۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹

لاستیک سازی البرز از آغاز تا حال

هاله صفرزاده
کیان تایر یا لاستیک سازی البرز یکی از 9 شرکت لاستیک سازی در ایران است که در یک سال گذشته اعتصابات کارگری زیادی را داشته است. کارفرما در ابتدای سال اقدام به فروش مقدار قابل توجهی از ‏مواد اولیه ی لازم برای تولید لاستیک از کارخانه کرد و اکنون که انبارها از کالاهای تولید شده خالی شده و امکان تولید برای کارگران وجود ندارد.

کارفرما برای زمین کارخانه مجوز ساخت شهرک مسکونی در یافت کرده وخواهان اخراج کارگران وتعطیلی کارخانه است و از هرگونه مذاکره ای با کارگران خوداری می کند. آنان هر روز در محل کار خود حاضر شده و با تجمع در محوطه کارخانه خواهان احقاق حقوق خود و بازگشایی کارخانه هستند.‏ درروز 22 مرداد با زدن میله های آهنی به نرده های محوطه سعی در جلب نظر مردم داشتند و اعتراض خود را به وضع موجود این گونه ابراز کردند. کارگران مدتهاست که هیچ گونه حقوقی دریافت نکردهاند. کارگران و کارمندان بخش اداری این کارخانه با اینکه کاری برای انجام ندارند، اما هرروز بر سر کار خود حاضر میشوند.
واین همان داستان تکراری خصوصی شدن واختصاصی شدن است که در چندین ساله اخیر ادامه دارد وهیچ کس هم پاسخ گو نیست ، زیرا که دست اندر کاران همان مسئولانند.

***

ظرفيت توليد تاير در جهان حدود 5/1 ميليارد حلقه و تقاضاي جهاني براي اين كالا نيز حدود 2/1 ميليارد حلقه با ارزش معاملاتي 70 تا 80 ميليارد دلار در سال است. هم اكنون بيش از 80 درصد سهم تجارت جهاني تاير در اختيار 10 شركت بزرگ توليدكننده است كه اغلب در زمينه توليد تايرهاي راديال فعاليت دارند، براساس آمارهاي اعلام شده، در منطقه خاورميانه نيز حدود 22 كارخانه تايرسازي وجود دارد كه از اين تعداد، 9 كارخانه با ظرفيت اشتغال حدود 14 هزار نفر در ايران واقع شده است. به گفته وزير صنايع و معادن «اين صنعت زمينه اشتغال زايي 70 هزار نفر را نيز به صورت غيرمستقيم در پي داشته است.»
حال سوال مهم این است چرا صنعتی که می تواند درآمد زا باشد و اشتغال تعداد زیادی را در ایران تامین کند، باید به این سرنوشت دچار شود؟
صنعت تاير يكي از صنايعي است كه شاهد تحولات سريع جهاني ميباشد. استفاده از تكنولوژيهاي جديد جهت كاهش هزينه ها، ارتقاي كيفيت و در نتيجه افزايش توان رقابتي محصولات از جمله مواردي است كه در اين صنعت بايد مورد توجه قرار گيرد. هر چند همه ی متخصصان اذعان دارند که در داخل كشور از ديدگاه تكنولوژي و متخصصان و تحصيلكردگان مشكل نداريم. در خود صنعت هم افراد مجربي داريم كه دانش و تجربه خوبي در چند دهه گذشته كسب كرده اند. و تنها با آینده نگری و دلسوزی و برنامه ریزی صحیح می توان این صنعت را به سطح قابل قبولی رساند. اما همانند سایر صنایع انگار هیچ دلسوزی در ایران در این زمینه وجود ندارد. به عنوان مثال در زماني كه همه دنيا داشت به سمت توليد تاير راديال مي¬رفت سياستگذاران اقدام به خريد ماشين آلات باياس و وارد كردن آن به ايران كردند یا با واردات بی رویه مانع از به فروش رسیدن تايرهاي توليدي شركتهاي توليدكننده داخلی شده واین شرکتها ضرر می کنند. براساس آخرين آمارهاي رسمي، حدود 15 تا 20 درصد از نياز 230 هزار تني (سالانه 17 ميليون حلقه) بازار داخلي به انواع تاير، از طريق واردات انجام ميگيرد. بخش زیادی از تایرهای موجود در بازار نیز از طریق قاچاق وارد شدهاند.
رييس اتحاديه فروشندگان لاستيك و روغن تهران در اين رابطه در مصاحبهای اعلام کرد: « 99 درصد از لاستيك هاي وارد شده از چين و امارات متحده عربي است وچینی هستند و غالباً توسط تاجران غيرحرفهاي وارد بازارهاي مصرف داخلي مي شود و نكته تاسف بار، آنكه اين لاستيك ها بيش تر از سه ماه كار نميكنند و عمر آنها تا يك چهارم كمتر از تايرهاي توليد داخل است.» كيفيت آن ها حدود 30 درصد پايينتر از لاستيكهاي توليد داخل است. و از تاريخ استفاده اين كالاها مدت زمان زيادي گذشته است. استفاده از اين كالاهاي بدون كيفيت، مصرفكنندگان را با خطرات جاني روبه رو خواهد ساخت.» یکی از اعضای انجمن اسلامی صنف لاستیکفروشان گفت :«واردات اين لاستيكها توسط افراد خاصي صورت ميگيرد، اين افراد با برخورداري از روابطي كه با برخي از اعضاي وزارتخانه دارند به راحتي اقدام به وارد كردن اين كالاها مي كنند. اين افراد با به كار بردن تدابيري خاص، حتي تاييديه موسسه استاندارد را نيز دريافت ميكنند، براي مثال لاستيكهايي كه به عنوان محموله نمونه وارد شده و به موسسه استاندارد تحويل ميشود، با لاستيكهايي كه به صورت عمده وارد ميشود، متفاوت است. براين اساس، نمونههاي تحويل داده شده به موسسه استاندارد از كيفيت بالايي برخوردار است در حالي كه محموله وارد شده تقلبي و بيكيفيت است.»وبدین ترتیب صنعت لاستبک سازی به دنبال صنعت نساجی، کفش، لباس وشکر......درهجوم واردات محو میشود
و اما آن چه بر سر شرکت لاستیک البرز و کارگران آن آمده است:
تاريخچه شركت لاستيك البرز
لاستيک البرز که اولين توليدکننده تاير در ايران است، نه تنها در زمینهی تولید انواع تایراز جمله تاير ليفتراک و توليد تايرهاي کشاورزي، بلکه در راستاي توليد قالب تاير، ساخت ماشين تايرسازي و نيز انتقال فناوري ساخت تايرهاي سواري ،کشاورزي و آموزش به ديگر کارخانههای تايرسازي ايراني پيشتاز بوده است. زمانی ميزان صادرات اين شركت به 1 تا 5/1 ميليون دلار ميرسید كه عمدتا به كشورهاي حوزه خليج فارس و افغانستان و عراق بود.
لاستيك البرز که تكنولوژي قديمي داشت، در سال 69 با هدف به روز کردن تكنولوژي، توافقهايي با شركتهاي فروشندهی تكنولوژي صورت گرفت كه در سال 72 به علت تغيير سهامداران و اهميت ندادن آنان به بحث انتقال تكنولوژي، اين كار عملي نشد. تنها در يك مقطع براي توليد تاير سواري استيلبلت، با TRI روسيه قراردادي بسته شد كه تكنولوژي راديال استيل خريداري شد، اما به بهره¬برداري نرسيد و فقط بخشي از تكنولوژي موجود با استفاده از تكنولوژي شرکت روسي بهينه شد. در آخرین مراحل کار این واحد، تاير راديال نخي در شركت توليد ميشد.
این شرکت که در حومه تهران بود واکنون دردرون شهر قرار گرفته ، در سال 1341 و با ظرفيت 8000 تن در سال براي توليد انواع تايرهاي سواري، وانتي، باري و صنعتي با نام "بي.اف.گودريچ ايران" و با مشارکت امریکاییها در تهران آغاز به كار نمود. در سال 54 پس از فروش سهام شركت، به كيان تاير تغيير نام يافت. در سال 1358 شركت كيان تاير تحت پوشش سازمان صنايع ملي ايران قرار گرفت. در سال 1373، حدود 8/62 درصد از سهام شركت به بخش خصوصي واگذار شد(1) و در سال 1379 اين ميزان سهام به شركت سرمايهگذاري تامين اجتماعي منتقل شد و متعاقب آن نام شركت به شركت توليدي لاستيك البرز تغيير يافت. گفته میشد که وزارت اطلاعات 51 درصد سهام این شرکت را خرید و با مشارکت یک شرکت خارجی (49درصدسهام را دارابود) کار را ادامه داد. وزیر اسبق اطلاعات در پاسخ به این سئوال که آیا خرید کارخانه تولید لاستیک کیانتایر و رونق این مجوعه تولیدی ورشکسته، در حیطهی اختیارات وزارتخانه بود یا نه پاسخ داد: کارخانه کیانتایر متعلق به صندوق بازنشستگی وزارت اطلاعات بود و این مسئله را نمی توان به وزارتخانه ربط داد.
"در حال حاضر بسیاری از دستگاه ها از جمله صدا و سیما، در قالب صندوق بازنشستگی فعالیتهای مختلف اقتصادی دارند که این کار برای تقویت بنیه مالی کارکنان دستگاه ها به ویژه در دوران بازنشستگی انجام می شود تا در پرداخت مستمری آنها خللی ایجاد نشود". وی عنوان کرد که توانستهاند با "مديريت نرم افزاري جديد" روند توليد را بهبود بخشند. (2)
سه یا چهار سال پیش نیز این شرکت لاستیکسازی البرز به فردی به نام مهدی شرفی واگذار شد. به گفتهی کارگران این فرد تخصصی در زمینهی این صنعت ندارد. وی با قصد شهرک سازی در زمین کارخانه اقدام به خرید این واحد تولیدی کرده است و هم اکنون حتا مجوز ساخت شهرک را نیز گرفته است. به گفته ی کارگران ایشان پرونده قضایی دارد و سابقه بازداشت نیز دارد.
این نحوه واگذاری آنقدر بیضابطه بوده است که در گزارش تحقیق و تفحص قوه قضاییه در مجلس مطرح شده است. در بخشی از این گزارش باتیتر واگذاری سهم شرکت داروسازی الحاوی چنین آمده است:
در سال 1371 واگذاری 33 شركت دولتی توسط مدیرعامل سازمان صنایع ملی از وزیر وقت صنایع تقاضا می‌شود. واگذاری این شركتها عمدتاً بدون رعایت تشریفات قانونی و صرفاً از طریق مذاكره با خریدار صورت گرفته است كه برای اكثر آن واگذاریها در بازرسی كل كشور پرونده تشكیل شده است. بهعنوان نمونه می‌توان به واگذاری شركت مجتمع پشتیبانی پارس فستون اصفهان - شركت بافت آزادی- شركت كارخانجات رادیو و تلویزیون پیام - شركت سهامی نازنخ - شركت دارویی الحاوی - دستمال كاغذی حریر - لعاب ایران - داروسازی امین - داروسازی كوثر - كیان تایر - پارس توشه - سولفور سدیم - سیمان لوشان - الكتریك البرز - دستمال كاغذی نوظهور اشاره نمود كه در این مختصر با توجه به مشابه بودن پرونده‌ها به واگذاری شركت الحاوی اشاره می‌كنیم.
وزیر صنایع وقت در تاریخ 27/4/73 با واگذاری شركت مذكور به مبلغ هفت میلیارد ریال بهصورت بیست درصد نقد و هشتاد درصد با اقساط 4 ساله موافقت می‌نماید. مبلغ هفت میلیارد ریال بر اساس نظر كارشناسی سال 71 بوده است كه در سال 73 با توجه به تورم ویژه آن دو سال توجهی به افزایش قیمت نشده است.
با وجود تصویب قانون نحوه واگذاری سهام دولتی مصوب 12/5/73 و صراحت ماده 11 این قانون مبنی بر «موظف بودن دولت جهت متوقف كردن معاملات موضوع این قانون در هر مرحله‌ای كه باشد» متأسفانه سهام مذكور به دو نفر از خریداران بهصورت غیرقانونی با ثمن بخس واگذار می‌گردد.
بازرسی كل كشور با تشكیل پرونده مدیرعامل وقت سازمان صنایع ملی و معاون ایشان را به همراه دو نفر از خریداران متخلف به دادگاه معرفی می‌نماید. در طول ده سال یعنی از سال 74 تا سال 84 با وجود مكاتبات سازمان بازرسی كل كشور از سوی دادگاه حكمی در این زمینه صادر نشده است. ریاست سازمان بازرسی طی نامه‌ای از ریاست قوه قضائیه برای دستور رسیدگی به این پرونده استمداد نموده است و ریاست قوه به رئیس دادگستری تهران دستور پیگیری داده است. با وجود دستور ریاست قوه قضاییه متأسفانه علت اطاله دادرسی ده ساله بررسی نشده و با قضات پرونده برخورد لازم صورت نگرفته است و از نتیجه هنوز اطلاعی در دست نمی‌باشد. "
این در حالی است که در سال 76 کیان تایردر میان فهرست 100 شرکت رتبه اول ایران با 178 میلیارد ریال فروش در مرتبه 68 قرار داشت. اما در سال 83 این شرکت در بازار بورس در لیست سیاه شرکت ها قرار گرفت از جمله لاستیک البرز و دنا. دليل این امر این گونه عنوان شده که در دوسال گذشته در شرایط ضرردهي باقي ماندهاند در حالی که سهامشان در يک سال گذشته 25% افزايش قيمت داشته است. این گزارش رشد قيمت سهام اين گروه را غيرمنطقي اعلام کرده است .
در اسفند 85 نیز همچنان سهام لاستیک البرز(10%) و دنا(15%) به عنوان سهام شناور برای فروش در بازار بورس اعلام شد. (ابرار اقتصادی)
و در خرداد 87 لاستیک البرز در لیست شرکتهایی آمده است که به دلیل ضرردهی تا پایان شهریور ماه احتمال حذف از بازار بورس را دارند. نام برخی از این شرکتها آشناست: شرکای صنعتي ، قوه پارس، کارخانجات توليدي تهران، لاستيک البرز (کيان تاير)، ، کمپرسورسازي ايران، پارسيلون، ، يخچالسازي لرستان، نساجي بابکان، نساجي خوي، ريسندگي و بافندگي کاشان، از جمله شرکت هاي باقي مانده دربورس بودند. (خبرگزاری مهر)
تمام این واحدهای تولیدی با مشکلات عدیدهای از جمله عدم تولید، تعطیلی و ... روبرو بوده اند و کارگران این واحدها بارها اعتراضات خود را به اشکال مختلف ابراز کردهاند. بدون این که گوش شنوایی برای اعتراضات آنها وجود داشته باشد.
مشکلات کارگران لاستیک البرز
در تمام این سالهای دست به دست شدن و ریخت و پاش و... کارگران در سخت ترین شرایط کار کردهاند. بیشتر دستگاههای آن متعلق به همان دوران اولیه راهاندازی شرکت میباشد. در سالنهای این شرکت بوی پختگی لاستیک و گرمای زیاد غیرقابل تحمل بود و تنفس در آن بسیارمشکل. تهویه و نور مناسبی نیز وجود نداشت که حاکی ازعدم رعایت استانداردهای بهداشتی بود. شدت کار و سنگینی کار به حدی بالا بود که کارگران برای جلوگیری از آسیبهای احتمالی کمر و ستون فقرات خود کمربند وزنه برداری استفاده میکردند. قدمت دستگاه های لاستیک زنی احتمال حوادث را به شدت بالامیبرد.
حدود 1200 کارگر در سه شیفت مختلف و متوالی دراین شرکت مشغول بهکارند. بسیاری از کارگران قدیمی و با سابقه 25 سال مشمول تعدیل نیرو شدهاند. از آن پس بیشتر کارگران قراردادی و جوان بدون امنیت شغلی و به شکل روزمزدی و قراردادی سه ماه کار میکردند.
از بهمن سال 86 اعتراضات و اعتصاب کارگران این واحد آغاز شد.
این کارگران در هفته ی اول بهمن دست از کار کشیده و در محل کارخانه متحصن شدند. این کارگران دلیل این اعتصاب شبانه روزی را پرداخت نشدن ۴ماه حقوق و مزایا و نامشخص بودن آینده شغلی خود اعلام کرده بودند. تعداد ۲۰ نفر از کارگران با پوششی شبیه به کفن در بالای اتاقک نگهبانی کارخانه مستقر شده بودند و در دست خود پلاکاردهایی داشتند که بر روی آنها شعارهایی با مضامین صنفی به چشم می خورد. از جمله این شعارها «حکومت عدل علی/این همه بی عدالتی» و «مسئول بی لیاقت این آخرین پیام است/جنبش کارگری آماده قیام است». درحالی که عوامل انتظامی و امنیتی بیرون و در اطراف کارخانه مستقر بودند، اعتصابکنندگان در داخل کارخانه با روشن کردن آتش، شعارهای اعتراضی سر میدادند که مضامین آن را اعتراض کارگران نسبت به کم توجهی و بی لیاقتی مسوولان مربوطه تشکیل میدهد.
از آنجایی که کارخانه در مجاورت مسیر تهران - اسلامشهر قرار دارد، برگزاری این اعتصاب باعث اخلال در رفت و آمد خودروهای عبوری در این مسیر شد.آتش زدن ضایعات این واحد تولیدی باعث جلب توجه ساکنان مناطق اطراف این کارخانه شده بود.
دبیر خانه کارگر اسلام شهر، مشکل کارخانه کیانتایر را خصوصیسازی آن ذکر کرد و گفت: «متاسفانه در واگذاری واحدها به بخش خصوصی، شرایط به گونهای شده است که مالکان جدید بیشتر به فکر سود، صلاح و منفعت شخصی خود هستند و از آنجا که میتوانند واحد را به سرمایه تبدیل کنند، بنابراین سعی دارند با پرداخت نکردن حقوق و انعقاد قرارداد موقت با کارگران، فشار بر آنها را افزایش دهند و بعد به نوعی، واحد را به سرمایه تبدیل کنند.» وی افزود: « اگر در آینده، این شرکت اعلام ورشکستگی کند، مالکان آن میتوانند سرمایه هنگفتی به دست آورند و انگار هدف نهایی نیز همین است که با این کار، تعداد زیادی از کارگران هم بیکار شوند ...در این شرایط دیگر توجهی به این موضوع نمی شود که کارگران کار خود را از دست می دهند و نمیتوانند پاسخگوی نیازهای خانواده شان باشند. به همین دلیل، کارگران می دانند که اگر مقاومت نکنند و کارخانه را حفظ نکنند، به سیل بیکاران خواهند پیوست.
در روز 13 بهمن بنا به توافق بین كارگران و كارفرما، كارگران اعتصابی به سر كار خود برگشته و تولید را از سر گرفتند. اما كارفرما به هیچكدام از وعده های خود عمل نكرده است و نه تنها برای پاسخگوئیی به كارگران به كارخانه نیامده است، بلكه حتی به تماسهای تلنفی كارگران نیز پاسخ نداده است. درمقابل، كارگران با روشن کردن آتش و تجمع در محوطه کارخانه از ١٤ بهمن اعتراض خود را از سر گرفتند. شورای اسلامی كارکه از به خیابان آمدن کارگران نگران بودند، برای آرام كردن كارگران از آنها مهلت خواستند تا پادرمیانی كنند و از نماینده‌ای از مجلس اسلامی و نماینده‌ای از دفتر رییس جمهورخواستند كه به میان كارگران بیایند و به آنها جواب بدهند. اما كسی حاضر نشد به میان كارگران بیاید و به مشكلات آنها رسیدگی كند. نیروهای انتظامی نیز در اطراف كارخانه مستقر شده بودند.
اعتراض بعدی کارگران کیان تایر با مقابله پلیس ضد شورش روبرو شد. درروز. شنبه ۲۴ فروردین کارگران لاستیک البرز، پس از اعتصابهای زیاد در زمستان سال گذشته به علت به تعویق افتادن ۶ ماه حقوق و عیدی با اتش زدن ضایعات و با دادن شعاراعتراض خود را به این همه بیعدالتی نشان دادند.. جاده اسلامشهر-تهران به مدت ۸ ساعت کاملا بسته شد .
در ساعت ۶.۳۰ عصر یگان ویژه با بلدزر دیوار و در شرکت را خراب کرده و وارد شرکت شد و شروع به ضرب و شتم کارگران نمود,که کارگران ابتدا درمقابل انها مقاومت کردند ولی نیروهای یگان ویژه با خشونت،کاملا انها را سرکوب کردند و تعداد زیادی از انها را بازداشت و توسط ۲ اتوبوس به مکان نامعلومی انتقال دادند. کارگران هنگامی که با یورش ماموران گارد ویژه مواجه شدند، شعار می دادند:" حکومت عدل علی؛ اینهمه بی عدالتی".
در این ماجرا خبرنگار دسترنج نیز بازداشت شد و کارکنان آتش نشانی که از ریختن آب جوش بر روی کارگران اعتراضی خودداری کرده بودند، نیز بازداشت شدند. بازداشتشدگان نیز به پاسگاه احمد آباد مستوفی منتقل شده‌اند. نیروهای پلیس روز بعد با کمک کارگران شهرداری، نقاط تخریب شده در درگیری‌های شب قبل را بازسازی کرده‌اند.
یکی از کارگران در مورد حادثه چنین گفت: " نمی دانم چه اندازه خبر دارید . مثل حیوان به جانمان افتادند و کتک مان زدند. بهانه شان این بود که اگر مسالمتآمیز می گفتید موضوع را حل میکردیم. اما دروغ میگفتند. ما بارها مسالمت آمیز موضوع را مطرح کردیم. مگر دیوانه هستیم که الکی به خیابانها بریزیم . اما به حرفهایمان گوش نکردند. وقتی هم که اعتراض کردیم. با باتوم و گاز اشگ آور و آبجوش به جانمان افتادند. ... اینها یک مشت دروغگو هستند وهر بلایی که می خواهند سر کارگر در می آوردند. ممکن است با ادامه دار شدن این تحصنها دستگیرمان کنند. حداقل به زندان برویم شرمنده زن و بچهمان نمی شویم.شش ماه است حقوق نگرفتهایم. بود و نبودمان برای خانوادههایمان فرقی ندارد...وقتی ما با این ها صحبت می کنیم ومی گوییم حقمان را بدهید فکر میکنند داریم گدایی میکنیم و به جای حق و حقوقمان هر بلایی که بخواهند به سرمان میآورند. "
در روزهای بعد با تجمع خانواده ی کارگران بازداشتی در پاسگاه مستوفی، تعدادی از آنان آزاد شدند.
این اعتراض و سرکوب به شکل وسیعی در مطبوعات و سایتها منعکس شد و حتا دبیرکل خانه کارگر درمجلس در تذکری آئین نامه‌ای خطاب به وزیر کشور، خواستار پاسخگویی وی در قبال برخورد ماموران انتظامی با کارگران شرکت لاستیک‌سازی البرز شد. (مردم سالاری) وی اعلام کرد:"کارگران مداخله مدیران دولتی را تنها راه پایان دادن به بحران كارخانه لاستیك البرز میدانند. به موجب مواد ۱۴۲ و ۱۴۳ قانون كار چنانچه در یك واحد تولیدی اختلاف میان كارگران و كارفرما منجر به تعطیلی كار ضمن حضور كارگر شود هیات وزیران می‌تواند تا زمان حل شدن اختلاف كارگاه را به حساب كارفرما اداره كند.
در آن روزها مقامات مسول اعلام کردند که حتا اگر سهامداران و مالكان این كارخانه بخواهند با تعطیل كردن كارخانه به فعالیت‌های انبوهسازی بپردازند، دولت به آنها اجازه تغییر كاربری زمین كارخانه را نخواهد داد.
در این زمان نمايندگان كارگران كارخانه لاستيك البرز با بخشداري شهرستان اسلامشهر مذاكره کردند که نتيجه‌اي در برنداشت. در این جلسه کارگران عنوان کردند که سهامداران شركت 160 تُن از 200 تُن كائوچويي را كه به عنوان مواد اوليه براي توليدات كارخانه از بندرعباس راهي تهران بوده است، به مبلغ 560 ميليون تومان و به بهانه‌ي پرداخت حقوق ماه‌هاي ارديبهشت و خرداد به بازار آزاد فروخته ا و اين در حالي است كه كارگران اين كارخانه هميشه از كمبود مواد اوليه ناراضي بوده‌اند. اما هیچ مبلغی به کارگران پرداخت نشده است.
سهامداران طي تماس تلفني اعلام كرده‌اند در صورتيكه كارگران آتش اعتراضات را خاموش كنند و سر و صدايي در محوطه ايجاد نكنند، حقوق‌هاي عقب افتاده را يكشنبه پرداخت خواهند كرد. وعدهای که انجام نشد.
وي افزود: كارگران نيز بدون ايجاد سر و صدا در محوطه جمع شده‌اند و اعلام كرده‌اند تا وقتي كه حقوق‌هاي عقبافتاده را دريافت نكنند، وارد كارخانه نمي‌شوند.
دبیرخانه کارگر اسلامشهر گفت: قوه قضاییه نیز به دلیل بدهیهای این شرکت به کارگرانش و مراکز دولتی مانند سازمان تامین اجتماعی و بانک ها حکم پلمپ این واحد را صادر کرده و با این وضعیت این واحد در آستانه تعطیلی است. این وضعیت تا مرداد ماه نیز ادامه یافته است. از دهم مرداد ،به گزارش "ايلنا"، مديريت اين كارخانه كارگران را برای 3روز به مرخصي اجباري فرستاد.
كارگران پس از بازگشت از مرخصي در منطقه جاده ساوه آتش روشن كردند و به دور آن تجمع كردند. کارگران اعتصابی اعلام کردند که اگر به اعتراض آنان توجه نشود در مقابل مجلس تجمع خواهند کرد. کارگران مدیر لاستیکالبرز را مسئول وضعیت نابسامان این کارخانه میدانند:«مشکلات کارخانه از روزی که آقای شرفی چهار سال پیش کارخانه رو خرید، شروع شد. کار اصلی او، ساختمان سازی هست و دراین حرفه تخصص ندارد. در واقع، آقای شرفی اینجا را خرید تا با تعطیل کردن کارخانه، برج سازی و ساختمان سازی کند.»
یکی از کارگران اعتصابی لاستیک البرز، در این زمینه با انتقاد از سکوت مسئولان در قبال خواسته های کارگران این کارخانه گفت: “معلوم نیست که چرا آقایان سکوت کرده اند و ‏فکری به مشکل این کارخانه با قدمت ۵۸ سال و درد ما کارگران نمی کنند. آیا آنها حاضرند که به جای ما برای ‏چند سال، حقوق های خود را با تاخیرهای چند ماهه بگیرند و حتی از پرداخت اجاره خانه و تهیه جهیزیه دختران ‏دم بخت خود ناتوان باشند و آن وقت، شرمنده خانواده شان شوند؟...این مشکل باعث شد که یکی از همکاران ما که فقط محتاج ۳۰۰ هزار تومان بود، به خاطر ‏برآورده نشدن درخواستش توسط کارفرما در دفتر کار او سکته کرد و جان سپرد.”‏
کارگران اعلام کردند که از گفتن خواستههایشان به مسئولان خسته شدهاند. آنان می خواهند که کارخانه به روال عادی برگردد و ‏همانند گذشته تولید داشته باشد تا هم نیازهای کشور برطرف شود و هم کارگران همان حقوق بخور و نمیرخود را ‏دریافت کنند.”‏
این اعتراضات همچنان ادامه دارد. در روز هفتم مرداد ماه اعضاي شورای کارخانه به منظور گرفتن مجوز براي تجمع كارگران در مقابل نهاد رياست جمهوري مراجعه كردند، ولي اين مجوز صادر نشد.(ایلنا) مردم منطقه نیز با مراجعه به شهرداری محل خواهان رسیدگی به وضعیت این کارگران شده اند.
يكی ازكارگران اين كارخانه گفت: قراربود يك هفته تعطيلاتي تابستاني برويم ولي ما قبول نكرديم وگفتيم چهار ماه حقوق نگرفتيم و با اين تعطيلات موافق نيستيم وتعطيلات را لغو كرديم.“وي در ادامه افزود:”مشكل اصلي ما حقوقهاي معوقه وهمچنين ركود توليد است . عليرغم اينكه كارگران در سر كار حاضر ميشوند اما مواد اوليه نيست و به ناچار كار نميكنند و بيكار هستند. بايد اضافه كنم كه حتي اگر مواد هم به كارخانه برسد به دليل اينكه ماهها حقوق معوقه داريم تا حقوق خودمان را نگيريم، كار نخواهيم كرد.ما بارها گفتهايم آقاي شرفي صلاحيت ندارد و نميتواند كارخانه را اداره كند و ما با ايشان موافق نيستيم و در واقع آقاي شرفي با اين وضعيتي كه ايجاد كرده است و توليد كارخانه را مقطعي كرده است كارخانه را به بحران كشانده و ما ديگر با ايشان كار نخواهيم كرد.“
رييس سابق سازمان كار استان تهران در پاسخ به اين سوال كه آيا لاستيك البرز بحران كارگري نداشته و ندارد،‌‏ گفت: اين شركت در وضعيت مناسبي قرار دارد و شرايط ادامه كار براي آن مهيا است، اما كارفرماي آن اشكالتراشي مي‌‏كند و اراده‌‏اش بر ادامه فعاليت نيست.
آن گونه که میبینیم همه اذعان دارند که کارفرمای این واحد تولیدی بزرگ نمی خواهد تولید را ادامه دهد. سوال اینجاست که چرا اقدامی منطقی و اصولی انجام نمی شود ؟ در آخرین خبرها به نقل از گارگران نقل شده است که درروز 21 مرداد یک فروند هلی کوپتر نیروی انتظامی تلاش کرده که در محوطه ی کارخانه فرود آید که کارگران مانع شده اند.
اما چاره کارگران چنین کارخانه هائی چیست؟ درشرئطی که صدها کارخانه ازاین نوع درسالهای اخیر باوضعیت مشابهی مواجه بوده اند وکارگران آنها پس از مدتی یابه بیمه بیکاری معرفی شده اند ویا به اجبار به شهرودیار دیگری کوچ کرده وبه حاشیه شهرها رانده شده اند وبرخیل حاشیه نشین ها وآلونک نشین ها پیوسته از یک زندگی ابتدائی محروم شده اند کوچ کردن به زیر خط فقر گسترش کودکان وزنان خیابانی وانبوه آلونک نشینی درpال گسترش .اکنون تنها راه باقیمانده اتحاد کاگران درتمامی کارخانه ها ازطریق ایجاد تشکیلات سراسری برای جلوگیری از نابودی کارخانه هایی است که با رنج سالیان کارگران بر پاشده است وسرمایه داران جز بهره کشی ازآن کاردیگری انجام نداده اند . کارگران با گسترش تشکیلات خود درتمام کارخانه ها قبل ازآنکه سرمایه داران بتوانند بقیه کارخانه هارا برای سودطلبی خود به تعطیلی بکشانند ازطریق ایجاد تشکل های مستقل خود وهمبستگی وحرکت سراسری جلو نابودی کارخانه هارا بگیرند وبا هوشیاری ازهمان ابتدا مانع فروش مواد اولیه و یا تعطیلی بخش هائی از کارخانه شوند، تا سرمایه داران طمع کار نتوانند کارخانه را به تعطیلی بکشند .تنها از این طریق است که میتوان همراهی سایر کارگران دربخش های دیگر را با خود داشت.

---------------------------------
زیرنویس
* آنچه می خوانید با استفاده از گزارش ها و خبرهایی که در مورد این شرکت در یک سال گذشته در مطبوعات و رسانه های جمعی منتشر شده تهیه شده است.
1- این نوع خصوصی سازی که در هیچ کجای دنیا مشابه ندارد در حقیقت واگذاری "به ثمن بخس" سرمایه های ملت ایران به گروهی از خودی هاست و ناقض حقوق مردم ايران است، هر چند که با ادعای افزایش و بهبود تولید انجام می گیرد.
در ابتدا شرکت هایی با مشخصات حقوقی مانند شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی آن را می خرند که در حقیقت دولتی هستند و سپس شرکتهای دیگری مانند الغدیر، آتیه دماوند و ...آن را می خرند و بعد هم شرکت به مدیران و نزدیکان و خودی ها به اقساط فروخته می شود آن هم به قیمتی باورنکردنی. معمولا اقساط نیزدر ابتدا با فروش محصولات موجود در کارخانه و سپس ماشینآلات و ... پرداخت می شود، یعنی در حقیقت کارخانه را مجانی تصاحب میشود. در آغاز کار اقدامات نمایشی برای بهبود روند تولید انجام میدهند و حتی شرکتهایی صوری درست میکنند که مثلا از شرکت خرید های کلان انجام میدهد و مديران قلابي از پاداش كلان پايان سال هيئت مديره بهره مند ميشوند و شركت هاي فاميلي تاسيس ميكنند تا با كارخانه در خصوص تامين نيازهاي آن طرف قرارداد شوند و...مدتی بعد کم کم بحث تعدیل نیرو و تعطیلی موقت کارخانه برای تعمیرات و تغییر مکان. با دور کردن اجباری کارگران از محل کارو فرستادن آنان به مرخصی اجباری یا بیمه بیکاری، تخریب و تبدیل کارخانه به زمین آمادهی فروش و یا ساخت شهرک و .... آغاز می شود که نمونه ی آن را در بسیاری از جاها تجربه کرده ایم. مانند کارخانه ایران الکتریک رشت و ...
این بخش خصوصی " در ایران بازار انحصاری و بدون رقابت خرید صنایع را به دست دارد و از حمایت های قانونی، شبه قانونی و فراقانونی برخوردار است... شرکت لاستیک البرز و لاستیک دنا نیز از زمره ی این شرکت ها هستند. لاستیک دنا به بنیاد ... فروخته شد وقبل از کشیده شدن این موضوع به مطبوعات ،سال ها در تبلیغات تلویزیونی وسیعی داشت. گفته می شود رئیس سابق قوه قضائیه از سهامداران اصلی شرکت دناست.
2- خبرگزاری مهر

هیچ نظری موجود نیست: