان برداشت آن است. برای دفع آفات و هم چنین به جای استفاده ازکودهای شیمیایی از روشهای سنتی استفاده کردند. 

تلاش برای ثبت سند مالکیت برای زنان
دراین دهکده ازآنجایی که تمامی خانوادهها بیزمین هستند، مشکلی برای توزیع زمین بین آنها وجود ندارد. بنابراین آنها به طور جمعی تصمیم گرفتند که همهی خانوادهها از 32 جریب زمین به شکل برابر برخوردار شوند هر چند برای ثبت درخواست اولیه برای آماده سازی زمین، آنها درخواست ثبت زمین به اسم افراد را دادند.
زنان دالیت در مارتواری پالی در مقابل تمام فشارها، به شدت ایستادگی کردند و در روز 15 اگوست (روز استقلال) فرم درخواست را به تحصیلدار ناحیه تحویل دادند که در آن از دولت تقاضای ثبت سند زمین زراعی را داشتند.
درپی قول تحصیلدار ناحیه، دولت برای ثبت زمینها، نقشهبرداری را برای اندازهگیری و آماده کردن مدارک لازم ثبت به منطقه فرستاد.
نظر به این که درانجام این امورتاخیر شد، تظاهراتی در 16 اکتبر 2008 در جلوی دفتردرآمدی ماندال ( MRO) به مناسبت روز جهانی گرسنگان سازمان داده شد ، که در برنامه این تظاهرات، اختصاص زمینها و ثبت آن به نام زنان درخواست شد.

جمع بندی
کوشش برای بدست آوردن زمین در مارتواری پالی از طرف زنان هدایت شد. درحالی که مردان از بیرون از آنان حمایت میکردند. مالکیت زمین برای زنان نه فقط امنیت اقتصادی به وجود میآورد همچنین فضای روند تصمیم گیری در خانواده را برای زنان فراهم میکرد.
در مارتواری پالی، زنان تصمیم گرفتند ازکشاورزی متنوع طبیعی استفاده کنند و هر خانواده که محصولات کشاورزی را درو می کنند حداقل 4 ماه مواد غذایی خواهد داشت.
به علاوه دهکدههای اطراف از زنان حمایت میکردند و این موضوع برای آنان مشوق خوبی بود. تجربهی مبارزه برای زمینها در مارتواری پالی، دوباره اثبات میکند که زمینداران و سیاستمداران و بوروکراسی اداری ازاین موضوع خوشحال نمیشوند، زیرا زنان مالکان زمینها شدند. در حقیقت آنها از زنان خود میترسند که ممکن است روزی درخواست مالکیت داراییهای خانوادگی را داشته باشند.
بنابراین به آزارهایشان از طریق تحریک مردان جهت عدم توافق برای ثبت مالکیت زمینها به نام زنان ادامه میدهند.
همانطور که دالیتها برای برابری اجتماعی مبارزه میکنند، زنان نیز به مبارزه خود برای داشتن حقوق و فرصتهای برابر درجامعه ادامه خواهند داد. که بنابرآن همهی مردم از داشتن حقوق و امتیازات برابر لذت خواهند برد که این موج را در زندگی اجتماعی هماهنگ خواهد کرد.

------------------------------
زیرنویس:
*سوریا راجینی، مدیراجرایی  ساهانواسی.
ساهانواسی به معنی "زندگی مشترک" است.
فعالین این گروه در اوایل دهه هشتاد از جریانات زیر زمینی جدا میشوند. در اواسط دهه هشتاد این نهاد را به همراه تعدادی از دوستان سابق شان بنیان گذاری میکنند و در کنار اتحادیه کارگران کشاورزی و ماهیگیری که در طول 18 سال تعداد اعضای اشان بالای نیم میلیون کارگر است که بخش اعظم آنرا زنان تشکیل میدهندُدر هر روستا نهادهای بوجود آورده اند که کار کمونی میکنند از مسائل خانوادگی تا بهداشت ، مبارزه با واسطه ها برای فروش ماهی ، گرفتن زمین دولتی و سرمایه داران برای کشاورزان ، تا مبارزه برای گرفتن 2000 ساعت کار برای بیکاران. آنها در بدترین مناطق جنوب هند که گرما بسیار غیرقابل تحمل است برای بهبود زندگی زنان کارگر زندگی و مبارزه می کنند .

هیچ نظری موجود نیست: