۱۵ خرداد ۱۳۸۹

سرمقاله روزنامه حقیقت به مناسبت اول ماه مه 1301

برگی از تاریخ
مقاله روزنامه حقیقت
به مناسبت اول ماه مه 1301
نصف اخیر قرن 19 میلادی در ممالک اروپا حکومت از دست ملوک‌الطوایف، روحانیون واشراف خارج شده به اختیار صنف سرمایه‌داران در آمده بود. تولید ماشین‌های جدید کشتی‌های بخار سبب بیکاری هزاران کارگر صنعتگر یدی گردید. سرمایه داران، کارگران را زیاد به کار واداشته هطر وطر که میل خودشان بود با ایشان معامله می‌کردند. تمرکزسرمایه، عدم تساوی و تناسب درحیات و زندگانی مردم، کثرت روزافزون بیکارانف فکر سوسیالیسم به اصلاح مارکس کمونیسم را تاکید کرده و متفکرین آزاد را به فکر چاره‌جویی عملی وادار می‌کرد زیرا زندگانی برای رنجبر(پرولتار) غیر قابل تحمل شده بود. 

در سنه‌ی 1861 در اول ماه مه در شهر لندن پایتخت انگلستان که از حیث تمرکز ثروت وتوسعه‌ی صنایع ماشینی حایز موقع اول بوده تشکیلات و اجتماعی به اسم ماورای ملی(بین‌المللی) بوجود آمد، درتعقیب آن بیانیه خاطب به تمام کاررگان ملل نشر شد. این بیانیه را معلم سوسیالیست‌ها کارل مارکس و فردیک انگلیز آلمانی نوشته بودند.در این بیانیه گفته می‌شد(رنجبران روی زمین اتحاد کنید!) کارگر تو دراتحاد و در قیام نمودن برای آزدی غیر از زنجیر استبداد چه داری که متضرر شوی در عوض آن اگر موفق شوی یک عالم را خلاص کرده‌ای"
این بیانیه دنیای سرمایه‌داری را متزلزل کرد. در میان صف پرولتار (رنجبر) موجب نهضت شد.
درنتیجه‌ی این بیانیه بود که بعد از 9 سال در کوچه‌ای پاریس بیرق کمون بلند شد و در نتیجه‌ی این بود که کارگران تمام دنیا توانستند اقلا برای ادامه‌ی حیات خود قانون واحدی مابین خود و سرمایه‌داران ، تهیه کنند وقت کار معین بشود، اولاد کارگر بتواند تحصیل کند. حفظ الصح از طرف سرمایه‌داران برای کارگران تهیه شود.
هر چند بین‌الملل مزبور در اثر آنتریک بعضی از اعضای خود در نتیجه‌ی مقبولیت کمون پاریس ، به واسطه‌ی مبارزه با آنارشیسم در 1873 سقوط کرد اما روح و فکر بین‌المللیت نمرده. موضوع مبارزه و عوالی که کارگران دنیار را متحد می‌کرد از بین نرفته بود.
کارگران و رنجبران دنیا محتاج به یک تشکیلات بین‌المللی بودند که بی وجود آن نمی‌توانستند با سرمایه داران مبارزه کنند. زیرا کارگران منور الفکر کتاب‌ها و رساله‌های مارکس و انگلیز را کاملا خوانده و از اوضاع زندگانی خود احساس کرده بودند که بدون کمک کارگران تمام دنیا عاجز از مبارزه با سرمایه‌داران هستند و فهمیده بودند که ممالک دنیا از حیث اقتصاد به هم مربوط است و صنف سرمایه‌داران نیز بین‌المللی است. از این نقطه نظر در سنه‌ی 1889 در پاریس اتحادیه بین الملل دویم دعوت شد. در این مجمع نمایندگان انگلستان ، فرانسه ، آلمان و ایتالی و غیره حضور داشتند.
قبل از تشکیل جلسه‌ی اول بین‌الملل دویم دراول ماه مه یک سال قبل از سنه‌ی فوق الذکر کارگران آمریک قانون 8 ساعت کار را در یک شبانه روز به دولت و سرمایه داران قبولانده آن روز را برای خود عید معین کردند.
جلسه‌ی اول بین‌الملل دویم برای عملی کردن اتحاد رنجبران دنیا و برای فهماندن قوه وموجودیت کارگران لزوم یک روز تعطیل عمومی وعید بین‌المللی را احساس کرد.
چون اساس تشکیلات در اول ماه مه گذاشته شده بود و بیانیه‌ی مشهور بین‌المللی در آن روز انتشار یافته بود.
چون این روز قبل از این هم در اروپاعید بزرگی بود و کارگران آمریک نیز در این روز به تعیین 8 ساعت مدت کار موفق شده بودند بنابر این همان عید بین الملل را اول ماه ماه قرار دادند.
الان از آن تاریخ 34 سال می‌گذرد. دراین مدت هر سال اول ماه مه از طرف کارگران تمام دنیا در آنجاها که کارگر وجود دارد در انجا‌ها که از سوسیالیسم اثری مشهورد است عید گرفته می‌شود.
معمولا کارگرا در همین روز درماه مه تقاضای خود را به دولت تقدیم می‌کنند.
دول و حکومت آنها که میل دارند با ملت و کارگر با ملایمت رفتار نمایند اغلب امروز پیشنهاد ایشان را قبول می‌کنند.امروز عملا فکر بین‌المللی را ثابت می‌کنند.
اشراف و متمولین از این روز می‌ترسند.
دولتی که رو به ارتجاع است از امروز از اول ماه مه متزلزل است.
الان یعنی بعد از 34 سال شنیده می‌شود که کارگران ایران نیز می‌خواهند اول ماه مه را تعطیل کنند و مانند کارگران تمام دنیا عید بگیرند.
و از قرار معلوم سوسیالیست‌ها نیز می‌خواهند در این عید شرکت داشته باشند.
ما این تصمیم را تقدیس نموده به موسسین آن تبریک گفته راجع به موضوع وجود کارگر در ایران یا اینکه لزوم همچه عیدی از نقطه نظر سوسیالیست و غیره حرف نخواهیم زد لیک اوضاع حاضره و این نهضت قانون‌خواهی و آزادی‌طلبی که شروع شده و مردم از دولت تقاضاهای مخصوص دارند تصور می‌کنم عید گرفتن در اول ماه ه تا اندازه‌ای بی‌موضوع هم نیست.
امروز در ایران لزوم تغییرات و اصلاحات اساسی ثابت شده است. یا به واسطه‌ی انقلاب دموکراسی یا با راه معتدل مثلا اصلاح، باید یک حکومت ملی با تمام معنی تاسیس شود. قانون اساسی که اساس حکومت ملی است اجرا گردد.
معارف و صنایع توسعه یابد تجارت و زراعت معاصر شود.
امروز ایران محتاج اصلاحاتی است که هر بی حسی در آن تردید‌ی ندارد.
خوب است روسای دولت: زمامداران مملکت تاسی به حکومت‌های معتدل کرده در روز اول ماه مه سوم رمضان است تقاضای ملت و خواهش آزادی‌خواهان را قبول کرده حکومت نظامی‌را الغا نماید و اجرای قانون اساسی را اعلان کند.
واشخاصی که از وظیفه‌ی خود سوءاستفاده کرده سبب خرابی مملکت شده اند محاکمه نماید.
و این خبر را به هر وسیله باشد به مطبوعات خارجی برساند.
در این روز که رنجبران و مظلومین تمام ممالک عید گرفته اند. نمایش می‌دهند، حقوق می‌خواهند دنیا را متزلزل کرده‌اند، دولت ما نیز متمدن و مظلوم‌پرست معرفی شود.
حکومت هم از داخله محبوب‌القلوب ملت و هم در خارجه محبوب‌القلوب اکثریت تامه واقع گردد.
این یک پیشنهادی است که به دولت می‌کنیم ولی چون می‌دانیم حکومت از حال ملت خبردار نیست و هر فکر جدید را هوا و هوس می‌داند به این واسطه آنقدر هم انتظار نداریم که از این تکلیف یعنی در اجرای قانون و رفع احتجاجات ملت عملا از طرف دولت اقدامی بشود اما آنان که قانون اساسی می‌خواهند، آنان که هر روز لایحه‌ی مهر کرده به اداره‌ی روزنامه‌ها می‌فرستند انها که حرارت به خرج می‌دهند آن‌ها که نجات ایران را در خاتمه دادن دوره‌ی ملوک‌الطوایف، آقایی اشرافی ، دیکتاتوری می‌دانند باید امروز همین اول ماه مه را تعطیل کنند. همین روز سوم رمضان عزا بگیرند نه عید .همین اول مه مه که تمام مظلومین حقوق خود را مطالبه می‌کنند حقوق خود را مطالبه کنند.
اول ماه مه باید تعطیل بشود این تعطیل هرج و مرج نیست. این تعطیل انقلاب هم نیست. این تعطیل است که باید ملت از حکومت با زور حقوق خود را مسترد دارد.
این عید نیست بلکه این روز دادخواهی است.
این روزی است که دولت بایدموجودیت ملت را بفهمد.
باید به حکومت فهماند که تو نوکر ملت هستی باید موافق خواهش ملت رفتار کنی.
تو نمی‌توانی از آزادی قلم، آزادی مطبوعات ، آزادی اجتماعات جلوگیری کنی زیرا آن حق مشروع ملت است.
تو نباید بدون رضا و خواهش ملت بر خلاف مصالح ملت با اجانب معاهده عقد کنی، زیرا آن حق را ملت به تو نداده است.
تو نباید و نمی‌توانی حکومت را برای شخص خود آلت استفاده قرار داده اولاد و اتباع خود را وکیل کنی و قوم و خویش خود را در ادارات دولتی جابه جا نمایی. مثل اینکه قوام‌السلطنه والی خراسان بود برادر و دوستان او انتخاب می‌شدند، همین که نظام السلطنه رفت پسر و دوستان او انتخاب می‌شوند. توباید به امنیت مملکت کوشیده، نگذاری دزد و اشرار سلب امنیت از مردم نماید به ناموس عزت نفس اهالی تجاوز کنند.
تو برای تفنن وگرفتن هزار تومان حقوق وزیر نمی‌شوی. ملت تو را برای کار برای ایفای وظایف اجتماعی انتخاب کرده است.
اینها را باید به حکومت فهماند ما غیر از این نظری نداریم مقصود ما این است که حکومت خوب باشد نه بد.
ما می‌خواهیم ملت با حکومت باشد و حکومت با ملت نه این که مانند امروز مردم متنفر از حکومت وحکومت متوحش از ملت هر دو بیزار از یکدیگر باشند.
ما می‌خواهیم ملت و حکومت به کمک یکدیگر فلاکت سفالت و بدبختی‌های هزار ساله را خاتمه بدهند.
ما کاندید تازه برای رئیس‌الوزرایی نداریم.
ما وزیر عدلیه و مالیه را نیز نمی‌خواهیم از رفقای خود انتخاب کنیم.
ما می‌گوییم رئیس الوزرا با سایر وزرا هر کسی این کارها را می‌تواند انجام دهد باقی بماند اگر نمی‌تواند باید کسی پیدا کرد که بتواند موافق میل و منافع ملت کار کند.
انقلاب برای تغییر کابینه‌ی بت‌پرستی است.
قانون کار، تساوی حقوق، تساوی کار، تساوی شرف، عزت نفس، تساوی ناموس، تساوی معارف، تساوی حق و حقانیت. ما باید برای اینها بکوشیم.
فریادهای ما برای این است نه برای فلان رجال پوسیده یا فلان آقا. ما بت‌پرست نیستیم و برای اشخاص نمی‌کوشیم.
این است خواهش ما و آزادی‌خواهان عموما.
ایران را از جهت اقتصاد امروز محتاج یک تغییرات دموکراسی وبورژوازی می‌دانیم .ما خودمان دموکرات نبوده از دموکرات‌های دروغی ایران بیزاریم همچنین از دموکرات‌های امریکامتنفریم زیرا آنها نیز سبب بدبختی میلیون‌ها کارگر و رنجبر هستند.
ما اساس نجات بشر را در الغای مالکیت خصوصی می‌دانیم این دزدی هم نیست بلکه منبع و منشا دزدی مالکیت خصوصی بوده انبیا و حکما هر کس به اندازه‌ای با اصول سرمایه‌داری مبارزه نموده‌اند با این عقیده ملا نماها هم ما را نمی‌توانند تکفیر کنند.
ولی ایران امروز مساعد برای الغای مالکیت خصوصی نیست که نامالکیتی او برای عموم باشد درایران باید ثروت را ایجاد کرد. این مخالف مسلک سوسیالیسم هم نیست.
سوسیالیزم طوری که بعضی‌ها تصور می‌کنند مخرب دنیا نیست بلکه برای آبادی و آزادی بشر است.
سوسیالیزم برای محو سرمایه نمی‌کوشد به ازدیا ان سعی می‌کند.
سوسیالیزم نمی‌گوید انسان عامل نباشد مخترع نباشد انسان از صنایع مستظرفه محظوظ نشود بلکه سوسیالیزم می‌خواهد تمام مردم متمدن شوند.
شاید سوسیالیست بودن در ایران موضوعیت ندارد و یا اینکه لازم است این مسلک در ایران اجرا شود ما امروز نمی‌خواهیم آن را تبلیغ کنیم.
امروز ما غیر از اشراف و مفتخورها و آلت استفاده‌ی آنها با هیچ کس طرف نیستیم.
ما امروز برای ایران که یک عضو ناخوش و علیل جمعیت بشر است از نقطه نظر سوسیالیست از نقطه نظر مونیست از نقطه نظر وطن پرستی حتا از نقطه نظر سرمایه داری اجرای قانون اساسی و معاصر شدن با ملل متمدن را لازم می‌دانیم.
اصول اداره ، عادات ، اخلاق آآداب، مطبوعات، معارف تدریس حتا لباس حتا خوراک همه چیز باید تغییر یابد. باید این کثافت‌ها پاک شود باید یک دولت مقدر ملی که واقعا مرکزیت داشته باشد تشکیل شود.
ولایات و ایالات مسایل اقتصادی و اجتماعی خود را در انجمن‌های ایالتی و ولایتی مذاکره و حل کنند.
امروز حکومت مرکز تنها تا دروازه‌ی طهران حاکمیت دارد در خارج هر کس هر چه می‌خواهد می‌کند.
ما نمی‌گوییم ملت خوب است یا آزادی خواهان بیتر از حکومت هستند هر یک بدی دارد هر کس به اندازه‌ی خود مقصر است.
از این روست که ما نیز مانند سایر کارگرها و سوسیالیست‌ها طرفدار تعطیل ماه مه و نمایش در این روز می‌شویم.
نظریات ما در این عید: ملی و در عین ملی بودن بین المللی است.
مادام که ما ملت با تمام(...)1 از کجا می‌توانیم داخل به فوج بین الملل شویم زیرا ما را قبول نمی‌کند و راه نمی‌دهند. ما موجودیتی نداریم باید تهیه کنیم. ما ثروت نداریم تا بر علیه آن نمایش بدهیم.
ما امروز جهالت ، تنبلی، اشراف مفتخور، جانی ، قاتل ، اشرار ، ملوک الوطایف ، خان خانی داریم.
ما باید بر علیه آنها نمایش بدهیم ما باید در اول ماه مه مانند یک ملت زنده خود را معرفی کنیم. نه اینکه تنها اول ماه مه ، بلکه هر روز هر دقیقه بعد از ساعت کار زیرا ساعت کار را کسی به کار سیاسی مشغول بشود گناه است، باید نمایش‌های اجتماعی ، متینگ‌های سیاسی کنفرانس‌های اخلاقی بدهیم. سیاست بین‌الملل را تعیین کنیم.
این است وظیفه‌ی کارگران وبرزگران ، میلیون تجار، کسبه و سایر اصناف در روز اول ماه مه.
شعار‌های ما باید این باشد زنده باد قانون اساسی – زنده باد حقوق و مساوات.
پاینده باد ایران معاصر و متمدن
زنده باد ایران جوان
زنده باد ماه مه و حقوق مظلومیت دنیا
زنده باد آزادی
( در اصل روزنامه ناخوانا بود)

هیچ نظری موجود نیست: